افغانستان در انتظار روزهای بدتر


اردشیر زارعی قنواتی


• تاکید اوباما بر روزهای سخت در افغانستان تصویر عینی و منطقی از وضعیت موجود است که به جهت عوامل "نامتجانس" در حوزه داخلی و خارجی مخرج مشترک امیدوار کننده یی را نشان نمی دهد و باید در انتظار روزهای بدتر در این کشور بود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲ خرداد ۱٣۹۱ -  ۲۲ می ۲۰۱۲


افغانستان کنونی بیشتر به تصویری خاکستری و چندبعدی می ماند که هم دیدن آن چشم را می آزارد و هم اینکه از هر زاویه که نگاه شود یک منظره ی متفاوت را به نمایش می گذارد. جنگ داخلی و فروپاشی ساخت سیاسی – اجتماعی این کشور با تمام حواشی مربوط به آن، توان و پتانسیل بهبود اوضاع را به هرز برده و از طرف دیگر عوامل متناقض دخیل در قضیه نقش "رانشی" نسبت به دیگر عوامل و به طورکلی ساختار ملی و منطقه یی آن دارد. آنچه هم اکنون برای ثبات افغانستان از دیگر مسایل مطروحه مهم تر تلقی می شود رابطه آن با حضور نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در این کشور می باشد. بحث ثبات در افغانستان و نقش ناتو در این کشور بدون در نظر گرفتن مناسبات درونی این پیمان، تمایل افکارعمومی کشورهای عضو ناتو برای خروج از بحران افغانستان و مهم تر از همه بحران مالی کنونی که گریبان اتحادیه اروپایی را گرفته است، از اساس گمراه کننده خواهد بود. هم چنین پیروزی "فرانسوا اولاند" در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و تاکید دوباره وی در نشست رسمی سران "جی ٨" در کمپ دیوید و نشست سران ناتو در شیکاگو مبنی بر خروج پیش از موعد نیروهای فرانسوی در سال ۲۰۱۲ از افغانستان نشاندهنده ی شکنندگی و اختلاف در درون این پیمان و به تبع تاثیر آن بر اوضاع افغانستان است. این اقدام فرانسه در شرایطی که اتحادیه اروپایی در بحران مالی دست و پا می زند دیر یا زود انتخاب ناگزیر دیگر کشورهای اروپایی به خصوص ایتالیا و اسپانیا نیز خواهد بود. از آنجا که ناتو در طول سال های بعد از جنگ افغانستان و عراق که موفق نیز به حساب نمی آید، بیشتر در قالب یک "نیروی انهدام کننده" نقش آفرینی کرده است، بازگشت به ادعای نقش "نیروی سازنده" با توجه به هزینه های مادی و انسانی آن خارج از توان و خواست جمعی آن است. افغانستان یک پروژه ناتمام برای ناتو تلقی می شود و تنها اولویت برای رهبران ناتو خروج آبرومندانه از این بحران و حفظ وحدت درونی ان است که در هر دو مورد هم اینک دستیابی به آن بسیار مشکل به نظر می رسد.
بحران افغانستان یک معادله ی چندوجهی است که هم زمان ساخت سیاسی – اجتماعی کشور، اقتصاد در هم فروپاشیده و مبتنی بر مواد مخدر، نبرد شورشیان طالبان با دولت مرکزی، گسست و فساد حاکم در جناح های حاکم، عدم انطباق خواست عمومی با حضور نیروهای خارجی، منافع متضاد کشورهای همسایه با منافع ملی این کشور و بن بست ناتو بر آن تاثیر مستقیم می گذارد. این معادله پارادوکسیکال به واسطه تناقضات کمی و کیفی در عرصه عینی افغانستان موجب شکست هرگونه راه حل و مصالحه در سطح کلان موضوع می شود. هشدار "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا در نشست اخیر ناتو در شیکاگو مبنی بر در پیش بودن "روزهای سخت" در این کشور نشاندهنده عمق مشکلات و پیچیدگی معضلات در افغانستان است. هم چنین خروج زودهنگام نیروهای فرانسوی و در آینده بعضی دیگر از کشورهای عضو ناتو می تواند همین حداقل موازنه فعلی در عرصه میدانی را نیز بر هم زده و بحران کنونی را مضاعف کند. به جهت اتکای کابل به کمک های خارجی، بحران مالی در حوزه یورو در آینده تاثیر منفی خود را بر این کشور خواهد گذاشت و بسیاری از وعده های کنونی را غیرقابل تحقق می کند. هم چنین عدم موفقیت در مصالحه با طالبان می تواند گواه دیگری بر ادامه وضع موجود و حتی تشدید بی ثباتی کنونی به حساب آید. از آنجا که نهادهای مدنی و نظام مبتنی بر قانون اساسی افغانستان قوام حداقلی نیز نیافته است در صورت بر هم خوردن پارامترهای موازنه کنونی در حوزه داخلی و خارجی، یک خلاء سیاسی – اجتماعی ایجاد می شود که به جهت نبود آلترناتیو مترقی بدیل در این کشور بحران کنونی تعمیق خواهد یافت. نشست اخیر ناتو هر چند که به ظاهر پیام کمک و همراهی در روندهای آتی افغانستان را اعلام کرد اما واقعیات عرصه میدانی و شکاف ایجاد شده در ماموریت ناتو در افغانستان هرگونه چشم انداز مثبت را بیش از پیش کم رنگ می کند. تاکید اوباما بر روزهای سخت در افغانستان تصویر عینی و منطقی از وضعیت موجود است که به جهت عوامل "نامتجانس" در حوزه داخلی و خارجی مخرج مشترک امیدوار کننده یی را نشان نمی دهد و باید در انتظار روزهای بدتر در این کشور بود.