آیا نظام اسلامی و سرمایه داری عقب مانده علیه مردم ایران متحدند؟


ناصر مستشار



اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ٣ مهر ۱٣٨۵ -  ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۶


در حدود سی سال پیش یک کارگر متخصص نساجی از من سئوالی کرد که هنوز" ملکه ذهن" من است! او از من پرسید ، آیا می توانی فرق وتفاوت سرمایه دار ایرانی و غربی را برای من تشریح نمائی؟ من با بی تجربگی جوانی پاسخ دادم ، سرمایه داران جهان هیچ فرقی باهم ندارند! اما اودر برابر پاسخ من گفت : بین سرمایه دار ایرانی وغربی تفاوت بسیار بزرگی هست. او گفت: سرمایه دار غربی از تمام دنیا سود می برد وآخر سر تمام سود های بدست آورده اش را به میهنش می برد تا در آنجا برای سربلندی وطنش بکار گرفته شود اما سرمایه دار ایرانی تمام ایران را غارت می کند و پولها یش را به غرب انتقال می دهد تا در بانک های غربی بعنوان سپرده بسود غربی ها بکار می گیرد!سرمایه داری ایران هیچگاه نتوانست از فرهنگ خاص سرمایه داری کلاسیک جهان غرب   برخوردار باشد. سرمایه داری ملی ایران تنها در سه دوره توانست در مسائل سیاسی واجتماعی دخالت جدی اما نیم بند و ارتجاعی از خود واکنش واشتراک نشان دهد :
۱- تجار بزرگ در انقلاب مشروطیت بدین دلیل توانستند شرکت فعال داشته باشند چراکه   تمام گمرکات ایران بدست بلژیکی ها اداره میشد وراههای ارتباطی برای نقل وانتقال محموله های تجاری غیر امن و مملو از راهزن بود. تجار بزرگ برابر مالیاتی که پرداخت می کردند خواهان امنیت برای کالاها ودخالت مسقیم در قوانین گمرکات ایران شده بودند .سرمایه داری تجاری ایران همه تقاضاهای خود را در چهارچوب قانون بیان می کردند که نهایتا به نفوذ بر اراده شاهانه نقش می بست که لاجرم به مشرو طیت ختم می شد. طرفداری از حکومت قانون ابتدا به ساکن برای ثروتمندان به حساب می آمد سپس برای شهروندان متوسط شهری که در آن دوره روستائیان جزو سر شماری رسمی و سراسری و حق شر کت در انتخابات مجلس شورای ملی به آنها داده نمی شد !
۲- نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق این امکان را برای سرمایه داری ملی ایران بوجود می آورد تا با برکت ومزایای ملی شدن نفت بنیاد اقتصاد ملی به خود قوت بگیرد ودر پناه آن رونق اقتصادی وبازار را در چشم انداز داشته باشد.اما همین سرمایه داری ملی   با تنگ شدن قافیه سیاست و روزهای سخت که بررهبرملی میگذشت ، براحتی دکتر مصدق را تنها گذاشت و به زیر فتوای کاشانی و دیگر نیروهای ارتجاعی خزید تا قدرت شاه حفظ گردد !
٣- سرمایه داری ایران در اواخر حکومت شاه بسرعت غربی می شد و سرمایه داری نوین ایران کم کم تمام دفاتر مرکزی خود را ازدرون بازار وحجره های تنگ وتاریک به مناطق شمال شهر تهران انتقال داده بود.سیستم بانکداری متناسب با سرمایه داری نوین جهانی بوجود آمده بود.سرمایه داری نوین با سیستم کاملا غربی اما با تسلط بر زبانهای بین المللی و ارتباطات پیچده جهانی گره خورده بود.نظام بازار هنوز اسلامی و سنتی باقی مانده بود واز منشی های قدیمی بنام تحصیلدار استفاده می برد.سرمایه داری ایران به دو گروه غربی ومدرن واسلامی وسنتی تقسیم شده بود.دسته اول ضیافت های به سبک غربی برپا می کرد ودسته دوم در مساجد وحسینه ها به سخنان ضد غربی آخوند ها گوش فرا می داد. بین این دوگروه یک دنیا فاصله بود وهیچ آشتی وجود نداشت.دسته اول با نخسین شعله های   آتش انقلاب اسلامی وارتجاعی که به مراکز بانکی واقتصادی   مهم مملکت کشیده شده بود   بسرعت بوی سرنگونی قدرت مرکزی شاه به مشامشان رسیده بود و شروع به انتقال وفرار سرمایه های باد آورده شان کرده بودند. دسته دوم که ارکان انقلاب اسلامی را تشکیل می دادند دائما به پاریس پول می فرستادند تا امامشان به قدرت برسد ودر پناه حکومت اسلامی به چپاول بیت المال آغاز نمایند.توده جان برکف وانقلابی را نیز خود شاه در انقلاب سفید شاه و ملت در آغاز سال ۴۰ خورشیدی از روستا ها به شهر آورده بود.شاه که می خواست با انقلاب از بالا روستائیان را صاحب زمین نماید اما خمینی در برابر همان انقلاب قد علم کرده بود ومخالف صاحب زمین شدن روستا ئیان بود اما همان روستائیان در انقلاب ۵۷ بکار خمینی آمدند وسینه هایشان را در برابر ارتش وپلیس شاه سپر کردند وبالاخره مراد روستائیان تازه شهری به قدرت رسید وهمان روستائیان به سرعت دستگاه سرکوب رژیم اسلامی را سازمان دادند.کمونیست هانیز با دیدن آنهمه توده شهری فارغ ازاینکه از کدام رهبری سیاسی تبعیت می نمایند با انقلاب اسلامی وارتجاعی بیعت نمودند ومهر مترقی بودن را برپیشانی خمینی کوبیدند.هنوز بخش وسیعی از انقلابیون کمونیست به شکوهمندی انقلاب بهمن اعتقاد وافری دارند.برای آنها این مهم نیست که از دل آن انقلاب به غایت ارتجاعی چه حکومتی بیرون آمده است ، مهم این است که توده ها را با مشت های گره کرده و با شعارمرگ برشاه ودرود برخمینی را در خیابانها رویت کرده اند و این یعنی انقلاب تمام عیار وتاریخساز که باید همیشه در خاطره ها بماند!!اینک عقب افتاده ترین شکل سر مایه داری جهان با ایدولوژی اسلامی بر شریان اقتصادی میهنمان حکومت می کند.سرمایه داری اسلامی با بهره گیری از عقب افتاده ترین قوانین عصر برده داری با کارگران زحمتکش ایرانی به شکل وحشیانه وحیوانی رفتار می نماید.کارگران ایران هر روز در سراسر شهرهای ایران مورد تعرض نظام سرمایه داری اسلامی قرار می گیرند.مبارزان سیاسی چه در داخل وچه در خارج از کشور همواره در افشاگریهای خود تنها رژیم سیاسی   واسلامی آخوند ها را محکوم می نمایند وسرمایه دارانی را که در پناه همان رژیم اسلامی ارتزاق می نمایند را رها می سازند. این در حالیست که سرمایه داران فرصت طلب در این موقعیت حساس وبحرانی کشور تنها به فکر غارت نیروی کار ارزان کارگران هستند وبیشتر سرمایه مالی خود را به خارج از کشور همچون دوبی ودیگر کشورها انتقال می دهند. ایران کشوری است که از سرمایه داران   بدرستی مالیات نمی گیرد!!کارگران ایران هیچگاه در طول تاریخ بدینگونه استثمار نشده بودند.کارگران ایران هیچگاه اینگونه در برابر خانواد ه یشان خجالت زده نبوده اند.اگر در ایران حقوق بشر در حق روزنامه نگاران وسیاسیون رعایت نمی شود ، همان حقوق بشر در حق تک تک افراد خانواده کارگران ایران از بچه شیر خواره تا پیر مرد وپیرزن باز نشسته نیز رعایت نمی شود.روزی که رژیم اسلامی از اریکه قدرت به پائین کشیده شود، سرمایه دارانی که همچون زالو خون کارگران ایران را مکیده اند پاسخگو خواهند بود.بدون شک انقلاب دمکراتیک بدون عدالت اجتماعی پشیزی ارزش نخواهد داشت. اگرهمه تلا ش های انسانی در خدمت رفاه همه انسانها قرار بگیرد کاری اجتماعی خواهد بود وگرنه تحول دمکراتیک وانتقال قدرت به نیروهای مدعی آزادیخواهی هیچ دردی را درمان نخواهد کرد.به کلام دیگر دمکراتیک بودن هر نظامی به اندازه رفاه وعدالت اجتماعی   مردم بستگی دارد.به امید اجرای   قوانین عدالت اجتماعی در ایران !