چرخه سیکل منازعات در رژیم جمهوری اسلامی و صف بندی های نو در اپوزیسیون سکولار


احمد هاشمی


• این پدیده فرامنطقه ای همراه با خارج شدن دولت ترامپ از برجام و آغاز تحریم های مجدد در ایران، یکی از دلایل تحرک گسترده بخشی از اپوزیسون سکولار یعنی سلطنت طلبان در شرایط کنونی است، اما دلیل اصلی تحرک سلطنت طلبان را، باید در چرخه سیکل بحران در رژیم جمهوری اسلامی جستجو نمود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۱ دی ۱٣۹۷ -  ۱۱ ژانويه ۲۰۱۹


بحران در لیبرال دموکراسی به موازات گسترش ارزش های پوپولیستی و ناسیونالیستی، در کنار تمایل شدید مردم به زمامداران قدرتمند در راس حکومت، باعث برآمد راست نو در جهان شده است.
واقعیت این است که با آغاز زمامداری ترامپ، آمریکا به عنوان قدرت برتر لیبرال دموکراسی درجهان، مدام در حال فاصله گیری از ارزش های لیبرال- دموکراتیک است.
این پدیده فرامنطقه ای همراه با خارج شدن دولت ترامپ از برجام و آغاز تحریم های مجدد در ایران، یکی از دلایل تحرک گسترده بخشی از اپوزیسون سکولار یعنی سلطنت طلبان در شرایط کنونی است، اما دلیل اصلی تحرک سلطنت طلبان را، باید در چرخه سیکل بحران در رژیم جمهوری اسلامی جستجو نمود.


تبین نظری چرخه سیکل منازعات

چرخه سیکل منازعات (بحران) توسط هاک مایلس طراحی شده است و شامل چند مرحله است:
- مرحله تکوین منازعات، جامعه آبستن کشمکش ها است، ولی هنوز بروز نیافته است و مشروعیت نظام نیز زیر سئوال نیست.
- بحران مشروعیت نظام سیاسی: جریانات سیاسی، اجتماعی، قومی و فرهنگی از انجام اصلاحات ناامید می شوند و تصادم و رویا رویی روی می دهد. کنترل بحران دشوار می شود، اما غیرممکن نیست.
- عدم انجام اصلاحات عاجلانه و سریع حکومت از یک سو و پا فشاری روی سرکوب از سوی دیگر، بحران مشروعیت را به اوج می رساند.
- در مرحله اوج بحران مشروعیت می تواند فاکتور وساطت و میانجی گری سازمان های بین المللی و قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای باعث توافق و تعامل اپوزیسیون و رژیم گردد و یا بر عکس قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای به نفع اپوزیسیون و یا بخشی از اپوزیسون، علیه رژیم اقدام می کنند.


چرخه سیکل منازعات در ایران

مجموعه ای از بحران ها در کنار گسترش بحران اقتصادی و تعمیق بحران های منطقه ای و بین المللی، جمهوری اسلامی را به یک رژیم ناتوان و ناکارآمد و فاقد مشروعیت سیاسی تبدیل نموده است. از سوی دیگر اپوزیسیون سکولار در مجموع تا حدودی در دوره اصلاحات انتظار موفقیت داشت، اما پاسخ گویی ضعیف اصلاح طلبان در قبال خواست های اصلاح طلبانه، باعث برباد رفتن امید به اصلاحات در ایران شد.
در این سالها نیز هیچگونه اجماع تاکتیکی و راهبردی در اپوزیسون سکولار به دلایل شکاف های قومی- زبانی، شکاف های سیاسی و ایدوئولوژیک شکل نگرفت.
اعتراضات دی ماه سال گذشته را می توان نقطه عطفی دانست که چرخه سیکل منازعات در ایران را، به دلیل عدم انجام اصلاحات عاجلانه و سریع حکومت از یک سو و پافشاری روی سرکوب از سوی دیگر، وارد مرحله دیگری نمود.
در این مرحله که ما اکنون شاهد آن هستیم قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای به طور کامل وارد بازی شده اند و این موضوع یکی از دلایل رادیکالیسم بخشی از اپوزیسون سکولار و در راس آن طرفداران سلطنت شده است، می توان گفت که بخشی از اپوزیسون و به طور مشخص سلطنت طلبان افراطی از پویش مبارزاتی دموکراتیک در حال خارج شدن هستند و از این رو به کمک قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای دل بسته اند.
در این اثنا بخشی از جمهوری خواهان سکولار که فاقد برنامه سیاسی جایگزین در ایران هستند، به بهانه جمهوری خواهی به مقابله با سلطنت طلبان برخاسته اند و به جای اینکه جمهوری خواهی را به عنوان بهترین شانس برای دموکراتیک سازی در ایران تبلیغ کنند، از جمهوری خواهی ظرف ایدولوژیکی برای امتناع از پذیرش دموکراسی لیبرال و ائتلاف طرفداران دموکراسی در ایران ساخته اند.
با توجه به همه متغیرهای نوسانی سیاست در ایران چارچوب های پیشنهادی زیر میواند مانعی برای گسترش رادیکالیسم افراطی از یکسو و استمرار طلبی اصلاح طلبانه از سوی دیگر باشد:
۱. ایجاد دموکراسی، حقوق بشر و توسعه پایدار در ایران به عنوان سپر گفتمانی در اپوزیسون
۲.تقویت جامعه مدنی به عنوان شکلی از مشروعیت دموکراتیک
٣. ایجاد ائتلاف لیبرال – دموکراتیک با تمام طرفداران دموکراسی
۴. تغییر فرم قدرت سیاسی در ایران با دست یابی به یک "پیمان" از طریق مذاکره.

ahmad.haschemi@gmx.at