و باز انتخاباتی دیگر


مارال سعید


• باور کنید بسیار جُسته ام و کمتر یافته ام نوشته یا گفتاری را از این دوستان که در آن همین "شرکت در انتخابات" را بسط و توضیح داده و به چند سوآل پایه ای پرداخته باشند. از جمله: ۱- آیا میتوان در انتخابات شرکت نکرد؟ اگر پاسخ آریست؛ در ادامه توضیح دهند؛ کی و کجا و چرا؟ ۲- آیا میتوان در انتخاباتی شرکت کرد و رأی سفید داد؟ اگر پاسخ آریست؛ کی و کجا و چرا؟ ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۱ بهمن ۱٣۹۴ -  ۲۱ ژانويه ۲۰۱۶


گویا هرچه به اسفند ماه و زمان انتخابات نزدیکتر می شویم دائی جان "ولی" بیشتر علاقه مند میدانداری می شود. در دو نوبتی که دور گود زورخانه ی انتخابات چرخیده واقعا ً منویات خویش رُک و پوس کنده بیان داشته، حال اینکه مردم آنها را جدی میگیرند یا نه، خود دانند. او در دور اول گفت: "کسانی هم که با نظام مسئله دارند در انتخابات شرکت کنند." بعد دید "شکر" خورده، در نتیجه در دور دوم گفته اش را تصحیح کرد و گفت: "این سخن به معنای آن نیست که بخواهند کسانی که نظام را قبول ندارند به مجلس بفرستند." یعنی به زبان ساده: آی مردم؛ حق شما فقط رأی دادن است نه چیزی بیشتر. البته شما بهتر از من میدانید که دائی جان "ولی" خودش را خیلی با هوش نیز میداند و تئوریهای جهانشمول دمکراتیک هم بیان میدارد. از جمله: "مهم‌ترین شرط یک رقابت سالم، شرکت همه واجدان شرایط رأی دادن و حتی آن کسانی است که نسبت به نظام مسئله دارند." شاید خیال کنید او دیوانه شده، نه! اتفاقا ً دائی جان "ولی" برای حفظ و استحکام نظام استبدادی که خود در رأس آن نشسته باید چنین افاضاتی بفرماید. البته واضح است همانطور که در دور اول گفته بود؛ من و شما را فقط برای پُرکردن صندوقهای رأی می خواهد، پس باقی می ماند لشگر خودیها. از آن میان بیشتر منظور آن سه هزار نفریست که فقط سی نفرشان از صافی شورای نگهبان گذشته اند. بله صحیح خواندید فقط یک در صد قابل اعتماد بودند و میتوانند در همین مجلس بی اختیار شورای اسلامی حضور بهم رسانند. پس؛ تو خود بخوان حدیث مُفصل از این مُجمَل. ناگفته نماند او برای تأیید و تمجید همین افتضاح، فاکت از دوران جنگ سرد آورده می گوید: "در هیچ جای دنیا، افرادی را که اصل نظام آن کشور را قبول ندارند، به مراکز تصمیم‌گیری راه نمی‌دهند و حتی در کشوری همچون آمریکا که خود را نماد آزادی معرفی می‌کند و عده‌ای ساده ‌لوح هم آن را قبول و ترویج می‌کنند، در دوران رقابت بلوک شرق و غرب، افراد را با اندک اتهامِ گرایش سوسیالیستی، کنار می‌گذاشتند". جل الخالق! دائی جان "ولی" می اندیشد؛ مردم چون خودش گول و گنگ اند و فراموششان شده که در نظام فخیمه ی جمهوری اسلامی ایران هزاران نفر را به اندک "گرایش سوسیالیستی" اعدام کرده اند.
بیائید دائی جان "ولی" را به حال خودش رها کنیم و بگذاریم تا میتواند بر بی آبروئی ی خویش و غیردمکراتیک بودن نظام سیاسی ی جمهوری اسلامی ایران بیفزاید و نگاهی به دور و بَر خویش بیندازیم.
شما نیز چون من خوب می شناسید دوستانی را که صندوق رأی را سنگ حَجرالاسود دانسته و مرتبا ً مردم را به طواف آن فرا می خوانند و اصلا ً کاری هم به این ندارند که شرایط زمانی و مکانی چیست. برای آنها یک اصل دمکراتیک وجود دارد و آن "شرکت در انتخابات" است.
باور کنید بسیار جُسته ام و کمتر یافته ام نوشته یا گفتاری را از این دوستان که در آن همین "شرکت در انتخابات" را بسط و توضیح داده و به چند سوآل پایه ای پرداخته باشند. از جمله: ۱- آیا میتوان در انتخابات شرکت نکرد؟ اگر پاسخ آریست؛ در ادامه توضیح دهند؛ کی و کجا و چرا؟ ۲- آیا میتوان در انتخاباتی شرکت کرد و رأی سفید داد؟ اگر پاسخ آریست؛ کی و کجا و چرا؟ و بالاخره ٣- آیا در فهم و درک ایشان از یک مبارزه دمکراتیک فقط شرکت در انتخابات جایز است؟ اگر پاسخ منفیست؛ لطفا ً از تاریخ مبارزاتی خود یک نشانه بَر عدم شرکت در انتخاباتی را بیاورند.
این دوستان به احتمال زیاد همچون من چوب ریاضیاتی شمردن مبارزات اجتماعی در جریان پذیرش و عمل به "راه رشد غیرسرمایه داری" را خورده اند. آنجا در دنیای دو قطبی، ما می انگاشتیم منطقا ً آنکه ضدامپریالیست!؟ است در کنف حمایت اردوگاه سوسیالیسم میتواند مسیر شکوفائی ی سوسیالیستی را به پیماید. برایمان اصلا ً مهم نبود که این یا آن سیستم دیکتاتوریست، چرا که هم خود از دمکراسی چیزی نمی دانستیم و هم آن مدینه ی فاضله (سوسیالیسم واقعا ً موجود) خود نوعی دیکتاتوری بود. اینک با همان روش ساده کردن معادلات اجتماعی به معادلات ریاضی این دوستان به یک ساده نگری دیگر رسیده و می پندارند شرکت انبوه مردم در انتخابات باعث میشود حکومت نتواند مَنویات خود را به مَنصه ی ظهور برساند.
این دوستان توجه ندارند که نظام جمهوری اسلامی بر یک تناقض (رای مردم و رآی خداوند)* استوار است و دقیقا ً در بزنگاه های انتخاباتی، سیاست مستقل و روشنگر حکم میکند بَر اساس شرایط، سیاستی را بَرگزینیم که از طرفی افشاگر چهره ی دروغین "دمکراتیک" نظام باشد و از دیگر سو تعمیق دهنده ی تناقض (رأی مردم و رأی خداوند).

*زعمای جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا کنون خود فرموده های خویش را "رأی خداوند" نامیده و می نامند.
مارال سعید