کروبی، شهابی، زندانیان رجایی شهر - اخبار روز

نظرات دیگران
  
    از : خون آبی

عنوان : چپ بر مبنای ضدیت با مذهب و مذهبی؟
متاسفانه بعد از آنکه هر چه "فدائی" بودن می طلبید، از رفاقت و شفقت و از خود گذشتگی و مهر به عدالت و برابری حقوق ......از چپ فرو ریخت، تنها چیز که از ان باقی ماند و به آن آویختند، ضدیت با مذهب و مذهبی ها بود. یعنی هر کس کروبی یا غیر آن، به خاطر مذهبی بودن شامل قوانین احترام به حقوق بشری او نمیشوند و هر کس لامذهب بود بر او تفوق دارد و باید از او دفاع کرد. این مسئله را اگر چپ سابق ایرانی و ضدمذهب دو آتشه امروزی مطالعه و بررسی نکند، به جرمی کوربین که سهل است به مارین لوپن هم نخواهد رسید. این موضوع باید بررسی و حل شود که ضدیت با مذاهب اصل و جوهره چپ را تشکیل میدهد یا چیز دیگری؟
٨۰۶۲٣ - تاریخ انتشار : ٣۰ مرداد ۱٣۹۶       

    از : اردشیر زارعی قنواتی

عنوان : چرا می گوییم "چپ واقعی"
با توجه به تاکید بر واژه "چپ واقعی" بعضی از دوستان نسبت به این مرزبندی موضع انتقادی دارند. اصولا اگر چپ و راست را تابع تعریف تاریخی ادبیات سیاسی فرانسه در قرن هیجدهم فرض کنیم این انتقاد کاملا قابل قبول است. اما از زاویه یک برداشت مارکسیستی از مفهوم چپ این تعریف تابع شرایط و عواملی است که نمی شود دایره آن را خیلی گسترده فرص کرد. هم اکنون حتی در اروپا نیز که همیشه در این خصوص در فضای سیاسی آنجا بیشترین مسامحه نظری و عملی انجام می شده است بعد از استحاله سوسیال دمکراسی اروپایی در نظم سرمایه داری که حتی خودشان نیز یک پای سیاست های نئولیبرالی در چارچوب جهانی سازی شدند، طبقه بندی این گروه ها و تفکرات در چارچوب چپ مشروعیت تئوریک و پراتیک ندارد. چپ در برداشت یک مارکسیست خارج از مبارزه طبقاتی، عدالت اجتماعی، هژمونی نیروی کار در روند تغییر فورماسیون اجتماعی، مبارزه با امپریالیسم، سوسیالیزه کردن قوانین حاکم بر جامعه، دمکراسی مشارکتی تابع اراده آزاد مردم فارغ از تحمیلات بربریت سرمایه و نقض اصولی حاکمیت سیاسی و اقتصادی یک درصدی ها بر جامعه هیچ جایگاه عینی و قابل قبولی ندارد. بحث اسم و نام ها مطرح نیست بلکه بحث عملکردها و جایگاه عینی جریانات سیاسی و اجتماعی است. چنانچه به صورت مثال آن حزب کارگر بریتانیا در زمان رهبری تونی بلر که هم پیشقراول طرح های نئولیبرالیسم اقتصادی و همچنین بازوی فعال جنگ های امپریالیستی در جهان بود را با چه توجیهی می توان در چارچوب چپ طبقه بندی کرد در حالی که امروز با رهبری و تغییر اساسی پلاتفرم آن توسط "جرمی کوربین" و حمایت بدنه آن با چرخش۱۸۰ درجه در جایگاه متفاوت و کاملا منطبق با جریانی از چپ قابل پذیرش است. دقیقا واژه "چپ واقعی" در مقابل چپ جعلی همان نسبت حزب کارگر بلری با کارگر کوربین است. شاید این طبقه بندی از نظر یک غیرمارکسیست تابع همان تعریف سنتی ادبیات سیاسی فرانسه، با این برداشت که خدمتتان عرض کردم متفاوت باشد ولی آن وجه موضوع چندان به کار و برداشت ما ربطی پیدا نمی کند. البته جنبش چپ برای نزدیکی با نیروهای دمکرات، سبز و لیبرال های اجتماعی می تواند در چارچوب اتحاد عمل وارد ائتلاف های تاکتیکی شود اما آن یک بحث جداگانه یی است. ما می بایست بپذیریم که چپ مرزبندی های مفهومی و ذاتی خود را دارد که نباید نادیده گرفته شود. با احترام
٨۰۶۲۲ - تاریخ انتشار : ٣۰ مرداد ۱٣۹۶       

    از : اردشیر زارعی قنواتی

عنوان : جنبش چپ و مبارزات دمکراتیک
جناب تابان عزیز
بدون تردید تمام آنان که در جمهوری اسلامی مصدر کار بوده اند و امروز مغضوب دستگاه حکومتی، کارنامه زشت و زیبایی دارند که به مقتضای روز و موقعیت باید به آن پرداخت. برای جنبش چپ در کنار مبارزه دمکراتیک همواره مبارزات طبقاتی از اولویت اصلی برخوردارند. رضا شهابی و دیگر فعالان کارگری برای کنشگران جنبش چپ به لحاظ جایگاه آنان و ماهیت عملکردشان با هیچ نیروی درون حکومتی قابل مقایسه نیست و باید به صورت اصولی و مستمر برای دفاع از حقوق آنان کنارشان باشیم. اما در فاز مبارزه با دیکتاتوری و دفاع از حقوق عمومی زندانیان و حصرشدگان سیاسی هم به طور همزمان از نیروهای مغضوب حکومتی دفاع می کنیم. کروبی هم بدون تردید در همین طبقه بندی قرار می گیرد و ما به عنوان نیروی چپ و منتقد باید به این موضوع توجه داشته باشیم. اما هر وجه از پرونده چنین افرادی تابع شرایط عینی باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد. مطالبه آزادی زندانیان سیاسی که بدون شک امروز امثال رضا شهابی صدها برابر امثال کروبی برای ما اهمیت دارد نباید مانع از دیدن وجوه دیگر موضوع شود. ما از رفع حصر و فشارهای غیرانسانی به کروبی و در سطحی پذیرفته تر موسوی و خانم رهنورد به عنوان سمبلی از حصر خانگی دفاع می کنیم بدون اینکه گذشته را فراموش کرده یا بخشیده باشیم. این دفاع ما ریشه در ماهیت اندیشه ما و پرنسیب های دمکراتیک چپ دارد و نشان دهنده انصاف ما در راستای مبارزه با نهاد سرکوب است. در ضمن در چارچوب پراگمای سیاسی با توجه به تاثیری که هم اکنون میرحسن، رهنورد و کروبی بر جنبش اعتراضی و تضاد با اصلاح طلبان مماشات جو و دولت تدارکاتچی روحانی دارند باید اهمیت تفاوت این دو خط رادیکال و تسلیم طلبانه اصلاح طلبی را درک، برجسته و با حمایت از رادیکال های منتقد فضای سیاسی - اجتماعی جامعه ایران امروز را از انفعال خارج کنیم.
٨۰۶۲۱ - تاریخ انتشار : ٣۰ مرداد ۱٣۹۶       

    از : سرخ‌خون

عنوان : رئال پلیتیک
رئال پلیتیک که نام امروزی فرصت‌طلبی سیاسی است بر وجدان انسانی پیشی گرفته. گلی به جمال اخبار روز که بر خلاف بسیاری دومی را مقدم بر اولی قرار داده است.
٨۰۶۱۴ - تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱٣۹۶       

    از : خون آبی

عنوان : بجای غش کردن اهل منطق و گفتگو باشیم
خانم یا آقای همایون. من علاقمند به بحث با کسی که ادبیات سیاسیش اینست که بگوید، نکنه غش کردید طرف اصلاح طلبها، نیستم. این ادبیات غش کردن و مشت کسی را باز کردن و زدید به خال، و غیره، برخلاف ادعای شما رابطه ای با حقوق بشر ندارد و متعلق به سطح پائین ترین و عوام ترین نوع فهم دیگری و گفته دیگری ست. امکان دیالوگ با شما نمی بینم فقط با متانت عرض میکنم قصد غش کردن طرف هیچکس در میان نیست حتی طرف آنهائی که مورد نظر شما بوده و غش کردن و جان بر کف در راهشان جان دادن، تنها ره رهائی از نظر حضرتعالی باشد.
٨۰۵٨۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ مرداد ۱٣۹۶       

    از : احمد مجد

عنوان : بالاخره بسیجی کی بود؟ «پیل» چی شد؟
اقای سعید کرجی
با نسبت دادن من به مجاهدین خلق و شورایشان، نمیتوان نوری که یادداشت سیاسی اخبار روز به واقعیت چپ کنونی یا موقعیت کنونی چپ تابانده را خاموش کرد.
تازه به فرض محال که مجاهدین و شورایشان به ترغیب آن چپ کذایی که شما سنگش را به سینه می زنید، رغبت داشته باشند، ترغیب «چپ» کرده هایی از نوع شما برای من کمترین چنگی به دل نمی زند!!
گو این که شما با واژه هایی چون «وطن فروشی» و «خودفروشی» و «ضدایرانی» هرگونه شائبه چپ بودن خودتان را زدودید و شباهتی شگفت با چپ رژیمی را بر ملا کردید.
با آن که رژیم می گوید مجاهدین به مقامهای آمریکایی و آن شیخ عرب پول داده اند؛ شما می گویید مجاهدین از آنها پول میگیرند، این تفاوت بیش از یک اشتباه لپی شما، قابل ملاحظه نیست.
حالا که بحث پول شد به قول لرها: پیل چی شد؟(پول)
پاسخ موضع نداشتن این «چپ ترغیب ناپذیر به فاصله گرفتن از رژیم»، درباره حمایت نکردنش از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و فعالان کارگری و سندیکایی زندانی هست؟
جواب موضعگیری روشن در برابر کروبی و میرحسین و دنباله روی از جنگ قدرت و ثروت درون رژیم هم هست؟
اگر گرفتن یقه یا هر جای دیگر از لباس مجاهدین و شورایشان، دوای درد و پاسخ همسویی با سپاه پاسداران است؟ نوش جانتان!
اگر مجیزگویی بازماندگان سلطنت کیم در کره و سلطنت اسد در سوریه، با فرقه نامیدن مجاهدین خلق پوشانده می شود، گوارای وجودتان!
کاش به اندازه نصف آن حجم از مطالبی که با فرهنگ و واژگان اطلاعات رژیم به منتقدان این چپ بازنشسته و فرومرده و لمیده تاخته اید؛ درباره اصل موضوع و مبارزه با رژیم و حمایت از زندانیان سیاسی چندکلمه می نوشتید، تا این گمان تقویت نشود که فاصله تان با فرهنگ و واژگان چپ ایرانی، ای بسا ناشی از فاصله چندین هزارکیلومتری با مخاطبان این انتقاد است(به طور عمده مقیم خارج کشور).
کاش با «هزینه» نکردن حتی یک کلمه درباره زندانیان سیاسی اعتصابی، این گمان را دامن نمی زدید که به دلیل فاصله فیزیکی تان با آن زندانیان نخواسته اید راز مگویی بر ملا شود.
و سرانجام این که اگر تصور کرده باشید گفتگوی ما در این ستون در باره آن «چیز»ی است که در درون نظام ولایی «چپ» شمرده میشود، یعنی باندهای جنایتکار و غارتگر موسوم به خط امامی؛ اشتباه بزرگی است. با همه انتقادات رایج در میان چپ های ایران:
گرچه باشد در نوشتن شیر شیر .... کار پاکان را قیاس از خود مگیر!
مخاطب نقد اخبار روز و کامنت من «چپ کرده» ها و «ریزشی»های درون نظام نبوده اند!
باقی بقای هر که «چپ» است ولی چپ نکرده است!!
٨۰۵۷٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ مرداد ۱٣۹۶       

    از : پروین کرد

عنوان : همدلی
خانم مارال سعید با شما همدل و همدردم و
بسیار رنج میبرم ازین همه استحقار همگانی و همین .........
٨۰۵۷۲ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : خسرو گلستانی

عنوان : چپ واقعی
این یک اظهار نظر کلی در خصوص انتظارات از نیروهای چپ است، نه لزوماً در واکنش نعل به نعل این مقاله.
ظاهرا بخشی از اپوزوسیون "چپ"، از جمله شماری از نویسندگان ذیل این مقاله، از "چپی" انتظار حمایت و همزبانی در بزنگاه های خاص (مثل اعتصاب غذای زندانیان سیاسی) دارند که خود نه تنها آنان را چپ نمی دانند، بلکه بی امان علیه انها در حال تبلیغ و پروپاگاند هستند. این بدان معناست که این جماعت اصولاً مخاطبان خود را اساساً چپ نمی دانند، حال انکه در حقیقت خودشان در زمره چپ قرار ندارند! چپ بودن یک شخصیت و فرایند است، نه انکه اگر مثلاً من نوعی اعلام کنم که چپ هستم، حقیقتاً چپ قلمداد شده ام. مثل این است که هر زنی که بچه می زاید، او را مادر بنامیم، حال انکه مادر شدن نه فقط به لحظه آفرینش فرزند، بل که به فرایند "مادری کردن" اطلاق می شود.
چپ واقعی نه تنها تضادهای اساسی بین جامعه و حاکمیت را در مقیاس داخل کشور شناسایی و از آن تضادها در جهت ارتقا جنبش ملی و دمکراتیک بهره برداری بهیه می کند، بل که در مقیاس بین المللی نیز با همان میزان مسوولیت به مسایل حساسیت نشان می دهد. یعنی چپ حقیقی همزمان یک ناسیونالیست (میهن دوست) و انترناسیونالیست واقعی و سرسخت است. این چیزی است که طلایه داران مارکسیسم به ما آموخته اند. اما به شکل اسفباری بخش مهمی از اپوزوسیونی که خود را چپ می نامند، یا قادر به تشخیص و بهره برداری صحیح از این تضادها نیستند یا آگانه در خدمت ارتجاع داخلی، منطقه ای و جهانی اند. به عنوان مثال، در حمله نظامی کشورهای عضو ناتو به لیبی، این جماعت هم صدا با هیلاری کلینتون که قهقه زنان گفته بود "ما امدیم، دیدم، او [سرهنگ قذافی] مرد"، از حمله خونبار و هولناک ناتو آشکارا حمایت کردند و از سرنگونی یک دولت ملی که آشکارا خلاف قوانین بین المللی است، شادمان شدند. در بحران سوریه نیز، در تمام مدت جنگ شش ساله در این کشور، با امپریالیسم امریکا و متحدانش و از جمله پیاده نظام آن، تروریست های خون آشام رنگارنگ، همصدا شده اند. حتی شماری از همین به اصطلاح چپ ها از سربریدن جوان بسیجی ایرانی، آقای حججی به دست داعش، اظهار شادمانی کرده اند. برخی از اینها (از جمله "مجاهدین خلق") از هارترین سناتورهای امریکایی چون جان مکین و لیندزی گراهام که علناً خواهان تسلیح داعش و تروریست های دیگر به سلاح های بسیار پیشرفته برای زدن جت های سوری و روسی و سرنگونی دولت قانونی بشار اسد شده اند، متحد شده تا به بهانه دیکتاتوری، همان شعار فریبنده ای که رسانه های امپریالیستی بیش از دو دهه و نیم در ذهن ما فرو کرده اند، به تغییر رژیم در کشور ما مبادرت ورزند. از این نمونه ها برای عرضه کردن بی شمار وجود دارد.
لذا، چپ واقعی خود به وظیفه اش واقف است و می داند چه بکند.
٨۰۵۷۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : مارال سعید

عنوان : از کجاش بگم؟!
باز این "اخبارروز" شروع کرد! عزیز ما جملگی آفتابمون لب بومه، اگر قرار باشه واسه همه ی اینا یکی یک روز اعتصاب غذا کنیم، با اجازت دوازده ماهمون ماه رمضان خواهد شد.
حیف که کسی تحویلمون نمی گیره والا فکرکنم بایست با "دایی جان ولی" وارد گفتگو بشیم. بگیم بابا این "اخبارروز" ول کن نیست. اگر بفکر آبروی خودت نیستی لااقل بفکر جون ما باش.
خوانندگان گرامی باید اعتراف کنم اینم مثل هر کار دیگری باید تداوم داشته باشه تا آدم یادش نره. باورکنید اینقدر تکون نخوردیم دچار آلزایمر سیاسی شدیم از خیلی کارها خجالت می کشیم خیال میکنیم اینکارا مال آدمای باشعور نیست.
٨۰۵۶۵ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : سعید کرجی

عنوان : آقای مجد آن چپی که شما می خواهید را باید در شورای ملی مقاومت سراغش را بگیرید
هر انتقادی که به چپ ها (منظور چپ های بریده نیست) وارد باشد، لکه وطن فروشی و خودفروشی به آنان نمی چسبد. آنها نه از امریکا، نه از عربستان ونه از اسرائیل توقع کمک (رژیم چنج) ندارند چه رسد که از آنان پول بگیرند یا برای آنها خبرچینی کنند یا مجری طرح های ضد ایرانی آنان باشند. از آنچه نوشته اید بر می آید که همین مسئله شما را آزرده کرده. و گرنه شکوه نمی کردید که "...۲. عینا همان خبرهای جعلی را که سپاه پاسداران در مورد نتایج شلیکهای موشکی اش به مواضع داعش در سوریه می بینیم در یکی از سایتهای مدعی چپ هم می بینیم.
این ها به اصطلاح چپ هایی هستند که هنوز به طور سنتی قرار است ضدامپریالیست باشند گو این که در کنار ارتجاعی ترین حاکمیت فاشیست مذهبی معاصر قرار بگیرند...."
نه آقای مجد با این حرف ها شما قادر نخواهید شد چپ های واقعی را به همکاری با قدرت های فاشیستی و ارتجاعی در جهان و منطقه ترغیب کنید. تنها نیروهای بی مایه ای مثل فرقه رجوی حاضر به تن دادن به این خفت میباشند. به همان فرقه بسنده کنید.
٨۰۵۶۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : همایون

عنوان : استفاده ابزاری
خانم یا آقای خون آبی. چقدر خوب زدید به خال و مشت خودتان و بعضی را وا کردید. یک عده سال هاست دارند داد می زنند که حقوق بشر نباید ابزار باشد و شما می آیید و صاف می گویید که می خواهید از اعتصاب غذای آقای کروبی استفاده ی ابزاری بکنید؟ توجه کنید که این یادداشت نگفته است از حقوق کسی دفاع نکنیم گفته است از حقوق همه دفاع کنیم. احتمالا به دلایل «ایدئولوژیک» درست این چند خط را نخوانیده اید!
سوم. مطمئن هستید همه اش همین است و موضوع غش کردن به سمت اصلاح طلبی نیست؟
٨۰۵۶۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : خون آّبی

عنوان : خونتان را کثیف نکنید
زیاد بخودتان فشار نیآورده داستانهای ایدئولوژیک نسرائید. تهییج اجتماعی بخاطر اعتصاب غذای کروبی بخاطر چشم و ابروی ایشان نیست. اتفاقا ابزاری ست. یعنی ازینطرف ممکن است یک حرکت اجتماعی شکل گرفته و یخ ها بشکند. ظاهرا بخاطر اعتصاب غذای نازنین زاغری و نرگس محمدی این اتفاق نمی افتد. حالا چکار باید کرد، بخاطر حفظ برابری در ارزش گزاری به اعتصاب کنندگان غذا، حرکتی برای انیرو بخشیدن به یک حرکت اعتراضی که شانس بیشتری برای پیروزی دارد، انجام نداد؟
٨۰۵۵۹ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : زندانی زنجیری

عنوان : زندانیان سیاسی را تنها نگزاریم.
تشکیل اجتماعات مردمی در حمایت زندانیان سیاسی راه رهایی است.
٨۰۵۵۷ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : ابراهیم خلیلی

عنوان : توقع زیادی
با شما هم نمیشه شوخی کرد! بابا این یکی هم از دستمون دررفت. ما احزاب و سازمانهای کاغذی هستیم. یعنی فقط روی کاغذیم، ما حداکثر توانمان در راه"طبقه کارگر، دهقانان و زحمتکشان" دادن یک اعلامیه است. دلیلش آنست که ما از پراکندگی رنج می بریم!! آنهم به حول قوه ی الهی بزودی رفع خواهد شد. در ضمن یادتان نرود در نظر ما؛ همه با هم برابرند ولی خب بعضی برابرترند!
٨۰۵۵۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : سرخ‌خون

عنوان : خون بعضی از زندانیان سیاسی سرختر است
گروهی از زندانیان سیاسی از ۲۰ روز پیش در زندان رجایی شهر در اعتصاب غذا هستند.
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=۸۱۶۱۱
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=۸۱۴۹۵
نهمین روز اعتصاب غذای حمزه درویش، زندانی بیمار
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=۸۱۶۰۴
رضا شهابی روزهاست اعتصاب غذا کرده است
https://www.radiofarda.com/a/iran_reza_shahabi_union_hunger_strike/۲۸۶۸۰۳۳۲.html
مجید عابدین‌زاده مقدم، زندانی سیاسی در اوین اعتصاب غذا کرده است
https://www.radiozamaneh.com/۳۵۴۶۰۶

این خبرها تاکنون مطلقاً هیچ اهمیتی برای «جمعی از فعالین سیاسی برلین» و دیگر اعتصاب غذاکنندگان همبسته با آقای کروبی در داخل و خارج از ایران نداشته، چون تا حالا هیچ صدایی از ایشان بلند نشده بود. آیا بی جهت به یاد مزرعه حیوانات جرج ارول و «همه برابرند، ولی بعضی ها برابرترند» می افتم؟ خون همه زندانیان سیاسی سرخ است، اما حتما خون بعضی از آنها سرختر است. از چهارشنبه که کروبی اعلام اعتصاب کرد، فریاد همبستگی با او همه را کر کرده است. خوشبختانه کروبی با کسب موفقیت مقطعی اعتصاب به حق در اعتراض به حبس ناعادلانه خود را پس از ۶۰ ساعت شکسته است. البته باید یادآوری کرد که اگر کروبی در «دوران طلایی امام» (همان امامی که به گفته کروبی معلوم نیست چقدر جریان اعدام های ۶۷ بوده!! http://www.rahesabz.net/story/۱۵۸۳۹/) از این کارها می کرد، سرنوشتی بدتر از سرنوشت آیت الله لاهوتی در انتظارش بود.
٨۰۵۵۱ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : احمد مجد

عنوان : کانون بازنشستگان یا خانه سالمندان جپ ایرانی!
مریزاد اخبار روز
احتمالا زحمت مرا برای یک نوشته جداگانه با همین مضمون کم کرده باشید و تنها می ماند مسئولیت یک بخش دیگرش که امیدوارم تنبلی نکنم.
بسیار متأسفم که هر دم از این باغ بری می رسد- تازه تر از تازه تری می رسد
تا آن جا که این سوال را در برابرمان می گذارد که آیا آنهایی که امروز در صحنه سیاسی مخالفان رژیم کنونی چپ نامیده می شوند به راستی شایسته این نامند؟
یکی از ویژکیهای هر نیروی چپ، عدالتخواهی آن استا.
اما نیروها یا شاید تنها بتوان گفت «نام» هایی که به عنوان چپ شناخته می شوند، دیگر مدتهاست با دو ویژگی برجسته چپ یعنی پیشاهنگ دو امر «آزادی» و «عدالت» است، حتی نقشی دنباله روانه هم ندارند. در یک کلام تعطیلند!
آنهایی که با غوغاهای نیروی ارتجاعی و باندهای فاشیستی حاکم از این سو به آن سو می روند، دیگر شایسته چنین صفوفی نیستند، بلکه دنباله رو این بخش یا آن بخش از حاکمیت اند.
از آن بدتر در این یا آن رسانه یا سایتهای این یا آن جریان موسوم به چپ شباهتهای شگفتی با جنایتکارترین و پلیدترین باندهای دست راستی حاکم دیده می شود. مثلا:
۱. عینا همان عکس و خبری را که از هارت و پورتهای میان تهی، رهبر کره شمالی با ادعای ۳.۵میلیون نیروی نظامی برای مقاله با امپریالیسم در یک سایت چپ می بینیم مان را در سایت سپاه پاسداران هم بی کم و کاست می بینیم.
۲. عینا همان خبرهای جعلی را که سپاه پاسداران در مورد نتایج شلیکهای موشکی اش به مواضع داعش در سوریه می بینیم در یکی از سایتهای مدعی چپ هم می بینیم.
این ها به اصطلاح چپ هایی هستند که هنوز به طور سنتی قرار است ضدامپریالیست باشند گو این که در کنار ارتجاعی ترین حاکمیت فاشیست مذهبی معاصر قرار بگیرند.
۳. در پیکار برای آزادی در برخی سایتها و رسانه های موسوم به چپ و به خصوص آنها که در خارج کشورند، از یک پاراگراف تا یک مقاله در باره افشای بازدید سفیران خارجی از زندان اوین نمی یابیم. حتی از بازتاب نامه های خود آن زندانیان اثر چندانی نیست. همان ها که شبانه روز در زندان و زیر فشارها و تهدیدها هستند حرفشان را می زنند، برای شایستگی این که کمترین ادعای چپ بودن حقیقی باشد، حتی انعکاس حرفهای آنها واقعا زیاده خواهی یا چپ روی است؟
۴. از زمانی که زندانیان سیاسی ایران (بیش از ۵۰ نفر) در اعتصاب غذا به سر می برند جز تلاشهای اندکی از این یا آن گروه که سردمداران موسوم به چپ آنهارا به حساب نمی آورند، جریانهای موسوم به چپ کدام حمایت جدی را کرده اند و چه میزان به آن دامن زده اند؟
در حالی که هر یک از همین مدعیان چپ بیشتر در پی آنند که یک کارگر اعتصابی یا زندانی اعتصابی را بیابند و حمایت کنند که وابسته به هیچ گروه یا سازمان سیاسی دیگری جز خودشان نباشد. و این همان چیزی است که یافت می نشود، آنم آرزوست.
آن وجه اشتراک انسانی و آزادیخوانه و برابری طلبانه که ویژگی تاریخی مفهوم چپ بوده است با این رفتار و در واقع با این پاسیویته عمیق، دیگر از میان این دوستان و رفقا رخت بر بسته است.
حتی به اتهامات و تبلیغات ویرانگر رژیم و بلندگوهای رنگارنگش در داخل کشور علیه مفهوم و پیشینه و تاریخچه و عملکرد چپ در ایران پاسخهای درخور نمی دهند.
شاید بهتر باشد که اگر نمی توانند تکانی بخورند، این قبیل چپ ها را شعبه های گوناگاونی از «کانون بازنشستگان چپ ایرانی» بنامیم.
اما تردید دارم که حتی برای حقوق بازنشستگی شان هم تلاشی بکنند.
راستی چرا از روزی که تصمیم گرفتند موتورهایشان را خاموش کنند به یک خانه سالمندان نرفتند تا عاقبت به خیر بمانند؟!
٨۰۵۴۷ - تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱٣۹۶