یادداشتی برای جهانگیر جانِ صداقت فر - اسماعیل خویی

نظرات دیگران
  
    از : م. ارشک

عنوان : چه اجباری است؟
من از سابقه تبادل نظر جنابان صداقت فر و اسماعیل خویی ارجمند در مورد موضوع بحث آقای خویی طلاعی ندارم، اما تصور می کنم که اگر روشنفکر یا اندیشمندی هر دلیلی مایل نیست موضعی مخالف دین بطور اعم یا اخص اتخاذ کند، ایرادی نیست و اجباری در اینکار نباید باشد.
بعلاو، درمیان ادیان ابراهیمی فقط اسلام است که پنبه اش بطور گسترده، آنچنانکه در مورد مسیحیت اتفاق افتاد، تنیده نشده است. در مورد دین یهود هم کم نبوده اند اندیشمندانی که با شجاعت به تشریح پایه های غیرعلمی دینشام پرداخته اند. معروفترین اینها، باروک اسپینوز، فیلسوف عصر روشنگری است که به خاطر مواضع افشاگرانه اش از طرف جامعه یهود طرد شد.
۶۴۶۴۵ - تاریخ انتشار : ٣۱ شهريور ۱٣۹٣       

    از : امیر ایرانی

عنوان : سلطنت ومشروطه
سرکار خانم آزاده سپهری گرام،جناب آقای خویی گرام،شعری در مورد اسلام و خدای اسلام سروده اند.یکی از نویسندگان سایت عصرنو وی را به نژاد پرستی متهم کرده اند در کامنتی که در شعر با داعشیان از اقای اسماعیل وفا یغمایی در قسمت ادبیات سایت اخبارروز ،به نکاتی اشاره کردم فکر می کنم مطالعه آن خالی از فایده نباشد.اما مطلبی در مورد سلطنت و مشروطه آورده اید،که مجبور به آوردن مطالبی هستم. پدران ما در صدو چند سال قبل خواسته یا ناخواسته حذف حضور شیخ را برای مشروعیت دادن به شاه سازمان دهی کردند .یعنی همان کاری را که بخشی از اروپاییان برای رهایی از هر دو استبداد انجام دادند، آنان نیز انجام دادند. آنان به این نتیجه رسیده بودند اگر شاه همه کاره باشد وبا توجه به اینکه او نیاز به مشروعیت دارد وآن مشروعیت هم از مردمان کسب نمی شود،بطریقی او به شیخ رجوع می کند پس به شاه گفتند توباید عامل وحدت کل کشور باشید وبصورت تشریفاتی عمل کنید .مجلس و دیگران که با توجه به رای مردم می آیند و میردند ،امور مملکت را خواهند چرخاند. شیخ هم اگر حضور دارد چون به تو وصل نیست مجبور به رقابت با رقیبان دیگراست ویرای حفظ موجودیتش،راه کار دیگری را بر می گزیند. این سازکار تعبیه شده در قانون اساسی با عملکرد دو شاه اخیر از ایران گرفته شد وشرایط دیگری بر کشور حاکم گردید. حال جامعه تلاش می کند از این مرحله عبور کند . حذف شرایط موجود وعبور از حال ،بدین معنی نیست که باز گردیم به تجربیات شکست خورده ی قبلی.در اینجا باید ساز کار دیگری طراحی شود که گردانندگان امورات کشور با رای مردم بیایند و بروند و قوانین هم باید زمینی وناشی از خرد جمعی باشد.آیا بیان این نوع مطالب نادیده گرفتن دیگران است ویا در خدمت اهداف رژیم است . اتفاقا" باید گفت :بخشی از حاکمیت در شرایط فعلی از جمله نهاد ولی فقیه خواهان احیای سلطنت از نوع استبدایش است وحتی حاضر به پذیرش نوع مشرطه آن هم نیست ، در حال حاضر سلطانی حاکم است فقط دنبال اینست که آنرا در خانواده اش موروثی کند اما وجود رقبای دیگر توان اجرا وبیان آن رااز وی گرفته است.
۶۴۶٣۵ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣۹٣       

    از : آزاده سپهری

عنوان : "شاه و شیخ"
آقای "امیر ایرانی"، راستش من ربط این موضوعاتی را که شما اینجا بیان کرده اید به شعر آقای خویی و یا به کامنتهای دیگر نفهمیدم. به نظر من این اصطلاح "شاه و شیخ" و اصولا قرار دادن شاه و شیخ در کنار هم، در چهارچوب سیاستهای رژیم است. رژیم خودش هم سعی در هر چه بیشتر جا انداختن این موضوع دارد تا اینگونه نیروهای سلطنت طلب و مشروطه خواه را از صحنه کنار براند.

من این انتقاد را فقط در رابطه با یکی پنداشتن شاه و شیخ ندارم، بلکه تا بحال بارها به ادعاهای افرادی چون جلایی پور که جمهوری اسلامی را "استالینیستی" میدانند و ادعا میکنند سیستم سرکوب و اختناق جمهوری اسلامی از الگو و افکار چپ نشات گرفته، محکوم کرده ام، با اینکه اصلا میانه ای با نظامهای کمونیستی ندارم. ولی میدانم اینها این کار را میکنند که نیروهای چپ را زیر سوال ببرند و از میدان بدر کنند. و این شیوه را در مورد همه نیروهای مخالف بکار میگیرند، که جنایات خودشان را به دیگران نسبت دهند.
۶۴۶۲۷ - تاریخ انتشار : ٣۰ شهريور ۱٣۹٣       

    از : آزاده سپهری

عنوان : شاه وشیخ؟؟؟
@ امیر ایرانی
شما اینجا قصد روشنگری دارید یا قصد کثافت پراکنی علیه شاه؟ این کامنت شما نه ربطی به شعر آقای خویی داشت، نه ربطی به کامنتهایی که در اینجا گذاشته شده.
۶۴۶۱۱ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹٣       

    از : امیر ایرانی

عنوان : روشنگران کم تعداد
آیا روش جناب آقای خویی گرام در رابطه با روشنگری جریانهایی که در ماورای زمین تعریف می شوند قابل دفاع است یا خیر؟ دراین مورد می توان گفت: این مسئله در دو حوزه یکی اندیشه و فرهنگ، دوم در حوزه سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد.می دانیم مسائلی که در ماورای زمین تعریف شده اند بدلیل کار کرد مخرب آنان در حوزه سیاست ، خیلی از کنشگران و فعالین در حوزه فرهنگ و اندیشه را وادار به واکنش می کنند. وقتی این روند مخرب را در حوزه جغرافیایی به نام ایران زمین مورد توجه قرار دهیم ، افرادی مانند جناب آقای خویی گرام ،که سیاست حاکم را رصد می کنند و خود نیز یکی از کنش گران حوزه سیاسی جامعه ایران نیز می باشند با توجه به توانایهای بالا در حوزه فرهنگ واندیشه ، به مبارزه با آن مسائل ماورای زمین بر خواهند انگیخت. وتلاش خواهند کرد ان مسائل ماورایی را از حوزه سیاست جامعه کنار بزنند ودر صورت داشتن کار کرد ، آنرا محدود به حوزه شخصی افراد کنند. چون این مسائل در جامعه فعلی ایران پی گیری می شوند،برای ارائه درست مطلب ، مجبور به بازگشت به گذشته ایران زمین هستیم وبازی شاه و شیخ را مورد اشاره قرار دهیم ،در دوره های از گذشته این سرزمین که بر می گردد به ۱۴ قرن قبل در دوران ساسانیان ، جامعه ایران تحولاتی را در درون خودش آ غاز کرده بود و تلاشی را پیگیر شده بود ، بلکه بتواند تکلیف دین را در جامعه و بر جریان حکومتی مشخص کند ودر صورت توانایی آنرا به حوزه شخصی براند.چون بازی شاه و شیخ ونتایج مخرب بازیگری شیخ و مسائل ماورایش را در جامعه دیده بود و تجربه کرده بود، اما قبل از اینکه موفقیتی را بدست آ ورد ، جریانات جدیدی بر مردمان این سرزمین حاکم گردید و حاکمیت آن روند هم ،ادامه پیدا کرد ،و بازی شاه و شیخ جدیدی نقش آفرین در صحنه سیاسی سرزمین ایران گردید .و مردمان هم نظاره گر این بازیها بودند . در حد توان هم، تلاش برای بر کنار زدن این بازی را انجام می دادند در این بازیها، در مورد شاهان می توان گفت: اکثر آنان در ابتدا کار برای چیرگی ،با زور شمشیر عمل می کردند ، بعد از استقرار وتداوم سلطه ،علاوه بر زور شمشیر ، مشرو عیتهای دیگری را می طلبند ، یکی از آنها کمک گرفتن از شیخ بوده که آن شیخ هم مجری اوامر چیزی است که در ماورای زمین تعریف می شود. در تاریخ ایران آخرین شاهی که می خواست از بازی شاه وشیخ استفاده کند، محمد رضا شاه بود .اما این شاه چنان از شیخ رودستی خورد بطوریکه بساط شاهان در ایران زمین بر چیده شد و شیخ سوار بر کار گردید . که در پیروزی شیخ، دیگر شیخ هم شاه شد هم شیخ شد. در این پیروزی شیخ ، مشروعیت دهنده به شیخ، نقش آفرینی بسیار دارد. واین مشروعیت دهند می شود دینی به نام اسلام و بالای آن چیزی بنام الله ، قرار می گیرد. در مبارزه با شیخ و مشروعیت دهنده اش ، دو حوزه باید سخت فعال شوند ، یکی بازیگران حوزه سیاست و دیگری حوزه فرهنگ و اندیشه ، که در ضرورت این نوع فعالیتها ، به امثال آ قای خویی می رسیم، اینان افرادی هستند که مسائل حوزه سیاست را رصد می کنند ،وبا توجه به دانش و توانای لازم در حوزه اندیشه ، به روشنگری در رابطه به مشروعیت دهنده به شیخ خواهند پرداخت،وبا زیر سئوال بردن مشروعیت دهنده ،توان مبارزان حوزه سیاست را چند برابر می کنند .تا جامعه ایران روند تکاملی خود را به سلامت پشت سر بگذارد، و شیخ را اگر هم حضورش را نمی تواند حذف کنند و یا عامل مشروعیت دهنده شیخ را نمی توانند از جامعه بر چینند .اما آنان را به قسمتی برانند که مربوط به حوزه شخصی بعضی از افراد شود. این روند تکاملی جامعه ایران زمین است، که حضور امثال افرادی مانند آقای خویی گرام ،خود را ضروری نشان می دهند. در این حضور ، امثال جناب آقای خویی گرام ، پر تعداد باد.
۶۴۶۰۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹٣       

    از : آزاده سپهری

عنوان : تشابهات و تفاوتهای ادیان
آقای اسماعیل خویی، خوب بود شما مقاله ای در ارتباط با تشابهات و تفاوتهای دین اسلام با یهودیت می نوشتید تا از این طریق خوانندگان اطلاعاتی بیشتر کسب میکردند. اینکه شما می آیید در شعر و نثر ادبی به چنین مقولاتی می پردازید، کمکی به روشنگری نمی کند. به نظر من بهتر است شما مقوله ی شعرسرایی را از مقوله نوشتن مقاله های جدی تفکیک کنید.
۶۴۵۹۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱٣۹٣       

    از : داریوش لعل ریاحی

عنوان : دل کندن نا ممکن
اسماعیل جان خویی ، اینک که رها از باید و نباید ، مذهب خویشی وجان شیفته ات را پرواز داده ای تا برهرسرایی که خواست فرود آید . شاعر فرزانه دیگری را به همگرایی با اندیشه خود ، به فرمان برخواستن ، فرا خوانده ای . که از نظر او و بسیارِ دیگری از آنها که نوشته ات را می خوانند ، هیچ اشکالی هم ندارد .
اما می شود چنین پنداشت ،آن روزی را که اولین گریه زایش از حلقوم نازنینت بیرون دوید و مادر و نزدیکانت ، آن را شنیدند
، فقط شاد شدند . نه به فردایت و نه به پس فردایت ، فکر نکردند . خوشحالی را در جمع گسترش بخشیدند .
اما برای جهانگیر جان صداقت فر ، این خوشحالی علاوه بر گسترش در جمع پرنشاط خانوادگی ، سنتی را نیز به همراه داشته است . سنتی که در صد بزرگی از هم میهنان کلیمی ما آن را از واجبات می دانند . چکونه این جهانگیر کوچک را باید تا مرز ۱۸ سالگیش ، چنان بال و پر داد تا بتواند ، خود شود . آیا با پس انداز روزانه ای اندک ، یا شیوه ای دیگر . این قانون یا خصلت را مارکس در نوشته های خود ، دین یهود می داند . یعنی دو انگار پرستیدنی . جامعه یهودیان ایران نمودار و نگاهدارنده ارزشمند این ، ایده هستند .
من به دلیل شغلم قبل و بعد از انقلاب ، از نزدیک با این جامعه بسیار موفق ، خدمت گذار و ارزشمند در حیطه پزشکی ایران ، برخورد داشته ام .
اما از امور دیگر اقتصادی ، بازار و غیره اطلاعی ندارم . سالهای زیادی به عنوان بازرس وِیژه آزمایشگاههای استان تهران و بیش از دو سال به عنوان سرپرست توزیع اداره کل تجهیزات پزشکی کشور خدمت کرده ام . گرچه کلام به درازا می کشد . اما باید گفت .
قبل از انقلاب اولین کسانی که پا در عرصه آزمایشگاهی و تجهیزات پزشکی گذاشتند . این هموطنان بودند .از دامان آنها شرکت هایی چون شهلا ، سعید طبیبی ، سوفر و غیره غیره زاده شدند که خدمات بعد از فروش و سویس دهی یگانه آنها زبانرد بود . بعد از انقلاب همه آنها مصادره وبه سرنوشت شرکت های بی مسولیت دیگر ، دچار گردیدند . در بازرسی از آزمایشگاههای دولتی و غیر دولتی ، حتی یک مورد تخلف و خطا را از مسولین یهودی مشاهده نکردم .
درست است که به خلط مبحث پرداخته ام . اما در ظمیر نهان حرفهایم . نکته ای که هست ، اعتقاد قلبی به این است که صداقت فر ها ریشه جانشان با اعتقاد و تربیت شان عجین است . دل کندن از این باور ..... باور کرنی نیست . در مورد تولد نوزاد یهودی نیز یکی از دوستان یهودی این را و بسیاری دیگر از سنت ها را برایم باز گو کرده است .
۶۴۵۷۷ - تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱٣۹٣