نسل کشی ، دیپلماسی جهانی، کردها و تعهدات جهانی
در راستای تشکیل سازمان ملل ژنوساید شده


ریبوار معروف زاده


• در دیپلماسی فرانسه. از نسل کشی ارامنه‌، مساله‌ی فلسطین و ... بطور کلی از حقوق بشر در راستای ایجاد روابطی گسترده‌تر و اعمال فشار به‌ برخی از کشورها بهره‌ گرفته‌ می شود. در حالیکه‌ در دیپلماسی ترکیه‌ تلاش میشود از طریق توافقات نظامی، اقتصادی و سیاسی حق تعیین سرنوشت کردها، نسل کشی ارامنه‌ و ... نقض گردد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲۴ دی ۱٣۹۰ -  ۱۴ ژانويه ۲۰۱۲


روز ۲۲ دسامبر ۲۰۱۱، پارلمان فرانسه‌ قانونی را در رابطه‌ با نسل کشی ارامنه‌، که‌ سال ۱۹۱۵ توسط "ترکهای جوان" صورت گرفت، تصویب نمود. طبق این قانون هر فرد یا جریانی قتل عام ارمنیها را انکار کند، به‌ یک سال زندان و پرداخت جریمه‌ی ۴۵ هزار یورویی محکوم خواهد شد. البته‌ ترکیه‌ در برابر این موضعگیری فرانسه‌ به‌ شدت واکنش نشان داد تا جایی که‌ سفیر خود را از فرانسه‌ فرا خواند، همکاریهای نظامی با این کشور را به‌ حال تعلیق در آورد و حتی تهدید به‌ قطع روابط سیاسی و اقتصادی با فرانسه‌ نمود. درک نسل کشی ارامنه‌ و جایگاه‌ این نسل کشی در روابط دیپلماتیک میان کشورهای ارمنستان، ترکیه‌ و فرانسه‌ و بطور کلی در دیپلماسی جهانی حائز اهمیت خاصی است،در این بین رابطه‌ی میان کردها و نسل کشی ارامنه‌ موضوعی قابل تأمل است که‌ شاید تاکنون کمتر بدان پرداخته‌ شده‌ است.

۱ـ نسل کشی و ارامنه‌: نسل کشی عبارت است از گرفتن حق حیات از گروههای ملی، قومی، نژادی و مذهبی. وینستون چرچیل زمانی که‌ قتل عام یهودیان توسط نازیها را مشاهده‌ نمود، این واقعه‌ را "جنایت وصف ناپذیر" خواند.
سازمان ملل متحد در ۹ دسامبر ۱۹۴۴ تحت تأثیر واقعه‌ی هولوکاست و بدلیل فعالیتهای خستگی ناپذیر حقوقدان یهودی رافائل لمکین، جنایت نسل کشی یا ژنوساید (ژنوساید ترکیبی است از دو کلمه‌ی کشتن: cide, نسل(geno: را بعنوان جنایتی بین المللی معرفی نمود. سازمان ملل متحد، اقداماتی را که‌ به‌ منظور نابودی تمامی و یا بخشی از گروه‌ ملی، قومی، نژادی و مذهبی انجام میگیرند نسل کشی قلمداد نمود. این اقدامات عبارتند از:
۱ـ قتل اعضای گروه‌
۲ـ وارد آوردن خسارات فیزیکی یا روحی جدی به‌ اعضای گروه‌
٣ـ تحمیل عمدی شرایطی دشوار بر زندگی گروه با هدف نابودی فیزیکی همه‌ و یا بخشی از اعضای گروه‌.
۴ـ تحمیل قوانینی با هدف ممانعت از زاد و ولد در میان گروه
۵ـ انتقال اجباری کودکان گروه به‌ درون گروهی دیگر
‌ طبق مصوبات سازمان ملل و با توجه‌ به‌ سرگذشت ارامنه‌، واقعیت نسل کشی آنان آشکار میگردد. ارامنه‌ بدلیل واقع شدن در جغرافیای مابین امپراطوریهای عثمانی، ایران و روسیه‌، همواره‌ با جنگ، ویرانی و قتل عام مواجه‌ گشته‌اند.
خشم و خصومت ترکها علیه‌ ارامنه‌ علاوه‌ بر تمایز نژادی، بر دو عامل اساسی استوار بود:
۱) جمعیت ارامنه‌ همچون حائلی مابین ترکهای عثمانی و قفقاز قرار گرفته‌ بود و تحقق رویای سرزمین توران منوط به‌ برچیدن این دیوار انسانی بود.
۲) دین ارامنه‌ مسیحی بود. امپراطوری عثمانی که‌ بر مبنای دین اسلام و مذهب سنی تأسیس شده‌ بود، بعنوان تهدید به‌ غیر مسلمانان می نگریست و دوستی و اعتماد به‌ آنان را امری غیر ممکن تصور میکرد.
‌ در جریان جنگ جهانی اول درگیری در میان دو جبهه‌ی نیروهای متفقین به‌ رهبری بریتانیا و فرانسه‌ و دول محور به‌ رهبری المان اغاز گردید. امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول به‌ جبهه‌ی آلمان پیوست ولی ارمنیها بدلیل تجاربی که‌ از ستمگری ترکها داشتند از روسیه‌ حمایت کردند. در واقع از دیدگاه‌ ارمنیها پیروزی امپراطوری عثمانی منجر به‌ اعمال ستم بیشتر علیه‌ آنها میشد. بنابراین ‌ امید‌ آزادی و رهایی شان را در شکست عثمانی و پیروزی روسیه‌ می دیدند. امپراطوری عثمانی در جریان جنگ جهانی اول با شکستی سنگین مواجه‌ گشت بطوریکه‌ طی سالهای ۱٨۷٨ تا ۱۹۱٨، ٨۵ درصد خاک خود را از دست داد.
رهبران ترکهای جوان (انور پاشا، طلعت پاشا و جمال پاشا)، "سلطان" عثمانی را بدلیل این شکست سنگین تحت فشار قرار دادند تا از شرایط آشفته‌ی جنگ جهانی بهره‌ گرفته‌ و در راستای نابودی نژادی ارامنه‌ اقدام نماید. در راستای تحقق این هدف کلیه‌ی ارمنیهای ۱۵ تا ۵۰ سال را بالاجبار رهسپار جبهه‌ی جنگ علیه‌ روسیه‌ کردند . همچنین آن بخش از ارمنیها که‌ زن و کودک و ناتوان بودند، به‌ بهانه‌ی اینکه‌ بایستی منطقه‌ی جنگی تخلیه‌ گردد بالاجبار به‌ بخشهایی از سوریه‌ و موصل تبعید شدند. مدارک بسیاری وجود دارند که‌ ثابت میکنند در طی سالهای جنگ جهانی اول حدود یک و نیم میلیون ارمنی توسط ترکها بطور مستقیم و یا توسط تحمیل شرایط دشوار، ژنوساید گردیده‌اند. همچنین متعاقب این واقعه‌ی ضد بشری، هزاران ارمنی، آواره‌ی روسیه‌، فرانسه‌، لبنان و... گردیدند.
۲_ نسل کشی و دیپلماسی جهانی: تا قبل از دهه‌ی هشتاد قرن بیستم، دیپلماسی هر کشوری به‌ نیروی نظامی آن کشور متکی بود، یعنی در واقع نیروی نظامی در دیپلماسی دارای نقشی محوری بود و نوعی از دیپلماسی نظامی در راس امور قرار داشت.
وقوع دو جنگ جهانی نتیجه‌ی عینی این نوع‌ از دیپلماسی بوده‌ است. پس از سقوط بلوک شوروی و وقوع انقلاب فناوری، تأثیر عامل اقتصادی در دیپلماسی جهانی برجسته‌تر گردید. بعبارتی دیگر در قرن بیستم شاهد تحول از دیپلماسی به‌ محوریت نیروی نظامی (دیپلماسی نظامی) به‌ سمت دیپلماسی با محوریت عامل اقتصادی (دیپلماسی اقتصادی) بودیم. البته‌ در هر دو نوع این دیپلماسی، موضوع حقوق بشر در حاشیه‌ قرار داشته‌‌ است و به‌ کرات حقوق گروههای ملی، قومی و مذهبی نقض گردیده‌ است، حتی اغراق نکرده‌ایم اگر‌ بگوییم قربانی کردن انسانها و نادیده‌انگاشتن جنایات بزرگ به‌ مشخصه‌ی اصلی یک دیپلماسی کارا تبدیل شده‌ بود. در این میان نسل کشی، موضوعی است که‌ تأثیر حقوق بشر بر دیپلماسی را افزایش داده‌ است و میرود که‌ آرام آرام‌ نوعی دیگر از دیپلماسی،یعنی دیپلماسی به‌ محوریت حقوق بشر (دیپلماسی انسانی) را بنیان گذارد. در ادامه‌ به‌ تشریح کشمکشی که‌ موضوع نسل کشی میان بعد اقتصادی و حقوق بشری دیپلماسی جهانی ایجاد کرده‌ است، در دیپلماسی فی مابین ارمنستان_ ترکیه‌ و ارمنستان _ فرانسه‌ خواهیم پرداخت.

الف) روابط ارمنستان و ترکیه‌: ارمنستان تا قبل از ۱۹۹۱ یکی از جمهوریهای سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی بود. همسایگان ارمنستان عبارتند از ترکیه‌، آذربایجان گرجستان و ایران. جای بسی تعجب است که‌ در حالیکه‌ هر روز می شنویم که‌ در جهانی بدون مرز زندگی میکنیم، لیکن‌ مرزهای ارمنستان و ترکیه‌ حدود ۱۹ سال، از سال ۱۹۹٣ تاکنون ، بسته‌ باقی مانده‌ است. ارمنستان بدلیل بسته‌ بودن مرزهایش با آذربایجان و ترکیه‌ و همچنین به‌ علت جنگی که‌ در سال ۲۰۰٨ میان روسیه‌ و گرجستان اتفاق افتاد و منجر به‌ مسدود شدن راه‌ ارمنستان ـ گرجستان _روسیه‌ گردید، تحت فشارهای اقتصادی قرار دارد. از دلایل مسدود بودن مرز میان ارمنستان و ترکیه‌ می توان به‌ دو مورد اساسی اشاره‌ نمود:

۱ـ نزاع قره‌باغ: اکثر ساکنان منطقه‌ی قره‌باغ را که‌ بخشی از خاک آذربایجان است ارمنیها تشکیل میدهند. ارمنیهای قره‌باغ سال ۱۹٨٨ خواستار استقلال از آذربایجان شدند. پس از موضعگیری ارمنیهای قره‌باغ، نزاع مابین ارمنستان و آذربایجان به‌ اوج خود رسید. در سال ۱۹۹۱ در رفراندومی که‌ در قره‌باغ برگزار شد، اکثر ساکنان قره‌باغ به‌ استقلال این منطقه‌ رأی دادند و بدین ترتیب جنگ میان ارمنستان و آذربایجان آغاز شد و تا سال ۱۹۹۴ ادامه‌ یافت. در حال حاضر بواسطه‌ حضور نیروی نظامی ارمنستان، منطقه‌ی قره‌باغ از کنترل آذربایجان خارج شده‌ است، ولی مسدود بودن مرزهای فی مابین ارمنستان و آذربایجان و همچنین ارمنستان و ترکیه‌ را بدنبال داشته‌ است.

۲ـ به‌ رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌: بسیاری این سوال را مطرح میکنند که‌ چرا دولت ترکیه‌ به‌ نسل کشی ارامنه‌ اعتراف نمی کند؟ البته‌ دولت ترکیه‌ میداند که‌ در عصر تکنولوژی و اطلاعات دیگر قادر به‌ انکار کشتار ارامنه‌ نیست، ولی تلاش میکند ترکها را از تبعات سنگین جنایت نسل کشی برهاند. نسل کنونی ترکیه‌ زمانیکه‌ در خیابانهای استانبول و آنکارا سر بلند میکند چشمانش به‌ تابلویی برمیخورد که‌ بر روی آن نوشته‌ شده‌ است: "من چه‌ "ترک" خوشبختی هستم"( Ne mutlu bir ” turk” im, ben). در سطور فوق از تبعات سنگین پذیرفتن نسل کشی سخن گفتیم، آیا پس از برسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌ جوانان ترک با همین غرور و عزت سر بلند خواهند کرد و از ترک بودنشان احساس خوشبختی و خوشنودی خواهند نمود؟
مسلما خیر، پر واضح است همچنانکه‌ هر فردی برای راه‌ رفتن نیازمند پا و تکیه‌گاهی است، هر ملت و کشوری نیز به‌ یک تاریخ و تکیه‌گاه اخلاقی، اجتماعی و سیاسی نیاز دارد. مورد المان ها که‌ بدلیل انجام هولوکاست و کشتار یهودیان هنوز هم شرمسارند، به‌ اهمیت تاریخ همچون تکیه‌گاه‌ اخلاقی یک ملت صحه‌ می گذارد.
در حال حاضر این تاریخ و این تکیه‌گاه بدلیل آنکه‌ در بطن خود بازگوکننده‌ی حقیقتی از پاکی و درستکاری انسان ترک – و در مقاطعی حق به‌ جانب بودن او- است به‌ فرد، جامعه‌ و سیاست ترکیه‌ اطمینان و قدرت می بخشد. قبول مسئولیت نسل کشی ارامنه‌ توسط ترکیه‌، راهی را بر روی تردید و بازنگری جدی به‌ تاریخ این کشور می گشاید. از دریچه‌ی این نسل کشی، تحقیقات، منازعات درون رسانه‌ها و فضای عمومی،پرسش نسل نوین از نسلهای گذشته‌ و سرانجام تغییر تدریجی "تاریخ" و "حقیقت" در ترکیه‌ آغاز می گردد.
در صورتی که‌ جامعه‌ی ترکیه‌ بصورت بالفعل دارای وجدانی بیدار باشد به‌ رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌، فضایی می آفریند که‌ در آن به‌ تدریج برای فرد ترک، شیرینی رویاها ، حماسه‌ قهرمانان ملی ،شجاعت سربازان ، تکاپوی جوانان و قاطعیت سیاستها در عمل رنگ می بازند و با طرح سوال "کیستی ترک " روبرو می شوند و تمام این موارد مستلزم بازتعریف میشوند. شاید ان هنگام دیگر نیازی نباشد که‌ در روز روشن با چراغی به‌ دست بدنبال اورهان پاموک ها و اسماعیل بیشکچی ها در جامعه‌ی ترکیه‌ بگردیم.

ب) روابط ار‌منستان و فرانسه‌:
فرانسه‌ از میان کشورهای اروپایی بیشترین مناسبات اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی را با ارمنستان داراست. هرساله‌ بیش از ۷۵۰ دانشجوی ارمنستان به‌ دانشگاههای فرانسه‌ راه‌ می یابند. همچنین فرانسه‌ در مذاکرات میان ترکیه‌ و ارمنستان در خصوص نسل کشی ارامنه‌ و مذاکرات مابین ارمنستان - آذربایجان در مورد منازعه‌ی قره‌باغ نقش فعال و تاثیرگذاری ایفا نموده‌ است. شایان ذکر است که‌ بیش از ۶۰ هزار ارمنی در فرانسه‌ سکونت دارند. دیاسپورای ارمنی در به‌ رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌ از جانب پارلمان فرانسه‌ و به‌ طور کلی در روابط فی مابین فرانسه‌ و ارمنستان نقشی عمده‌ داشته‌ است. در این میان گروهی موضع فرانسه‌ در رابطه‌ با نسل کشی ارامنه‌ را به‌ نزدیک شدن به‌ انتخابات ریاست جمهوری این کشور و تلاشهای سارکوزی برای کسب آرای ارامنه‌ی مقیم فرانسه‌ قلمداد می کنند، ولی واقعیتی بزرگتر نیز وجود دارد. این واقعیت که‌ پس از گذشت حدود یکصد سال از نسل کشی ارامنه‌، نه‌تنها این مساله‌‌ از سوی ارمنیها همچنان دارای اهمیت بسزایی است، بلکه ارامنه‌ و به‌ ویژه‌ دیاسپورای ارمنی حاضر در فرانسه‌ توانسته‌اند نگرش و حتی دیپلماسی فرانسه‌ را در باب این موضوع با تغییر اساسی مواجه‌ سازند . بنابراین به‌ لطف تلاشهای دیاسپورای ارمنی در راستای به‌ رسمیت شناختن نسل کشی، حقوق بشر در دیپلماسی فرانسه‌ موقعیت ممتازی پیدا کرده‌ است.

کردها و تعهدات جهانی:
در دیپلماسی فرانسه. از نسل کشی ارامنه‌، مساله‌ی فلسطین و ... بطور کلی از حقوق بشر در راستای ایجاد روابطی گسترده‌تر و اعمال فشار به‌ برخی از کشورها بهره‌ گرفته‌ می شود. در حالیکه‌ در دیپلماسی ترکیه‌ تلاش میشود از طریق توافقات نظامی، اقتصادی و سیاسی حق تعیین سرنوشت کردها، نسل کشی ارامنه‌ و ... نقض گردد. بطور کلی در دیپلماسی ترکیه‌ تلاش می گردد از طریق تقویت ابعاد نظامی و اقتصادی، بعد انسانی دیپلماسی به‌ حاشیه‌ رانده‌ شود. البته‌ تا کنون بیش از ۲۰ کشور جهان از جمله‌ لبنان، فرانسه‌،پارلمان اروپا، آمریکا، کانادا و ... نسل کشی ارامنه‌ را به‌ رسمیت شناخته‌اند. همچنین مساله‌ی فلسطین طی سالهای اخیر از حمایتهای جهانی بیشتری برخوردار گردیده‌ که‌ در این رابطه‌ میتوان به‌ پذیرش عضویت فلسطین در سازمان یونسکو اشاره‌ کرد. از سوی دیگر غیر از مساله‌ نسل کشی ارامنه‌ و مساله‌ی فلسطین، حمایت و همکاری جهانی در برگزاری رفراندوم در سودان و تشکیل کشور جنوب سودان در سال ۲۰۱۱، نشان از ارتقا و تثبیت حق تعیین سرنوشت و حقوق بشر در جهان دارد. تثبیت بیشتر حق تعیین سرنوشت و حقوق بشر در جهان نیز به‌ معنای گسترش دیپلماسی انسانی در سطح جهان می باشد.

در چنین فضایی، در رقابت میان دیپلماسی انسانی و دیپلماسی اقتصادی در سطح جهان،تعهدات و منافع کردها چیست؟
هرچند که‌ حمایت جهانی از به‌ رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌، از دلایلی سیاسی نیز برخوردار است، ولی مبنای این حمایتها توسط یهودیان، به‌ دلیل تلاشهای آنان در معرفی "هولوکاست" و تعیین نسل کشی بعنوان جنایتی بین المللی،پایه‌گذاری‌ گردید. این درحالی است که‌ هولوکاست در جنگ جهانی دوم و نسل کشی ارامنه‌ در جنگ جهانی اول اتفاق افتاد. این مسأله‌ بیانگر این واقعیت است که‌ مبارزه‌ی هر گروه ملی، قومی و مذهبی بر تحقق حقوق دیگر گروهها در جهان موثر است. درواقع حمایت جهانی و وظایف جهانی به‌ هم مرتبط و وابسته‌ هستند. بنابر این هر گروه‌ ملی،اتنیکی و مذهبی برای سهیم نمودن جهان در مبارزه‌ی خود و بهره‌مندی از حمایت جهانی،باید وظایف جهانی را بپذیرد.
با توجه‌ به‌ اینکه‌ تاریخ حیات ملت کورد دربردارنده‌ی وقایعی همچون انفال(کشتار بیش از ۱٨۰۰۰۰توسط رژیم صدام حسین)، کشتار درسیم(قتل عام ۱٣۰۰۰ کورد درسیم توسط دولت ترکیه‌ در سالهای ۱۹٣٨تا۱۹٣۹)، کشتار قارنا(قتل عام ۴۲نفر از اهالی روستای قارنا توسط سپاهیان جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹)، حلبچه‌(بمباران شیمیایی شهر حلبچه‌ در سال ۱۹٨٨ و جان باختن بیش از ۵۰۰۰ هزار نفر ) و ... بوده‌است،اینک چه‌ باید کرد؟
۱_ به‌ رسمیت شناختن کشتار ارامنه‌:یکی از وظایف جهانی کردها، به‌ رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌ و دیگر ملتهای قتل عام شده‌ است. در این رابطه‌ لازم است که‌ پارلمان اقلیم کردستان، حزب آشتی و دمکراسی (BDP)،جریانات سیاسی در همه‌ بخشهای کردستان و روشنفکران و فعالان مدنی کرد، در راستای به‌ رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه‌ تلاش نمایند.
۲_تشکیل "سازمان ملل ژنوساید شده‌": عصر جهانی نیازمند سرعت عمل و مشارکت گسترده‌تر است که‌ این ویژگیها به‌ وسیله‌ی سازمانهای جهانی تامین میشود. ابرقدرتها از طریق سازمانهای جهانی به‌ اشاعه‌ی فکر و فرهنگشان میپردازند، همچنین امکان مدیریت جهان را پیدا میکنند. قابل توجه‌ است که‌ ملت کورد همواره‌‌ خواهان یاری و مساعدت جامعه‌ی جهانی بوده‌ و تمام تلاششان بر این مهم استوار بوده‌ است که‌ از مراکز، مفاهیم و تعاریف جهانی در راستای منافع خود استفاده‌ نمایند. بعبارت دیگر ظهور و نقش "کورد" در جهان در میان عناوین "مصیبت زدگان جهان"،"بزرگترین ملت بدون دولت" و ... متغیر بوده‌ است. در حقیقت پناهندگی کوردها تنها با هزاران پناهنده‌ که‌ در سراسر گیتی پراکنده‌ شده‌اند، خاتمه‌ نمی یابد بلکه‌ پناهندگی آنها پناهندگی قانونی و فرهنگی در سطح جهان است. بنابراین هویت و شخصیت جهانی کوردها شخصیتی بی ثبات، کوچک و سزاوار ترحم جلوه‌گر شده‌ است. بدون تردید این موضوع مطلوب و خوشایند نیست. بدین جهت کوردها نیازمند‌ نقشی فعال، پویا و خلاق در سطح جهانی هستند که‌ از سویی مبحث گفتگو برای جهان ایجاد نمایند و از سویی دیگر تاریخ، فرهنگ، هویت و خواسته‌هایشان را میان نهادها، مفاهیم و ارزشهای جهانی جای دهند. در این رابطه‌ لازم است ملت کورد برای تشکیل "سازمان ملل ژنوساید شده‌" تلاش نماید. در مورد تشکیل این سازمان با ملتهای ارمنی و بوسنی، یهودیان و ...وارد گفتگو شود، همچنین موضوع تشکیل این سازمان را در سازمان ملل، پارلمان اروپا، یونسکو و ...بالاخص در فضای همه‌ کشورهایی که‌ از جمعیت چشمگیری از دیاسپورای ملتهای قتل عام شده‌ برخوردارند، مطرح نماید. روشن است که‌ ملتهای قتل عام شده‌ در گامهای بعدی میتوانند پیرامون ساختار، وظایف و اهداف این سازمان گفتگو و توافق نمایند.
در پایان در رابطه‌ با اهمیت پذیرش‌ وظایف جهانی توسط کردها، به‌ دو نکته‌ی مهم اشاره‌ می کنیم:
۱_ کردستان در منطقه‌ای واقع شده‌ است که‌ از هر چهار سو با دیپلماسی نظامی_اقتصادی کشورهای ترکیه‌، ایران، سوریه‌ و عراق مواجه‌ است. کردها با متعهد شدن به‌ وظایف بشر دوستانه‌ی جهانی می توانند با دیپلماسی انسانی جهانی تعامل برقرار کرده‌ و از حمایت دیپلماسی انسانی جهانی در مقابل دیپلماسی نظامی و اقتصادی این چهار کشور بهره‌مند گردند.
۲_ توافق نیروهای سیاسی و مدنی هر چهار بخش کردستان برای پذیرش وظایف جهانی با سهولت بیشتری صورت خواهد گرفت. در عین حال نفس قبول تعهدات جهانی، کردها را به‌ سوی همیاری و همکاری بیشترسوق خواهد داد. بدین ترتیب تعهد در قبال وظایف جهانی، به‌ فعالتر شدن و اتحاد بیشتر کردها خواهد انجامید.
منابع :
۱_ الن وایت هورن، نسل کشی
۲_ تحقیق علل و ریشه‌ی خصومت "ترکها"با ارامنه‌ اولین نسل کشی قرن بیستم، عباس مقدم
٣_www.ushmm.org
۴_www.oratert.com
۵_www.wikipedia.org