روسیه در راه گذار به ولایت فقیه نوع روسی


اردشیر قلندری


• دولت الیگارشی و ضد مردمی مدویدوف می کوشد درفرصت بدست آمده با اتکا به محبوبیت بالای رئیس جمهور پوتین، با تغییر قانون اساسی کشور، امکانات گسترده تری در اختیار ریاست جمهوری بگذارد، تاحدی که دیگر ارگانهای تصمیم گیرنده کشوری به مترسک تصمیمات رئیس جمهور تبدیل گردند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ٣۰ ارديبهشت ۱٣۹٣ -  ۲۰ می ۲۰۱۴


 حوداث ساخته و پرداخته غرب در اکراین محملی گشت تا محافل الیگارشی حاکم بر روسیه شرایط موجود را به نفع خود تغییر دهند. از این روی، آنچه که امروز در روسیه می گذرد بیشتر قابل تامل می باشد. روسیه دستخوش سیاستهای کنترل بیشتر جامعه توسط هیئت حاکمه می گردد.
مسئول اصلی اغتشاشات اکراین غرب است که در پی منافع آتی اقتصادی –نظامی خود در این کشورمی باشد. این تحریکات هدفمند عملا اکراین را به دو قسمت جدا کرده است؛ شرق کشور متمایل به روسیه شده، غرب نیز سوی اتحادیه اروپا می رود.
آنچه که در این میان دارای اهمیت ویژه است، مسائل درونی روسیه می باشد که دست اندرکاران تلاش دارند از این حوادث به نفع خود بهره برداری کنند. دولت الیگارشی و ضد مردمی مدویدوف می کوشد درفرصت بدست آمده با اتکا به محبوبیت بالای رئیس جمهور پوتین، با تغییر قانون اساسی کشور، امکانات گسترده تری در اختیار ریاست جمهوری بگذارد، تاحدی که دیگر ارگانهای تصمیم گیرنده کشوری به مترسک تصمیمات رئیس جمهور تبدیل گردند.
طرح پیشنهادی کمیته قانون گذاری و ساختارهای دولتی قانون اساسی دوما، به رئیس جمهور امکان می دهد تا ده درصد از نمایندگان از مجموع اعضای شورای فدرال را انتصاب نماید. مطابق این طرح پیشنهادی به همان اندازه که اختیار و امکانات به رئیس جمهور واگذار می گردد از امکانات محدود مجلس (دوما) کاسته خواهد شد.
بدین ترتیب، در روسیه نوعی سیستم ولایی- با همان برداشتی که ما ایرانیان از آن داریم- در حال تکوین می باشد. طرح پیشنهادی، سناتورها را دائم العمر می نماید. با توجه به دامنه گسترده فساد در دستگاه حاکم روسیه، چنین طرحهایی به معنای ژرفش هرچه بیشتر فساد در دستگاه و سرایت آن به کل جامعه بوده، که با کاهش قدرت و نفوذ تاثیر منطقی دوما بر امور، کشور عملا به سوی استبداد تک حزبی رانده خواهد شد.
حزب کمونیست روسیه مدتهاست که تلاش دارد، دولت ضدمردمی-الیگارشی مدویدوف را از کار برکنار نماید. اما از آنجایی که اکثریت نمایندگان دوما از حزب دولت و برخی جریانات لیبرال و راست مدافع سیاستهای فعلی دولت هستند، این امر ناممکن شده است.
قبل از آغاز حوادث اکراین محبوبیت پوتین در کشور به پائین ترین میزان سقوط نموده بود، سیاستهای نادرست اقتصادی، بی توجهی به بنیه دفاعی کشور و بسیاری از مساله، رتبه پوتین را در میان مردم به پائین ترین سطح کشاند. اما، حوداث اخیر در اکراین و واکنش روسیه در مقابل سیاستهای تجاوزکارانه غرب به سرکردگی آمریکا و ناتو، با الحاق کریمه به ترکیب روسیه، مردم روس به یکباره پوتین را بمثابه قهرمان دیدند. بدین ترتیب، این فرصت طلایی بدست آمد تا از امکانات ارگانهای تصمیم گیرنده کاسته شود، موضوعی که قبل از آن غیر ممکن بود.
درمورد طرح پیشنهادی ولادیمیر پُزدنیاکوف عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه می گوید:
در طی سالهای اخیر قرار بود همه اعضای شورای فدرال مستقیما، یا بطور غیر علنی و طی یک رای گیری سرتاسری انتخاب شوند. ولی به جای این، ما عملا سناتورهای دائم العمر خواهیم داشت، که حتی رئیس جمهور جدید نیز در دور نخست ریاست جمهوری خود توان برکناری آنها را نخواهد داشت. سخن در مورد هفده عضو مجلس نمایندگان است که دارای اختیارات فوق العاده هستند، بعنوان مثال: تائید تغییرات مرزها بین استانهای فدراسیون روسیه؛ تائید فرمان رئیس جمهوری روسیه در مورد شرایط جنگی؛ تائید فرمان ریاست جمهوری در مورد اتخاذ وضعیت فوق العاده؛ تصمیم به استفاده از نیروهای نظامی در خارج از مرزهای روسیه؛ و تعیین زمان انتخابات ریاست جمهوری را در بر می گیرد.
این طرح بطور جدی ساختار مجلس سنا و مجلس مناطق را دگرگون می نماید. در شرایط فعلی، در آنجا دو نماینده از هر منطقه حضور دارد. چرا باید هفده نفر نماینده حکومت مرکزی و شخص رئیس جمهور باشند؟ سخن عملا درمورد این است که، منصوبین رئیس جمهور دارای حقوق برابر با نمایندگان هشت منطقه و بعلاوه یک سناتور می باشند. با تاسف بسیار، در شرایط فعلی، مجلس به اصطلاح سنا دارای وزن سیاسی کافی نمی باشد. مردم از اکثریت سناتورها عملا شناخت نداشته، از کار این ارگان نسبت به کار دوما بی خبرند. یقین دارم که منصوبین جدید رئیس جمهور باعث تغییر اوضاع نخواهند شد. گذشته از این، برای مردم ممکن است پرسشهای مختلفی مطرح گردد: برگزاری برخی انتخابات به چه دلیل می باشد؟ انتخاب استانداران در بسیاری از مناطق برگزار نمی گردد، انتخاب مستقیم شهردارها نیز سئوال انگیز شده است. فرآیند خود انتخابات نیز در واقعیت امر به یک خیمه شب بازی با انواع فیلترها و محدودیت ها تبدیل شده است.
در واقع، اگر همه ارگانهای قانونگذاری را میشود انتصاب نمود، چرا باید انتخاباتی برگزار کرد؟. حتی لازم نیست ادعا کنیم، که مجلس ها به نمایندگان ارگانهای دولتی تبدیل می گردد. آنها نمایندگان خود خواهند بود نه مردم. برای مثال، در آخرین انتخابات دوما ۷.۱ میلیارد روبل هزینه شد. بهتربود این رقم را صرف امور دیگر می کردند، مثلا: افزایش حقوق بازنشستگی، امور فرهنگی، آموزش و پرورش... درحال حاضر، اصول اساسی دموکراسی در حال تغییر است. از سیستم "تعدیل و توازن" عمود نظام، تنها، اگر قوه مقننه در وابستگی خود به قوه مجریه مهربانتر شود می توان سخن گفت. که در واقع، خود نقض اصول اصلی می باشد.