با تنی چند از امضاء کننده نامه سرگشاده
انتقاد از دانلود رایگان یا چپ ستیزی راست رانت خوار؟


فرج سرکوهی


• من از چند امضاء کنننده این نامه، که آنان را به نیک نامی و خلاقیت فرهنگی می شناسم، می پرسم که در زمانه ای که دانلود بدون اجازه نوارها و فیلم ها و کتاب ها ... پدیده ای جهانی است، اتهام سیاسی نامه سرگشاده شما علیه چپ ایران بر کدام پژوهش و بر کدام آمارگیری علمی استوار است؟ ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۱۴ بهمن ۱٣۹۴ -  ٣ فوريه ۲۰۱۶


گروهی که خود را « جمعی از اهالی قلم» معرفی کرده اند، در نامه ای سرگشاده که روز سه شنبه 13 بهمن ماه در ایران منتشر شد، نوشته اند «با امضای این نامه از تمامی دوستداران کتاب میخواهیم تا با ایستادگی در برابر چنین پدیدهای و مقاومت در برابر دانلود رایگان کتاب، به پدیدآورندگان کتاب یاری رسانند»

خواستی است صنفی، معقول و درست اما سایه زبان، لحن و نثر چپ ستیزانه رایج در رسانه های معروف به «فرهنگی کاران امنیتی»، چندان بر این نامه سنگینی می کند که متن، به جای بیان خواستی صنفی به قلم نویسندگان و شاعران و مترجمان و مولفان کتاب، به فحاشی های رسانه های راست رانت خوار شباهت می برد.

در این نامه 248 کلمه ای فقط دو جمله، جمله اول با 11 کلمه و جمله آخر، که در بالا نقل کردم، با 33 کلمه (در جمع 44 کلمه)، به خواست اصلی اختصاص دارد و باقی نامه، 205 کلمه، بیش تر از سه چهارم متن، تبلیغات سیاسی است علیه طیف های رنگارنگ چپ ایران.

من نیز با پایمال کردن حقوق مادی و معنوی مولفان و مصنفان آثار هنری و ادبی، و از جمله با «دانلو بی اجازه کتاب» مخالفم و تجاوز به حقوق مادی و معنوی پدیده آورنده اثر هنری و ادبی را انکار یکی از بدیهی ترین حقوق بشری می دانم هرچند نقش اصلی سانسور و خودسانسور تحمیلی را در پایمال کردن حق خلاقیت آزاد نادیده نمی توان گرفت.

نمی دانم «دانلو رایگان کتاب» های فارسی زبان کار چه کسانی است. شنیده ام که یکی دو تن از دانلو گنندکان کتاب های فارسی یا هواداران این کار، خود را «چپ» خوانده اند اما می دانم که نه فقط این چند تن، که کسانی دیگر نیز، که نسبتی با چپ نمی برند، دست بدین کار می زنند.

می شناسم برخی چهره های چپ را که در مخالفت با دانلو بی اجازه کتاب های خود و دیگران نوشته و گفته اند و خود قربانی «دانلود بی اجازه کتاب» بوده و هستند.

هیچ کس، بدون پژوهش میدانی و آمارگیری علمی، نمی تواند مدعی شود که همه یا اکثریت دانلود کنندگان کتاب های فارسی به گرایش چپ تعلق دارند و همه یا اکثریت چپ ها دانلود کننده رایگان کتاب اند یا با این کار موافق اند.

هیچ کس بدون پژوهش میدانی و آمارگیری علمی، نمی تواند مدعی شود که فقط چپ ها، آن هم با توسل به آن چه نامه سرگشاده «ادعاهای رنگارنگ و دلفریب سوسیالیسم، رویکرد اشتراکی، مبارزه با سرمایه داری و نهایتاً حمایت از کتاب و کتابخوانی» می خواند، دست بدین کار زده و می زنند.

دانلود رایگان و بدون اجازه کتاب یعنی پایمال کردن حق مولف و مصنف و ناشر و اگر کسی یا کسانی در توجیه این کار به واژه های رایج در فرهنگ چپ متوسل شوند، به جای کوبیدن مهر محکومیت بر پیشانی طیف های رنگارنگ و گوناگون چپ ایران، توسل دانلود کنندگان به این فرهنگ را نقد باید کرد.

دانلود رایگان کتاب امری فردی است و در این موارد، هر کس مسئول کاری است که می کند و کار فردی کس یا کسان را نمی توان به حساب این و آن گرایش فکری و سیاسی نوشت.

می پرسم:
نام بسیاری از امضاء کنندگان نامه سرگشاده به گوش من نخورده و از تیراژ و حق التالیف کتاب های احتمالی آنان، آن هم در جامعه ای با میانگین تیراژ 500 تا 1500 نسخه کتاب، بی خبرم اما چند امضاء کننده این نامه را نه فقط من که جامعه فرهنگی ایران، به خلاقیت فرهنگی و نیک نامی می شناسد. یکی دو تن از امضاء کنندگان نامه از بهترین مترجمان و چند تن از آنان از شاعران و نویسندگان خوب ما هستند.

من از چند امضاء کنننده این نامه، که آنان را به نیک نامی و خلاقیت فرهنگی می شناسم، می پرسم که در زمانه ای که دانلود بدون اجازه نوارها و فیلم ها و کتاب ها ... پدیده ای جهانی است، اتهام سیاسی نامه سرگشاده شما علیه چپ ایران بر کدام پژوهش و بر کدام آمارگیری علمی استوار است؟

شاید تنی چند از دانلو کنندگان بی اجازه رایگان کتاب خود را چپ بخوانند، شاید یکی دو تن کار خود را با برخی واژه های چپ توجیه کنند، اما می توان خطای فردی یکی دو تن را به حساب تمامی طیف های رنگارنگ فکری و سیاسی چپ نوشت و چپ ایران را به اجرای برنامه «مرموز، نظاممند و برنامه ریزی شده و از سر دلواپسی» متهم کرد؟

نامه سرگشاده کوشیده است تا برخی مفاهیم چپ، از جمله « مبارزه با سرمایه داری» ،«نیروی کار»،«پیوند گفتار با کردار در «پراکسیس» و.. را از نگاه خود به سخره بگیرد آن هم با لحن و زبان و نثر نشریات راست رانت خوار و رسانه های چپ ستیز معروف به «فرهنگی کاران امنیتی». من از چند امضاء کنننده این نامه، که آنان را به نیک نامی و خلاقیت فرهنگی می شناسم، می پرسم که امضاء متنی با این نثر و زبان و لحن درخور کارنامه و شان فرهنگی و فردی شما است؟

انتشار اعلامیه سرگشاده سیاسی تبلیغاتی علیه چپ، یا هر گرایش دیگری، حق همگان است اما من از همان چند تن، که آنان را به خلاقیت فرهنگی و نیک نامی می شناسم می پرسم که اگر چنین هدفی در سر داشتید، بهتر نبود به جای اتهام کلی بی اساس، متنی درخور دانش و قدر و شان فرهنگی و فردی خود می نوشتید و به جای تکرار جمله های دستمالی شده نشریات راست و چپ ستیزی چون کیهان و مهرنامه و اندیشه پویا و... با زبان و نثر و منطق خود، چپ را نقد می کردید. شمایان خود بر تفاوت نقد چپ و چپ ستیزی آگاه اید و می دانید که اگر این لحن و نثر و زبان ثمری داشت، تلاش های نشریات چپ ستیز و رسانه های معروف به «فرهنگی کاران امنیتی» به رسوائی های معروف نمی انجامید.

در نامه سرگشاده پس از جمله 11 کلمه ای «امروز روند فزاینده ی نحیف شدن پیکر پیشاپیش نزار تولید کتاب را شاهدیم» آمده است:

«جماعتی با ادعاهای رنگارنگ و دلفریب سوسیالیسم، رویکرد اشتراکی، مبارزه با سرمایه داری و نهایتاً حمایت از کتاب و کتابخوانی، به گونه ای مرموز، نظام مند و برنامه ریزی شده و از سر دلواپسی کمر به زمین زدن اهل قلمی بسته اند که ...
این پدیده ی شبه سوسیالیستی، آیا تا چند دهه ی آتی دیگر توانی برای «نیروی کار» تولیدکننده ی کتاب باقی میماند تا کاری تولید کند و آنگاه مخاطبی بخواهد به گونه ای اشتراکی از آن بهره ببرد؟ باید پرسید گفتار پُرمدعای آنها با چه «پراکسیسی» پیوند خورده است و به واقع چه کسانی از آن بهره میبرند؟! قانون حق مولف یا کپی رایت نیز راهگشا نیست چون محملی میشود برای این جماعت تا بر طبل توخالیشان مبنی بر رادیکالیسم پادقانون بکوبند، چه قانون و پادقانون هر دو در مختصات خشونت عمل میکنند»

من، که چون بسیاری از چپ ها با دانلود بی اجازه کتاب مخالفم، از آن چند امضاء کننده این نامه، که آنان را به خلاقیت فرهنگی و نیک نامی می شناسم، و برخی از دوستان من بودند، می خواهم که یک بار دیگر نامه ای را که، خوانده یا نخوانده، امضاء کرده اند بخوانند و... و مقایسه این متن با «متن 134 نویسنده» پیشکش که برخی از ما از کجا به کجا رسیده ایم.

لینک نامه در پائین همین متن
isna.ir