نامه سعید ماسوری در رابطه با وضعیت آرش صادقی؛ وزنش به ۴۵ کیلوگرم رسیده و بر اثر درد به خود می پیچد


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۷ تير ۱٣۹۷ -  ٨ ژوئيه ۲۰۱٨


وضعیت آرش صادقی بسیار وخیم گزارش می شود، سعید ماسوری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج که اکنون هجدهمین سال از حکم حبس ابد خود را در سالنی همراه با آقای صادقی طی می‌کند، نامه‌ی در رابطه با وضعیت آرش صادقی خطاب به افکار عمومی نوشته است. او در این نامه ضمن شرح اجمالی وضعیت آقای صادقی می گوید ” (آرش) به دلیل دفاع از حقوق بشر و مخالفت با اعدام‌های جنایتکارانه به ۱۹ سال زندان محکوم شد و بر اثر آسیب‌های ناشی از دوران بازجویی که منجر به شکسته شدن بازو و کتفش گردید و بدون معالجه در سلول انفرادی رها شد. حال به دلیل تکثیر بیش از حد و غیرعادی سلولی در ناحیه دچار شکستگی با نوعی تومور سرطانی مواجه شده که یک سال و نیم است از دردهای آن به خود می‌پیچد و بر اثر ضایعات ناشی از اعتصاب غذای طولانی‌مدت توان هضم هیچ غذایی را نداشته و وزنش به ۴۳ کیلو رسیده است.”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۸ خردادماه نتیجه آزمایش آرش صادقی، کنشگر مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به او اعلام شد. بر اساس این تشخیص آقای صادقی با تومور استخوانی مواجه شده که ممکن است سرطانی باشد.

در چنین وضعیتی مسئولان زندان در حالی که بیمارستان مدنی کرج تجهیزات لازم بری درمان این نوع از بیماری را ندارد، تنها اجازه اعزام وی به این بیمارستان را داده‌اند و با درخواست خانواده او که حتی هزینه بیمارستان و پروسه اداری آن را متقبل شده‌اند مخالف می‌ورزند. کارشکنی در روند درمان آقای صادقی در مرحله جاری که نیاز به تشخیص شدت بیماری و اقدامات زودهنگام دارد می‌تواند به رساندن وضعیت سلامتی او به وضعیت غیرقابل بازگشت منجر شود.

پیش از این نیز مجید اسدی زندانی سیاسی محبوس در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به کارشکنی مسئولان زندان در روند درمان آرش صادقی نامه‌ای سرگشاده نوشت.

همچنین سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای خواستار اقدام فوری درمانی برای آرش صادقی شد و اعلام کرد “آرش صادقی مدافع حقوق بشر دچار تومور استخوانی شده است و این تومور ممکن است سرطانی باشد”.

از این رو سعید ماسوری، زندانی سیاسی و هم‌بند آرش صادقی با نگارش دلنوشته‌ای از وخامت وضعیت جسمانی آرش صادقی و ممانعت مسئولان از ملاقات وی با خانواده‌اش گفته است.
متن نامه این زندانی سیاسی که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته عینا در ادامه می‌آید:

“پدرش از اول صبح جلوی درب زندان به ملاقات پسرش می‌آید (از پدر آرش صادقی می‌گویم) و مادرش در جریان هجوم وحشیانه ماموران وزارت اطلاعات به خانه‌شان بر اثر ضربه، دچار خونریزی مغزی شد و مظلومانه درگذشت. همسرش (گلرخ ایرایی) یک فعال حقوق بشر مخالف اعدام به ۶ سال زندان محکوم شد و در زندان اوین تحمل کیفر می‌کند (کیفر دفاع از حقوق انسان‌ها) و خودش هم به همان دلیل دفاع از حقوق بشر و مخالفت با اعدام‌های جنایتکارانه به ۱۹ سال زندان محکوم شد و بر اثر آسیب‌های ناشی از دوران بازجویی که منجر به شکسته شدن بازو و کتفش گردید، بدون معالجه در سلول انفرادی رها شد. حال به دلیل تکثیر بیش از حد و غیرعادی سلولی در ناحیه دچار شکستگی با نوعی تومور سرطانی مواجه شده که یک سال و نیم است از دردهای آن به خود می‌پیچد و بر اثر ضایعات ناشی از اعتصاب غذای طولانی‌مدت توان هضم هیچ غذایی را نداشته و وزنش به ۴۳ کیلو رسیده است.

این‌ها و بسیاری ناگفته‌های دیگر قلبم را به درد نیاورد… ولی بشنوید؛

آری، آنگونه مادرش را از او گرفتند و همسرش (گلرخ) را به زندان انداخته‌اند و خودش در زندانی دیگر در وضعیتی وخیم با ظهور تومور سرطانی که امانش را بریده و جز با مسکن‌های قوی نمی‌تواند بخوابد… البته که پدر دل‌نگرانش باید ساعت‌ها قبل از شروع ملاقات جلوی درب زندان برای ۲۰ دقیقه ملاقات منتظر بماند.

این‌ها و بسیاری ناگفته‌های دیگر قلبم را به درد نیاورد… ولی بشنوید؛

مادر همسرش (گلرخ) با قلبی نگران و پرغصه از زندان و شرایط زندان دخترش بعد خبر ابتلای آرش (یا مادرش که الان به منزله فرزند دیگر اوست) به سرطان و شرایط وخیم او در زندان عاجزانه و ملتمسانه به سراغ دادستان می‌رود که حداقل چند دقیقه حتی در پشت شیشه با آرش ملاقات کند… انسان نمایی “رستمی”‌نام تازه‌به‌دوران‌رسیده، این در مقام معاون دادستان، ملاقات او را با آرش مغایر با امنیت و مصلحت نظام می‌بیند و در جواب می‌گوید: ملاقات شما با او را مصلحت نمی‌دانیم…!!

این چند خط دلنوشته را نه به عنوان شکایت و نه به عنوان اعتراض نوشتم، بلکه تنها یک نمونه دیگر را می‌خواستم برای هم‌وطنان و مردممان بازگو کنم که بدانند در این کشورمان چه موجوداتی در راس امور قرار دارند و به خاطر بسپارند… وگرنه…

من از روئیدن خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمی‌گردد، بدین بالانشینی‌ها

سعید ماسوری، همبند آرش صادقی در زندان گوهردشت کرج”
در مورد نویسنده این نامه گفتنی است، دکتر سعید ماسوری، متولد ۱۳۴۴ است. وی به منظور ادامه تحصیل در کشور نروژ به سر می‌بُرد تا اینکه در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ به خانواده سعید اطلاع دادند که سعید در حین بازگشت به ایران توسط مأموران وزارت اطلاعات در شهرستان دزفول دستگیر شده است.

آقای ماسوری از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در سلول انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی در سال ۱۳۸۱ و در دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد ولی در نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

این زندانی سیاسی در طی ۱۸ سال تحمل حبس، بارها و در مواجهه با اقدامات غیرقانونی مسئولان زندان‌ها و نیروهای امنیتی دست به اعتصاب غذا زده و سابقه آسیب‌دیدگی جسمی و محرومیت از مراقب پزشکی در زندان را نیز دارد.

وی در حال حاضر در بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج هجدهمین سال حبس خود را سپری می‌کند.