ونزوئلا: آزمون دموکراسی و کارشکنی آمریکا
قسمت دوم - کارشکنی ایالات متحده آمریکا


سپهر جمشیدی


• انقلاب بولیواری ونزوئلا در زمان فروپاشی کشورهای سوسیالیستی و نیز دوران قدرقدرتی‌ آمریکا در موقعیتی آسیب پذیر قرار گرفته است. حفظ ونزوئلای دمکراتیک با سمت گیری سوسیالیستی امری دشوار به نظر میرسد اما حفظ دست آورد‌ها در زمانه‌ای با سمت گیری پررنگ سرمایه‌داری و استیلا قدرت‌های امپریالیستی امری سخت ولی‌ شدنی است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ٣ دی ۱٣۹۴ -  ۲۴ دسامبر ۲۰۱۵


ایالات متحده آمریکا از شروع قرن بیستم به دلیل شرایط جدید سرمایه؛ تحرک برای باز تقسیم جهان و استیلا بر مناطق راهبردی را محور سیاست خارجی‌ خود قرار داد. این در حالی‌ است که در قرن ۱۹ مطابق دکترین مونروئه در سال ۱۸۲۳ عمده دخالت این کشور در نیم کره غربی یا قاره آمریکا بود؛ بطریق اولی در قرن ۲۰ این قاره را منطقه نفوذ (حیاط خلوت) بلاتردید خود تلقی‌ میکرد. در میانه قرن ۲۰ با پیروزی انقلاب در کوبا در ۱۹۵۹؛ ایالات متحده آمریکا؛ تمام مساعی خود را برای غلبه بر انقلاب کوبا از جمله عملیات مستقیم در خلیج خوکها در سال ۱۹۶۱ در دستور کار خود قرار داد. در اوت ۱۹۶۲ متعاقب شکست ایالات متحده در خلیج خوکها؛ اتحاد شوروی در حمایت از کوبای انقلابی و جلوگیری از دست درازی‌های مستمر ایالات متحده؛ اقدام به ساخت سکو‌های پرتاب موشک میان برد؛ به درخواست دولت قانونی کوبا کرد. امری که باعث برافروختگی کندی و بروز بحران موشکی کوبا گردید. البته با میانه روی که دولت کندی نسبت به جمهوریخواهان در مسائل دو ابرقدرت داشتند؛ خرشچف دستور بازگشت موشک‌ها را داد که در مقابل ایالات متحده نیز موشک‌های اتمی‌ خود را از ترکیه در لب مرز‌های اتحاد شوروی خارج ساخت. هدف از این مختصر (یک مورد از ده‌ها مورد) بیان سابقه طولانی حساسیت ایالات متحده نسبت به هر گونه میل استقلال طلبانه و خروج از دایره وابستگی به ایالات متحده در کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی بود که بی‌ شک ونزوئلا نیز با توجه به اهمیت نفتی‌؛ موقعیت راهبردی و گرایش ضدّسرمایه داری در آمریکای لاتین از این شمول خارج نبوده است.

دلایل کارشکنی ایالات متحده آمریکا
بی‌ گمان دلیل اصلی‌ ایالات متحده آمریکا در ضدیت با ونزوئلا سیاست با سوگیری سوسیالیستی و دمکراتیک ونزوئلا است و نیز دلایل ذیل:
- سیاست خارجی‌ مستقلانه، هم زمان دوری از ایالات متحده آمریکا و نزدیکی‌ به کشورهای مستقل آمریکای لاتین.
- مخالفت با سیاست اقتصادی نولیبرالیسم و اتخاذ سیاست کاهش فقر؛ افزایش مالیات ثروتمندان؛ رفاه عمومی؛ افزایش دستمزد زحمتکشان؛ ایجاد و توسعه زیرساختها؛ بهبود شرایط بهداشتی و وضعیت آموزشی‌ در مناطق فقیر حاشیه شهر‌ها.
- تلاش برای خارج کردن ونزوئلا از بانک جهانی‌ و صندوق بین المللی پول؛ چرا که توانسته بود تمام بدهی‌های قبلی خود را به این دو نهاد امپریالیستی بطور کامل پرداخت نماید.
- تلاش برای سامان دهی‌ میزان عرضه نفت در راستای منافع ملتهای صاحب نفت و به ضرر کمپانی‌های نفتی‌ از طریق تشویق سایر اعضای اوپک برای پیشبرد این سیاست.
- تلاش برای ملی‌ کردن تمام پروژه‌های نفتی‌ ونزوئلا که با توجه به اهمیت آن برای مثال در یک مورد پس از کنترل پروژه نفتی‌ آکسان موبیل (یکی‌ از بزرگ‌ترین و پرسودترین کمپانی‌های نفتی‌)؛ این شرکت با طرح شکایت به دادگاه‌های ایالات متحده؛ بریتانیا و هلند! حکم مسدود شدن ۱۲ میلیارد دلاری ونزوئلا را گرفت.
- تهدید به قطع نفتی‌ که به سوی ایالات متحده آمریکا میرود بخاطر جنگ اقتصادی این کشور علیه ونزوئلا. به همین دلیل ایالات متحده آمریکا ونزوئلا را لقمه‌ای غیرقابل هضم تلقی‌ می‌کند.
- تحقیر ایالات متحده از طریق صادرات نفت ونزوئلا به ۱۷ کشور با قیمتهای ترجیحی و وام با بهره پایین. حتی پس از طوفان کاترینا در سواحل جنوبی ایالات متحده نیاز بسیاری از شهروندان این کشور را در شرایط بحرانی با نفت رایگان ارسالی‌ که دولت ایالات متحده عاجز از آن بود را بر طرف کرد.
- ارائه پیشنهاد برای تبادل نفت در برابر کالا به جای دلار. مثلا ونزوئلا روزانه ۱۰۰ هزار بشکه نفت به کوبا صادر و در قبال آن هزار پزشک و آموزگار کوبایی در ونزوئلا خدمات رایگان ارائه میدهند. در اقدامی دیگر به اعضای پتروکاریبه نفت با پرداخت بهای ۴۰ % از نفت فروخته شده و الباقی برای ۲۵ سال با بهره تنها ۱% ارائه گردیده است.
- ذخایر نفت بسیار سنگین ونزوئلا بنا به گزارش وزارت انرژی ایالات متحده از مجموع تمام ذخایر اعلام شده کنونی‌ بقیه کشورهای جهان بیشتر است و این در صورتی‌ قابل برداشت است که بخاطر هزینه بالای استحصال؛ قیمت نفت به بالای ۵۰ دلار در هر بشکه برسد. در واقع استخراج نفت ذخیره شده در لایه‌های ماسه یی (شیل) ایالات متحده نیز در صورت افزایش قیمت نفت توجیه اقتصادی دارد. بنابر این سیاست‌های نفتی‌ ایالات متحده بر ضدّ ونزوئلا به صورت پارادوکسیال خواهد بود و نمیتواند از ابزار قیمت نفت تنها علیه ونزوئلا عمل نماید بدون اینکه خود ایالات متحده را شامل شود.
- رعایت تمام جوانب دمکراتیک در به دست گیری قدرت و رجوع به آرا مردم؛ حفاظت از آرا؛ چه منجر به پیروزی یا شکستش گردد.
- چاوز با راه اندازی کارزاری سیاسی به جای مبارزه مسلحانه در ۱۹۹۴ باعث تغییر تناسب نیروها به نفع ترقی‌ خواهان گردید امری که بیشتر از هنگامه مبارزات مسلحانه ناخشنودی ایالات متحده را بدنبال داشته است.
- تلاش در جهت سمت دادن گروههای مسلح ترقی‌ خواه (در سایر کشورهای آمریکای لاتین) به سیاست گفتگو از طریق مذاکره با آنان و نیز ترغیب ایالات متحده و غرب برای ورود به گفتگو با آنان از جمله در مورد فارک در کلمبیا.

پایان: انقلاب بولیواری ونزوئلا در زمان فروپاشی جامعه کشورهای سوسیالیستی و نیز دوران قدرقدرتی‌ ایالات متحده آمریکا در موقعیتی آسیب پذیر قرار گرفته است. بنابر این حفظ ونزوئلای دمکراتیک با سمت گیری سوسیالیستی امری دشوار به نظر میرسد. حفظ دست آورد‌ها در زمانه‌ای در مجموع با سمت گیری پررنگ سرمایه‌داری و استیلا قدرت‌های امپریالیستی امری سخت ولی‌ شدنی است که آنهم از طریق گسترش دست آورد‌ها ممکن است. انفعال هم آوایی غرب با آمریکا علیه ونزوئلا از طریق ادامه دموکراسی رایج در ونزوئلا و نیز بی‌ اثر کردن تیغ زنگی مست (ایالات متحده آمریکا) در نزدیکی‌ ا‌ش از مسیر سازماندهی توده‌ها با جلب رضایت آنان از طریق حفظ و گسترش منافع کارگران و دیگر زحمتکشان در مقابل استیلاگری صاحبان سرمایه به لحاظ طبقاتی حائز اهمیت است.