نقش و ضرورت بورژوازی ملی در اندیشه مهندس سحابی برای ایران


حمید آصفی


• ایران در شرایط انقلاب پرولتری نیست. دوستان مارکیست اشتباه دوران مصدق و حزب توده را تکرار نکنند. با انقلاب ایران، هم بورژوازی ملی و هم طبقه کار ضربه خورده است. اعتقادات مذهبی کارگران نتوانسته رابطه ای معنی دار بین دموکراسی، منافع طبقه کارگر، استقلال و بورژوازی ملی برقرار کند. تا رشد کمی و کیفی طبقه کارگر راه طولانی در پیش داریم ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۱۰ دی ۱٣۹٣ -  ٣۱ دسامبر ۲۰۱۴


۱- تجربه ی تاریخی: اقتصاد دان ملی آلمان- فردریک لیت- اولین اقتصاددانی بود که راه توسعه آلمان را تحریم و ممنوعیت کالاهای انگلیس معرفی کرد و صدراعظم قدرتمند آلمان- بیسمارک- همیشه کتاب او را روی میزش داشت و رهنمودهای او را اجرا کرد و توسعه آلمان مدیون آن اقتصاد دان و این صدراعظم است.
در آن مقطع تاریخی، انگلیس پیشرفته ترین کشور صنعتی دنیا بود و کالاهایش بازارهای جهان را قبضه کرده بود. آلمان با ممنوعیت ورود کالاهای انگلیسی به توسعه درون زا هدایت شد وزیر ساخت های تولیدی آن به سرعت و به گستردگی رشد کرد و کشوری صنعتی شد. پس از آلمان، امریکا بعد از استقلال، توصیه ی لیت را عمل کرد و دوران انزوا (isolation) را در پیش گرفت و کالاهای انگلیسی تحریم شد. پیشرفت صنعتی امریکا هم پس از این دوره شروع شد.
فرانسه و ژاپن هم در همین مسیر حرکت کردند و در دوران ما، چین تا سال ۱۹۷۷ درهای خود را بست و بجز دوران همکاری با شوروی از ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۶، توسعه ی دوران زا را پی گرفت، سپس از آن درهای کشور خود را باز کرد.
۲- تجربه ی ایرانی: ۲٨ ماه حکومت دکتر مصدق در ۹۰ سال گذشته، تنها دورانی است که شکوفایی و رشد درون زا را نشان می دهد. تحریم نفت ایران، صادرات نفت را به صفر رسانده بود و تنها بخش های اقتصادی بومی عمدتا کشاورزی و کمی معادن و صنعت محدودی بود که توانست تحت رهبری دولت، تراز بازرگانی را برای اولین بار و آخرین بار- بدون نفت- مثبت کند. پیوند ملت با دولت و مشروعیت دولت، آنچنان مردم را به خلاقیت و هماهنگی و اداشت که حتی سم گاو و مدفوع سگ صادر شد. خرید قرضه ملی،کم مصرف کردن و بیشتر تولید کردن، اهرم قدرتمندی بود که آن دستاوردها را به دنبال داشت. علیرغم اینکه دربار، اشرف، فئودال ها و حتی بعضی احزاب مخالفت موثر می کردند.و بورژوازی ملی داشت جان می گرفت و گسترش پیدا می کرد، در عین حال این بورژوازی طرفدار دمکراسی مصدق هم بود و از ان حمایت هم    می کرد.
٣- تجربه جمهوری اسلامی: در جمهوری اسلامی هم تحریم ها از همان اوایل انقلاب با درجات مختلف و در حیطه های محدود شروع شد و در سالهای اخیر جدی گردید. در سالهای گذشته با "دور زدن تحریم ها"، ورود حدود ۲۰ میلیارد دلار کالای قاچاق و فساد گسترده ی متربت بر دورزدن ها، منجر به توقف ۲٨ هزار واحد تولیدی گردید و ۱٣۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی در این ٣۵ سال را عملا به هدر داد. چی شد که تحریم ها در دوران مصدق باعث خلاقیت و شکوفایی شد و در جمهوری اسلامی باعث فساد و ثرپ واحدهای تولیدی؟ در دوران مصدق بورژوازی ملی منال بود و در جمهوری اسلامی بورژوازی کمپراووردلال و تاجر. آن بورژوازی از اهداف دولت خود حمایت می کرد و این بورژوازی از ورود کالای قاچاق و تجارت با خارج. آن بورژوازی ارز وارد مملکت می کرد و این بورژوازی ارز نفتی را به تاراج می داد. در دوران آن بورژوازی دمکراسی اصل بود و در دوران این بورژوازی سرکوب آن دوران جذب سرمایه      می کرد و این دوران فرار سرمایه و نفر را سبب می شد.
۴- نهادهای اقتصادی بین المللی: بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، اجلاس جهانی اقتصاد و سازمان تجارت جهانی همگی به نفع اقتصادهای برتر عمل می کنند و تا مدیریت و زیر ساخت قدرتمند ملی ایجاد نشود و آن نهادها فاعل مایشاء باشند امیدی به توسعه ی دوران زا نیست. تجربه جهانی گذشته که در مورد، آلمان، امریکا، فرانسه، ژاپن، چین و... گفته شد هم تقابل بورژوازی جهانی یا بورژوازی ملی را نشان می دهد. این دولت ملی است که ورود بورژوازی جهانی را برای مدتی ممنوع می کند تا زیر ساخت ها و مدیریت های ملی آنقدر قدرت بگیرند که بتوانند در سطح جهانی رقابت کنند. چیزی که چین در ٣۰ سال گذشته نشان داد و ترکیه و مالزی هم تا حدودی توانستند، موفق باشند. صحبت از جزیره شدن کشور نیست بلکه صحبت از فعال کردن توان بالقوه ی ملی است.
۵- بورژوازی ملی: تعریف بورژوازی ملی از آنچه در سطور بالا گفته شد چنین می توان خلاصه کرد:
۵-۱- بورژوازی ملی تعارض منافع با بورژوازی جهانی دارد. بطوری که منافع بورژوازی جهانی، منافع بورژوازی ملی را تهدید می کند و در نهایت آنرا نابود می کند. چیزی که در ٨ سال حکومت احمدی نژاد در ایران اتفاق افتاد.
۵-۲- بورژوازی ملی با حکومت خود وحدت منافع دارد و از ان حمایت می کند. مانند دوران دکتر مصدق. محاسبات اقتصادی او شفاف است و مالیات خود را به درستی پرداخت می کند و هر وقت دولت ملی احتیاج به کمک داشته باشد، به کمکش می شتابد.
۵-٣- بورژوازی ملی، ارزش افزوده، خود را در داخل کشور سرمایه گذاری می کند. او با نیروی کار داخلی اشتراک منافع دارد و سعی می کند منافع خود را با نیروی کار تقسیم کند. درست عمل بورژوازی کمپرادور- که با بورژوازی جهانی اشتراک منافع دارد ظرفیت های خالی آنقدر در داخل هستند که ارزش افزوده بورژوازی ملی را به خوبی جذب کنند.
۶- بورژوارزی ملی، حامل دمکراسی است:
رشد بورژوازی ملی، همراه با رشد طبقه کار و رشد نهادهای مدنی و سندیکاهای کارگری ..... تحقق می یابد. قدرت گرفتن این نهادها، با قدرت دولت به تعادل می رسد و می تواند حامل و تقدیم کننده دمکراسی باشد. در شرایط کنونی ایران که جامعه و بورژوازی ملی از طرف بورژوازی جهانی مورد تهاجم است، باید علنا و نظرا با بورژوازی جهانی مقابله کرد و از بورژوازی ملی حمایت نمونه دکتر مصدق که با دو رویکرد مشخص و در عین حال ساده و همه کس فهم به میدان آمد: ملی شدن نفت و اصلاح قانون انتخابات. با ملی شدن نفت، دموکراسی تصمیم گیری را ملی می کرد و با اصلاح قانون انتخابات وابستگی به بورژوازی جهانی را قطع    می نمود.
۷- ایران و شرایط انقلاب پرولتری
ایران در شرایط انقلاب پرولتری نیست. دوستان مارکیست اشتباه دوران مصدق و حزب توده را تکرار نکنند. با انقلاب ایران، هم بورژوازی ملی و هم طبقه کار ضربه خورده است. اعتقادات مذهبی کارگران نتوانسته رابطه ای معنی دار بین دموکراسی، منافع طبقه کارگر، استقلال و بورژوازی ملی برقرار کند. تا رشد کمی و کیفی طبقه کارگر راه طولانی در پیش داریم. وقت تشدید تضادهای طبقاتی نیست. وقت تقویت بورژوازی ملی ضعیف شده و طبقه کارگر حیران، می باشد.
فصل سوم قانون اساسی که به حقوق ملت عنایت دارد، هنوز به مرحله اجرا در نیامده است اجرای آنرا باید خواست. کار برای همه، آموزش برای همه، بهداشت و درمان و بیمه برای همه، آزادی برای همه تا اول کشور "قوام دمکراتیک" پیدا کند و سپس از آن رشد و توسعه پیدا کند و سپس به سمت کاهش اختلاف طبقاتی برویم.