به بهانه درگذشت «یاشار کمال» نویسنده مبارز ترک


احد واحدی


• با وجود اینکه‌ خیلی ها شیفته‌ داستانهای جدی و جاندار وی بودند، اما آنچه‌ بیش از هر چیز سیمایی محبوبی از یاشار کمال بوجود اورده بود، مواضع سیاسی و صراحت کلام وی در نکوهش سرکوب آزادیها در کشور ترکیه بود. یاشار کمال به عنوان نویسنده و فعال اجتماعی همواره در برابر سیاست‌های آمرانه دولت ترکیه موضع فعالی داشته‌ و بخاطر دفاع از آرمانهای انسانی و افکار سوسیالیستی مورد آزار و بدرفتاری قرار گرفته و محبوس شده بود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۱۱ اسفند ۱٣۹٣ -  ۲ مارس ۲۰۱۵



یاشار کمال یکی از مطرح ترین نویسندگان ترکیه در سالهای اخیر دیروز در بیمارستانی در استانبول چشم از جهان فرو بست. وی که از توانایی های ویژه ای در رمان نویسی و دیگر فعالیتهای ادبی برخوردار بود، در عین حال مبارزی سرسخت، روشنفکری دموکرات و انسانی آزاده بود تا جائیکه هرگز به سنت مبارزاتی خود پشت نکرد و همواره در جامعه ترکیه برای دموکراسی بیشتر و علیه سانسور مبارزه کرد.
جایزه‌ ادبی سال ۲۰۰٨ ترکیه، که‌ ارزشمندترین جایزه‌ ادبی کشور ترکیه‌ می باشد به‌ یاشار کمال تعلق گرفته بود. آثار برجسته ای که وی به‌ زبان ترکی آفریده بود، سبب تعلق جوایز و مدال‌های زیادی به وی شده بود. با وجود اینکه‌ خیلی ها شیفته‌ داستانهای جدی و جاندار وی بودند، اما آنچه‌ بیش از هر چیز سیمایی محبوبی از یاشار کمال بوجود اورده بود، مواضع سیاسی و صراحت کلام وی در نکوهش سرکوب آزادیها در کشور ترکیه بود. یاشار کمال به عنوان نویسنده و فعال اجتماعی همواره در برابر سیاست‌های آمرانه دولت ترکیه موضع فعالی داشته‌ و بخاطر دفاع از آرمانهای انسانی و افکار سوسیالیستی مورد آزار و بدرفتاری قرار گرفته و محبوس شده بود. ایستادگی وی بر مواضع انسانی و انقلابی، چهره‌ای مصمم و آشتی ناپذیر از وی بوجود آورده‌ بود.

***

صادق کمال گویجه لی ـ یاشارکمال بعدی ـ در سال ۱۹۲۳ در آدانا در منطقه ای با زیبایی های طبیعی و فرهنگ دیرین به دنیا آمد. در پنج سالگی، پیش چشمان وی، پدرش بوسیله برادر خوانده اش کشته می شود، که این موضوع کارمایه اصلی رمان سه جلدی وی بنام «هیچکس» قرار گرفته که بعدها توسط وی نوشته می شود.
جایی که یاشار کمال در آنجا زندگی می کرد، محل پیدایش شاعران و نقالان بود. در ده سالگی شروع به حفظ نوحه ها، ترانه ها و اشعار غنایی کرده و کم کم به یک «عاشیق» تبدیل می شود، در ۱۶ سالگی با جیبهای پر از کاغذ بسوی دهات، بسراغ زنها برای جمع آوری نوحه ها و ترانه های غم انگیز می رود. سیمای عاطفی و شخصیت متعادل وی سبب شده بود که زنها براحتی نوحه ها و ترانه ها را پیش وی می خواندند؛ سپس به جمع آوری داستانها و حماسه ها می پردازد. بعد از اتمام مدرسهء ابتدایی برای کار به آدانا می رود و در ۱۴ سالگی ضمن تحصیل در دبیرستان در یک کارخانه پنبه پاک کنی کار می کند. سپس بعلت بیماری تحصیل و کار در کارخانه را رها کرده و بعد از مدتی در مزرعه ای بکار می پردازد.
با شروع جنگ جهانی دوم، یاشار کمال ضمن آشنایی با اسپارتاکیست ها پا به دنیای سیاست می نهد. مدت زمانی بعد به اتهام تبلیغات خرابکارانه دستگیر و یک هفته زندانی می شود. پس از آزادی از زندان بعنوان راننده تراکتور بکار مشغول و سپس قُرُقچی شالیزار می شود. پس ازمدتی از دکه ای سردر می آورد که در آن به عریضه نویسی مشغول می باشد. خلاصه هر کاری پیش می آید انجام می دهد، اما بعلت شناخته شدنش از طرف پلیس، بهرکاری دست میزند بعد از مدتی بیکار میشود. با اینحال دایره معلومات و آگاهی یاشار کمال جوان روز بروز وسیعتر و شناخت او از جامعه بیشتر میشود.
در سال ۱۹۴۱ اولین داستان خود را بنام «ماجرای کثیف» در ۳۰ صفحه می نویسد که بعدها منتشر می شود. در سال ۱۹۴۳ کتابچهء ۷۲ صفحه ای خودرا بنام «نوحه ها» در آدانا بچاپ می رساند. در سال ۱۹۵۰ دوباره دستگیر و یکسال زندانی می شود. پس از آزادی به استانبول رفته و در روزنامه «حریت» بعنوان روزنامه نگار استخدام شده و گزارشهایی با شیوه ای جدید و لحنی تازه دربارهء زندگی روزمرهءمردم، فقر، بیکاری و نومیدی می نویسد. این کار بوی امکان می دهد از یکسو آناطولی را سراسر زیرپا بگذارد و دایره مشاهداتش را وسعت بخشد و از دیگرسو با استفاده از تحقیقات و پژوهش های دیگران، انبان اطلاعات خود را گرانبارتر کند.
در سال ۱۹۶۱ گزارش مفصلی بنام «پنجاه روز در جنگلهای سوزان» می نویسد. سپس پاورقی نویس روزنامه شده و نخستین بار داستان «اینجه ممد» را بشکل پاورقی منتشر می کند. در سال ۱۹۵۵ رمان «اینجه ممد» چاپ و جایزه اولِ رمان را از آنِ خود می کند. تنها تا سال ۱۹۸۰ تعداد ۰۰۰، ۶۰۰ نسخه از آن در ترکیه بفروش می رود، که این تیراژ در تاریخ انتشاراتِ ترکیه هنوز هم رقم بزرگی است. بعدها «اینجه ممد» به بیش از ۲۵ زبان زنده دنیا ترجمه می شود.
داستان «اینجه ممد» در بین مردم ترکیه بقدری مشهور می شود که عده ای از اهالی منطقه قسم میخورند که «ممد» را با چشمان خودشان دیده اند و شخصا" با وی صحبت کرده اند و نمی دانند که داستان مزبور تنها یک داستان مجازی است که با رئالیسم سوسیالیستی و جادویی نویسندهء ملی شان «یاشار کمال» به رشته تحریر درآمده است.
یاشارکمال همواره نویسنده ای متعهد بوده، همیشه حرف خودش را زده و از گفتن حقیقت واهمه ای نداشت. او معتقد بود که «همه هنرمندان از التزام به تعهد نیرو گرفته اند». اوکه خود انسان سوسیالیستی بود تا سال ۱۹۷۱ (سال انحلال حزب) عضو کمیته حزب کارگر ترکیه بود. بعد از بسته شدن حزب دوباره بزندان افتاد و دوباره و ...
آزادی که برای او همیشه از مقدسات بود، کارمایه اصلی داستان هایش را تشکیل میدهد. او به طبیعت بخاطر اصالت آن اعتقاد عمیقی داشته و نقش اصلی را در رمانهای او مثل «اینجه ممد»، «ارباب های آغچاساز»، «برنج آناطولی»، «قهر دریا»، «افسانهء آغری» و ... طبیعت بر عهده دارد.
عصیان و مقاومت وجه دیگر کارهای یاشار کمال را بوجود می آورند؛ کوراوغلو، چاقرجایی و اینجه ممد نمایندگان این مقاومت هستند. مبارزه علیه بی عدالتی، ظلم، ستم و استثمار در آثار او نقش ویژه ای دارند.
یاشار کمال نویسندهء توانایی است، او با قدرت بی نظیری زبان حماسهء موجود در ادبیات شفاهی را وارد ادبیات کتبی کرده است. از اینرو پختگی و غنای زبان یکی از خصوصیات بارز نوشته های وی میباشد. تلفیق ماهرانهء واقعیت و تخیل، شخصیت پردازیهای زیبا، غلیان احساسات و درهم آمیزی عشق، نفرت، امید و یأس از ویژه گیهای دیگر داستان نویسی یاشارکمال است. طبیعت و انسان همواره در مرکز توجه و دقت وی قرار دارد.
یاشار کمال از نویسندگانی بود که همیشه تحت نظر هستند، بارها به زندان افتاده و دوباره آزاد شده است. بارها شکنجه شده است. سالهای حبس، تأثیرات عمیقی روی او گذاشته و زندگی و فعالیت او را پربارتر کرده است. با اینحال او موضع مستقل خودش را همیشه حفظ می کرد. یاشار کمال با نژادپرستی با حدت و شدت مخالف بود و در ضمن، مخالفت خودش را با استفاده از هر امکان کوچکی ابراز می داشت. مواضع و سخنان یاشار کمال را سالهای سال دولت ترکیه برنمی تابید و ضمنِ تهدید وی، اورا به تجزیه طلبی متهم می کرد. سخنان یاشار کمال چیز عجیب و غریبی نیست و می تواند براحتی از دهان هر ترک و کرد واقع بینی در بیاید. او می گوید: «که ۲۴ ـ ۲۳ سال جنگ دولت با کردها ثمره ای جز ویرانی شهرها و روستا و کشته شدن ۰۰۰، ۴۰ نفر از طرفین نداشته است. باید نه از طریق جنگ بلکه بوسیله مذاکره، مسایل و مشکلات موجود را حل کرد. طلبهای خلق کرد از نقطه نظر منافع ملی خودش بحق است، آنها هم همانند ترکها در ساختن کشور فعالیت و جانفشانی کرده اند؛ باید به جنگ برادرکشی پایان داد، باید ترک و کرد در یک جامعه دموکراتیک با همدیگر زندگی کنند.» این سخنان از طرف دولت ترکیه، سالهای سال تجزیه طلبی نامیده میشد.
یاشار کمال در اکتبر ۱۹۹۷ بجهت دفاع از صلح و حقوق بشر، موفق به دریافت جایزهء صلح ناشران آلمانی شد. در مراسم اهداء جایزه، گونتر گراس نویسندهء بزرگ و مترقی آلمان و برندهء جایزهء نوبل، سخنرانی در بارهء یاشار کمال و معرفی آثار او را بعهده گرفت. گونتر گراس ضمن تجلیل از یاشار کمال در قسمتی از سخنان خود گفت: «کسی که آثار یاشار کمال را میخواند، درمی یابد که چقدر او ریشه ای به کندوکاو رنج ها و دردهای مردم عادی می پردازد و احساس می کند که چگونه او خود را در رویاها، امیدها و نیازهای مردم خود جاری کرده است». و ادامه داد: «ناظم حکمت، عزیز نسین و یاشارکمال ـ معرفین ادبیات ترکیه به جهانیان ـ اعتبار ترکیه هستند، آرزو و مبارزه این سه تن چیزی نیست مگر آرزوی بوجود آوردن تساوی حقوق زندگی برای همهء خلقهای کشور».
در مراسم اهداء جایزه گونتر گراس چه زیبا گفت که، «با وجود دوری جغرافیایی سرزمین هایشان چه وجوه اشتراک عظیمی با یاشار کمال دارد: نوشته های هردو از سوی مردمانشان تاٍیید میشوند نه حکومتها؛ هردو با ستمی که به اقلیت های اجتماعی روا میشود مخالفند؛ هردو با نژادپرستی در کشورهای خود و دیگر کشورها مخالفند؛ هر دو طرفدار آزادی در تمام وجوهش هستند؛ هر دو مخالف خودخواهی ها و عدم تحمل دیگران، هر دو مخالف جنگ و جنگ افروزی و هردو مدافع انسان و طبیعت هستند. در یک کلام: چشمه ای که هردو از آن سیراب گشته اند، چشمهء یگانه ای هست: چشمهء زلال و جاری فرهنگ مردمی؛ و چه بجا آنها با استفاده از میراث های فرهنگی مردم و ارائه آن با کیفیتی نوین، با مضمونی پویا و زندگی ساز در تلاش مشترک هستند و ادبیات پلی است بین آنها برای شرکت در حوادث یکدیگر و برای همدردی متقابل».
حکم آشکار یاشار کمال در سال ۱۹۹۵ در باره سیاستهای دولت ترکیه در مصاحبه وی با مجله اشپیگل (۲/۹۵)، او را به اتهام «تبلیغات تجزیه طلبی» در مقابل دادگاه امنیتی دولت ترکیه قرار داد. محاکمه با حکم برائت وی پایان یافت، اما با انتقاد مجدد وی از عملکرد دولت، یاشار کمال به اتهام «تحریک مردم»، به ۵ سال زندان تعلیقی محکوم گردید.
وی حکم زندان تعلیقی را نپذیرفت و گفت: «هرمجازاتی میخواهید نقدا" بکنید، چرا که حکم تعلیقی، حکم خودسانسوری را برای من دارد و من نمی خواهم خود را دچار خودسانسوری بکنم، هنوز کارهای انجام نداده ی بسیاری دارم و باید آنهارا هرچه زودتر تمام کرده و بچاپ برسانم، اما زندگی در ترکیه، آنهم با این حکم تعلیقی، این امکان را از من سلب من کند». با این استدلال یاشار کمال بعد از گرفتن حکم زندان تعلیقی مدتی در سوئد زندگی کرد. او در این باره گفته بود: «تنها می خواهم کارهایی را که در دست انجام دارم تمام کرده و بچاپ برسانم، نمی خواهم در هیچ کشوری از جمله سوئد پناهندگی بگیرم. بعد از انجام کارهایم به وطنم ترکیه برمیگردم، دیگر آنوقت هرچه میخواهند با من بکنند». و همین کار را هم کرد.
یاشار کمال که از سال ۱۹۵۰ بکرات بخاطر دفاع از آزادی بیان و تساوی حقوق مردم دستگر و زندانی شده است، بار آخر بخاطر نوشته خود در باره مسئله کردها بنام «ابری سیاه بر آسمان ترکیه» محکوم به یک سال و هشت ماه زندان گردیده بود. اوج خشم یاشار کمال در سال ۱۹۹۷ بود که در اعتراض به زندانی کردن «اشبر یاغمور دره لی» نویسنده نابینای ترکیه گفته بود: «تا آخر عمرم دولت ترکیه را نخواهم بخشید!»
در اوایل ماه دسامبر جایزه ادبی سال ۲۰۰٨ که‌ ارزشمندترین جایزه‌ ادبی کشور ترکیه می باشد، به یاشار کمال پیشنهاد شد؛ اما یاشار کمال با ایستادگی بر مواضع قبلی خود در قبال دولت از دریافت جایزه بزرگ ادبیات ترکیه امتناع کرد؛ ولی بعداز اصرارهای پروفسور "مصطفی ایسن" دبیرکل نهاد ریاست جمهوری ترکیه مبنی بر این که دریافت این جایزه از سوی وی به صلح اجتماعی در ترکیه کمک خواهد کرد آن را قبول کرد. عبدالله گول رئیس جمور ترکیه در حین اعطای جایزه طی سحنان احتیاط امیزی به طور تلویحی از "یاشار کمال" به دلیل مواضع قبلی دولت ترکیه و به نام دولت عذرخواهی کرد.
"یاشار کمال" در جریان دریافت جایزه‌ نطقی همچون گذشته‌ ایراد نمود و باز هم ایده‌های قبلیش را که‌ تلاش برای صلح، احترام به‌تنوع فرهنگی و ملی است، تکرار کرد. نویسنده رمان "اینجه ممد" در سخنان بی پروای خود که در حضور رییس جمهوری، نخست وزیر و جمع کثیری از وزرای کابینه ترکیه ایراد می کرد، به این نکته نیز اشاره کرد که، «یک جهان تک فرهنگی یک جهان تک زبانی را باید به قعر جهنم فرستاد، چنین جهانی تنها به درد حیوانات می خورد». وی تاکید کرد «ما دارای فرهنگ های مختلفی هستیم، منافع ما در ممنوعیت ها نیست بلکه در آزادی نهفته است»!
یاشار کمال زندگی ادبی پرباری داشت؛ او در طی شصت سال نویسندگی ۳۶ رمان نوشت. آخرین کتاب وی که "پرنده‌ای با یک بال" نام داشت، در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسید. او این کتاب را چهل سال پیش نوشته و در کشوی میز خود نگه داشته بود.
آثار «یاشار کمال» به ۴۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده اند که در این میان، عمده آثار وی به زبان فارسی نیز برگردانده شده است؛. ثمین باغچه‌بان و رضا سیدحسینی نخستین مترجمانی بودند که آثار یاشار کمال را به فارسی برگرداندند. رحیم رئیس نیا مترجم فعال تبریزی نیز آثار زیادی را از وی به فارسی ترجمه کرده است.