پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به مدعیان خلعش - داریوش لعل ریاحی

نظرات دیگران
  
    از : داریوش لعل ریاحی

عنوان : اطاعت از استاد
مرد بزر گ ِ ثابت قدم در دفاع از ملت و میهن ، هادی جان خرسندی ، نظر ت درست است و هیچ نمی توانم بگویم ، جز این که وقتی بیانیه مورد نظر را خواندم ، تا آمدم سر به بالین بگذارم ، همان نیم بیت اول به ذهنم رسید و دفترچه را از بالای سرم برداشتم و یاد داشت کردم و سپس به خواب رفتم . فردایش که فرصتی یافتم بقیه ابیات را نوشتم و هیچ به فکر این نقص آشکار نبودم . واینک که استاد گرامیم چنین گوشزدی را یاد آور گردیده اند ، به این صورت اصلاح می گردد . من تو را شاهم ولی برگو تو من را کیستی؟
۷۵۹۷٣ - تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱٣۹۵       

    از : هادی خرسندی

عنوان : جا افتاده
به نظرم مصراع اول شعر استاد ریاحی افتادگی دارد (یک لفظ چهار سیلابی) ..... سهو کامپیوتری باید باشد.
۷۵۹۶۶ - تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱٣۹۵       

    از : کیا

عنوان : زیبا میسرایی!
در هر حال تو شیرینی‌ ،بسرا که زیبا میسرایی!

از توضیح شما بسیار خرسند شدم ، شعر‌های شما همیشه لذتبخش است.
۷۵۹۶٣ - تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱٣۹۵       

    از : داریوش لعل ریاحی

عنوان : پاسخی کوتاه
دوستان ، هدف من از پردازش این شعر ، خطاب به کسانی بوده است که با پوشش دفاع از مشروطه پادشاهی ، اصول و چهارچوب واقعی این نوع از سلطنت را که مبرا از هرگونه دخالت در امور سیاسی و تصمیم گیری های متآثر از آن است را یا نمی شناسند و یا اصولأ پایبند چنین سیستمی نیستد . و می خواهند در به همان پاشنه سابق بچرخد .
۷۵۹۴۷ - تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱٣۹۵       

    از : کیا

عنوان : من یکی‌ که جأ خوردم!
شاعری با توانایی شما کامیاب است ولی‌ به سلسله پهلوی پرداختن "گر‌ چه بهتر از ولایت بودند و رضای دوم هم خوب حرف می‌زند" را از شما انتظار نداشتم .
۷۵۹۱۲ - تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱٣۹۵       

    از : Hesam Mostafazadeh

عنوان : درپی جمشید لعل ریاحی
دوست عزیز چون من ضد سلسله مداری ِ هستم و بشررا حتی از بندگی خدا هم آزاد می خواهم (چون بسیاران). به یک نکته اشاره می کنم: آیا نظام اشراف سازی و اشراف بازی سلطنتی جزایجادآقا بالاسر/ ونفی سرهای دیگرچیزی در بر دارد؟
آیا این نوع نظام نفی جمیع افراد اجتماع براندیشیدن وداشتن اقبال برای خدمت به مردم با انتخاب اکثریتی هر چند با تفاوتی کم! که بهیچ وجه شبیه سلطه یک فردنیست با انتخاب اقلیتی (حتی اگرخیر خواه) براکثریتی نا گزیر و قریب به اتفاق، در جامعه ای که رو به اهمیت دادن به انسان وعقلانیت وخردورزی انسانی است، نیست!؟
اهمیت راهبری دریک جامعه به خرد است و مدیریت نه نسبت خانوادگی کسی باحضرتی ازحضرات مقدس شده یا شاهی به اعتبار (گیریم ازتبارمرد یا مردمی با خرد)
نظمشما اگر حامی چنین نظامی است خب نظم است دیگر و شما هم اهل فن با این قافیه ی سخت خیلی بخودتون زحمت دادید.
۷۵٨۹۵ - تاریخ انتشار : ۹ شهريور ۱٣۹۵       

    از : کیم : میر

عنوان : تاریخ نه فرمان شهنشاه و نه انگاره شیخ است
پدر جان !تمام شد . تاریخ شاهنشاهی گواهی میدهد تمام بنیانگذارانش با جد و جهد و شمشیر آخته و درایت و حیله گری و توام با تاراج و یغما حریف ابتدا دهستانی و شهری و منطقه ای باکمک یاران و هم قبلیه ای مال خود میکرد و چون کارش بالا میگرفت با شکست دادن حاکمان ناحیتی و سرزمینی را تحت اختیار میگرفت و بر اساس عرف و قانون روز سپس خود را "شاه"میخواند و جباریت خود را میپراکند و آخرین آنها چون بضعف و سستی میافتاد چرخه تکرار میشد آسیا بنوبت .و هیچگاه در درازای این تاریخ جبری خونآلود دیده نشده بعد از انهدام و اضمحلال عضو مشروع آن سلسله ساقط هر چند فرد لایقی چون لطفعلی خان زند باشد تاریخ بازگشتی برایش قائل نشد .یعنی پایان .!
۷۵٨۹۱ - تاریخ انتشار : ۹ شهريور ۱٣۹۵       

    از : امیر ایرانی

عنوان : بازی دمکراسی و دیگران
در بازی دمکراسی:هرشاهی و شاهکی و هر شیخی و شیخکی به همراه حواریونشان، فقط می توانند یک بازیگر در کنار سایر بازیگران عرصه سیاست باشند!. همین وبس!
۷۵٨٨۰ - تاریخ انتشار : ٨ شهريور ۱٣۹۵