تز استحاله پذیری سرمایه داری! - فرهاد عاصمی

نظرات دیگران
  
    از : امیر هوشنگ اطیابی

عنوان : «تسویه حساب با برادر ایرانی احزاب کمونیست اروپا »
برای اطلاع نظر دهنده ی محترم «زاگرس» و منتقد گرامی آقای فرهاد عاصمی، موضع حزب توده ی ایران خارج از بحث مقاله ی نقد شده بوده؛ به این دلیل واضح که موضوع اصلی فعالیت سیاسی اش ایران است. ضمنا همه ی احزاب کمونیست اروپایی موضع یکسانی در مورد اتحادیه ی اروپا ندارند. برای روشن کردن مواضع بخشی از این احزاب از جمله حزب کمونیست یونان نقل قول ها و پیوندِ مقاله ای از نامه ی مردم ارگان حزب توده ی ایران آورده شد. اتهام «تسویه حساب» هم کاملا نادرست و بی پایه است چون با آنچه که در آن مقاله ی حزب آمده، و دراینجا می آورم هیچ مخالفتی ندارم:
«[...] به‌نظر نمی‌آید سیاست و برنامهٔ کنونیِ "حزب کمونیست یونان" بتواند نیروی وسیع توده‌ایِ لازم برای پیشبردِ گام‌های ضرور در این مقطع تاریخی در یونان را به‌خود جلب کند. در مقابل، این بحث بسیار مهم نیز در جامعه یونان مطرح است که آیا می‌توان با حمایت از نیروهایی که آمادگی دارند با برخی اصلاحاتِ اقتصادی و اجتماعیِ مهم در چارچوب اتحادیه اروپا و تغییرِ برخی مقررات و سیاست‌ها، فشار را از گُرده زحمتکشان بردارند، و با به‌قدرت رساندن آن‌ها موازنهٔ قدرت را عوض کرد و در فردای پس از انتخابات مبارزه برای تغییرهای پایه‌ای و ساختاری را ادامه داد؟ به باور ما این برخورد نیز پایه‌های مارکسیستی قدرتمندی دارد و تجربه‌های مشخصی در ارتباط با آن وجود دارند. [...] بر پایهٔ موضع‌گیری‌های اعلام‌شده و سیاست‌های پایه‌ای "سیریزا" در ارتباط با اتحادیه اروپا، ‌باید اذعان داشت که این حزب را به‌هیچ‌وجه نمی‌باید با برنامه کنونی آن به‌مثابهٔ حزبی خواستارِ سوسیالیسم ارزیابی کرد. "سیریزا" جریان چپ رادیکالی در طیفِ نیروهای سوسیال‌دموکرات و طرفدار سیاست‌های کینزی است، و درست به همین دلیل، می‌توان قبول کرد که در شرایط کنونیِ یونان این حزب نقش پررنگ و مثبتی در مبارزه برای رفورم‌های اقتصادی‌-اجتماعی‌ای مشخص به نفع زحمتکشان یونان بازی کند.[...] چارچوب اتحادیه اروپا و قوانین آن می‌تواند در مقابل اقدام برای سیاست‌گذاری‌های اساسی مردمی، دمکراتیک و ملی مانع‌های اساسی‌ای به‌وجود آورد. این به ابتکار عمل نیروهای سیاسی بستگی دارد که چگونه با بهره‌گیری از تضادهای موجود برای بسیج وسیع مردم برای حضور مستقیم در صحنه، سیاست‌های مردمی‌ای را به‌پیش ببرند. [...] به‌طورِتحقیق وجودِ حزب‌های کمونیست و کارگری می‌تواند ضامن حفظ این دینامیسم و ادامه عمل آن برای ادامه مبارزه برای تحول‌های کلیدی در این کشور باشند. [...] وجود و فعالیت حزبی مانند "سیریزا" در شرایط کنونی نه‌فقط در تضاد با حزب‌های رادیکال‌تر نیست، بلکه عملکردِ آن در وضعیتی که شرایط ذهنی در جامعه به‌موازات شرایط عینی رشد نکرده و قوام نیافته‌اند، می‌تواند در روندی مکملِ همدیگر و در راستای مبارزه‌ای متحد به‌هدفِ به‌وجود آوردنِ تغییرهای پایه‌ای‌ترِ آتی در این کشور دانسته شود.»
http://www.tudehpartyiran.org/۲۰۱۳-۱۲-۰۳-۲۲-۳۷-۲۵/۲۷۵۲-۲۰۱۵-۰۱-۱۲-۲۳-۴۳-۱۲
ضمنا مقاله ی «آغازِ مبارزه برای اصلاحاتِ واقعی، در یونان!» اطلاعات کامل و مثبتی در مورد جنبش «سیریزا» ارائه می دهد:
http://www.tudehpartyiran.org/۲۰۱۳-۱۲-۰۳-۲۲-۳۷-۲۵/۲۷۸۲-۲۰۱۵-۰۲-۱۰-۱۶-۳۴-۵۲
با توجه به دو منابع بالا، که یکی از آن ها مورد استناد بود، این قضاوتِ آقای فرهاد عاصمی هم غیرمنصفانه و نادرست است: «در سطرهای بعدی هم که نظریه پرداز [امیر هوشنگ اطیابی] موضع حزب های کمونیستی دیگر را توضیح می دهد، ازجمله به طور غیرمستقیم موضع حزب توده ایران را، از مضمون سخن و موضع و استدلال حزب های مورد انتقاد قرار گرفته، حرفی به میان آورده نمی شود.»
۶۶۹۱٣ - تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱٣۹٣       

    از : امیر هوشنگ اطیابی

عنوان : داشتن آرزو برای دست یافتنش ضروری است اما نه در آسمان ذهنمان بلکه در زمین زاینده ی جامعه
خواننده ی محترم برزویه طبیب برای یافتن پاسخ سئوالتان کافی است از هر رهگذری در اروپا (بشرطی که از یک درصدی ها نباشد) بپرسید بدترین شرایط زندگی در اروپای توسعه یافته درکدام کشورهاست بلافاصله می شنوید: یونان، اسپانیا، پرتقال و بهترین ها؟ کشورهای اسکاندیناوی. همه شان هم سرمایه داری هستند. در یونان «عملکرد مخرب سرمایه داری» یا فاجعه را مردم با گوشت و پوستشان لمس می کنند. من بعید می دانم که شما این را ندانید. اما بهتر است از من نشنوید و به پدران سوسیالیسم علمی مراجعه کنید تا جنبه های مثبت سرمایه داری را، علیرغم فاجعه های آن، در گفته های آن ها بیابید که چگونه همین جنبه های مثبت سرمایه داری است که پایه های سوسیالیسم را می سازد. ضمنا به این واقعیت که اکثریت مهمی از مردم جهان و بخش کاملا توسعه یافته ی آن سوسیالیسم نمی خواهند راه حلی بیابید. و از آن مهمتر برای پراکندگی و تفرقه ی فاجعه بار میان طرفداران سوسیالیسم و جدایی فاجعه بارشان از آن اکثریت.

اما برای آن که نمی توانیم همه ی مسائل جهان را از جمله آنچه را که در ذهن من می گذرد تفتیش کنیم و دراینجا به بحث بگذاریم بهتر است به واقعیت های مشخص یونان و اسپانیا برای شناخت «عملکرد مخرب سرمایه داری» مراجعه کنیم و خیزش توده های مردم برای مقابله با آن را بررسی کنیم که برای برقراری سوسیالیسم نیست و تا رسیدن به آن خواست کار بسیاری لازم است: «بخشی از برنامه سیریزا، حزب چپ‌گرای یونان» و بسیاری مطالب دیگر
http://www.kar-online.com/node/۸۸۸۲
ضمنا برای آنکه آنچه را ما می خواهیم (یعنی سوسیالیسم و مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید) را جایگزین آنچه امروز مردم می خواهند نکنیم بد نیست به سخنان پابلو ایگلسیاس رهبر پودموس مراجعه کنیم (گرچه بیانی جدید از درس هایی دیرین است): «دشمن برای خندیدن به شما چیز بیشتری نمی خواهد. شما می توانید تی شرت هایی با آرم داس و چکش به تن کنید، می توانید پرچم های بزرگی حمل کنید و با آن پرچم ها به خانه های تان برگردید، در همان زمان اما، دشمن در حال خندیدن به شماست. چرا که مردم و کارگران دشمن را به شما ترجیح می دهند، به این دلیل که آنها او را وقتی که صحبت می کند درک می کنند. مردم و کارگران شما را درک نمی کنند، گرچه ممکن است حق به جانب شما باشد و شما حق دارید از فرزندانتان بخواهید که بر روی سنگ قبرتان بنویسند: حق همیشه با او بود، اما هرگز کسی او را درک نکرد!»
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=۶۵۲۶۲
۶۶۹۰۵ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹٣       

    از : برزویه طبیب

عنوان : استدعا از اقای اطیابی برای روشن شدن ذهن من و دیگران
وقتی از «مهار عملکرد های مخرب سرمایه داری » صحبت میکنید، روشن بفرمایید عملکرد های غیر مخرب سرمایه داری در یونان کدامند؟ مبارزه با فیودالیسم که سالها ست از بین رفته است؟
وقتی صحبت از عدم «انتقاد از مخالفت با سیاست های نولیبرالی اتحادیه اورپا بر ضد منافع نیروی کار» میکنید، روشن بفرمایید سیاست های بالقوه یا بالفعل غیر نیولیبرالی اتحادیه اورپا در شرایط بحران اقتصادی اجتماعی کنونی در اورپا در جهت منافع اردوی کار،مثلا چه بوده یا چه میتواند باشد؟ دولت کینزی؟
وقتی صحبت از « تاکتیک مهار عملکرد مخرب سرمایه داری » میکنید، چگونه میتوانید با عمل و نه با حرف نشان دهید که این استراتژی شما نیست؟ با شرکت در جلسات ناتو؟ برزویه طبیب
۶۶۹۰۰ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹٣       

    از : برزویه طبیب

عنوان : استدعا از اقای اطیابی برای روشن شدن ذهن من و دیگران
وقتی از «مهار عملکرد های مخرب سرمایه داری » صحبت میکنید، روشن بفرمایید عملکرد های غیر مخرب سرمایه داری در یونان کدامند؟ مبارزه با فیودالیسم که سالها ست از بین رفته است؟
وقتی صحبت از عدم «انتقاد از مخالفت با سیاست های نولیبرالی اتحادیه اورپا بر ضد منافع نیروی کار» میکنید، روشن بفرمایید سیاست های بالقوه یا بالفعل غیر نیولیبرالی اتحادیه اورپا در شرایط بحران اقتصادی اجتماعی کنونی در اورپا در جهت منافع اردوی کار،مثلا چه بوده یا چه میتواند باشد؟ دولت کینزی؟
وقتی صحبت از « تاکتیک مهار عملکرد مخرب سرمایه داری » میکنید، چگونه میتوانید با عمل و نه با حرف نشان دهید که این استراتژی شما نیست؟ با شرکت در جلسات ناتو؟ برزویه طبیب
۶۶٨۹۶ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹٣       

    از : زاگرس

عنوان : تحمل نقد
جناب آقای اطیابی، نقد هر قدر هم از دید شما نابجا باشد باید با استدلال بدان پاسخ گفت. شما ار دو کامنتی که ارسال کرده اید پاسخی نداده اید، پرخاش گفته اید.
من مقاله شما را قبل از اینکه آقای عاصمی نقدی بر آن بنویسد خوانده بودم. همان موقع از انگیزه شما که چنان عجولانه به کرسی قضاوت رفته بودید، سر در نیاوردم.
آیا سیریزا در یونان کار را یک سره کرده و بعنوان پیروز از معرکه تروئیکا بیرون آمده که آقای اطیابی اینچنین خط بطلان بر مواضع احزاب کمونیست می کشد.
یا اینکه ایشان برای تسویه حساب با برادر ایرانی احزاب کمونیست اروپا چنین شتابان رفته است؟
...
۶۶٨۹۰ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹٣       

    از : امیر هوشنگ اطیابی

عنوان : نه «نظریه پردازم» و نه «تز» دهنده
برای اطلاع خوانندگان محترم، من نظرات سیاسی و انتقاداتم را در مقاله ای ارائه دادم و با کمال اشتیاق از خواندن همه ی نظرهای دیگر که بر آگاهی من بیافزاید استقبال می کنم. برخلاف تصور نویسنده ی این نقد نه «نظریه پرداز»م و نه «تز» دهنده و چنین جایگاهی را برای خود قائل نیستم. نظریه پردازی و تز دادن کار کسانی است که عمری را به پژوهش هایی در زمینه ی شاخه های مختلف علوم اجتماعی صرف کرده اند و کتاب ها و رساله های گوناگون در این زمینه ها بخصوص در راستای رهایی نیروی کار و سوسیالیسم منتشر کرده اند. همه ی این عنوان ها را به آقای فرهاد عاصمی پیش کش می کنم.
۶۶٨٨۴ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹٣       

    از : امیر هوشنگ اطیابی

عنوان : دریغ از انصاف و امانت در نقد
با کمال تاسف، نویسنده ی محترم با پیش فرض ها و پیش داوری هایشان آغاز به نقد کرده اند. نقل قول ها از مقاله ی اینجانب را مطابق میل خویش بریده بریده و وارونه کرده اند تا بتوانند برای پیشداوری ها، پیش فرض ها، و برداشت های ذهنی خویش مثال هایی از نظرات اینجانب فراهم کنند. ضمنا ایشان فراموش کرده اند که پیوندی از اصل مطلب را برای قضاوت مستقل خوانندگان خود بیاورند . برای اطلاع خوانندگان محترم اصل مقاله در اینجاست:
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=۶۵۲۹۴
برای آگاهی خوانندگان جانمایه ی مقاله ام این ها بوده اند:
الف. انتقاد از مخالفت و از آن بدتر رد تشکیل جبهه و اتحاد با جنبش های چپ برای مهار عملکرد های مخرب سرمایه داری به عنوان تاکتیک مبارزاتی.
ب. انتقاد از مخالفت احزاب کمونیست با اتحادیه ی اروپا و بدتر از آن طرفداری از متلاشی شدنش که در جهت عکس تکامل سرمایه داری (علیرغمِ خواست و خوشایند ما) و همسویی با خواست امریکا و احزاب ناسیونالیست، راستگرای افراطی و فاشیست اروپا. نه انتقاد از مخالفت با سیاست های نولیبرالی اتحادیه ی اروپا برضد منافع نیروی کار و دست آوردهایش. رد کامل اتحادیه اروپا با رد سیاست های اتحادیه اروپا کاملا متفاوت است.
ج. انتقاد از احزاب کمونیست برای جایگزین کردن استراتژی نابودی سرمایه داری با تاکتیک های رسیدن به آن استراتژی و در اینجا جایگزین کردن تاکتیک مهار عملکرد مخرب سرمایه داری با آن استراتژی.
پیشدواری های ایشان، که همه نظرات ارائه شده در مقاله ام مغایرت دارد و اتهاماتی بیش نیست، اینهاست:
۱. امیر هوشنگ اطیابی «تز استحاله پذیری سرمایه داری!» ارائه داده است.
۲. وی با «مضمون مخالفت این حزب ها[ی کمونیست] با اتحادیه اروپا، [که] مخالفت آن ها با سیاست این اتحادیه است» مخالف است.»
۳. «امیرهوشنگ اطیابی این غارت استثمارگرانه که با مرگ و میر زحمتکشان کشورهایی که برمی شمرد، همراه است را «بدبختی نیروی کار» ارزیابی می کند» و معتقد است «منظور همان ”جهان سوم“ است. ”گناهکار“ برده های روزمزد در این کشورها و نه سرمایه مالی امپریالیستی است.»

در مقاله ام آمده است: «بدبختی نیروی کار در کشورهای توسعه یافته آن است که با معضل مزمن توسعه ی نامتعادل در جهان روبروست؛ همین معضل باعث ضعف روز افزون نیروی کار این کشورها، اتحادیه هایشان و همچنین سدی در راه حفظ امتیازاتشان بوده است. همین توسعه ی نامتعادل است که موتور متحرکه ی جهانی سازی است که جبری و تابع قانون تکامل سرمایه بوده است.»
۴. «نظریه پرداز [امیر هوشنگ اطیابی] رابطه میان «استراتژی نابودی سرمایه داری» و «تاکتیک مهار عملکرد مخرب سرمایه» را یک روند واحد ارزیابی نمی کند.»

در مقاله ام آمده است: « محور اصلی اختلاف رد یا قبول اتحادیه ی اروپا و یا جایگزینی تاکتیک مهار عملکرد مخرب سرمایه با استراتژی نابودی سرمایه داریست.»
۵. نظریه پرداز [امیر هوشنگ اطیابی] خواستار حفظ شرایط برقراری هژمونی سرمایه مالی امپریالیستی در اتحادیه اروپا است.»

به هیچوجه اینطور نیست. ولی رد حمایت مشروط، تشکیل جبهه یا اتحاد با دیگر نیروها (چه موقتی، چه تاکتیکی و چه استراتژیک) عملا همین نتیجه راخواهد داد. هرقدر هم فریاد های ضدسرمایه داری سربدهیم! هژمونی سرمایه ی مالی امپریالیستی خارج از خواست من شما عملا وجود دارد و امریکایی ها می خواهند در این زمینه یکه تاز و بدون مزاحم باشند چه از جانب متحدینشان و چه از جانب نیروی کار.
۶. «پیشنهاد او به حزب های کمونیست، اتخاذ موضعی به سود سرمایه مالی امپریالیستی اروپایی، به اصطلاح ”خودی“ و حفظ و تقویت شرایط موجود در اروپاست.»

اگر بتوان اسمش را پیشهاد گذاشت تنها پیشنهادی که در مقاله ام آمده اینست: «فرض کنیم که احزاب کمونیست و در اینجا نسخه ی یونانی آن در سیاست ضد اتحادیه ی اروپایی خود کاملا محقند و درست عمل می کنند. چرا آن ها نمی توانند با چپ های دیگر جبهه ای تشکیل دهند و ضمن همراهی با آن ها سیاست خود را هم به میان مردم ببرند؟» با مواضع مستقل احزاب کمونیست به هیچ وجه مخالفتی نیست ولی با سیاست شان در زمینه ی مخالفت با تشکیل جبهه در چهارچوبی مشخص در راستای مخالفت با سرمایه داری کاملا مخالفم. این واگذاشتن عرصه به فاشیست ها، ناسیونالیست ها و راستگرایان و دور شدن از توده های مردم است.
۶۶٨۷۹ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹٣