با خاطره و یادِ بلندِ بهروز سلیمانی - مهدی اصلانی

نظرات دیگران
  
    از : اصغر ایزدی

عنوان : تلاش جانکاه
سخن از بهروز سلیمانی است. در دانشکده کشاورزی تبریز با یک سال فاصله هم دانشکده ای بودیم. در سال های دهه پنجاه این بار در زندان اوین و قصر با هم بودیم زمانی که هر دوی ما طرفدار مشی چریکی و پیرو خط مسعود احمدزاده بودیم. بهروز نوشته پویان (ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقاء) و نوشته مسعود (مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک) را به صورت ریز نویس و بر روی کاغذ سیگار در اختیار داشت و جا سازی او مقعدش بود. او برغم آن که از بیماری کلیت روده در عذاب بود روزی چند با ر وساعت ها در توالت بود تا هر بار چند خط از نوشته را از حفظ کند و بمن و دیگران منتقل کند تا ما هم بتوانیم با حفظ نوشته ها و مرور و بازگو کردن آن به دیگران در مباحث داغ آن دوره از بحث های زندان شرکت کنیم. این تلاش جانکاه بهروز بود که بما در زندان یاری رساند که آن زمان بتوانیم از نظرات مسعود احمدزاده بهتر آگاه شویم و آن نظرات را با دقت و امانت کامل با دیگران تقسیم کنیم. یاد پایدار او گرامی باد.
۴۱۵۱۶ - تاریخ انتشار : ۲٨ آبان ۱٣۹۰       

    از : الف بهرام

عنوان : یحیی رحیمی و بهروز سلیمانی
در شهری کوچک در کردستان بنام بوکان، روز نوزدهم بهمن سال ۱۳۵۷ یادواره فدائیان در سالن دبیرستان کورش کبیر که به تازگی به دبیرستان کمال(یکی از قربانیان را‌هپیمایی ۸ مهر دانش آموزان این شهر) تغییر نام یافته بود، برگذار میشد. در این روز کسانی چون زندهیاد محمدامین شیرخانی(مینه)، عبداله مهتدی و دیگران سخنرانی داشتند، در این میان چهرهای ناشناخته از طرف مینه شیرخانی به حاضران معرفی شد و از او خواسته شد به پشت تریبون بیاید، آن فرد ناشناخته کسی جز یحیی رحیمی نبود. فردی آرام با کلامی محکم ، انسانی که آنروز کلامش بر دل و جان خرد وکلان تاثیر عمیق برجای گذاشت. داستان پایمردی و استقامت او را در زندانها، بعدها از زبان کسی شنیدم که اسم خود را یحیی گذاشته بود. یاد یحیی، بهروز، مینه و هزاران دیگر که جز سعادت انسانها، آرزوی نداشتند در دل و جان ما زنده است.
۴۱٣۵٨ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۰       

    از : ایرانی

عنوان : یادش گرامی باد
یاد جانباخته مبارز بهروز سلیمانی گرامی باد. دست مهدی اصلانی درد نکند که با قلم زیبایش ما را کمی با این عزیز فداکار آشنا کرد.
رژیم جنایتکار اسلامی در کل محکوم است و حتی وقتی تعدادی از تبهکاران سابق این رژیم از آن فاصله می گیرند دلیل بر گذشت و قبول آنها نخواهد شد. آنها مقصر و تبهکارانی می باشند که در زمان لازم در دادگاههای عادلانه می بایست به مردم ایران برای جرائم خود پاسخ دهند.
احزاب و سازمانهای که نیز با رژیم جنایتکار و تبهکار همکاری و از آن حمایت کردند هرگز مورد قبول هیچ انسان با وجدان ایرانی نخواهند بود. ننگ این جماعت نادان قابل فراموشی نیست.
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای مهدی اصلانی عزیز و با یاد جانباختگان گرامی همایون و بهروز و هزاران گل سرخ مقاومت مردم ایران در مقابل فاشیسم اسلامی حاکم بر سرزمین ایران.
۴۱٣۵۱ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۰       

    از : مهدی اصلانی

عنوان : به آقای نادری
آقای نادری سلام و سپاس از کامنت و توجه تان به متن. اول: در ارتباط با یاراحمدی و مکث من بر قومیت و لُر بودن وی، تنها همین بس که چون زنده یاد هبت معینی (همایون) خرم آبادی و لر بود، و زندانی سیاسی سابق و یاراحمدی نیز مشترک در هر دو مورد، از این رو هبت را به چهره می شناخت. دوم: اگر عنایت کافی به متن می کردید. من در نوشته آورده ام:پاره‌ای از کسانی که به دورانِ تازیانه و شلاق، در رده‌ی زخم‌زن‌ها بوده‌اند. امروز جاسازِ اپوزیسیون شده‌اند. و مراد از "پاره ای" نه تمامی کسانی که در سالیان اخیر به تبعید پرت شده و هیچ نشانی از ایشان در ویترین یافت نشود که متوجه همان عده ای خاص می باشد. آقای نادری عزیز! این "پاره ای" مورد اشاره ی من، خود به اپوزیسیون نپیوسته اند بلکه جمهوری اسلامی ایشان را اپوزیسیون کرده.
۴۱٣۵۰ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۰       

    از : امیر مومبینی

عنوان : درود
درود بر بهروز سلیمانی و درود بر شما که در باره این انسان سراپا شور و مهر و دوستی نوشتید. کاش کسی میتوانست حق را ادا کند و در باره یحیی رحیمی دلاور کرد هم مطلبی بنویسد.
۴۱٣۴۶ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۰       

    از : جواد نادری

عنوان : نیش نزنید!
دوست گرامی آقای اصلانی
دست شما درد نکند. مطالب خوبی می نویسید. اما اگر زهر متلک را از آنها دور کنی و کمی بلندطبعانه تر بنویسی جایگاه نوشته شما چندین پله بالا می رود. در نوشته شما نسبت به کسانی که به هر دلیل از حکومت فاصله گرفته اند کینه موج می زند. گاهی انسان فکر می کند که اگر این افراد از حکومت برنمی گشتند، جایگاه بهتری نزد اصلانی عزیز نداشتند؟ شما به درستی به دوره سیاه و تاریک خمینی که توسط برخی اصلاح طلبان دوره نورانی امام نامگذاری شده است، اشاره دارید. خرفتان درست است و قابل دفاع. هیچکس در این رژیم به اندازه شخص خمینی جنایت نکرده است. اما دیگر هر روز و هر ساعت و در هر مقاله اشاره به این موضوع شاید چندان جذاب نباشد. وانگهی، شما نباید راه را بر کسانی که به این سو روی می آورند ببندید و مرتب تحقرشان کنید. نباید آنان را از کرده شان پشیمان نمائید. راه باز کنید تا هر چه بیشتر از این هیولا فاصله بگیرند. اما گذشته را برای درس گیری نباید فراموش کرد.
علاوه بر این، در نوشته های شما نوعی غرض ورزی به چشم می خورد. شما زمانی که به یاراحمدی در نوشته اشاره دارید او را نه با تعلق سیاسی اش که به زندان رفته است، بلکه با شهر و دیارش معرفی کرده او را یاراحمدی لز معرفی میکنید که هبت معینی را لو داده است. بسیار خوب آیا این کار را با یک توده ای و یا اکثریتی هم میکنید؟ یعنی اگر یاراحمدی اکثریتی بود شما به جای صفت لر صفت اکثریتی را انتخاب نمی کردید؟ نمی گفتید یاراحمدی اکثریتی فلانی را لو داده است؟ به نظر می رسد علاقه و دوستی شما با راه کارگر باعث شده است که یاراحمدی را راه کارگری معرفی نکنید. او را لر معرف می کنید. این شیوه برخورد، اثر کارهای با ارزش شما را کم می کند. کسی که زیر شلاق ایستادگی می کند با ارزش است و ستودنی. چه توده ای باشد و چه اکثریتی و چه راه کارگری یا اقلیتی. کسی هم که در زیر شلاق جلادان مقاومتش تمام می شود و به همکاری کشیده می شود ناپسند است و برای ما کارش نکوهیده است. هر چند که بازهم رژیم عامل اصلی و مسئول اصلی رژیم است. اصلانی عزیز من نمی گویم میگفتید یاراحمدی راه کارگری. می گویم اگر یاراحمدی را با شهر و دیارش معرفی می کنید دیگر زندانیان بریده در زیر شلاق را هم با همین روش برخورد کنید.
۴۱٣۴۲ - تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱٣۹۰