موسیقی و سیاست
خوانندگی قدرت را به چالش می کشد


سامان


• شورشیان – بهتربگوییم اتباع و شهروندان – عالبا" با آهنگ های اعتراضی علیه حاکمان و قدرت مندان مبارزه می کردند. مشکل بتوان در این مورد ردپایی در آرشیو ها پیدا کرد، تا چه رسد به کلماتی که مردم هنگام به چالش کشیدن قدرت به زبان آورده و خوانده اند. آشنایی گسیخته ما پیرامون آواز و ترانه های مردم عادی نیز حاصل اختناق و سرکوب های تعمدی است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۲٨ ارديبهشت ۱٣۹۴ -  ۱٨ می ۲۰۱۵


 یک قرون وسطایی وقتی که قدرت فاسد یا مجرم بود چکار می تواتست بکند؟ او می توانست بپا خیزد و سلاح به دست گیرد. اما واقعا" روش دیگری نیز وجودداشت که اغلب برجسته نمی شود: مقاومت از طریق ترانه خوانی. آهنگ های اعتراضی توسط پیر و جوان و زن و مرد خوانده می شدند. آنها راه و روشهایی بودند برای طرح و ترویج شکایات واعمال فشار بر قدرتمندان .

            
توزیع تصنیف و جزوات در مکان های پر ازدحام شهر مثلا" در بازار صورت می گرفت. در نگاره مربوط به حدود سال ۱۵۵۰ مشاهده می شود که: زن ومردی در وسط عکس سمت راست ترانه ها را میان مردم می گردانند. پیتر آئرتسن، " صحنه بازار "، آلته پیناکوتک، مونشن.

نوشته: ژله هاییمرس

یکی از کلیشه هایی که سرسختانه درباره قرون وسطی مطرح می گردد آن است که آنها به طرز وحشتناکی به خشونت متوسل می شدند. بسیاری در باره دوره " دیوانه وار" صحبت کرده اند، با توجه به اثرکلاسیک باربارا تاچمن   قرن چهاردهم دیوانه وار (۱۹۷٨) ، قرنی است که در آن خشونت، جنگ و دعوا در اروپای غربی سابق حکمرانی می کرده است همه ما حکایات پر آب و تابی در باره شورشیان وحشی که سعی داشتند اشراف و روحانیون را به روشهای فجیعی دچار وحشت کنند می دانیم. البته با خیزش های متعدد خون های زیادی ریخته شد، اما این تنها یک روی سکه است. مورخان قرون وسطی اقدامات خشونت آمیز شورشیان را بطور گسترده ای گزارش و برشته تحریر در آورده اند تا در مواردی اختناق لرزان حاکمان متجاوز را نیز بیان کرده باشند. و این کار توآم با موفقیت بوده، زیرا از طریق داستان هایشان تا به امروزدر نگهداری حافظه تاریخی شورش ها قاطعانه موثر واقع شده اند.
آن روی دیگر سکه، یعنی مقاومت مسالمت آمیز در قرون وسطی خیلی کمتر شناخته شده است. شورشیان – بهتربگوییم اتباع و شهروندان – عالبا" با آهنگ های اعتراضی علیه حاکمان و قدرت مندان مبارزه می کردند. مشکل بتوان در این مورد ردپایی در آرشیو ها پیدا کرد، تا چه رسد به کلماتی که مردم هنگام به چالش کشیدن قدرت به زبان آورده و خوانده اند. آشنایی گسیخته ما پیرامون آواز و ترانه های مردم عادی نیز حاصل اختناق و سرکوب های تعمدی است. بعنوان مثال در سال ۱۵٣۹ مآموران دولتی در میشلن هنگامی که لنائرت یانسن اهل هاسلت و زنش در بازار " دندرمونده " و سایر جاها آهنگ های فتنه برانگیز خوانده و تصنیف های آنرا پخش می کردند دخالت نموده و وارد عمل شدند. بر گردنش آویخته ای از" الفاظ خیلی رکیک یا هجویات واهانت های معروف" مشابه همان احکام و قضاوت هایی که در متن تصنیف ها و جزواتشان آمده آویزان بود، او در میدان بازار میشلن به التماس طلب بخشش می نمود. در ادامه جزوات و تصنیف ها یش بر روی داربست به آتش کشیده شدند. لنائرت و همسرش پس از آن با وحشت طی یک زیارت و طواف تحمیلی از شر آنها خلاص گردیدند.

زوج های آوازخوان
نمونه میشلن که در بالا یاد شد به سه دلیل و منطق ارتباط پیدا می کند. در وهله اول نشان می دهد که نوشته ها و کلمات گفته شده اغلب دست در دست هم داشته و بهم وابسته اند. زوج ها بخوبی همان ترانه خوانی از طریق جزوات نوشته شده الفاظ فتنه انگیزشان را نیز پراکنده اند. یک نقاشی قرن شانزدهمی اثر پیتر آئرتسن این موضوع را خوب به تصویر کشیده است. شما زن و مردی را در میدانی می بینید که ترانه ها را دور می گردانند، در عین حال که شنوندگان آنها از سرگرمی لذت می برند و مشتاقانه کالاهای خریداری شده شان را دربغل دارند. کیفر و تنبیه میشلن هم به یکباره و بطور تصادفی دربازار رخ نداد. بلکه جریمه هتاکی و بی آبرویی نمونه واری بود که این نوع تحریکات را در نطفه امید بخشکاند. دومین داده مهم آن است که آنچه در میشلن اتفاق افتاد نسبتا" مسالمت آمیز بود. هیچیک از طرفین برای رسیدن به هدفش خشونت بکار ببرد. به علاوهمی توانید تقاضا نموده ( نه وحشیانه ) هتاکی را در ملآ عام با پوشش انجام دهید. عصبانیت فروکش کرده است. ایده های مقاومت پراکنده شده اند و احتمالا" توسط دیگران تکرار می شوند. در خیابان های تنگ شهرهای قرون وسطی کلمات بالدار شاید بدین طریق راه خود را بسوی مخاطبان پیداکردند: اهالی باسواد شهر وهمچنین بیسوادانی که احتمالا" با خوشحالی شایعات پیرامون اعضای انجمن شهر وحاکمان خود را دامن می زدند. در وهله سوم، قابل توجه آن است که چنین ترانه هایی اغلب توسط زوج ها خوانده می شدند. ، برمبنای پژوهش های انجام شده چنین به نظر می آید درحالی که خشونت فیزیکی بر علیه قدرت توسط مردان صورت می گرفت، برخی اوقات نیز بویژه زنان قدرت را از طریق آواز خوانی مورد انتقاد قرار می دادند. در سال ۱۴٣۱ بعنوان مثال ، شهردار سنت اومارس ( دپارتمان پاس- د - سنت) " دختری جوان " را تبعید کرد زیرا او ترانه ای در باره ضرب وشتم شورش در حوالی قصر خوانده بود. دوسال قبل از آن ماری، همسر کارل کوییگم، اهل ایپر بود که تبعید شد زیرا " شبه ترانه ای خوانده بود که اشتباه ارباب را سرزنش می کرد". بعلاوه حکم صادره می گوید که او " ترانه را از دورنیک به ایپر آورده بود" ؛ مدرکی که نشان می دهد او نمونه نوشته شده       ( تصنیف یا جزوه ) آنرا پخش نموده است. این ترانه ایجاد ترس کرده بود و هرجا که زنان و مردان قدرت را به چالش می کشیدند بطور منظم یعنوان ابزاری از آن استفاده می شد.

جگر شهر
متآسفانه تصنیف ترانه های لنائرت و ماری در بایگانی و آرشیو ها وجود ندارند. البته بسیار جالب تر بود اکر ما به متن ترانه های پرالتهاب دسترسی می داشتیم. از جمله یک چنین مورد نادری را مورخی به نام میشل فان خنت بعدا" در مطالعات خود پیرامون جنگ و نزاع های طولانی و ماندگار در قرن پانزدهم در هلند پیدا کرد. در سال ۱۴۷٨ مبلغان در شهرهای لایدن و هارلم ترانه هایی در باره نجیب زاده ای بنام فرانس فان " بردروده " کاپیتان "هوک ها " ( گوشه ها ) در مبارزاتشان علیه کنت ماکسیمیلیان فان هابسبورگ خواندند. هواداران " بردروده " امید داشتند که او بر سرقدرت بماند. ولی مخالفان ترانه " برودروده در چوب و الوار سرمایه گذاری می کند" را خواندند. این ترانه به وضوح دارای قافیه بود و لذا شاید برمبنای ملودی کرمذهبی معروف: سرود لاتینی " روز شادی" نیز ساخته شده بود. ملودی محبوبی که مطمئنا" کمک می کرد ایده هایشان را بسرعت اشاعه دهند. سایر منابع نشانن از آن دارند که برخی آهنگ های افترا آمیز ایده های فکری ظریفی را در بر می گرفتند. در سال ۱۴٨۰ اهالی لایدن آهنگ " گربه ای که جگر خورده " را می خواندند وازرفتار آزمندانه شهرداران شکوه و شکایت می کردند. در شهر دوردرخت ( ۱۴۷۷)، شهر خنت (۱۴٣۶) و بروخه ( ۱۹٨٨) وقتی که اهالی شهر مدیرانشان را بر سرغلات به دام انداختند همان نوع کلمات طعنه آمیز طنین انداز شد: " جگرخوار! ". پزشکان قرون وسطی فکر می کردند که جگر یکی از مهم ترین اعضای بدن است، و بین جهت شهر ظاهرا" با آن مقایسه میشد. آنها که جگر شهر را می خورند، جامعه شهری را غیرقابل زیست می سازند. کلمات تحقیر آمیز فساد قانون گذارانی که مالیات را به نفع خود " بالا می کشند" سرزنش می کند. یا همانطور که در سال ۱۵۱٣ در خیابانها فریاد می شد:

ای شیر اگر کماکان بی خبر باشی
آنگاه تمام بارگاه و اموالت برباد خواهد رفت
زیرا این جگرخواران که دندان تیزی دارند
پوست ملت را کنده و لخت و عور خواهند کرد

این شعر که زمزمه یا خوانده شده است درواقع به کارل پنجم قیصر هابسبورگ، زمانی که او کنت فلاندرها بود هشدار می دهد. اوعطف به نشان مزین کنتی " شیر" خطاب می شود، که به خانه ( شهر) خسارت جدی وارد خواهد شد، زیرا جگرخواران ( مدیران فاسد و رشوه خوار) پوست اتباع محلی را کنده و آنها را لخت کرده اند. این نوع ادبیات - خواندنی و نوشتنی – ازحاکمان می خواهد تا کارمندان و قدرتمداران محلی را که فقط به فکر منافع شخصی هستند مخلوع و تعویض نمایند. واژه کنایه آمیز " جگر خوار" در خط مشی برنامه سیاسی مدرن ینگونه پژواک می یابد: مرگ بر عناصر فاسد غیرقابل اعتماد. مدیران جدید واجد شرایطی را به کار بگیرید که به منافع عمومی خدمت کنند! این امر درروشی واضح و جهت دار و با یک ملودی اغواگرانه صورت تحقق پیدا می کند.
به علاوه ما می توانیم این نمونه ها را با کلمات مشابه غنی تر و ازنوع ترانه هایی که قرون وسطایی ها نارضایتی شان را پیرامون بی عدالتی موردنظر ابراز می داشتند تکمیل کنیم. آنها روشن ساختند که شهروندان شورشی همیشه بر آن نبودند تا به جسم مدیران و حاکمان خود بطور فیزیکی صدمه واردنمایند، چه رسد به این که بخواهند با توسل به خشونت آنها را به قتل برسانند. آنان سعی داشتند دانایی شان را بکار گیرند، یا حامیانی پیدا نمایند تا آنها (حاکمان فاسد) را از قدرت برکنار کنند. بنابراین شهروندان و شورشیان مدت های طولانی تنها به شمشیردست نبردند. ترانه مطمئنا" به اندازه شمشیر فدرتمند بود.

                     
             یک تصنیف فروش در قرن 17، اثر گیلسز فان فلیت ( 1632- 1634)، موزه ملی، آمستردام

توضیح: کلمه جگر خوار مترادف واژه های گوشتخوار یا آدمخواراست. اما در اینجا بخاطر حفظ معنای اصلی عنوان و ترانه طنز آمیز " گربه جگرخورده " در ترجمه عینا" همان کلمه بکار گرفته شده است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ژله هائیمرز: در دانشگاه کاتولیک لیوفن تاریخ سیاسی و اجتماعی قرون وسی را تدریس می کند. او از پیرامون درگیری های سیاسی و سیاست شهر مطالبی منتشر کرده است. بزودی از او مبارزه برای نایب ال سلطنه شدن فیلیپ .ی. اسخون و شورش، گروهها و خشونت در بروخه، ۱۴٨٨- ۱۴٨۲ از طرف نشر آکادمی ۲۰۱۴ منتشر خواهند شد.
برای مطالعه بیشتر:
 آ. م.رلی ( رد.) ، شورشگران. از فان خالیرز تا ایندیگنادوس، ئی پی او، ۲۰۱٣
 آچ. پلج، واژه بالدار، تاریخ ادبیات هلند، برت باکر، ۲۰۰۷
 ام. فان خنت، پرتایه لایم ساکن. گوشه ها و ماهی های کابلیو در عهد بورگاندیشی- اطریشی، بنیاد تاریخی هلند، سریال ها، ۱۹۹۴.