جنبش پورشه سوارها و حسرت درشکه سواری - بهرام خراسانی

نظرات دیگران
  
    از : peerooz

عنوان : تشکر
جناب هژار,
ممنون از تذکر. چون کلمه " سامانمند " ظاهرا کلمه رایجی ست که برای کم سوادانی چون من و واژه نامه فارسی ویکی نا آشناست لطف فرموده و معادل آنرا که سابقا به کار میرفت مرقوم فرمائید که موجب کمال امتنان است. جستجوی من در اینترنت مشکل را دو چندان کرد.
۶۹٣۴۵ - تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱٣۹۴       

    از : peerooz

عنوان : وجه تسمیه
جناب م. تلنگر,
" اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست " - آنهم با هنر نداشته من - ولی " سامان " را سر سفره مردم دیده و عرض شد که " دلمان هم خوش است که فارسی را سامان داده ایم ". منظور از فضولی, ریشه یابی کلماتی مانند " سامان " و" سامانه " و " سامانمند " نیست که حتی لغت نامه نویسانی اینترنتی در درک معانی آنها حیرانند, بلکه با پیشرفت سریع فن کامپیوتری و دیگر دانش ها, هر روز کشف تازه و کلمات تازه ای به فرهنگ لغات اضافه میشود که حتی در زبان انگلیسی آموختن معنی و به کار بردن آنها بسیار مشکل است. ترجمه این کلمات - جز به منظور سعی در درک معانی آنها - و اختراع کلمات جدید, کاری بیهوده و بکار برد روزمره آنها مساله را بسیار مشکل تر خواهد کرد. در نتیجه جوک زیر مصداق حال ما خواهد بود که در کلاس درس اقتصاد در انگلستان, موضوع درس, " شتر" بود و دانشجوی ایرانی تحقیقات خود را صرف " وجه تسمیه شتر " کرده و از فوائد شتر غافل مانده بود.
۶۹٣٣۱ - تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱٣۹۴       

    از : امیر ایرانی

عنوان : روشهای حذفی چگو نه از بین می روند؟
یکی از بر داشتهای مهمی که از نوشتار جناب ایرج فرزاد می توان داشت ،اینست:ایشان ، تفکر حذف دیگران ،عمل بدرکردن دیگران و نادیده گرفتن دیگران راناپسند و زشت بر شمرده است. ودر نوشتارش به دارندگانِ صفاتِ بر شمرده شده، پرداخته و تاخته. باید گفت:این دیدگاه ضد حذفیِ ایشان قابل توجه و حتی قابل تقدیر است. اما نکته ای که ایشان باید به آن توجه داشته باشد! اینست:مروج روشهای حذفی و..... را باید در مبارزینی دید که وابسته به ادبیات مبارزاتی بنام چپ بوده اند و آن چپی که از اروپای شرقی وارد کشور شد و سیطره اش را بر تشکیلات مبارزاتی تحمیل کرد . وآن چپ با ساختن دشمنانی مانند :امپریالیسم و سرمایه دار ... و استفاده از این دشمنان بر ساخته خویش، چه نیروهای ملی ارزشمندی رابا یک انگ زدن به سمت خنثی شدن بردند و کارائی و تأثیر گذاریشان را بدین طریق کم کردند.::: پرسشی مطرح است آنهم:چه زمانی می توانیم امیدوار باشیم که روشهای حذفی را نخواهیم داشت؟ نظری می گوید: حذف ،روشهای حذفی،با پذیرش تکثر گرائی در حوزه اندیشه و در نزد اندیشمندان و فعالین اجتماعی و سیاسی محقق می گردد. در غیر اینصورت روشهای مخرب حذفی را خواهیم داشت.
۶۹٣۱۰ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣۹۴       

    از : لیثی حبیبی - م. تلنگر

عنوان : سلام دوستان. همریشگی دو واژه نباید بتواند ما را گول بزند. saman(سامان)، واژه ای است بسیار کهن و اصیل؛
این واژه ی پهلوی و دیگر زبان های ایرانی در فرهنگ زبان های ایرانی معنی مشخصی دارد که در هَزارَه های دیر و دور تاریخ شکل گرفته.* ولی «سامانه» را از بُنِ آن واژه ی اصیل، جدیدن ساخته اند.
جناب پیروز و یا هر شخص دیگری می تواند به آن واژه ی جدید - «سامانه» - بپردازد و حق دارد در بابِ آن دلیل بیاورد که نادرست و یا درست است؛ که این بحثی دیگر می باشد.

اما «سامانمند» از اصل واژه، یعنی «سامان» گرفته شده و نه «سامانه».
پس برای بررسی «سامانمند» ما نمی توانیم به «سامانه» که خود واژه ای جدید است تکیه کنیم؛ بلکه حتمن باید به اصل، یعنی واژه ی بسیار کهنِ پهلوی و دیگر زبان های ایرانی - «سامان» - رجوع شود.
«سامان» یعنی نظم و ترتیب و ...؛ که در برابر «بی سامان» در فرهنگ ایرانی بکار می رود.
پس «سامانمند» درست است و هیچ اشکالی ندارد؛ زیرا به معنی قابل سامان یافتن، نظم پذیر شدن، است. مثل «قانونمند» یعنی آنچه در قانون بگنجد.

* سامان - اسم، پهلوی۱: اسباب خانه، لوازم زندگی، افزارکار، بار و بنه ی سفر، کالا.
آراستگی و نظم. آرام و قرار. اندازه و نشانه.
(فرهنگ عمید ص ۷۱۱)

زیر نویس ۱ - دوستان لطفن توجه داشته باشند که وقتی دانشمند ایرانی، زنده یاد «حسن عمید» جلوی واژه ی «سامان» می نویسند، «پهلوی»، اینجا پهلوی یعنی ایرانی.
چون نمی توان نوشت: پهلوی، گیلکی، کوردی، بلوچی، سمنانی، سیستانی، لوری، تالشی، مازندرانی و ...(پهلوی را بُن فارسی دری دانسته ام؛ به همین خاطر نام آن زبان جدید - فارسی دری - را دیگر نیاورده ام.)

اینجا پهلوی به معنی این است که این واژه از اروپا آمده، عربی و یا تورکی نیست. البته گاه از این دست واژه ها فقط پهلوی است و یا مربوط به چند زبان ایرانی می گردد و نه همه ی زبان های ایرانی؛ مثل واژه ی پهلوی «بلوت» که اغلبِ ایرانیان به رسم عرب مانند «طوفان» = توفان(تلفظ ایرانی = «تَی فُون» - تلفظ اصیل)، شکل آن را غلط می نویسند. در حالی که عرب برای نوشتن خود قاعده دارد و ما فقط تقلید کرده ایم بی آنکه بدانیم چرا عرب «بلوت» ما را «بلوط» می نویسد.
او بلوط می نویسد، زیرا بلوط تلفظ می کند. بگذریم که این بحثی دیگر است.

باری، واژه ی بلوط در کوردی «به ر وو»، در کوردی هورامانی، «به لوو» و در تالشی «مازُو» است. ولی «سامان» و «سروسامان» تقریبن همه ایرانی می باشد.


به زودی بر می گردم و واژه ی مرکبِ بسیار بسیار کهن و اصیلِ «سامان» یا «سامون»* را ریشه یابی می کنم؛ زیرا آنچه در لغتنامه ها آمده معنی غیر مستقیم آن است. در حالی که معنی اصیلِ آن مانند معنی بسیاری از واژه ها، در زیر غبارِ گذر زمان و تاریخ گُم گشته و در حال حاضر محققین ما متأسفانه دیگر توانِ شکافتنِ آن را ندارند. به علت این ناتوانی نیز در کامنت بعدی می پردازم؛ زیرا ربطی به کم سوادی و پُرسوادی ندارد.

* «سامون» شکلِ اصیلتر «سامان» است؛ مثل «نُون» و «نان»، «تهرون» و «تهران»، «کَه لُون» و «کَه لان»(زادگاه محقق گرامی جواد مفرد کهلان در آذربایجان ایران) و ...
۶۹٣۰۶ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣۹۴       

    از : ایکاروس

عنوان : "فرهنگی کاران امنیتی"
معلوم نیست آقای خراسانی از چه چیز ناراحت است و کجای مقاله آقای فرزاد که آنچنان که ایشان می گوید "خشم آلود" و سراسر دشنام است. اگر ایشان حقی برای آقای قوچانی در کمونیسم ستیزی قائل است، ایضا" در مورد آقای فرزاد هم همین گونه است که جوابی بدهد. لذا نمی دانم چرا آقای خراسانی اینگونه با غیض و خشم عکس العمل نشان داده اند. شاید آنقدر مقاله فرزاد را با خشم و غضب خوانده و رگهای گردنش متورم شده که خودبخود بر نوشته اش اثر گذاشته است یا شاید هم ایشان پورشه سوار هستند و به خود گرفته اند. به هر حال من لقب "فرهنگی کاران امنیتی" را که فرج سرکوهی به درستی بر مهرنامه نویسان و امثالهم نهاد بر "پورشه سواران" ترجیح می دهم. واقعیت آن است که پروژه اقای قوچانی به عنوان یکی از "فرهنگی کاران امنیتی" از همان زمانی که به قول هم سلولی اش در زندان به گریه و استغاثه افتاده بود، در قالب یک تعهد نوشته یا نانوشته (هم سلولی اعلم) جهت چپ ستیزی و کمونیسم ستیزی کلید خورد و تاکنون نیز ادامه دارد و اصولا" سوادی در حد نقد به مارکسیزم را ندارد (تاکنون هم چیزی به جز مشتی لاطاعلات و خزعبلات ژورنالیستی از ایشان ندیده ایم) که آقای خراسانی انتظار یک نقد استخوان دار به نوشته ایشان را دارد.
۶۹۲۹٨ - تاریخ انتشار : ٣۰ تير ۱٣۹۴       

    از : هژار

عنوان : هر ترکیبی را نمی توان در فرهنگ لغات جست
پیروز ارجمند! برخی ترکیبات فارسی و نیز خارجی در فرهنک لغات یافت نمی شوند ، اگر چه از لحاظ دستوری درست هستند و حتی رایج.ترکیب " سامانمند" کاملا زیبا ،بجا و حتی رایج نیز هست و از این لحاظ به نویسنده نمی توان ایرادی وارد کرد.برعکس ایشان از نثری شیوا و توانابرخوردارند.آنچه که در نوشته ی ایشان مورد کم مهری قرار گرفته، تاریخ طولانی ادبیات کمونیستی در ایران و نادیده انگاشتن جعلی است که مهرنامه در این تاریخ بکار میبرد.در غیر اینصورت نوشته ای مستدل و متین است.
۶۹۲٨۴ - تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱٣۹۴       

    از : peerooz

عنوان : " سامانمند "
به اینترنت رجوع کردم که ببینم " سامانمند " یعنی چه. واژه نامه فارسی ویکی میگوید " این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید." . سایت " واژه یاب " میگوید " ویژگی آنچه در چارچوب یک سامانه نظم و ترتیب یافته است ".
دنبال معنی سامانه رفتم سایت واژه یاب میگوید " جایگزین کلمه انگلیسی سیستم ", " این واژه توسط کاربران به سایت اضافه شده است. این امکان وجود دارد که معنی آن دقیق نباشد. شما می توانید معنی این واژه را ویرایش و یا حذف نمایید.".
ویکیپدیای فارسی میگوید " سامانه یا سیستم (به انگلیسی: System) مجموعه یا گروهی از اشیاء مرتبط یا غیر مرتبط است که هدف یا اهدافی خاص را دنبال می‌کنند، به گونه‌ای که واحدی پیچیده را تشکیل دهند.".

خب اگر برای " مجموعه یا گروهی از اشیاء مرتبط یا غیر مرتبط که هدف یا اهدافی خاص را دنبال می‌کنند، به گونه‌ای که واحدی پیچیده را تشکیل دهند." باید کلمه ای را یاد بگیریم که قبلا در فارسی وجود نداشته است چرا کلمه سیستم را یاد نگیریم که تمام دنیا معنی آنرا میداند؟ لابد به کوری چشم اجنبی, دلمان هم خوش است که فارسی را سامان داده ایم.
عطای بقیه مقاله را به لقای " سامانه " بخشیدم.
۶۹۲۵٨ - تاریخ انتشار : ۲٨ تير ۱٣۹۴