فریاد خلقی که محکوم به مرگ بود


شیرکو گنجه ای


• بی شک این کشتارهای بی مهابا و وحشت زده در راستای خاموش کردن صدای مبارزان از سوی دولتهای توتالیتر و تمامیت خواه نتایج معکوسی به دنبال می دهد و جوانان این مرز و بوم با الهام گرفتن از قهرمانی ها و فداکاری های شهدایشان قدم در راه ایشان می گذارند و با عزمی راسخ آتش مبارزات خود را شعله ور تر می کنند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹۲ -  ۹ می ۲۰۱٣


"گوڵان" نام دومین ماه از روزشمار کوردی است که یادآور حماسه و دلاوریهای خلقی است که به درازی عمر تاریخ در زیر یوغ استکبار مورد انکار و نابودی قرار گرفته است. خلقی که خود مُهر جامعه ی طبیعی (نئولتیک) را بر قوس طلایی دامنه های زاگرس-توروس زده است و به نوعی آغازگر تاریخ طبیعی بشریت بوده است. شکی نیست که این همه ژنوساید فیزیکی و فرهنگی برای یک ملت از هزاران سال تا کنون امری طبیعی نمی باشد و بدخواهان این ملت نیک می دانند که پتانسیل و تجارب آنها برای رسیدن به آزادی و برقراری صلح تا چه حد می توانند در منطقه و جهان مثمر ثمر باشد.
جنگ های که در سده های اخیر به وقوع پیوسته است بطور قطع بر روی اقتدار و حکمرانی کردن فوکوس کرده است. با تجزیه و کولاپس امپراطوری ها و تقسیم آن به دولت-ملت های کنونی، سیستم جهانی حاکم بر بشریت در صدد تسلط خود بر جهان برآمده است تو گویی هیچ گاه خلق ها با مسالمت و صلح در کنار یکدیگر نزیسته اند.
فروپاشی امپراطوری ساسانی در شخص ایران، امپراطوری بیزانس در شخص رُم، حکومت هلن در یونان، امپراطوریهای عثمانی و صفوی خود نمود این راستی است که همه گاه اقتدار طلبان در این اندیشه بوده اند که چگونه می توانند با تکه تکه کردن ملت ها و گنجاندن آنها در دولت-ملت های دست ساز خود حاکمیت خود را برای چند دهه ی دیگر بگسترانند.
این سخن می تواند صحیح باشد که بعد از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی به دولت-ملت های متعدد اولین گام در راستای به سیستم بودن نظام مدرنیته ی کاپیتالسم برداشته می شود همچنین می دانیم که خود نظام سرمایه داری از قرن ۱۶ به بعد بر افکار سلطه طلبانه ی خود ادامه و سعی در به سیستم بودن خود کرده است. همچنین تقسیم اعراب به ۲۴ دولت نیز خود گویای این واقعیت است که چگونه می شود یک ملت با یک زبان و فرهنگ مشترک از هم پاشیده شده تکه تکه گشته حتی در برحه ی از زمان به مانند طاعون به جان هم انداخته شده اند.
بر اساس داده های تاریخی و بر طبق اکتشافات باستان شناسی، دانشمندان بر این امر اتفاق نظر دارند که در جهان، خاورمیانه به عنوان قطب و اهرم زیستگاه انسان تلقی شده است و در خاورمیانه نیز هلال طلایی رشته کوههای زاگرس-توروس در امتداد مزوپوتامیا (بین النهرین کنونی) در حوالی دو ابر رود دجله و فرات سکنی گزیده است. آثار بازمانده از این منطقه بر روی کوهها و تپه ها و وجود کتیبه و سنگ نوشته ها، رئالیته ی ساکنان این سرزمین برجای مانده از دوران نئولتیک (نوسنگی) و پالئولتیک (دیرینه سنگی) را به منصه ظهور می گذارد.
بیشتر رویدادهای تاریخی در زیستگاه طبیعتی بوده است که مردمان آن هزاران سال با صلح و آشتی در کنار همدیگر زندگی کرده اند ولی در همان حال بر اثر قدرت های اهریمنی نیز بیشترین ظلم و ستم، قتل و غارت و نابودی با توسل به جنگ های سده های اخیر بر این مردمان روا داشته شوده است. خاورمیانه مهد تمامی پیامبران و انسانهای مبارز بوده است که برای رسیدن بشریت به آزادی آن واژه ی ایهام برانگیز در تلاش و فداکاری بوده اند.
این یک بی حقی بزرگ است که از خاورمیانه بحث کرد و سخنی از کوردستان به میان نیاورد. منطقه کوردستان با داشتن طبیعتی بکر و دست نخورده نه تنها برای انسان ها پناهگاهی امن و قابل زیست بوده است بلکه حضور جانداران و گونه های گیاهی متعدد این نقطه از گیتی را بعنوان یک پارادایس و عروس خاورمیانه معرفی نموده است. کوردها بعنوان اصلی ترین خالقان جامعه ی طبیعی و کوردستان بعنوان مکانی استراتژیک با منابع و ذخایر طبیعی در طول تاریخ مورد توجه مردمان و قدرت های بیگانه بوده است. حتی خود این خصیصه ی شگفت انگیز طبیعت این منطقه باعث شده است که کسانی چشم طمع بدان بدوزند و برای به سلطه در آوردن آن در پی طرح ریزی نقشه های پلید خود باشند.
پاسخ تمامی کسانی که می پرسند کوردستان کجاست نیز در بطن تاریخ پُر فراز و نشیبش قرار دارد که اقتدارگران همیشه خواستار آن بوده اند که با تکه پاره کردن این سرزمین و پاکت کردن آن بعنوان یک کارت فشار به دولتهایی که خود نیز برگرفته از ایدئولوژی تجزیه کردن ملت ها هستند تسلط خود را بر این منطقه گسترده تر کنند و با جداسازی این ملت از همدیگر بر اساس مرزهای بی معنی و نامفهوم خود، تاریخ پُر تمطراق و سرشار از زیستن مسالمت آمیز کورستان را به باد فراموشی بسپارند.
تجزیه کوردستان در همان اوایل قرن بیستم و تقسیم آن بر چهار دولت-ملت (ایران-ترکیه-عراق-سوریه) خود از این تئوری نشئت می گیرد که نظام های سلطه گر نمی خواهند ملت ها در آسایش و امنیت زندگی کنند حتی از کشتن آنها به دست همدیگر نیز ابایی ندارد با بی شرمی با ادعای برقراری صلح و دمکراسی جای پای نحس خود را بر خاورمیانه باقی می گذارد.
تنها در قرن بیستم که خونین بار ترین عمر بشریت را سپری می کند جنگهای ویران گر و خانمان سوز جهانی اول و دوم، قتل و کشتار میلیون ها انسان بی گناه و آواره ساختن آنها در اقصا نقاط جهان با هدف آسمیلاسیون و ذوب فرهنگی در ملت های بالادست، نابودی و ویرانی هزاران شهر و روستا، از بین بردن جانداران و گیاهان، آلودگی محیط زیست و منابع آبی و ذوب شدن کوههای یخی، افزایش جنگهای قومی-مذهبی، شیوع بیماریهای کشنده و مهلک و در نهایت ترویج بی اخلاقی و لومپنیسم (بی بند و باری) خود تنها صفحه ای از کتاب قطور استعمار و نظام سرمایه داری است.
در میان دول حاکم بر کوردستان که برای قتل و کشتار و نابودی ملت کور گوی سبفت را از هم می ربایند کشور ایران با سابقه ی طولانی در سرکوب ملت های زیر دست خود بر اساس تجربیات هزاران ساله ی خود قرار دارد که همه گاه تبر به ریشه ی آزادی خلق ها و زیستن آنها در میان یکدیگر زده است به این اکتفا نکرده با تحمیل سیاست تفرقه بینداز-حکومت کن سعی بر تسلط بر ملت های واقع در این کشور دارد.
ملت کورد که همواره خلقی آزادی خواه و آشتی طلب بوده است در مقابل سیاستهای غیر صمیمانه ی حکومت ایران به مبارزه ی مسالمت آمیز پرداخته است حتی در موارد متعددی برای جلوگیری از کشتار و نابودی خود مبارزاتش را رادیکال تر کرده است تا از زبان و فرهنگ و تاریخ خود دفاع کنند. . مبارزه در راه خلقی که مورد ژنوساید فیزیکی و فرهنگی قرار گرفته بود حتی در مواردی خود نیز به انکار خود می پرداخت جسارت و فداکاری عظیمی را می طلبد که بدون پرداختن گران ترین هزینه ها از قبیل بین رفتن صدها شهر و روستا و کشتن هزاران انسان با نثار کردن شهدای گران قدر میسر نخواهد بود. بی تردید نقش و کارکتر شهدای هر ملت در بوجود آوردن شرایطی صلح آمیز که قابل نفس کشیدن باشد و بتوان در آن زیست تعیین کننده می باشد و هر ملتی شهدای خود را بعنوان والاترین و با ارزشترین انسانها قلمداد می کند.
رژیم ایران برای خفه کردن صدای ملت ها از هر ابزاری استفاده می کند که صدای آزادیخواهانه ی آنان به گوش جهانیان نرسد. در این میان با برپاکردن مخوف ترین زندان ها، وحشیانه ترین جنایات و حاکم کردن جوی امنیتی سعی دارد که هر فریاد ناراضی را از نطفه خفه کرده به آن ریاکسیون قاطع نشان دهد. کشتار، اعدام، جنایات فاعل مجهول، سنگسار (رجم)، شلاق (حد)، شکنجه های روحی و روانی از قبیل این اعمال درندانه است که جامعه ی بشری در عصر دمکراسی بخود دیده است.
آمار بیکاران تحصیل کرده، اقتصادی نابسمان بر پایه ی رانت، هرج و مرج و ترویج فحشا، بی اخلاق کردن جامعه، بی اراده کردن جوانان با استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی و سرکوب زنان بعنوان بازماندگان الهه ها در جهت به خدمت درآوردن جامعه تنها بخشی از سیاست های غیر بشری این حکومت است که حتی در پی بروز خطر به خود رحم نکرده به مانند لوی یاتان (هیولا) بر دُم خود نیش زده سعی در نابودی خود دارد.
خلق کورد بعنوان قدیمی ترین بازماندگان آریایی هیچ گاه در برابر ظالمان و اقتدارگرایان سر خم نکرده است و بیشترین مقاومت و ایثارگری ها را انجام داده است تا برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و جامعه ی عاری از ناپاکی به مبارزه بپردازد. یکی از این هزاران قهرمانی که در تاریخ این ملت و بشریت به چشم می خورد در زندانها روی داده است. جایی که انسانهای بزرگی برای اصرار بر زیستنی با اراده و سرشار از وجدان، جان پاک خود را فدای راه آزادی کرده اند. اینان فرشتگان بی بال و پری هستند که تشعشع نگاهشان چشم بدخواهان را آزار می دهد و روشنایی بر تارک زمین می گستراند. اینان جوامع را آگاه و بیدار می کنند و راه درستی و راستی را نشان نسل های آینده می دهند. اینان عاشقانی هستند که برای رسیدن به وصال یار از هر چیز خود می زنند تا قدمی در نزدیک شدن به هدف والای ملت و خلق ها بردارند.
در یکی از این حماسه های تاریخی، حکومت ایران ۵ تن از مبارزان راه آزادی را در نهم ماه می سال ۲۰۱۰ به چوبه دار آویخت تا دیگر بار نیز نام خود را در فهرست ننگین ترین کشور ناقض حقوق بشر در دنیا معرفی کند. شهید فرزاد، شهید شیرین، شهید علی، شهید فرهاد و شهید مهدی از کسانی بودند که به جرم آزادی بیان و اصرار بر انسانیت اعدام شدند که ۴ تن از اینان در راه آزادی خلق کوردستان از یوغ استعمار تا آخرین نفس های خود به مبارزه و تلاش پرداختند.
شهید فرزاد کمانگر بعنوان شهید قلم و معلم آزاده نیک می دانست که راه آزادی از مسیر پرورش دانش آموزان و کودکان این سرزمین می گذرد و به همین خاطر با اراده ای پولادین بر سخن خود مبنی بر جامعه ی عاری از پلیدی ها و استقرار زیبایی پافشاری نمود و حکومت اسلامی ایران در شخص فرزاد کمانگر خواست قلم آزادیخواهان را بکشند و ریشه ی معلم و تربیت با اخلاق معلمی را به ورطه ی نابودی بکشاند. شهید شیرین علم هولی شهید راه زن بود و با مقاومتی تاثیر گذار و با تحمل دردناکترین شکنجه ها سنبل زنان مبارز جهان شد و بار دیگر ظهوری از الهه ی اینانا را در مشرق زمین به تجلی در آورد. رژیم می خواست با اعدام شیرین شخصیت زن را به بردگی بکشاند و صدایش را برای ابد به خاموشی بسپارد. شهید علی حیدریان بعنوان سنبل انسانی زحمت کش و فداکار ورقی از کتاب ازجان گذشتگی یک خلق را به تحریر درآورد خلقی که به درازای عمر تاریخ مورد انکار و امحا قرار گرفته است. او نماد جوانی شاداب و مبارزی جوان بود که عاشق میهن خود بود و در این راه جان با ارزش خود را تقدیم راه آزادی نمود. شهید فرهاد وکیلی نماد یک فرزند دلاور میهن و یک پدر دلسوز بود که زندگی خود را الگوی راه فرزندانش قرار داد و ضمن تحمل سالهای زیادی در زندان در برابر وحشیانه ترین شکنجه ها اقامت و مبارزه را برگزید و با شهادت خود زندگی دوباره را به ملت خود عطا نمود.
بی شک این کشتارهای بی مهابا و وحشت زده در راستای خاموش کردن صدای مبارزان از سوی دولتهای توتالیتر و تمامیت خواه نتایج معکوسی به دنبال می دهد و جوانان این مرز و بوم با الهام گرفتن از قهرمانی ها و فداکاری های شهدایشان قدم در راه ایشان می گذارند و برای رسیدن به حقوق غصب شده ی خود در تلاشی وافر با عزمی راسخ آتش مبارزات خود را شعله ور تر می کنند. رژیم ایران باید با تغییرات دمکراتیک و سازنده در راستای احقاق حق ملتهای ایران به دفورماسیون و اصلاح همه جانبه بپردازد و دست از دشمنی با خلق کورد که خواهان صلح و آشتی در چهارچوب مرزهای ایران بوده است بردارد و دمکراسی و شرایط برابر و مساوی در راستای اصلاحات فرهنگی و اقتصادی بر قرار سازد تا این موج سیل آسای بیداری ملت ها او را در خود فرو نبرد و متلاشی نسازد.

شیرکو گنجه ای
۰۹/۰۵/۲۰۱٣