جنبش کارگری ذاتاً تکثرگرا است - محمد صفوی

نظرات دیگران
  
    از : صادق کار

عنوان : درست نوشتید
محمد صفوی عزیز، درود بر شما نوشتن جنین مطالب درست و دقیقی به غیر از تجربه شناخت، نیاز به شهامت و اعتقاد راسخ انسان به هدفی که برای خود برگزیده دارد، شما بدون اینکه مرعوب جو حاکم شوید، مصلحت روز جنبش را بر هر چیز دیگر ترجیح دادهاید. امیدوارم حداقل در آستانه روز جهانی کارگر، مدعیان انحصار گرا به خود آیند و از فرقه گرایی و انحصار طلبی دست بردارند و بجای آن، برای همبستگی جنبش کارگری که پیام روز کارگر است در شرایط دشوار کنونی همت نمایند. امیدوارم که این نکته درستی که شما در آستانه روز جهانی کارگر روی آن انگشت گذاردهاید، به درستی از جانب افراد و جریانات صادق و مبارز کارگری فهمیده شود و از آن بهره لازم و به موقع گرفته شود.
با احترام فراوان صادق کار
۵٣۲۷٨ - تاریخ انتشار : ۲٣ فروردين ۱٣۹۲       

    از : جنبش شکست نخوردگان

عنوان : کارگر کارگر کردن برای چه؟
خوب مثل اینکه جامعه حسابی به چپ چرخیده است که پیروان دوران طلایی امام خمینی و نخست وزیر محبوبش به فکر کارگرانی افتاده اند که زمانی ادعا داشتند بدنبال احمدی نژادند و این طبقه متوسط است که طرفدار آزادی است. بعد از چند سال همینها بدون اینکه به روی مبارک بیاورند، به افتخار اینکه زمانی کارگری کرده اند می افتند تا دوباره از راهی دیگر نخست وزیر محبوب امام را رنگ کنند. اولا اگر قرار بود هر کسی که زمانی کارگری کرده باشد و عضو اتحادیه باشد، طرفدار حقوق کارگر شود، بایستی بسیاری از دست راستی ترین نمایندگان سرمایه این مدال را بگیرند. کارگری که بعد سرمایه دار میشود و چندتا کارگر دیگر را استثمار می کند، حداقل میتواند خود را کارگر سابق بنامد. اما اینکه مدالهای کارگری را بخود آویزان می کند تا سرمایه داران نوکیسه را به اسم کلمه کارگری و غیره به جنبش طبقه کارگر بفروشد، دیگر نام دیگری بایستی بخود بدهد. به هر صورت مبارک است. این خود نشانه قدرت طبقه کارگر است که دشمنانش به این تاکتیکها متوسل میشوند. جنبش کمونیستی طبقه کارگر کم نماینده نداردکه عده ای مافیا با پولهای رفسنجانی به سخنگویان آن تبدیل شوند. تلاش خوبی است اما توی جامعه ایران و باوچود قدرت چپ ، راه به جایی نخواهد برد.
۵٣۲۱۰ - تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱٣۹۲       

    از : خوش خیال

عنوان : بگذار صد گل‌ بشکفد !
از انگلستان ، آلمان و بقیه کشورهای کشتی‌ سازی پیشرفته خواسته شد کشتی‌ "پیش رفته ای" بسازند که نه‌ فقط یک سکان و یک کاپیتان در قسمت داخلی‌ داشته باشد بلکه همین شرایط فرماندهی کشتی‌ در جلو و عقب ، پهلوی راست ، پهلوی چپ و برای هر کدام از این پایگاه‌های فرماندهی ، زیر فرماندهی‌های دیگری در جنوب شرقی‌ ، جنوب غربی ، شمال شرقی‌ ،شمال غربی و سمت چپ شمالی و بالاخره چه سرتان را دوران دهم فرماندهی‌های "زیر" دریا و هوا دریا هم با فرماندهی‌های مختلف الزاویه ،در ابحار و سماوات داشته باشد.آخر اینطور‌ها هم نیست که همیشه فقط یک کاپیتان "تمامیت خواه" گردن کلفت هر غلطی خواست برای خودش بکند و کشتی‌ را به هدفی‌ که خود میخواهد برساند.پس فراکسیون در تشکیلات فرماندهی و طعم زیبنده"دموکراسی"در تصمیم گیری‌ها برای همه کاپیتان هایی که جرات دوباره نام بردن آنها را ندارم چه میشود ؟ بگذار صد گل‌ بشکفد ! بگذار هر کس بهر سازی که دلش میخواهد برقصد . مگر سیاست پادگان است که فقط یک فرمانده در بالا بالا‌ها داشته باشد ! مگر سیاست ارکست موسیقی است که فقط یک رهبر ارکستر داشته باشد ؟! بگذار هر کس ساز خودش را بزند ، بگذار هر کس هر شلنگ تخته‌ای که خواست بیندازد ...!
۵٣۲۰۹ - تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱٣۹۲