مزد قلم در کردستان میله و زندان است!


کیهان یوسفی


• روزنامه نگاری کردی که تاریخ آن به ۱۱۷ سال قبل می رسد، حداقل در ایران نتوانسته است آنچنان که باید آزادانه فعالیت و رسالت خود را به انجام برساند. فضای پلیسی و امنیتی حاکم بر ایران و به ویژه کردستان باعث شده است که روزنامه نگاری متعهد در کردستان و ایران هزینه ی بالایی برای روزنامه نگاران به دنبال داشته باشد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲۶ آبان ۱٣۹۴ -  ۱۷ نوامبر ۲۰۱۵


حرفه روزنامه نگاری در ایران در انحصار قدرت مرکزی است و حدود و ثغور قانونی راه را برای فعالیت های آزادانه روزنامه نگاران مسدود نموده است. تاریخ نزدیک به ۱٨۰ ساله روزنامه نگاری ایرانی همواره تحت شعاع قدرت سیاسی در مرکز ایران بوده است. روزنامه نگاران ایرانی یکی از بازوهای قدرت سیاسی در مرکز برای ترویج سیاست و گفتمان قدرت حاکم بوده اند.
مقاطع آزادی بیان در ایران و فعالیت آزادانه روزنامه نگاری در ایران به چند دوره محدود ختم می شود، شهریور ۱٣۲۰، قیام تیرماه ۱٣٣۱ تا کودتای ۲٨ مرداد، و دی ماه ۱٣۵۷ تا آخرتابستان ۱٣۵٨.
روزنامه نگاری کوردی که تاریخ آن به ۱۱۷ سال قبل یعنی انتشار اولین شماره روزنامه ی کوردستان در سال ۱٨۹٨ توسط مقداد مدحت بدرخان در قاهره می رسد، حداقل در ایران نتوانسته است آنچنان که باید آزادانه فعالیت و رسالت خود را به انجام برساند.
فضای پلیسی و امنیتی حاکم بر ایران و به ویژه کوردستان باعث شده است که روزنامه نگاری متعهد در کوردستان و ایران هزینه ی بالایی برای روزنامه نگاران به دنبال داشته باشد.
این امر باعث شده که اکثر روزنامه نگاران کورد همان فعالان سیاسی باشند که بیشتر فعالیتشان در خارج از مرزهای ایران باشد. روزنامه نگاری و روزنامه نگاران در تبعید بخش بزرگ و قابل توجه و تاثیرگذار روزنامه نگاری کوردی در کوردستان ایران را تشکیل می دهند.
تاریخ اولین نشریه ها در کردستان ایران به سال ۱۹۰۶ در کرماشان باز می گردد. چاپ نشریه {شهاب ثاقب} توسط عبدالکریم غیرت کرماشانی و یک سال بعد انتشار {بیستون} توسط ابولقاسم لاهوتی با همکاری فرج الله کاویانی در کرماشان.
آقای سعید مرادیان در پژوهشی با نام {فهرستگان یک قرن مطبوعات مناطق کردنشین} اشاره می کند که تنها در دوران قاجار {۱۲٨۵ تا ۱٣۰۴} افزون بر این دو روزنامه در مجموع ۱۴ نشریه در کرماشان و در کل ۲۰ نشریه توسط روزنامه نگاران کورد منتشر شده است.
در دوران پهلوی {۱٣۰۴ تا ۱٣۵۷} این رقم به ۱۴۱ نشریه و از سال ۱٣۵۷ تا ۱٣٨۵ به ۱۶٨ نشریه و تعداد نشریات دانشجویی در همین برهه زمانی ۱۲۴ نشریه برشمرده شده است.
بعد از انقلاب ۱٣۵۷ در مدت دو سال حدود ۴۰ نشریه در مناطق کردنشین منتشر شده است. ولی بعد از سال ۱٣۶۰ و تا اواخر سال ۱٣۷۰ تنها دو نشریه حق چاپ داشتند که اولی توسط سپاه پاسداران به چاپ می رسید با نام {اصحاب قلم} و دومی توسط قرارگاه خاتم النبیاء سپاه پاسداران با مدیر مسئولی رحیم مشایی تحت عنوان {سروه}. در دواران اصلاحات رونامه ها و نشریه هایی تا حدی آزادتر منتشر شدند ، که با پایان دوران اصلاحات اکثرا بسته شدند. {کاوه قریشی،۱۱۲ سال مطبوعات در کردستان، روزآنلاین}

عدنان حسن پور، روزنامه نگار هفته نامه ئاسو که در سال ۱٣٨٣ دستگیر شد با محکومیت اعدام مواجه گشت و بعدها این حکم به ۱۵ سال زندان تقلیل یافت.
محمد صدیق کبودوند نیز که در سال ۱٣٨٣ بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود از تیرماه سال ۱٣٨۶ به یازده سال زندان محکوم شد که تاکنون نیز در زندان است.
در آن سالها روزنامه نگاران کورد دیگری نیز بازداشت و زندانی شدند. در این دوران تا اندازه یی دست روزنامه نگاران کورد باز شده بود و روزنامه های غیرحزبی به میدان آمده بودند، ولی با سرکار آمدن دولت احمدی نژاد بار دیگر روزنامه نگاری و روزنامه نگاران به بیرون از مرزها رانده شدند و روزنامه نگاری کوردی به خارج از کشور عزیمت کرد.
ایران یکی از خطرناک ترین و ترسناک ترین کشورها برای روزنامه نگاران به شمار می آید. گزارش های سازمان های جهانی حامی مطبوعات و روزنامه نگاران، سازمان گزارشگران بدون مرز، خانه آزادی و و کمیته حمایت از روزنامه نگاران بیانگر این واقعیت تلخ است.
سازمان گزارشکران بدون مرز در فوریه ۲۰۱۵ ایران را در رتبه ۱۷٣مین کشور در بین ۱٨۰ کشور از لحاظ آزادی مطبوعات قرار داد.
این سازمان ابراز نمود که وعده های حسن روحانی در بهبود وضعیت آزادی مطبوعات هنوز بی نتیجه مانده است و حکومتگران ایران هنوز کنترل همه جانبه یی بر اطلاع رسانی انجام می دهند.
خانه آزادی freedom house ایران را از میان ۱۹۹ کشور در سال ۲۰۱۵ در رتبه ۱۹۱ قرار داده است و ایران در بین ده کشوری قرار دارد که وضعیت آزادی مطبوعات در آنها در زمره بدترین بدترین ها قرار دارد.
فصل دوم قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران www.magiran.com رسالت روزنامه نگاران و مطبوعات در ایران که پیشبرد قانون اساسی و تحکیم شعار نه شرقی و نه غربی است تعیین نموده است.
فصل های سوم و چهارم این قانون، حقوق و حدود مطبوعات را مشخص ساخته و به نوعی این قانون، روزنامه نگاران را به ابزاری برای تحکیم قدرت قدرتمدارن و حکومت و ترویج ایدولوژی رژیم در داخل و خارج کشوربدل ساخته و به آنها ماموریت داده است.
در ماده ۶ در فصل چهارم محدودیت های سختگیرانه یی برای روزنامه نگاران وضع شده است. این محدودیت برای روزنامه نگاران ملتهای تحت ستم و به ویژه کوردها بسیار بارزتر است.
در بند ۴ ماده ۶ فصل دوم آمده است که روزنامه نگاران آزادند هر کاری انجام دهند به غیر از {ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه، به ویژه ازطریق طرح مسائل نژادی و قومی}، در مواد دیگر انتقاد از رهبری، نظام و اسلام نیز به نوعی خط قرمز تعیین شده و در این باره به تاکید هشدار داده شده است. این بند به نوعی روزنامه نگاران ملتهای تحت ستم در ایران که دغدغه اصلی آنها ستم مضاعف ملی می باشد را در تنگنا قرار داده و آنها را ناچار به چشم پوشی از حقوق ملی ملتهای خویش می کنند.
یکی از مسائلی که یک روزنامه نگار کورد و هر کدام از ملتهای تحت ستم در ایران باید پیگیری کنند، حقوق تضییع شده ملی آنها ست. ولی این بند طرح هر گونه حقوقی را به اختلاف و اقدام علیه امنیت ملی و اختلال در نظم عمومی قلمداد نموده و مجازات سختی را برای آن در نظر گرفته است.
خسرو کردپورکه به همراه برادرش مسعود کردپور به ۶ سال و سه سال و نیم زندان محکوم شده اند، بدین علت بود که در وب سایت خبری آژانس موکریان پیگیر نقض حقوق بشر شهروندان در کوردستان و ستم و ناعدالتی های مضاعف در کردستان را وب سایت خویش اطلاع رسانی می کردند.
اخیراً نیز آقای حسن شیخ آقایی سردبیر وب سایت تحلیلی روانگه در شهر مهاباد بازداشت شده است.
برخورد سخت دستگاه های امنیتی با روزنامه نگاران و وب نگاران تنها به استناد قانون مطبوعات نیست. دیدگاه رژیم ایران به کوردستان و فعالان و روزنامه نگاران کورد یک دیدگاه امنیتی است. اقدام علیه امنیت ملی، وابستگی به بیگانگان و تلاش برای تجزیه طلبی اتهاماتی است که روی میز هر قاضی قرار دارد تا از طریق آن فعالان و رورزنامه نگاران کورد را مورد اتهام قرار داده و مجازات کند.
دیگر ملتهای تحت ستم نیز در ایران به ویژه بلوچ ها و عربها و تورک ها روزگاری بهتر از کوردها ندارند. بدون شک در هر کدام از این مناطق هر فعالیت گونه فعالیت روزنامه نگاران خیلی راحت با انگ تجزیه طلبی، اقدام علیه امنیت ملی و ... روبرو شده و روزنامه نگاران یا ممنوع الفعالیت شده و مجبور به ترک وطن می گردند و یا زندانی می گردند.