خدای من


لقمان تدین نژاد


• خدای من پیری است نادِم ،
در یک حُجره‌ی نمور
ته حیاطِ یکنواخت بهشت
عُزلت گزیده است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۲٨ آبان ۱٣۹۴ -  ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵


 خدای من پیری است نادِم ،
در یک حُجره‌ی نمور
ته حیاطِ یکنواخت بهشت
عُزلت گزیده است
از مصاحبت روح‌القُدُس نیز
اکراه می ورزد،
که چندی است پنهانی
به حقانیت ابلیس می اندیشد
آنکه از ازل به پشیزی نگرفت آدم را
و با غرور پوزخند زد
به مادونِ نوع خود
این روزها هیچ َملَکی دیگر
به چیزی نمی گیرد
اشرف مخلوقات را
و همگی تردید می کنند
در شایستگیِ خالق
خدای پیرِ من
شرمگینانه هر غروب
زیر درختِ طوبی می نشیند،
خیره به سحابی‌های دور
و غمگنانه تلاوت می کند،
«سوگند به نفس سرزنشگر . . .
سوگند به نفس سرزنشگر . . . »
صدای مویه‌اش را
ناخَلَفَش می شنود
وقتی دارد خون دشنه‌اش را می‌لیسد
و در صدای گوشخراش بولدُزِرها میان باغ عدن
به اندام یک ستاره‌ی سینما می‌اندیشد
در ساحل دنجی در جزایر کارائیب
و به خلسه می‌رود
با جریان بی اختیارِ لذت
در اعضای سافله‌اش

آتلانتا، ۶ فوریه ۲۰۰۰