دموکرات ها و جنبش خیابانی مردم - احمد پورمندی

نظرات دیگران
  
    از : محمود از ایران

عنوان : بودن یا نبودن شاخه های حمایتی خارج کشوری اعتراضات اخیر
به ترتیب محورهای پاسخم را می نویسم. البته نه با نثر احساسی شما و تعابیر تان که از جدی بودن موضع می کاهد.
۱- بدانیم و هشیار باشیم که وجد احساسی در رابطه با رویدادهای اخیر راه به جائی نمی برد. هرگونه حرکت سیاسی ناهشیارانه روند دمکراتیک ایران را با خطر جدی مواجه می کند. بنابراین باور کنید اعتدال ستیز یا دولت‌ستیزکردن جامعه به نفع روند دمکراتیک ایران نیست. ۲- عدو شود سبب خیر دیگر روائی نداردو اعتبار خود را از دست داده است، چون با واقعیت تطابق ندارد پس در بازه زمانی کنونی عدو سبب خیر نیست و نمی شود بویژه وقتی موضوع اعتراضات خودانگیخته مردم ایران برعلیه مشکلات اقتصادی باشد. مطمئن باشند چه رضا پهلوی و چه مریم رجوی که در جریان اعتراضات مردم محلی از اعراب ندارند و گفتمان هر دو نماد ضدیت با ایران خریداری ندارد و شهره شهرند در ضدیت و دشمنی با مردم ایران. ۳- مردم از سوپرمارکت اصلاح طلبان رویگردان نشده اند و اگر به تعبیر شما رویگردان شده اند شناسه های آن را بفرمائید تا محور بحث شوند. معتقدی شاهکار معماری اعتراضات اخیر تاسیس پل بزرگ میان قانون و خیابان و میان ایستادگی و مدنیت است. آیا پل خیابان تا کی؟ مگر قرار است که تا پایان کار در خیابان به انتظار تحقق مطالبات نشست و مورد ایذا عوامل حکومتی نشد تازه مدعی مبارزه مسالمت آمیز هم شد. اساسا هرگونه اصرار بر طرح مطالبات در خیابان فرستادن مردم به دامچاله افراطیون است. پل بین قانون و ایستادگی در برابر بی توجهی حاکمیت و مجموعه اش باید مکانیزه تر شود. ۴ – اعتراضات نقطه ای در برخی از شهرهای ایران اولین حرکت اعتراضی مدنی است هرگونه تندروی و زیاده روی منجر به تحریک افراطیون شده و مستمسکی برای امنیتی کردن جامعه خواهد بود. اما قیاس تان با واقعیت داخل کشور نمی خواند اینکه جنبشی به مثابه نوزاد غول پیکر با قلبی که خوب کار می کند و مغزش نه! آیا مغزش کار نمی کند یا اینکه کوچک مغز یا میکروسفال است؟ سعی کن و بکوشید داخل کشور و مردم معترض را نخست فهمید تا بعد بشناسیدش؛ این گونه قیاس باعث خنده شان می شود. مطمئن باش که مردم نه از سوپر مریم باروت و از جگرکی رضا بلیط بخت آزمائی نمی خرند و اصلا بدانها اهمیت نمی دهند. راستی مردم از بازار مکاره ترامپ ضد ایرانی نیز قصد خرید ندارند. چرا باید جنان موضع گرفت که ترامپ می گیرد باید موضع چپ مستقل با ترامپ اختلاف فاحش داشته باشد. بقیه موارد را نیز خدمتت خواهم نوشت در اینجا.
٨۲۶۹۵ - تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱٣۹۶       

    از : دوستعلی بهزادی

عنوان : دموکرات ها و جنبش خیابانی مردم
هم ولایتی جان، آقای پورمندی سلام.
با نوشته شما در خصوص حرکات اخیر ۱۰۰در۱۰۰موافقم. در اتخاذ سیاست و عمل سیاسی پشنهادی شما را نیز بسیار خردمندانه میدانم.
هم ولایتی شما دوستعلی.
٨۲۶۴۶ - تاریخ انتشار : ۱٣ دی ۱٣۹۶       

    از : ایران ایران ایلخانی

عنوان : به یاد ستار بهشتی و درد گوهر عشقی.
اسمش را گذاشته اند قیام سیب زمینی خورهای زنبیل به دست گوهر جان.
اسمش را گذاشته اند جنبش بی سر و پاها ستار جان.
اسمش را گذاشته اند شورش کور کرکسهایی که در پی اجرای بی‌کم‌وکاست نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی هستند گوهر جان.
اسمش را گذاشته اند اقلیت کوچکی که از خارج خط‌ می گیرند و سپرده های بانکی یتیم و بیوه زنان و کارگران و بازنشستگان را خرج غزه و لنبان و سوریه می کنند و اموال عمومی و سطل اشغال حاشیه نشینان و کودکان کار و گور خوابها را به آتش می کشند ستارجان.
اسمش را با بی شرمی تمام گذاشته اند "دسیسه لمپن های پرولتاریا" گوهر جانجان.
گوهر جان ‌از پست فطرتها بپرس سرنوشت کسانی چون ستار بهشتی و محمد پوینده و میرعلایی و مختاری وووو...روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی که با نام و نشان مشخص اعتراض مدنی کردند،به کجای این شب یلدا کشید؟!
ستار جان خفاشان شب پرست به سخن و اعتراضت کاری ندارند و دنبال نام و نشان‌ و آدرست می گردند و تا بی و نام و نشانت کنند.
گوهر جان ‌بد به دلت راه نده و به حافظان سرهنگی و فرهنگی وضع موجود بگو که نام ما امید نامیرایی است که در کوچه و خیابان موج می زند و آدرس ثابت و لامتغیرمان «در هر موقعیتی» کف و سقف و میدان آزادیست،حرف دیگری دارید،برگرد تا تا بگردیم...
٨۲۶۴٣ - تاریخ انتشار : ۱٣ دی ۱٣۹۶       

    از : امیر ایرانی

عنوان : نظری پاسخگونه به هموطنی
بلی، هموطن:رها گرامی
به نکته ایکه باید توجه کرد اینست:
اگر در حرکات اجتماعی، توان تشخیص درست نیروهای عمل کننده را و توان برآورد توازن قوا را نداشته باشیم فقط شعار گونه چیزی را بگوئیم که آن هم گفتنی باشد که گفته ایم و نتیجه چیز دگری شود آنهم
نتیجه ای که انحراف در روند باشد و یا سدکنندگی روند شود که زمان تحقق اهداف مبارزاتی را به زمانهای دور دگری ببرد،
این مسائل از نظر تاریخی پرسش برانگیز خواهد بود و هم شرمندگی تاریخی را خواهد آفرید!؟
٨۲۶۲۹ - تاریخ انتشار : ۱٣ دی ۱٣۹۶       

    از : محمد رضا حسینی نژاد فرزند علی اهل سمنان

عنوان : سید علی آسوده بخواب که جناب پورمندی بیدار است
جناب پورمندی لطف کرده و خطری که از جانب شما متوجه حکومت میشود را برای ما شرح دهید.
٨۲۶۲۶ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : احمد پورمندی

عنوان : اسم مستعار
پیروز گرامی
توجه دارید که اعتراض اصلی من متوجه استفاده از اسم مستعار نبود- گرچه با آن هم مشکل جدی دارم- بحث من متوجه کسانی است با اسم مستعار می آیند، بد و بیراه می گویند، آدم ها و جریانات را خراب می کنند، کاری به موضوع مقاله ندارند . یا دق دلی خالی می کنند و یا یکی را گیر می آورند برای گپ و گفت های صد در صد بی ربط به موضوع مقاله و در این میان آدم های ارتش سایبری هم وظیفه خرابکاری و دو به هم زنی را پیش می برند تا به قول وزیر اطلاعات از شکل گیری هر نوع خطری پیشگیری کنند. از نظر من همه ما اعم از نویسندگان و کامنت نویسان وظیفه داریم هر جا که حس کردیم کسی دارد فضا را خراب می کند ، جو می دهد ومفتش بازی در می آورد، هر نوع ملاحظه شخصی ، جناحی و فکری را کنار بگذاریم و با تذکر و نقد، فضا را پاکیزه نگهداریم و عوامل اطلاعاتی را هم ناامید کنیم.
٨۲۶۲۴ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : باقر شیخ الاسلامی

عنوان : منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید .
هنوز نه چیزی به داره و نه به بار . دستپاچه نشید .
بی تردید مردم دیگه به اصلاح طلبان هم امیدی ندارند . این گناه مردم نیست . اصلاح طلبان نشان داده اند که " وجود " ی ندارند . هم خدا رو میخوان و هم خرما رو . فقر بیداد میکنه و بد تر از آن فساد نظام حاکم .
اما این میان کسی هم نیست که چراغی برکند ، حتی خلوت نشینی .
راه باید نشان داد . جایی که مردمان کورسویی از آنرا توانند دید .
انتظار اینکه گرسنگان و بیکاران هر روز ، چه در عرصه تاکتیک و چه استراتژیک ، راه درست را انتخاب کنند ، انتظاری فانتیزی است . گرسنگی نکشیده ای تا عاشقی یادت بره .
مردم با امید اندک پس انداز خود را به بانک سپرده اند و ناگهان میشنوند که در آن موسسه یا بانک ، تخته شده است . پول ما چه میشود ؟ هیچکس پاسخگو نیست . جوانی با رویاهای آنچنانی دو - سه سال آخر دبیرستان را سخت میخواند تا رشته مورد علاقه اش و در دانشگاهی معتبر ، قبول شود . همه راهرا درست میرود . ناگهان به او میگویند در تحقیقات محلی قبول نشده است . شوخی نیست این بازی کردن با رویاهای انسان . این برای یک جوان فاجعه است . لشکر بیکاران بماند !
راه نشان بدهید یا سکوت کنید . اگر روزی از شما پرسیدند چرا با اینهمه تجربه ، سکوت کردی ؟ دستکم در پیشگاه وجدان خود ، جوابی داشته باشی : نمیدانستم .
٨۲۶۲٣ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : کیا

عنوان : جنبش بینا،هوشیار ،با حافظه تاریخی و شکست ناپذیر است!
۱.جنبش بینا ‌ست:صاحب رهبریست و سازمان یافته است.

مثل یک تیکه آهن در میدان آهنربای قوی عمل می‌کند ،اتمهای آهن همان گروهای مختلف مردم با سلیقه‌های متفاوت میباشند که در میدان قوی افکار جهانی و حقوق بشر منظم شده اند و هر گروه کوچک رهبری خود را دارد و هدف دیکتاتوری است.

۲.هوشیار و دارای حافظه تاریخی است:

جنبش نوین از مشروطه شروع شده و از ۲۸ مرداد تاثیر گرفته و از ۲۲ بهمان آموخته است ولی‌ کندی آن‌ برای ما انسانها کم عمر تعجب آور است.

۳.شکست نا پذیر است:

گسترده‌ای و سرعت آن حاکی از سازماندهی و رهبری باور نکردنی اش هست ، چون موزاییکی و افقی است وحاکمیت با سرکوب بخشی ,بخش دیگر را نمیتواند بیابد و در سرگیجگی مزه شکست را خواهد چشید.
٨۲۶۲۲ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : peerooz

عنوان : استغفار
جناب پورمندی در کامنت خود میفرمایند "پاسخ من به کسانی که با اسامی مستعار به فضای مجازی می آیند، حرف مفت می زنند، دشنام می دهند و خط تخطیه و تخریب آدم ها و جریانات را دنبال می کنند، فقط این است: خانم یا آقای محترم! چقدر گرفتی و از کجا؟
در مقابل نقد ها و منتقدین شناسنامه دار، قبل از هر چیز سپاسگزارم و با کمال میل برداشت هایم را با آنها به اشتراک می گذارم
".

من به عنوان کسی که با اسم مستعار سالها در فضای مجازی کامنت گذارده ام, در گفتار و کردار همیشه شعارم بر خلاف فیلم مشهور, آواز بوده است نه آوازه خوان و با بسیاری از افراد شناسنامه دار که "حرف مفت" زده اند درافتاده و بر عکس, و به چنین توهین هایی خو گرفته ام. تا آنجا که بیاد میآورم بر خورد من با جناب پورمندی بر پایه ادب و احترام متقابل بوده است. و این شاید اولین باریست که میبینم شخص شناسنامه داری با شان ایشان, چنان بی محابا طرف را به این وضوح به گرفتن پول متهم مینماید.

جناب پورمندی, من شما را دورا دور میشناسم و میدانم که افراد تحت شرایط موجود گاهی کفر هم گفته و طلب استغفار مینمایند و بخشیده میشوند و از شما انتظار میرود که همان کنید.
٨۲۶۱۰ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : raha

عنوان : کی مدعی کیست؟
آقای ایرانی محترم، بحث محاکمه نیست. موتور جنبش کنونی محرومان و زحمتکشان هستند که خوشبختانه بدنه جنبش سبز را نیز همراه خود دارد.
اصلاح طلبان و دنباله روهای برون مرزی اشان محرومان و زحمتکشان را یا کاملا نادیده می گرفتند و یا در بهترین حالت (از آنجا که جامعه را هر ۲ سال یکبار و تنها بهنگام انتخابات نظاره می کرده و می کنند) آنان را پایگاه جناح راست ارزیابی می کردند. و امروز که از مشاهده قدرت و توان بالای زحمتکشان شوکه شده اند، راه را در سرکوب و یا انحراف آن یافته اند. کدام چپ صادقی در شرایطی که مردم در چهارگوشه کشور مرگ بر خامنه ای و دیکتاتور و مرگ بر اصل ولایت فقیه سرداده اند، شعار ۸ سال پیش را طرح می کند: اجرای بدون تنازل قانون اساسی؟! مردم جان به لب رسیده تشخیص داده اند که یکی از موانع اصلی سعادت عمومی در کشور همین قانون اساسی است!
برخی گویا سیاست و "خط دهی" را در انحصار خود دیده اند و مدعی مردم هستند! آقای پورمندی زحمتکشان را مواخذه می کند که چرا در سال ۸۸ در کنار رفسنجانی و خاتمی از مجریان سیاست های مخرب نولیبرالیستی (تعدیل اقتصادی) قرار نگرفته اند؟!!! ایشان خود را در مقام "لوکوموتیو ران" یافته و ضمن طعنه به زحمتکشان که دیر آمده اند، خوش آمد هم می گویند، جای تاسف نیست؟
دوباره بخوانید: "قطار همیشه در حال حرکت بود. در ۸۸ حضور محرومان چندان قوی نبود و روشنفکران وزن اصلی را داشتند، حالا محروم ترین لایه های جامعه هم سوار قطار شده اند. کمی دیر آمدند، اما خوش آمدند."
٨۲۶۰۹ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : امیر ایرانی

عنوان : کی باشد وکی نباشد! بتوچه
اینکه آقای پورمندی ارجمند چه گفته ویا چگونه می اندیشد می تواند خود بحث جداگانه ای را بیآفریند!؟
اما اینکه گروهی هنوز نتیجه ای حاصل نشده است خود را در مقام محاکمه کنندگی دیگران قرار داده اند و جبارانه می گویند کی باشد و کی نباشد یک نمایش مضحک و درد آوری را می آفرینند.
این رفتارهای کودکانه ی استبدادخواهانه شاید با رفتن آخوندیسم و برسرکار آمدن موجودات اینچنینی بگوی ایم هفت رحمت به پدر آخوندها آنها کمتر می کشتند!؟
پدرجان در برخورد با مسائل نباید به شیوه« تغاری بشکست و ماستی بریخت، جهان گشت به کام کاسه لیسان» عمل کرد
٨۲۶۰۲ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۶       

    از : raha

عنوان : کافر همه را به کیش خویش پندارد
آقای پورمندی مگر شما در ازای پول قلم فر سایی می کنید که اینطور با اطمینان منتقدین خود را به مزدور بودن متهم می کنید؟
اگر معتقدید کسی حرف مفت زده، چرا پاسخ می دهید؟ آیا فکر می کنید خواننده گان سایت قدرت تمیز حرف مفت از حرف حساب را ندارند؟ و نیاز به فتاوی شما دارند؟
برای اثبات پریشان گویی های شما نیازی به خرج پول و استخدام مزدور نیست، چرا که شما بهترین آدرس را داده اید: آرشیو نوشته هایتان در سایت اخبار روز. با مراجعه به آنها خواننده سریع متوجه پریشان گویی ها و تغییر موضع های مکررتان بر اساس مد روز می شود.
٨۲۵۹۰ - تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱٣۹۶       

    از : سیامک رهگذر- از آلمان

عنوان : عجیبه که سایت اخبار روز از احمد پورمندی حمایت میکند؟
جناب پورمندی من خطاب به شما دیروز نظری برای این سایت فرستادم ولی متاسفانه روی سایت گذاشته نشد و از سر دبیر این سایت تشکر کنید که مانع از رسیدن برخی واقعیتهای تلخ در باره شما به دست شما میشود وگرنه ممکن بود با خواندن نوشته دیروز من از خجالت و شرم آب شوید؟!! متاسفم برای این سایت که از کسی مثل احمد پورمندی که با رای دادن خودش برای ادامه حیات یک رژیم ضد مردمی اسلامفاشیستی حمایت کرد و میکند ولی نمیگذارد نظر مخالفین به گوش چنین طرفداران ج.ا. فاسدان به گوششان برسد تا بفهمند که ما فراموش نمیکنیم چه کسانی با قاتلین مردم ایران همدست هستند یا از آنها حمایت میکنند!!!
٨۲۵٨۴ - تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱٣۹۶       

    از : احمد پورمندی

عنوان : پاسخ به نقد ها
پاسخ من به کسانی که با اسامی مستعار به فضای مجازی می آیند، حرف مفت می زنند، دشنام می دهند و خط تخطیه و تخریب آدم ها و جریانات را دنبال می کنند، فقط این است: خانم یا آقای محترم! چقدر گرفتی و از کجا؟
در مقابل نقد ها و منتقدین شناسنامه دار، قبل از هر چیز سپاسگزارم و با کمال میل برداشت هایم را با آنها به اشتراک می گذارم
- من حزب یک نفره نیستم. ضمن حفظ تعلق حزبی خودم، به عنوان یک مدعی روشنفکری و یک کنشگر سیاسی، نظراتم را با جامعه سیاسی کشور هم در میان می گذارم و آنرا مغایر تعلق حزبی نمی دانم. سعی کردم که در چارچوب جنبش سبز و دراتحاد جمهوریخواهان، صدای جمهوریخواهی و سکولاریسم را تقویت کنم و دنبالچه جریانات اسلامگرا نشویم.
- اینکه من و دوستانم این جنبش خیابانی را اصلا به حساب نمی آوردیم، کذب محض است و دروغ بستن از سر عصبیت زیبنده هیچ روشنفکر مسولی نیست. نوشته های من در آرشیو اخبار روز موجود است. اتهام اصلی موسوی هم " اردوکشی خیابانی" بوده است . من و دوستانم در مونیخ، اولین کسانی بودیم که در این شهر به خیابان آمدیم و آخرین کسانی که خیابان را ترک کردیم. لطفا به قول شاملو چیزی بگوئید که بگنجد.
- در رابطه با رفراندم در یادداشتی با همین عنوان، شش سال پیش در همین اخبار روز ، این روند را مطرح کردم که سه شعار " اجرای بی تنازل قانون اساسی"، " انتخابات آزاد" و "تغییر قانون اساسی" در نتیجه مقاومت سر سختانه حکومت، هر چه بیشتر بر هم منطبق و در مفهوم " رفراندم"
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=۴۲۷۹۳ یکی می شوند.
البته در آن زمان تصور می کردم که درخواست برگزاری رفراندم زیر نظر سازمان ملل مناسب تر و عملی تر است. آن برداشتم واقع بینانه نبود. امروز بر این باورم که گرچه آن سه مفهوم بر هم منطبق شده اند ، اگر قانون اساسی بدون تنازل اجرا شود، کماکان خصلت رفراندم را خواهد داشت و به اسقاط رژیم منجر خواهد شد. این نکته را سعی می کنم که در یادداشتی مستقل باز کنم.
- این قطار شاید برای کسانی متوقف شده بود، اما برای من نه! قطار همیشه در حال حرکت بود. در ۸۸ حضور محرومان چندان قوی نبود و روشنفکران وزن اصلی را داشتند، حالا محروم ترین لایه های جامعه هم سوار قطار شده اند. کمی دیر آمدند، اما خوش آمدند. فقط نباید با یک غوره سردی کنیم و با یک مویز تب! اگر از مضار خشونت آگاهیم و می دانیم که توده عوام تمایل شدیدی به اعمال خشونت دارند، باید روی ارزش هائی که برایشان هزینه های بسیاری دادیم، بایستیم و فیلمان یاد هندوستان " مسلسل فدائی" نکند. رفتار فئودالزاده هائی که پول بادآورده گیرشان آمده هم زیبنده ما نیست! موسوی و کروبی و همه سبز ها، سرمایه های جنبش مردم ایران در مبارزه علیه استبداد و پایداری و پایداری و باز هم پایداری روی ارزش های آزادیخواهانه و خشونت پرهیزی هستند و دشمنان آنها نمی توانند دوستان آزادی باشند!
- و در آخر، خانم یا آقای مجهولالهویه ای که خواستار اخراج من از اخبار روز شده اید، اولا دارید بیش از کوپنتان حرف می زنید و در ثانی اخبار روز به یک سایت مرجع تبدیل نمی شد، اگر که فواد دست از آزاد اندیشی بر می داشت و تسلیم شانتاژ امثال شما می شد
٨۲۵٨۲ - تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱٣۹۶       

    از : جمشید لرستانی

عنوان : با رای به نوچه رفسنجانی ملت را ذله کردید.
جناب پورمندی شما تصور می کنید که در میان این جمعیت عظیم در کف خیابان ها کسی می پیدا نگردد که هدایت این فریاد های به ستوه آمده از جنایت و ظلم حکومت نکبت اسلامی را به عهده بگیرد. این مردم راه خود را از فرصت طلبان بی ریشه جدا کرده اند. این موج شماها را له می کند. نه، هم اکنون له کرده است.
٨۲۵۶٨ - تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱٣۹۶       

    از : ئاواره‌

عنوان : اعتراض به‌ اخبار روز
دوستان اخبار روز ،
من اصلا معتقد به‌ سانسور نیستم، اما مقاله‌ این فرد که‌ با هزار زبان و با دهها مقاله‌ ، عشقش را به‌ نخبگان و طبقه‌ سرمایه‌ دار محترم و زحمتکش و نفرتش را از انقلاب و قدرت گیری توده‌ مردم و دخالت گریشان را امورات بالایی ها به‌ کرات و بی هیچ شیله‌ پیله‌ نوشته‌، هیچ سنخیتی با اخبار روز ندارد و جایش در اخبار روز نیست.
٨۲۵۶۴ - تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱٣۹۶       

    از : raha

عنوان : آقای پورمندی قطار رفت! دیر آمدید
آقای پورمندی شما بعنوان یکی از طرفداران رای دادن به روحانی و بعنوان مدافع اقتصاد نولیبرالی هر چه باشید، دمکرات نیستید.
آتشی که سرخی آن آهسته آهسته از زیر خاکستر بیرون می زند، شما و دوستان اصلاح طلبتان همواره به هیچ گرفتید. این جنبش را شما و دوستانتان اصلا بحساب نمی آورده اید. و بهمین دلیل سخنگویان جنبش سبز هم حتی قادر به جمع کردن آن نخواهند شد. بدنه جنبش سبز با فاصله گرفتن از آن سخنگویان در تلاشی مشترک با جان به لب رسیده ها فردای دیگری را می خواهد رقم بزند. اگر "دمکراسی" های مورد قبول شما (امریکا و اسرائیل و ...) و مزدورانشان مردم را بانحراف نکشند. اگر نیروهای واقعا دمکرات بخواهند به رسالت خود عمل کنند، بایستی با آگاه سازی و افشای دست های مرموز ارتجاع داخلی و خارجی مانع از انحراف جنبش شوند.
اکثریت جامعه ایران از حکومت عبور کرده و دیگر به حسن و حسین های نظام بحق اعتمادی ندارد. تنها راه مسالمت آمیز به جلو به رفراندوم گذاشتن قانون اساسی است. با این قانون اساسی شاید در سال ۸۸ می شد آب رفته را به جوی برگرداند، اما امروز دیگر خیلی دیر است.
٨۲۵۵۶ - تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱٣۹۶       

    از : حصاری

عنوان : احزاب مدرن یکنفره
آقای پورمندی، آیا بهتر نیست نیرویتان را در درون تشکلهایی که در آن عضو هستید (سازمان اکثریت و حزب اس پی دی آلمان) متمرکز کنید و دست از یک تنه حزب بودن بکشید؟ هر دو جریان در شرایطی هستند که به نیروهایی چون شما شدیدا ً نیازمندند.
مردم اگر احزاب یکنفره همچون شما را سرمشق قرار دهند دیگر هیچگاه متشکل نخواهند شد. پس از این زاویه نیز شما مسئولید.
اما این سبز سبز کردن اینجا و آنجای شما و نسخه پیچیدن برای اصلاح طلبان سبز، ضرب المثل «دایه مهربانتر از مادر» را به یاد می آورد. آنها خود در کار خویش مانده اند و شما در صدد حول دادن آنها به وسط معرکه.
همچو منی خواهد پرسید چرا؟! چرا این "چپ" دنبال "راست" افتاده است؟!
غلط نکنم این دیدگاه نشان از آن دارد که شما پیش از وزن کشی سیاسی، میدان را به اصلاح طلبان حکومتی (رانده و مانده) واگذارکرده اید. از آنجا که فعالیت سازمان متبوع خویش را پاسیو ارزیابی کرده اید به دنبال جریانی می گردید که برای راهبری جنبشهای اعتراضی مردم پتانسیل لازم را داشته باشد.
به دیگر سخن؛ شما سوسیال دمکراتی هستید که از سازمان متبوع خویش ناامید و به دمکراتهای مذهبی (اگر بتوان اصلاح طلبان حکومتی را به چنین نامید) دخیل بسته اید.
٨۲۵۵۰ - تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱٣۹۶