دو شعر از جان موکش


اکبر ایل بیگی


• روز به روز خسته تر می روم
تنها تر می آیم
و هر گلی را که به خانه می آورم
(نجات دهنده) ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۹ مرداد ۱٣۹۲ -  ۲۰ اوت ۲۰۱٣


 دو شعر از جان موکش، John Mukesh ، بروکسل ۱۹۵۹، ترجمه: اکبر ایل بیگی


ققنوس آبی

کنار زمزمه ی آتش با کتری
زخم تن من
جای خالی توست
جایی که آتش چون ققنوس
بر خاکستر خویش نشسته است
و اشکی که می چکد از او
زخم مرا درمان نمی کند.
من دور شدم
از چشم های تو
ققنوس آبی ام.



نجات دهنده

روز به روز راه درازتر   
دست کوتاهتر، دور تر می شود
مقصد و رویا ها از من.

روز به روز خسته تر می روم
تنها تر می آیم
و هر گلی را که به خانه می آورم
نیشی از لاله بر ساقه دارد.

شب اما قبل از خواب با دقت
عطر گل های گزیده شده را بر تن می زنم
و گم می شوم در باغی
که نجات دهنده ی رویاهای من است.