از اوجالان تا بوکچین… از هویت طلبی تا هویت گریزی


آسو صالح


• تمام کسانی که در خارج از کردستان، پ،ک.ک را به عنوان یک حزب کردی یا یک حزبی که برای کردستان مستقل (کردستان بزرگ) مبارزه می کنند، باید نسبت به این فکر خود تجدیدنظر کنند. چون پ.ک.ک در واقع از ملی گرایی "خلاص شده است”، چنین سازمان یا حزبی نمی تواند برای مطالبات ملی و هویتی یک ملت مبارزه کند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲۶ خرداد ۱٣۹۴ -  ۱۶ ژوئن ۲۰۱۵


مطلب زیر تحت عنوان ”از اوجالان تا بوکچین یا قصه کوبانی از کجا آغاز شد؟" در سایت میدان منتشر شده است که طبق گفته گردانندگان آن به هیچ حزب و سازمان سیاسی وابسته نیست. نویسنده این یادداشت، بهرنگ صدیقی، استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد رودهن و استاد مدعو دانشگاه علم و فرهنگ می باشد.
مطلب مذکور در ستایش اندیشه های اوجالان و سیستمی که او پایه گذاری کرده نوشته شده است. برخی از قسمت های این نوشته که بسیار ساده و در عین حال غنی نوشته شده در پی می آیند. تلاش می شود با استفاده از این موارد، به ماهیت پ.ک.ک پی برد و این حزب را دوباره از آنچه که در گذشته می شناختیم، بازشناخت. این یادداشت در پی نقد مطلب مذکور، اندیشه های اوجالان یا پ.ک.ک نیست.
بخشی از مواردی که در یادداشت مذکور انتخاب شده اند:
… در ۲۰۰۵ پروسه‍ی پُردردِ زایش هویت کُردی را پایان‌یافته اعلام کرد و هوادارنش را به تلاش برای بقای این نوزاد فرا خواند. (پاراگراف ششم)
… تنهاییِ امرالی این شانس بزرگ را نصیبش کرد که به‌دور از خون و خونریزی از تأثیرات بی‌بصیرت‌کننده‍ی ملی‌گرایی خلاص شود. (پاراگراف دهم)
… «ایده‍ی دموکراتیزه کردن دولت» اساساً «نابجا است». (پاراگراف دهم)
… PKK نیز باید از رهیافت دولت- ملت دست بر‌می‌داشت و به راه دموکراسی می‌آمد (اوجالان، ۱۳۹۲: ۲۱۴). دیگر نمی‌توانست تز دولت مستقل و استقلال ملی (اوجالان، ۱۳۸۹آ: ۱۷) را «تنها تفسیر صحیح حق تعیین سرنوشت از سوی خود ملت‌ها» بداند (اوجالان، ۱۳۸۹آ: ۱۰۴). (پاراگراف دوازدهم)
… KCK رویای کردستان بزرگ و برپایی دولتی مستقل برای خلق کُرد را که PKK در آغاز راه در سر داشت کنار گذاشته و تجزیه‌طلبی را پیشه‍ی خود نمی‌داند. (پاراگراف پانزدهم)
… KCK چارت و سازمانی شبیه به دولت- ملت‌ها دارد اما ماهیتاً با آن‌ها متفاوت است. (پاراگراف نوزدهم)
اوجالان در بسیاری موارد به هم‌زیستی ملت کُرد «حتا در چارچوب تمامیت دولت- ملت» و «حتا بدون مبدل نمودن دولت-‌ملت‌های حاکم به اشکالی همچون فدرالیسم» (اوجالان، ۱۳۹۱: ۱۳۳) و زیستن زیر همان سقف سیاسی‌یی که دولت- ملت ترکیه هم هست رضایت می‌دهد (اوجالان، ۱۳۹۲: ۲۱۴). (بند ۱۷ پانوشت)

این مطالب تاحدودی ماهیت پ.ک.ک را حداقل در تئوری نشان می دهد. جملاتی که برای بسیاری از کردها ناآشنا، شوک آور و در عین حال ناراحت کننده هستند. در واقع:
اولا، تمام کسانی که در خارج از کردستان، پ،ک.ک را به عنوان یک حزب کردی یا یک حزبی که برای کردستان مستقل (کردستان بزرگ) مبارزه می کنند، باید نسبت به این فکر خود تجدیدنظر کنند. چون پ.ک.ک در واقع از ملی گرایی "خلاص شده است”، چنین سازمان یا حزبی نمی تواند برای مطالبات ملی و هویتی یک ملت مبارزه کند.
در اینجا لازم است که به این نکته توجه شود که تقریبا ادبیات تمام گریلاهایی که در جبهه ها می جنگند، یا حتی هواداران این حزب، ادبیاتی هویت محور می باشد. به عبارت دیگر این افراد پ.ک.ک را همچون بستری برای مبارزه برای مطالبات هویتی و ملی خود می دانند. سوال را باید متوجه رهبران این حزب نمود که چطور می توانند فداکاری این افراد را اینگونه منحرف کرده یا عنوان دیگر بخشند؟!
دوما، سیاست عملی پ.ک.ک در زمینه مساله دولت ها کاملا سیاستی پارادکسیکال است. در جایی که صحبت از دولت کردی می شود، اساس دولت را زیر سوال می برد، اما در جایی که صحبت از دولت های منطقه (ایران، ترکیه، سوریه و عراق) است، "زیستن زیر همان سقف سیاسی‌یی که دولت- ملت هم هست رضایت می‌دهد.”، این در حالیست که این حزب اساسا اعتقاد دارد "ایده دمکراتیزه کردن دولت نابجاست." در این مورد می توان به شرکت حزب نزدیک به پ.ک.ک در رقابت های انتخاباتی ترکیه نیز اشاره کرد.
سوما، نگارنده قصد ندارد که به تحلیل هایی که به صورت روزمره منتقدین اوجالان (مبنی بر اینکه چرا در اولین روزهای بازداشتن و حضورش در دادگاه به این موارد رسید و مبارزات سی ساله خود و حزبش در کردستان ترکیه را زیر سوال برد) اشاره کند. اغلب این تحلیل ها صرفا بر اساس تصویرسازی هایی است که سازمان های امنیتی ترکیه قصد داشتند از اوجالان ارائه دهند.
اما طی سال های اخیر سه فرصت برای پ.ک.ک بوجود آمد تا خود را به یکی از بزرگترین سازمان های مبارز در خاورمیانه و جهان تبدیل کند و بتواند افکار خود را بخشا عرضه کند:
۱- فساد فاحش اداری و مالی در حکومت اقلیم کردستان به عنوان یکی از نمونه های دوفاکتوی دولت کردی: پ.ک.ک تلاش دارد که از این مساله برای نقد دولت استفاده کند. البته این امر حتی موجب نشد که پ.ک.ک در کردستان عراق شانسی برای عرضه اندام پیدا کند. حزب نزدیک به پ.ک.ک در انتخابات اخیر حتی نتوانست یک نماینده به پارلمان کردستان بفرستد.
جالب آنجاست که زمانی که به نقد دولت ترکی (ترکیه) می رسد، همواره مساله انتقاد از آ.ک.پ و شخص اردوغان مطرح می شود، گویی که بعد از آک- پارتی یا اردوغان مساله ای در ترکیه برای مبارزه (از سوی کردها) باقی نمی نماند. اگر به پیام های اوجالان یا صحبت رهبران این حزب در قندیل توجه شود، این مساله به خوبی درک خواهد شد. در حالی که جنبش کردی در کردستان ترکیه از ابتدا جنبشی بوده که در برابر سیاست استحاله فرهنگی دولت مرکزی شکل گرفته و یک جنبش هویتی بوده است که سابقه آن به دهه ها قبل از دولت آک - پارتی بر می گردد.
۲- پدیده داعش: تروریسم داعش به ویژه در روژآوا فرصتی عظیم برای مانور پ.ک.ک فراهم کرد. رسانه های وابسته به این حزب (که با تجربه ترین در کل منطقه هستند) موفق شدند که با انتشار تصاویری، توجه جهانیان را به خود جلب کنند. این حزب که بعد از خروج نیروهای بشار اسد (برخی این خروج را که بدون شلیک حتی یک گلوله همراه بود را ناشی از توافق پ.ک.ک و بشار اسد می دانند، البته در برخی شهرهای کردستان سوریه نیز هنوز نیروهای آنها در کنار یکدیگر قرار دارند) توانسته بود قدرت را در کردستان سوریه به دست بگیرد، تنها قدرت نظامی را ی.پ.گ اعلام کرد و اجازه نداد هیچ حزب سیاسی دیگر در کردستان سوریه نیروی نظامی داشته باشد. پ.ک.ک همچنین ارگان ”آسایش” را نیز تاسیس کرد که وظیفه ایجاد امنیت داخلی را برعهده داشت. نیروهای آسایش در مواردی به منازل رهبران دیگر احزاب حمله کرده، آنها را بازداشت و مجبور به تبعید در خارج از کردستان سوریه می کردند. چنین شد که واحدهای مدافع خلق یا ی.پ.گ در جریان حمله داعش، تنها نیروی نظامی موجود بودند و با تروریست های داعش جنگیدند.
۳- اتحادیه اروپا و سیاست گشایش سیاسی آ.ک.پ: این امر این فرصت را برای پ.ک.ک فراهم آورد تا در داخل کردستان ترکیه بتواند به مانورهای سیاسی دست بزند. همین امر البته برای دیگر احزاب کردستان ترکیه هم وجود داشت، ولی آنها هیچگاه نتوانستند مانند پ،ک.ک رشد کنند. این مساله به عوامل دیگری ارتباط دارد که خارج از هدف نگارش این یادداشت هستند.