حمله نظامی و طبقه متوسط ایران


خسرو صدری


• طبقه متوسط، بازنده اصلی هرگونه ماجراجویی نظامی بیگانگان در ایران است: اگر جمهوری اسلامی از چنین حمله ای جان سالم بدر برد، تا مدت های مدید بر شدت بگیر و ببندها خواهد افزود و اگر آمریکا و "چلبی"هایش، دگربار به حیات سیاسی ایران بازگردند، شرایط چون جهان دوقطبی گذشته هم نیست که حتی زحمتکشان کشورهای غربی و اقمارشان، بخاطر وجود رقابت سیستمی با اتحاد شوروی، به امتیازات رفاهی دست می یافتند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۲٣ بهمن ۱٣۹۰ -  ۱۲ فوريه ۲۰۱۲


در حالی که ماهیت تمام کشمکش های سیاسی جهان در شرایط حاضر را در یک خط می توان بیان داشت، ده ها هزار نفر، تحت عنوان گزارشگر و تحلیل گر، در صدها رسانه وابسته یا متمایل به قدرت های جهانی و منطقه ای، تولید روزانه شان از میلیون هم پیشی می گیرد تا صاحبان این کره خاکی، یعنی مردم، به آن سازی برقصند که آن ها، ونه رقیبان، دوست دارند. آن تعریف یک خطی از این قرار است: "آمریکا مایل است که تسلط خود بر جهان را حفظ و نهایی سازد ولی قدرت های نوظهور و نیروهای طرفدار عدالت اجتماعی برای برقراری نظام چند قطبی بین المللی، تلاش می کنند".
هر بحران کوچک و بزرگ را تنها با درک این نبرد اصلی است که می توان تجزیه و تحلیل کرد. چپ ها از آن جهت در مسیر چند قطبی شدن جهان تلاش می کنند که راه سومی فعلا وجود ندارد و فاجعه آمیز بودن نظم آمریکایی نیز، که با میلیتاریسم در سیاست و بورس بازی دراقتصاد انگلی اش، قابل شناسایی است، کاملا آشکار شده است. به همین خاطر، طرفداران آمریکا، با فریبکاری و پنهان کردن چهره خود در پشت کلمات و مفاهیم غلط انداز، سعی می کنند تا دیگران را، به مسیر هموار کردن راه تداوم سلطه آمریکا بر جهان، هل دهند. آن ها اگر با صراحت اعتراف کنند که هدفشان چیست، کسی دیگر از تزهای "بشردوستانه!"شان حمایت نمی کند. رادیو فردا، اخیرا در مقاله "زوال طبقه متوسط: خطری برای آینده دمکراسی"، اظهارات فوکویاما، نظریه پردازنئولیبرال را منتشر کرده است. او همانگونه که از عنوان نوشته اش پیداست، نسبت به روند نابودی طبقه متوسط، یا همان انباشت فقر و ثروت مقابل هم، در نظم کنونی تحت رهبری آمریکا، اظهار نگرانی می کند. حال تصور کنید که کارگزاران وطنی "دخالت های بشر دوستانه!"، به طبقه متوسط تشنه دمکراسی و آزادی میهنمان بگویند: "هدف ما بازگرداندن آمریکا به این منطقه استراتژیک جهان است. آزادی های فردی شما البته تضمین خواهد شد ولی از نظر اقتصادی، به طبقات فرودست خواهید پیوست. امکان وقوع اتفاقات ناگوار دیگر چون تجزیه برخی مناطق ایران را هم باید مدنظر داشته باشید. هزینه های عملیات نظامی علیه ج.ا. را هم باید بپردازید و قبول کنید که خود و فرزندانتان، چون مردم اروپای شرقی، به عنوان سربازان "ناتو"، در ادامه ماموریت "پاکسازی جهان"، به جبهه جنگ اعزام شوید. داشتن پایگاه نظامی آمریکا در کشور هم جزء شروط بدیهی است."
نتیجه، در این صورت برایشان چیزی نخواهد بود جز: از دست دادن نیروهایی که به فرموده همین "بشردوستان!"، آن قدر می بایست در داخل قربانی بدهند تا زمینه "دخالت از خارج" مهیا شود. ولی همانگونه که شاهد هستیم، باوجود روشن بودن اهداف این جریانات، هیچ یک از آن ها، صادقانه از "دلبستگی" به آمریکا سخن نمی گوید.
تسلط مستقیم و غیرمستقیم بر اکثر رسانه های قدرتمند، در کنار پایگاه های نظامی و ناوهای جنگی و سیستم های پیشرفته جاسوسی، چهارگوشه جهان را به حیطه تاخت و تاز و ادعاهای جاه طلبانه آمریکا مبدل ساخته است. وظیفه اصلی وسائل ارتباط جمعی این قدرت، جلوگیری و منحرف کردن بررسی و شناسایی عواقب ناگوار توسعه دامنه نفوذ آمریکا در جهان، با توسل به فریب و تبلیغات است. هر چند رقبا و مخالفان آمریکا نیز، کمابیش با همین شیوه ها مبادرت به مقابله می کنند، ولی صدای بلندگوهای ضعیفشان در مقابل گوش خراش های حریف، کمتر شنیده می شود. به عنوان مشتی نمونه خروار، همین امروز، ۲۲ بهمن، اگر به "بی بی سی"، "صدای آمریکا" و "رادیو فردا"، نگاه کنید، حتی یک کلمه هم در مورد راهپیمایی سالگرد انقلاب در ایران، در آن ها نمی یابید. در حالی که همه ایرانیان، و نه فقط کارشناسان این به اصطلاح بنگاه های "خبر رسانی!"، به نوعی در صدد ارزیابی میزان اقبال مردم از این فراخوان دولتی هستند و این بنگاه ها هم در شعارهایشان، ظاهرا دانستن را "حق" ما می دانند. ولی همانطور که می بینیم ابایی از سانسور آشکار ندارند. آن هم برای ما که خود ایرانی هستیم و می دانیم که در کشورمان چه خبر بوده است، چه رسد به "اطلاع رسانی"شان در این موارد به مردم دیگر کشورها. به همین ترتیب است برخورد با تظاهرات طرفداران بشار اسد در سوریه و یا مخالفین حکومتی در بحرین که درست بر عکس در ج.اسلامی، با آب و تاب و بزرگنمایی منعکس می شود.
تلاش درجهت برقراری نظمی نو در جهان، منحصرا یک چالش طبقاتی برای جلوگیری از تسلط هرچه بیشتر یک درصد بر ۹۹ درصد انسان ها نیست. بلکه اقشار مختلف روشنفکران و فرهیختگانی را نیز شامل می شود که مخالف این سوءاستفاده سوداگرانه ازقوانین حاکم بر طبیعت و بسط آن به حیطه علوم اجتماعی هستند که گویا "ظلم" سنگ پایه ساختارهستی است و حس گریز از آن با "واقع بینی" نمی خواند.
در شرایط دشوار کنونی میهنمان و زیر سایه شوم تهدیدات خارجی، نمی توان خود را طرفدار عدالت اجتماعی و "چپ" معرفی کرد و در مقابل "تهاجمات بشر دوستانه!"، در همه ابعاد آن، به افشاگری و مبارزه دست نزد. حمله نظامی به ج.ا.ا.، از جانب همه نیروهای مترقی جهان، به منزله تلاش جهت بسط هژمونی شیطانی، با نگرانی دنبال می شود. این نیروها مسلما تنها به تاثیرات بین المللی تحولات منطقه توجه دارند و مبارزه داخلی برای دمکراسی و آزادی، وظیفه ما مردم ایران است. اینک وقت آن رسیده است که ما خود نیز، با صدای بلند به این دعاوی مضحک که در صورت نشستن در قطار "بشردوستی" جنگ افروزان، همه ما به آمال و آرزوهایمان خواهیم رسید، پاسخ داده و نقاب از چهره عوامفریبان برگیریم.
طبقه متوسط، بازنده اصلی هرگونه ماجراجویی نظامی بیگانگان در ایران است: اگر جمهوری اسلامی از چنین حمله ای جان سالم بدر برد، با شروع یک وضعیت فوق العاده، تا مدت های مدید بر شدت بگیر و ببند ها و تحدید آزادی ها خواهد افزود و اگر آمریکا و "چلبی" هایش، دگربار به حیات سیاسی ایران بازگردند، این مرتبه شرایط چون جهان دوقطبی گذشته هم نیست که حتی زحمتکشان کشورهای غربی و اقمارشان،بخاطر وجود رقابت سیستمی با اتحاد شوروی، به امتیازات رفاهی دست می یافتند. تسلط بر جغرافیای سیاسی ایران درحال حاضر ، به روند نابودی طبقات میانی، در سراسر دنیا، از جمله ایران، شتاب بیشتری خواهد داد.

خسرو صدری
khosro-sadri.blogspot.com