"طراحی سوخته"، و پاسخ درخشان جامعه - رحمان حسین زاده



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۶ بهمن ۱٣۹۷ -  ۲۶ ژانويه ۲۰۱۹


اهداف جمهوری اسلامی از "طراحی سوخته" در همان نطفه شکست خورد. این را قبل از هرچیز عکس العمل شایسته و حق شناسانه و مبارزه جویانه بخشهای مختلف و معترض جامعه به جمهوری اسلامی نشان داد. تعدادی از کارگران هفت تپه با پخش "نامستند صدا و سیما" ، اعلام کردند "محبت ما به شکنجه شدگان بیشتر شد. ما به این عزیزان شکنجه شده میگوییم شرمنده شدیم که به خاطر ما آزار و اذیت دیدید. بیشتر ازقبل برای ما عزیز شدید". در فردای پخش این به اصطلاح مستند، بازنشستگان در تظاهرات خود با صدای رسا اعلام کردند، "شکنجه، مستند، دیگر اثرندارد" همین دو مورد، این احساس از میان کارگران هفت تپه و این شعار تظاهراتی، حرف دل همه انسانها و احزاب و سازمانها و نهادهایی است از داخل و خارج کشور که در همین یک هفته و در ابعاد گسترده حق شناسی و محبت خود را در قبال اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، علی نجاتی، بازداشت شدگان نشریه گام با ابتکارات مختلف اعلام کردند. جمهوری اسلامی فهمیده است با بساط "اعتراف گیری" جامعه مرعوب نمیشود، اما هنوز به خیال خامشان برای این جا باز کرده بودند، خدشه ای به اعتبار عزیزان زیر شکنجه و فشار قرار گرفته وارد کنند. در این مورد هم تیرشان به سنگ خورد، ترفندشان به ضد خود جمهوری اسلامی تمام شد. این طرح سوخته به رسوایی و نفرت عمیقتر و گسترده تر از کل جمهوری اسلامی و به اعتبار و احترام بسیار بالای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و علی نجاتی و نشریه گام و جنبش کارگری و کمونیستها تبدیل شد. سردمداران مستاصل جمهوری اسلامی هنوز عمق و گستره تناسب قوای تغییریافته بر علیه نظامشان را یا متوجه نیستند و یا با جهالت نمیخواهند متوجه شوند. اینها باید بفهمند ورق برگشته است. هیچ چیز این دوران با دهه اول عمر جمهوری اسلامی و سالهای قلدری ۶۰ تا ۶۷ و دوران قتل عام جمعی و ارعاب و سرکوب وسیع وکارکرد "اعتراف گیری" آن دوران مشابهت ندارد. از دی ماه ۹۶ تاکنون، با وجود سرکوب و دستگیری وسیع و زندان، جنبش اعتصابی و اعتراضی کارگران و مردم حق طلب با قوت قلب بیشتر ادامه پیدا کرده است. زندان و بازداشت برای کارگران مبارز و همه مبارزین سیاسی و اجتماعی احترام و اعتبار بسیار بیشتر از گذشته آورده است. تجربه اخیر بازداشت شده ها و زندان رفته های نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز و اعتبار و احترامی که دارند، به روشنی این واقعیت را تاکید میکند. استقبال گرم از آزادی کریم سیاحی و طارق خلفی بعد از رهایی از زندان در همان شنبه ای که این "نامستند" پخش شد، باید درس بزرگی به جمهوری اسلامی داده باشد.
علاوه بر فاکتور تغییر تناسب قوا، پاسخ درخشان جامعه در مقابل سناریوی مضحک "طراحی سوخته" مدیون بالارفتن خودآگاهی انسانی و انقلابی در فضای سیاسی جامعه و در میان جنبش کارگری و جنبشهای رادیکال و نیروهای مسئول، آگاه و سوسیالیستها و کمونیستها است. آن دوره سپری شده که جمهوری اسلامی بتواند عزیزان شکنجه شده و با مرگ مواجهه شده را با صفت تحقیر شده "تواب و مقصر" به جامعه معرفی کند و به چهره آنها خدشه ای وارد کند. خود آگاهی مبارزاتی و عمومی جامعه به جایی رسیده که جایگاه "جانی و قربانی" را تشخیص دهد. این هم خود مدیون تلاش سیاسی و مبارزاتی آگاهگرانه ایست که از همان دوران سیاه "اعتراف گیری" سال ۶۰ جنبش ما و کمونیستها در صف مقدم آن بودند. ناگفته نماند در نمایش اخیر "طراحی سوخته" برخلاف تبلیغاتی که جمهوری اسلامی دامن میزند، اعتراف به معنای اعلام پشیمانی از اهداف و اعمال و کردار گذشته و تاکنونی در صحبتهای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و علی نجاتی و دیگر صحبت کنندگان زیر فشار در این سریال وجود ندارد. باید دقت کرد در این رابطه هم جمهوری اسلامی به هدفش نرسیده است.
نکته آخر اینکه اقدام اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در افشای شکنجه و آزارهای دوران زندانشان بدون نگرانی از پخش فیلمهای ضبط شده از آنها نه تنها جسورانه، بلکه برهم زننده کل نقشه های شوم جمهوری اسلامی علیه خود آنها و جنبش کارگری و صف آزادیخواهی بود. همین ابتکار مبارزاتی آنها ده چندان اعتبار و احترامشان را در جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی موجب شد. چه زیبا سپیده قلیان نوشت."من و اسماعیل بخشی که سهل است، پنج هزار کارگر هفت تپه را هم جلوی دوربین بنشانید و از آنها به زور کابل و باتوم اعتراف اجباری بگیرید، باز هم چیزی از اصل داستان اینکه شما ستمگر و فاسد هستید، کم نخواهد کرد".
جمهوری اسلامی و ستمگران خوب باید بدانند، بازداشت مجدد سپیده قلیان و اسماعیل بخشی و اعمال فشار شنیعتر برای شکستن آنها کار به جایی نمی برد. این عزیزان ما تا هم اکنون کار بزرگی کردند و در تاریخ جنبش کارگری و اعتراضی ثبت شده است. موج وسیع حمایت از آنها و دیگر بازداشت شدگان، یعنی، علی نجاتی، امیر حسین محمدی فرد،ساناز الهیاری، امیر امیر قلی درداخل و خارج را به حرکتی کوبنده برای آزادی آنها و دیگر کارگران و معلمان زندانی و همه زندانیان سیاسی تبدیل میکنیم.