«نجات برجام»، شرایط و هزینه های آن


رضا اکرمی


• در ازای بسته اروپا جمهوری اسلامی چه تعهدی می سپارد هنوز روشن نیست، اما از هم اکنون قطعی است که به تعهدات اتمی پیشین گردن می گذارد. عناصر جدید مذاکره، احتمالا بازشدن باب گفتگو، برای پس از سال ۲۰۲۵ که این توافقنامه منقضی می شود و همینطور خروج نیروهای ایرانی از سوریه، محدود کردن دامنه فعالیت آنها در لبنان و یمن و عراق و بالاخره زیر کنترل در آوردن برنامه های موشکی ایران می باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۶ تير ۱٣۹۷ -  ۷ ژوئيه ۲۰۱٨


«ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رفتم. مقداری از کارهای عقب مانده روزهای سفر را انجام دادم. ساعت نه و نیم آقایان [مهدی] کروبی، [اسدالله] بیات و [عبدالواحد] موسوی لاری آمدند. درباره جنگ مذاکره شد؛ آنها نگرانند.

ساعت ده اعضای هیأت رئیسه مجلس خبرگان آیات [علی] مشکینی، [ابراهیم] امینی، [محمد] مومن و [حسن] طاهری [خرم آبادی] به دفترم آمدند. آنها را تنها گذاشتم و به جلسه جمعی از نمایندگان رفتم که می‌خواستند اوضاع جنگ و تکلیف خود را در رابطه با وضع جاری بدانند. صحبت مفصلی ایراد کردم و مشکلات جنگ را گفتم که زمینه ذهنی آنها را برای پذیرش صلح آماده کنم. مطالب نگرانی آوری از وضع جنگ گفتم، ولی چیزهای بدتر را که وجود داشت، نگفتم.

به دفترم برگشتم. درباره برنامه جلسات خبرگان مذاکره کردیم. بعد از نماز ظهر دکتر روحانی آمد. خبر توافق امام با ختم جنگ را به ایشان گفتم و درباره امور جنگ مذاکره کردیم. عصر آقای [محمد جواد] لاریجانی آمد. با او درباره کیفیت پذیرش قطعنامه ۵۹٨ مذاکره کردیم. به جلسه مجلس خبرگان رفتم. مطابق معمول کار شروع شد.

... به جلسه ستاد کل رفتم. درباره خطوط دفاعی و استراتژی کلی جنگ مذاکره شد. من گفتم ستاد درباره اصل تداوم جنگ هم می‌تواند صحبت کند.

به دفتر رئیس جمهور رفتم. در جمع خبرگان که در ضیافت رئیس جمهور شرکت کرده بودند، درباره جنگ صحبت کردم و همان حرف‌های جلسه نمایندگان را به منظور زمینه سازی برای ختم جنگ و آشنا کردن با واقعیت‌ها برای آنها هم گفتم.

سپس جلسه دیگری با سران قوا و احمدآقا داشتیم. احمدآقا خبر داد که امام مطالبی برای جلسه فردا نوشته‌اند و با آتش‌بس موافقت کرده‌اند و افراد افراطی را از اظهار مخالفت بر حذر داشته‌اند. این نوشته مشکلات داخلی پذیرش آتش‌بس را کم می‌کند. بر سر کیفیت اداره جلسه فردا و پذیرش قطعنامه بحث نمودیم. ...»


برای ارزیابی از رفتار حکومتیان در دور جدید مذاکراتی که برای «نجات برجام» در گرفته است برگشتم به اوایل سال ١٣٦٧ زمانیکه پای جمهوری اسلامی در گِلِ جنگ ایران و عراق گیر کرده بود و نهایتاً چاره را در آن دیدند که جام زهر را سرکشیده و قطعنامه ٥٩٨ شورای امنیت سازمان ملل را به پذیرند.

همانطور که در بالا مشاهده کرده اید هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود گوشه ای از تدارک چینی ها و زمینه سازی های کار را توضیح داده است، اگر از بخش ناگفته های او بگذریم آنچه در همین نقل قول آمده است گویای بسیاری مسائل است. حرفها و حدیثهائیکه بی تردید این روز ها بار دیگر گریبانگیر ارگانهای مختلف حکومتی است و در ابعادی به کلی متفاوت می تواند در پذیرش شروط ٥+١-١ مورد توجه قرار گیرد.

با این تفاوت که:

١- نه علی خامنه ای چون خمینی در آنزمان، صاحب قدرت و نفوذ در میان جناحهای مختلف قدرت و همینطور بخشهای بزرگی از مردم است.

٢- نه مردم با سیاست و روند پرونده هسته ای و منازعات بین المللی ساخته و پرداخته حکومت همراهی نشان می دهند. چیزیکه در پایانه جنگ علیرغم خستگی آنها، هنوز وارد چنین مرحله ای نشده بود.

٣- و نه مسئله اقتصاد با این ابعاد مطرح بود. حجم مطالبه جامعه پائین، میزان فساد و اختلاس در صفوف مختلف حکومت محدودتر و صدور نفت جریان خود را داشت.

٤- و نه حکومت در درون خودش با چنین قحط «الرجالی» مواجه بود. همینطور که همین روایت رفسنجانی نشان می دهد اشخاص و ارگانهای متعددی مورد مشورت قرار می گرفتند و یا تهیج شده تا هر یک در حوزه کاری خود مخالفتها و مقاومتها را در هم بشکنند و اذهان مردم را برای پذیرش این چرخش بزرگ مهیا نمایند.


با مرور این مجموعه شخصاً بر این باورم که برای حضرات نوشیدن جام زهر دوم و یا شاید سوم گریز ناپذیر شده است و به همه دلایلی که برشمردم خفت بارتر و با دادن امتیازات زیادتری هم صورت خواهد گرفت.

این روزها حرف از بسته پیشنهادی جدید از طرف اعضای اروپائی گروه ٥+١ به ایران مطرح است که دو عنصر کلیدی آن تضمین امکان فروش یک میلیون بشکه نفت به آنها می باشد و همینطور ایجاد بانکی که ایران بتواند برخی از مبادلات خود را با کشورهای مربوطه انجام دهد. یعنی شرکت های کوچکی که ریسک می کنند و در ایران می مانند ویا وارد مبادله جدید می شوند بتوانند پرداخت مورد نیاز خود را انجام بدهند.

در ازای آن جمهوری اسلامی چه تعهدی می سپارد هنوز روشن نیست، اما از هم اکنون قطعی است که به تعهدات اتمی پیشین گردن می گذارد.

عناصر جدید مذاکره، احتمالا بازشدن باب گفتگو، برای پس از سال ٢٠٢٥ که این توافقنامه منقضی می شود و همینطور خروج نیروهای ایرانی از سوریه، محدود کردن دامنه فعالیت آنها در لبنان و یمن و عراق و بالاخره زیر کنترل در آوردن برنامه های موشکی ایران می باشد.

به نظر می رسد به رسمیت شناختن اسرائیل از طرف حکومت ایران در فاز فعلی پذیرفتنی نیست و یحتمل با مشاهده علائم روشن در زمینه های پیش گفته، دست اروپائیها برای مقاومت در مقابل دونالد ترامپ باز خواهد ماند و باب مذاکره با آمریکا، که بدون آن، ماجرای موش و گربه بازیهای دو طرف پایان نخواهد یافت، باعث می شود تا ترامپ هم پیروزمندانه به اهداف خود رسیده باشد و امکان مذاکره مستقیم مهیا گردد.

اگر این ارزیابی به واقعیت نزدیک باشد من حمایتهای ضمنی و یا آشکار دولت ترامپ از احزاب، سازمانها و یا شخصیتهای سیاسی و فرهنگی اپوزیسیون را بیشتر، اهرم فشار برای پیشبرد سیاست پیشگفته می بینم تا ایجاد بدیل برای جایگزینی حکومت ایران. و از همین زاویه، غیر از اعتقاد قلبی استقلال طلبانه خودم، به همه آنها هشدار می دهم انرژی خودتان را به پای پروژه ای خرج نکنید که از دو سویه باطل است. یک، شما را از یافتن راه های بسیج مردم، کمک به اعتلاء جنبشهای داخلی و مستقلانه خود آنها باز می دارد و در سویه دیگر هزینه کردن اعتبار و ظرفیتهای خود در بازی دیگران می باشد.

جامعه ایران در سالهای ١٣٦٧ هنوز بدین بیداری نرسیده بود که می تواند به تغییر رژیم فکر کند و ابزارهای تماس و اطلاع رسانی کنونی را هم نداشت. بر همین اساس علیرغم آشکار شدن خیانت ِتداوم جنگ ایران و عراق و کشتار چند هزار تن از زندانیان سیاسی مردم بپا نخواستند و حتی در مراسم مرگ خمینی در ابعادی پشتیبانی خود را از او نشان دادند. اما امروز وضع به کلی متفاوت است. کافی است به شعارها و دامنه اعتراضات مردم نظری بیفکنیم و یک صدا «رو به میهن و پشت به دشمن شویم»، زدن سر مار ِ «دشمن خارجی» هم امروز از مسیر تغییر در داخل می گذرد و مردم ما امروز بیش از هر زمانی آماده فراتر رفتن از جمهوری اسلامی و جدائی دین از حکومت می باشند، مشروط بر اینکه بر این نیرو اتکاء کنیم و نقطه آغاز و پایان هر مذاکره ای هم، حفظ منافع همین مردم باشد و بس.

رضا اکرمی
هفتم ژوئیه ٢٠١٨