افسانه «سیزیف» و انتخابات ایران - علی رها

نظرات دیگران
  
    از : تورج آزادکار

عنوان : از سیزیف به مورچه و دانه گندم
دست درد نکند علی جان، مقاله بسیار جالبی بود بطوریکه متدولوژی دیالکتیک هگل را در مقابل ذهنیت مردم عادی همچون آینه ای نهادی، آنهم در لحظه اوج آن یعنی انتخابات.
این داستان مرا بیاد داستان دیگری انداخت که گویا پادشاهی از ایران در پی شکستش در جنگی به خرابه ای پناه میبرد و در حالت نا امیدی مشاهده میکند که مورچه ای دانه گندمی را چندین بار بسمت لانه اش بالا میبرد ولی هر بار پیش از رسیدن به مقصود آن دانه بپائین میافتد. اما مورچه کارگر از پا نیفتاده و این کار را تا چهل مرتبه تکرار میکند تا عاقبت گندم را به لانه اش میرساند. بنابراین مسئله فقط خود انتخابات نیست، بلکه پروسه رسیدن به آزادی برای تفکر و شفاف شدن ایده ها در زهنیت خود مردم و همچنین، روشنفکران، تئوریسین ها و فلاسه آنان نیز لازم است! با شرکت و حتی تحریم انتخابات و نتیجه آن بویژه در شرایط کنونی خیزشهای مردمی در مصر، ترکیه و غیره، این پروسه و پراکسیس، تا رسیدن به آزادی و دمکراسی واقعی همچنان ادامه خواهد داشت!
۵۵۷۷٨ - تاریخ انتشار : ۱٨ تير ۱٣۹۲