یک سر بریده آمریکایی در مقایسه با ۱۸ سر بریده سوری


اردشیر زارعی قنواتی


• یتر تمامی اخبار رسانه های بین المللی بعد از این اقدام، تمام قد به تصویر و اسم کاسیگ که گویا به تازگی به اسلام هم گرویده و نام "عبدالرحمن" را برای خود انتخاب کرده بود، مزین شد و تنها حاشیه کوچکی از آن به گردن زدن حدود ۱۸ نظامی سوری که هم زمان در این ویدئو در کنار گروگان آمریکایی با سبعیت بسیار بیشتر به نمایش در آمد اختصاص یافت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲٨ آبان ۱٣۹٣ -  ۱۹ نوامبر ۲۰۱۴


گروه دولت اسلامی (داعش) بار دیگر با گردن زدن یک امدادگر آمریکایی نزدیک به شورشیان سوری، به نام "پیتر کاسیگ" به صدر اخبار برگشت و جهان غرب را نسبت به جنون خشونت طلبی این گروه در وحشت فرو برد. تیتر تمامی اخبار رسانه های بین المللی بعد از این اقدام، تمام قد به تصویر و اسم کاسیگ که گویا به تازگی به اسلام هم گرویده و نام "عبدالرحمن" را برای خود انتخاب کرده بود، مزین شد و تنها حاشیه کوچکی از آن به گردن زدن حدود ۱٨ نظامی سوری که هم زمان در این ویدئو در کنار گروگان آمریکایی با سبعیت بسیار بیشتر به نمایش در آمد اختصاص یافت. در اینکه گردن زدن یک گروگان آمریکایی توسط داعش از آن درجه از اهمیت برخوردار است که جهان رسانه و افکارعمومی نمی تواند آن را نادیده بگیرد جای بحث و تعجبی ندارد اما بی اعتنایی و کم اهمیت دادن به گردن زدن حدود ۱٨ سوری در تیتر و تحلیل رسانه دقیقا همان نکته انحرافی و معیار دوگانه یی است که تصویر کلان مبارزه با تروریسم بنیادگرای داعشی را زیر سوال می برد. در حالی که داعش و تروریسم لجام گسیخته بنیادگرایی دینی در خاورمیانه و به خصوص در سوریه و عراق دشمنان خود از شیعه و سنی، کرد و عرب، مسیحی و ایزدی را در کنار گروگان های غربی به صورت سیستماتیک زیر ضرب قرار می دهد، در آن سوی ماجرا ظاهرا هنوز مدعیان مبارزه با تروریسم و داعش در حال سوا کردن و انتخاب بین خوب و بد این قربانیان تروریسم می باشند.
جواب این سوال و دلیل بقای داعش در منطقه چنانچه به گفته ژنرال "مارتین دمپسی" رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در دیدار از بغداد و اربیل "توازن قدرت در جنگ علیه داعش در حال تغییر است، اما افزود که نبرد علیه این گروه جهادی ممکن است سال ها بطول بکشد" دقیقا به همین در پیش گرفتن معیارهای دوگانه در مبارزه علیه تروریسم ارتباط مستقیم دارد. در طول همین هفته "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا در یک اظهارنظر کاملا متناقض که بطالت آن در طول حداقل سه سال گذشته به اثبات رسیده است تصمیم گرفت تا با تغییر استراتژی خود در قبال تحولات سوریه مبارزه با گروه داعش را با تقویت شورشیان مخالف "بشار اسد" برای سرنگونی حکومت این کشور پیوند بزند. ظاهرا توجیه اوباما برای رویکرد جدید خود بر این پایه استوار است که شکست داعش بدون سرنگونی اسد امکان پذیر نخواهد بود. این در حالی است که ارتش سوریه هم اکنون در کنار پیشمرگه های کرد از جمله در کوبانی در خط مقدم مبارزه با گروه های تروریستی همچون داعش و جبهه النصرت قرار داشته و بیشترین هزینه را پرداخت می کنند. تجربه تاریخی هم به وضوع نشان داده است که تمامی تلاش غرب، ترکیه و کشورهای عرب حامی شورشیان سوریه تا به امروز تنها به تقویت گروه های جهادی منجر شده است و در عالم واقعیت در میادین جنگ سوریه چیزی به عنوان شورشیان میانه رو و ارتش آزاد سوریه با تصویر یک آلترناتیو انقلابی و ارتش آزادیبخش هرگز وجود خارجی نداشته است. به همان دلیلی که مبارزه با گروه داعش در عراق بدون هماهنگی با دولت بغداد، ارتش این کشور، پیشمرگه های کرد و جذب نیروهای شبه نظامی قبایلی سنی هرگز قابل تحقق نبوده و رهبران واشینگتن نیز بر این واقعیت صحه گذاشته اند، در سوریه نیز نقض این قاعده و عدم ایجاد هماهنگی بین تمامی نیروهای فعال و میدانی مخالف داعش نه تنها نمی تواند مسیر پیروزی بر تروریسم را هموار کند که حتی بر پیچیدگی امور و گسترش بسترسازی برای تقویت گروه های تروریست همچون داعش منجر خواهد شد.
تا زمانی که آمریکا و متحدین غربی – خاورمیانه یی آن در چارچوب منافع ژئوپلتیک خود استراتژی جنگی خویش علیه گروه داعش را تنظیم می کنند و در یک جا دشمن و در جای دیگر همسو با هم قرار می گیرند، هیچ پایانی بر آنارشی حاکم بر منطقه و یکه تازی تروریسم بنیادگرا قابل تصور نخواهد بود. تصور سرنگونی اسد برای سامان بخشیدن به اوضاع منطقه و شکست تروریسم جهادی در خوشبینانه ترین حالت یک خیال باطل است که تحت هیچ توجیهی با واقعیات موجود همخوانی ندارد. اینکه هر بار که ارتش سوریه در جنگ علیه شورشیان جهادی به موفقیت های میدانی دست پیدا می کند همانند آنچه هم اکنون در منطقه استراتژیک حلب در جریان است، رهبران سیاسی – نظامی آمریکا و متحدین منطقه یی آنان به شدن دستپاچه شده و چنگ و دندان خود را به رژیم اسد نشان می دهند در منطق سیاسی در راستای یک استراتژی بازدارنده است که بیشترین منفعت آن نصیب گروه های تروریستی همچون داعش و جبهه النصرت می شود. نزدیک به چهار سال جنگ داخلی و فرقه یی در سوریه دیگر این واقعیت اثبات شده است که تحت هیچ شرایطی نمی توان توازنی بین "تغییر نظام" با "حفظ ثبات" در سوریه و منطقه با اتخاذ چنین استراتژی های متناقضی به وجود آورد. ظاهرا واشینگتن و متحدین غربی آن از تجربه شکست خورده و فاجعه بار لیبی درس های لازم را نگرفته اند و همچنان بر یک رویکرد به شدت غلط و بی ثبات کننده پافشاری می کنند. متاسفانه متحدین منطقه یی آنان از جمله ترکیه، عربستان و قطر که در طول حداقل شش ماه گذشته جایگاه و نقش مخرب آنان در بر هم زدن ثبات منطقه یی و پشت پرده ایجاد گروه های تروریستی چون داعش و جبهه النصره برملا شده است نیز چندان تمایلی برای پایان یافتن وضعیت فاجعه بار منطقه و شکست نهایی تروریسم داعشی ندارند. تا زمانی که از تروریسم جهادی و از جمله گروه داعش به عنوان یک عامل متوازن کننده و اهرم فشار در مناسبات منطقه یی و ژئوپلتیک استفاده می شود هیچ امکانی برای فیصله بخشیدن به این وضعیت وجود نخواهد داشت.
در شرایطی که یک سر بریده آمریکایی دنیایی را آشفته می کند و چندین روز می تواند تیتر اصلی رسانه های بین المللی باشد در حالی که در کنار همان سر، ۱٨ سر بریده دیگر هم بر خاک افتاده و حساسیت چندانی را ایجاد نمی کند، داعش و تفکر تروریسم جهادی در منطقه خاورمیانه به حیات و ممات خود ادامه خواهد داد. رزمندگان و به خصوص دختران جوان کوبانی به خوبی نشان دادند که این داعش نیست که قدرتمند و شکست ناپذیر است، بلکه رمز بقای آنان در آنارشی حاکم بر منطقه و نگاه سودمندگراینه بازیگران ذی نفع در چارچوب امیال ژئوپلتیک می باشد که به این گروه اجازه می دهد همچنان جایگاه خود را در موقعیت بی ثبات عراق و سوریه حفظ کند. در حالی که هر عقل سلیمی می پذیرد که فروپاشی ساختار سیاسی – نظامی سوریه در شرایط کنونی می تواند به هرج و مرج بیشتر و ایجاد بستر مساعد برای رشد و نمو گروه های تروریستی و جهادی منجر شود، هرگونه پیوند زدن مبارزه با داعش با سرنگونی اسد در خدمت همین آنارشی و تقویت تروریسم بنیادگرا خواهد بود. راه عاقلانه و منصفانه در مخالفت با رژیم توتالیتر اسد در وضعیت کنونی از مسیر تلاش برای دمکراتیزه کردن ساختار سیاسی سوریه و اقدام برای مصالحه ملی می گذرد. تلاش برای تعیین یک نقشه راه جهت گفت و گوهای ملی در چارچوب گذار سیاسی و مصالحه ملی تنها راه پیش رو برای حفظ ثبات و منکوب کردن تروریسم جهادی است و هر استراتژی به غیر از آن به بیراهه یی ختم می شود که همه روزه باید شاهد سرهای بریده و شهرهای ویران شده بود.