عصیان


یوسف صدیق (گیلراد)


• دیگر نمی خواهم
ساعت درونی ام را تنظیم کنم.
بگذار قطار زمان رودخانه ای باشد
بی هیچ سدی، بی هیچ ایستگاهی . ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ٣۰ فروردين ۱٣۹۱ -  ۱٨ آوريل ۲۰۱۲


 
 دیگر نمی خواهم
ساعت درونی ام را تنظیم کنم.
بگذار قطار زمان رودخانه ای باشد
بی هیچ سدی، بی هیچ ایستگاهی .
دیگر از دایره ی چرخان چرخش ها خسته شده ام.
می خواهم شبیخون بزنم به تیک تاک شب ها.
ستاره ها را بشکنم. ماه را پایین بکشم.
می خواهم هجوم ببرم به تاک تیک روزها.
پنبه ی ابرها را می خواهم
به بیمارستان های مناطق جنگ زده بفرستم.
می خواهم برفابه بپاشم به صورت خورشید
و جایی کنار زمان
تکه تکه از شب بردارم،
تکه تکه از روز.
همه را در مخلوط کن بریزم
مثل شیر و توت فرنگی،
مثل بیم و امید.
. . . .
زندگی رنگی تازه می خواهد،
زنگی نو،
عصیانی شفاف،
اندیشه ای که در صف سایه ها نمی گنجد.
. . . .
دیگر دوست ندارم
ساعت زیستی ام
خود را در خود تکرار کند
                        با بهانه های مکرر؛
مثل چهار فصلی
که گویا هرگز به نوبت پنجم نمی رسد.

فروردین ۱۳۹۱ - - -