ونزوئلا: آزمون دموکراسی و کارشکنی‌های آمریکا (۱)
بخش اول - ونزوئلا: آزمون دموکراسی


سپهر جمشیدی


• این اولین بار نیست که چپ به مثابه دمکرات‌ترین رقبای انتخاباتی در موقعیت برگزار کننده انتخابات حتی در رقابت‌های بسیار تنگاتنگ نه‌ تنها نتیجه را با امانت داری کامل اعلام و پذیرفته؛ بلکه برخلاف مدعیان دموکراسی راستگرا؛ بدون ایجاد کوچکترین تنش در اجتماع؛ رأی اکثریت را پذیرا گشته اند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲٨ آذر ۱٣۹۴ -  ۱۹ دسامبر ۲۰۱۵


در انتخابات پارلمانی ونزوئلا در ۶ دسامبر ۲۰۱۵ (۱۵ آذر ۹۴) برای اولین بار پس از ۱۶ سال؛ حزب متحد سوسیالیست حاکم نتایج را به ائتلاف راستگرای دمکراتیک متحد واگذار کرد. نتیجه‌ای که بلافاصله توسط نیکولاس مادورو؛ رهبر حزب چپ گرای حاکم مورد پذیرش قرار گرفت. عوامل مهمی‌ از جمله مشکلات اقتصادی ناشی‌ از کاهش شدید قیمت نفت که قبل از این توانسته بود بعنوان ابزار مهمی‌ در مقابل `جنگ اقتصادی` سرمایه داران بخش خصوصی باشد؛ در کنار حجم قابل توجه تبلیغات منفی‌ شبکه‌های تلویزیونی خصوصی در اختیار راست گرا‌ها که با همراهی پروپاگاندای امریکایی‌ها؛ تبلیغات منفی‌ هم افزا را در مقابل دولت و حزب چپ حاکم ایفا می‌‌کرد؛ در این مرحله باعث موفقیت راست گرایان متحد با هم گردید.
این اولین بار نیست که چپ به مثابه دمکرات‌ترین رقبای انتخاباتی در موقعیت برگزار کننده انتخابات حتی در رقابت‌های بسیار تنگاتنگ نه‌ تنها نتیجه را با امانت داری کامل اعلام و پذیرفته؛ بلکه برخلاف مدعیان دموکراسی راستگرا؛ بدون ایجاد کوچکترین تنش در اجتماع؛ رأی اکثریت را پذیرا گشته اند؛ امری که به دفعات از جانب راستگرایان به اصطلاح دموکراسی خواه در موقعیت‌های عکس، پذیرش بدون جنجال پیروزی حریف مورد امتناع قرار گرفته است. مثلا در همه پرسی‌ ۲ دسامبر سال ۲۰۰۷ (۱۱ آذر ۸۶) مبنی بر افزایش اختیارات رئیس جمهور؛ هوگو چاوز شکست در همه پرسی‌ را به نفع مخالفان با نتیجه نزدیک ۵۱% در مقابل ۴۹% (با وجود اهمیت افزایش اختیارات برای اجرای برنامه‌های خود) پذیرفت. در مقابل راستگرایان در هر انتخاباتی که موفق نشده اند عملی‌ بجز عدم پذیرش نتایج و متعاقب آن آشوب‌های خیابانی را در دستور کار قرار نداده اند. بعنوان نمونه انریکو کاپریلس رادونسکی رقیب شکست خورده نیکولاس مادورو نتیجه انتخابات ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ (۲۵ فروردین ۹۲) را نپذیرفت و دستگاه انتخاباتی را متهم به تقلب کرد و در پی‌ آن خیابان‌های ونزوئلا به آشوب کشیده شد. این اعتراضات تا مدتی‌ ادامه یافته و منجر به خونریزی گردید. این در حالی‌ بود که قبل از برگزاری انتخابات هر دو نامزد اصلی‌ اعلام کرده بودند که نتایج آن را خواهند پذیرفت. مخالفین غرب گرای ونزوئلا به تقلید از مخالفین سالوادور‌ آلنده رئیس جمهور فقید شیلی (با آرزوی سرنوشتی معادل برای مادورو) از کوبیدن بر قابلمه‌ها شروع کرده؛ با حمله و آتش زدن دفاتر حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا و بستن جاده ها و نهایتا درگیری منجر به جراحت و قتل ادامه دادند. تقریبا در تمام انتخابات قبل از آن نیز که کاپریلس نماینده راستگرایان در مقابل چاوز و چپگرایان (چه پارلمانی و چه ریاست جمهوری) شکست خوردند، نتایج را نپذیرفته و بی‌ گمان در همراهی غرب و بخصوص آمریکا سعی‌ در معلق نگه داشتن شمشیر بالای سر رهبری چپ ونزوئلا داشته اند. بطور نمونه باز هم در رقابت قبل تر در ۷ اکتبر ۲۰۱۲ (۱۶ مهر ۹۱) که کاپریلس در مقابل چاوز با آرا ۵۵% شکست خورد همان سناریو تکرار گردیده بود. در همین جا خاطر نشان میگردد واقعیت فضای دمکراتیک در ونزوئلا در دوران چاوز بقدری عینی و واقعی‌ بود که حتی بی‌ بی‌ سی‌ با وجود همه ادعای تبلیغاتی ضدّ ونزوئلایی در ۲۴ آوریل ۲۰۰۶ نوشت: `آقای چاوز در چند نوبت رای گیری دمکراتیک به پیروزی رسیده و گروه‌های مخالف وی حتی به رغم متهم شدن به دریافت کمک‌های مالی غیرقانونی از خارج فعالیت آزادانه دارند`. فضای دمکراتیکی که تاکنون ادامه داشته است. این در حالی‌ است که آمریکا در تمام این موقعیت‌ها در همراهی با روش‌های غیردمکراتیک راست گرایان درنگ نکرده است. بی‌ گمان دلیل اصلی‌ آمریکا در این همراهی سیاست‌های با سوگیری سوسیالیستی و ضدیت رهبری ونزوئلا با سیاست‌های نئولیبرالیسم و البته مقابله با سیاست خارجی‌ آمریکا می‌باشد .
البته شکست چپ در انتخابات پارلمانی ونزوئلا به عنوان یک واقعیت بیرونی؛ دلائل درونی ناشی‌ از ضعف عملکردی چند ساله اخیر چپ در ونزوئلا داشته و بررسی‌ انتقادی نسبت به علل از جمله اقتصادی و اجتماعی این شکست از وظایف چپ بطور عام و چپ ونزوئلا بطور خاص است. اما در یک حالت عمومی حداقل سه‌ دلیل داخلی‌ و یک دلیل خارجی‌ از اهم دلایل پیشبرنده پروژه راستگرایان و پیروزی آنها در انتخابات اخیر است :
- اتکا‌ اقتصاد به درآمدهای نفتی‌ با وجود بیش از ۱۶ سال حاکمیت چپ در ونزوئلا. وضعیتی که ثبات اقتصادی و بالتبع اجتماعی را (متأثر از ارزش نفت) شکننده کرده و امکان بازی با این حربه مهم توسط امپریالیسم و بدنبال آن نیل به اهداف تبلیغات سرمایه داری و راستگرایان در قشرهای گسترده‌ای از مردم ونزوئلا را ایجاد کرده است .
- امکان اختلال اقتصادی با توجه به امکانات فراوانی‌ که همچنان در اختیار سرمایه دارن با نفوذ در ونزوئلا باقی‌ مانده است. حزب حاکم سوسیالیست متحد در محدود کردن بخش خصوصی با مسامحه عمل کرده است .
- حمایت بی‌ شائبه و خلاف حتی دیپلماسی جهانی‌ آمریکا و متحدانش از راستگرایان در مقابل دولت چپگرای ونزوئلا از جمله کمکهای مالی غیرقانونی وسیع و مستمر به مخالفین .
- وجود ده‌ها شبکه تلویزیونی و خبرپراکنی که از جانب سرمایه داران داخلی‌ و نیز امپریالیستها حمایت میگردند. موضوعی که دارای راه حل پیچیده‌ای است و نیاز به تدقیق تئوریک و سیاسی متناسب دارد، چرا که ملاحظه میشود که با وجود عمل در چارچوب ارزشهای دمکراتیک؛ غرب؛ در هر زمان که نیاز بوده؛ چپگرایان را متهم به نقض دموکراسی کرده اند، حال در صورتی‌ که بخواهند نوعی محدودیت برای این تبلیغات زهراگین قائل شوند مشکل از این حیث دو چندان میشود ولی‌ دست آورد‌های زحمتکشان نیز نباید تابعی از مسامحه کاری و بی‌ توجهی‌ قرار گیرد. ترجیحا روشهای ایجابی در به آگاهی‌ رساندن توده‌ها و زحمتکشان و جلوگیری از اغوای طبقات متوسط توسط راستگرایان؛ در کنار حل مسائل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی‌ آنان در اولویت است تا سیاست‌های سلبی. در مثالی عینی از این شبکه‌ها و دایره عمل آنها می‌توان از شبکه تلویزیونی آّر سی‌ تی‌ وی که در طرح‌های کودتایی شکست خورده علنا به حمایت از کودتاگران برخاسته بودند؛ نام برد .
در انتهای این بخش خاطر نشان میگردد حربه اتهامی `چپ غیردمکراتیک و ضدّ آزادی است` همواره ابزاری تبلیغاتی در راستای اهداف غیرمشروع امپریالیسم بوده و نمونه فروپاشی اتحاد شوروی که بر خلاف تبلیغات مستمر و توقف ناپذیر از کاه؛ کوه ساختن مبنی بر سرکوب کمترین تلاش برای تضعیف (و نه‌ فروپاشی) نظام اتحاد شووروی که در عمل در هنگامه فروپاشی؛ تلاطماتی حتی در سطح کشورهای به اصطلاح دمکراتیک هنگامی که قرار است تغییرت اساسی‌ صورت گیرد؛ نیز روی نداد مثال زدنی‌ است. در آن زمان نیز حجم تبلیغات سرمایه داری آنچنان پرکوب و ملهم از انواع چاشنی‌‌ها بود که برای دلبستگان به نظام اجتماعی اتحاد شوروی نیز؛ تغییر نظام در چنین کشور قدرتمندی بدون بروز انواع اعمال خشونت آمیز برای مقابله با چالش تغییر نظام مبهوت کننده بود. تبلیغات و پروپاگاندای ضدّ چپ در تمام سیستم سرمایه داری واقعا نه‌ بخاطر اینکه این سیستم (سوسیالیسم) در مقابل آزادی‌ها قرار می‌گیرد (که نمی‌گیرد) بلکه به دلیل ماهیت امکان عملی‌ حذف و یا مهار سرمایه در این گفتمان است که صورت می‌گیرد؛ بعبارتی این عارضه در جهان سرمایه داری ذاتی است و نه‌ عرضی. بنابر این آزموده را آزمودن خطاست.