akhbare-rooz (iranian political Bulletin)
  گوناگون
  یادداشت روز خبر ایران دیدگاه ادبیات جهان ایران و جهان دانشجویی حقوق بشر آرشیو  
  زنان اجتماعی گوناگون انتخابات گفتگو کارگری گزارش        
گوناگون
  ┤─ اقتصادی
  ┤─ مساله ملی
  ┤─ تاریخ - یادبود
  ┘─ آگهی

  تاریخ - یادبود

دویست کیلومتر تا سوسیالیسم

• جائی که ما کار می کردیم خانه بزرگی بود با سه حیاط وسیع تودرتو که درخت‌های بلند کاج و گلابی دور تا دور آن را می پوشاند. پشت مدرسه آلمانی‌ها (مدرسه امانی) نرسیده به هتل آریانا. خانه عمو یا پسر عموی شاه سابق افغانستان بود. همسایه دیوار به دیوار خان عبدالغفارخان از یاران گاندی که از پاکستان به افغانستان تبعید شده بود

ابوالفضل محققی

آنها نه فقط جسم آزاده
که روحش را هم مثله مثله کرده اند!

• از همین جا از جایگاه شهود، فریاد دادخواهی ام را بلند میکنم تا مگر به گوش پیروان خمینی برسد. همان هائی که سی سال است در خیابانهای شهر راه می افتند و به عنوان امر به معروف و نهی از منکر به تار موی از روسری بیرون آمده و جوراب روشن دختران اعتراض میکنند، حال آنکه خودشان از همه بهتر میدانند که در فراموشخانه های مخوف در خفای آن وحشت خانه ها چه سگهائی به جان دختران مردم افتاده اند

همکلاسی آزاده طبیب

فواد، معمار جنبش مقاومت کردستان
۳۱مین سالروز جانباختن فواد مصطفی سلطانی رهبر کومه له

• بر تارک تحولات چند دهه گذشته در کردستان صداقت و شور و دلاوری های نسلی از پاک ترین و آگاه ترین مبارزین چپ و سوسیالیستی و مبارزین راه آزادی هم چنان می درخشد، تنها ضامن پاسداشت این تاریخ باارزش برداشتن گام های مبارزه جویانه و استوار ، هم راه با شفافیت نظری و پختگی سیاسی به سوی آینده است

رضا کعبی

غم جان سینه سرخان چه کنم؟!
با یاد شاعر انقلابی خلق، فدایی شهید صابر احمدیان سرابی

• شب ۲۰ خرداد سال ۱۳۶۲ از بیمارستان سراب آمبولانس خواستند. آقای ... رفت. بعد از مدت کوتاهی او را بی هوش به بیمارستان برگرداندند و مرا با آمبولانس فرستادند. من به مقر سپاه پاسداران که قبلا دفتر حزب رستاخیز بود، رفتم. از قسمت اطلاعات مرا به داخل سلول بردند و من جسد کبود و ورم کرده صابر را شناختم. دست و پاهای صابر شکسته بود و تمام بدنش کبود و خونین بود. من بی اختیار گریه کردم؛ زیرا صابر و پدرش را می‌شناختم. آدم‌های شریف و زحمتکشی بودند

مجتبی آگاه

فرزند کارزار و امید
به مناسبت درگذشت علی (آقاجان) لامعی

• طوفان سیاسی ۱۳۶۷ باعث پرپر شدن گل عاشقش (حسین لامعی) گردید که در فاجعه ی ملی آن سال بد و سیاه، اعدام شد. آقاجان، پس از چنین ضرباتی، همسرش که همراه صمیمی اش بود را از دست داد، اما او در میان همه ی تهدیدها و دستگیری ها و فرازهای بسیار هنوز «امید» داشت. اطرافیان آقاجان، او را همواره با روحیه ای پرامید و زنده به یاد دارند

فرشین کاظمی نیا

خاطره ای از یک دوست

• بخاطر قدرقدرتی شوروی، روبه حزب آورده بودند، دربین ما کم نبودند. بیشتراز طبقه متوسط و نه حتما ثروتمند، ولی با همان گرایشات و انگیزه ها. وگرنه چطور ممکن است، کسانی که اندک زمانی قبل، دم از طرفداری از عدالت اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم میزدند، پس از فروپاشی شوروی، ۱۸۰ درجه تغییر موضع دهند؟

خسرو صدری

علیه فراموشی جنایت های حضرت امام خمینی "مظلوم"

• ۲۲ سال پیش در همین ایّام از شهریور ماه یکی از آن گونی های کثیف زندان اوین، همکلاسی دوران دبیرستانم، آزاده طبیب را با تمام محنت هائی که در هفت سال اسارت ناحق کشیده بود در خود پیچید و پیشمرگان خمینی با شعار "خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم" به عنوان جهاد علیه کفّار و منافقین، طناب زمخت اعدام را بر گردن ظریفش انداختند آنقدر کشیدند تا بدینسان زمین را اصلاح کنند!

همکلاسی آزاده طبیب

"کودتای ۲۸ مرداد"، کلید واژه شناسایی عوامفریبان

• این "مورخین" ولی اگر دقت می کردند که پس از فروپاشی شوروی، شانسی برای بازگشت رژیم های سلطنتی، تحت حمایت آمریکا، در جهان نمانده است، اینچنین آب در هاون نمی کوبیدند و وقت خود را به جای سعی در جعل تاریخ، صرف کارهای دیگر می کردند. آمریکائی ها، در جهان تک قطبی، با "رسالتی" که برای خود، چون "رهبر جهان" قائلند، جمهوری های دست نشانده را به سلطنت ترجیح می دهند

خسرو صدری

سالگرد جان باختن فدائیان خلق سعید و علی امیرشکاری

• بلافاصله بعد از ترور سعید مأموران ارتجاع برادر جوانتر او, علی را دستگیر کردند. این جلادان، در بازداشتگاه از علی می خواهند که طی سه روز آینده، یا در یک نمایش تلویزیونی برادر خود را, بعنوان فدایی محکوم کند یا که او را به جوخه ی اعدام خواهند سپرد. علی در پاسخ تنها از اهداف انقلابی برادرش و از خواسته های دمکراتیک مردم سخن می گوید. این فدایی نوجوان به عنوان اولین اعدامی فدائیان در بعد از انقلاب در برابر جوخه ی اعدام قرار گرفت

فداییان و مبارزان جوان ایران

"نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم"
در گرامیداشت یاد زندانیان سیاسی سال ۶۷

• شاید یکی از ویژگی های مشابه کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ در ایران با دیگر موارد بیان شده در این باشد که تمام قربانیان این فاجعه عظیم، زندانی بودن آنان در پشت میله های آهنین بود که بسیاری از آنان سالهای عمر خود را در آن سیاهچال ها گذرانده و علی القاعده موازین ناظر بر حقوق زندانی سیاسی بر پرونده آنان حاکم بود

حسن رحمان پناه

«ژاندارمهای عمامه به سر»
یادداشتی بر نامه ناشناخته ای از میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی*

• میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی در سال ۱۸۳۴ در محله سرخاب تبریز بدنیا آمد و در مارس ۱۹۱۱ در «تیمورخان شورا» (دارالحکومه داغستان) از جهان رفت ، او از چهره های برجسته روشنگران دوره انقلاب مشروطیت ایران است و آتْارش در شکل گیری فکر آزادی در آن دوران نقش بسیار ارجمندی ایفا کرده اند

سیروس مددی

توهم توطئه

• آقای ماهرویان، حرمت قلم بدارید و گر نمی توانید، به نهید. که پیش از شما نیز بسیار در تخریب جنبش فدائی کوشیده اند. لیک این جنبش با تمامی نواقص، کمی ها و کاستی ها و تمامی اُفت و خیز ها یکی از بالنده ترین جریانات عدالتخواه تاریخ معاصر ایران است. این جنبش هیچگاه از نگاه انتقادی به خویش نهراسیده و در حد بضاعت فکری – نظری خویش با شهامت و جسارتی مثال زدنی به نقادی خویش نشسته است. لیک هرگز از نقد، سلاحی برای تخریب خویش و دیگران نساخته است

مارال سعید

مهتاب مدیون چشم ها است

• در بیست و دومین سال‌گشت کشتار تابستان شصت و هفت، چاپ سوم یاد‌مانده‌ها و خاطرات زندان مهدی اصلانی -کلاغ و گل سرخ- توسط کتاب فروشی فروغ در کلن منتشر شده است. یادداشت بهروز شیدا ویراستار کتاب را بر چاپ جدید آن در ادامه می خوانید

بهروز شیدا

من تو شدم
بیاد شاپور، به یاد انسانی که در ۵ مرداد ۶۷، سربلند و استوار، برای ازادی، و عدالت اجتماعی، عشق مرا رها کرد

• دستم را از پنجره گشوده باز کردم. رها شدی، باز تنها ماندم در انتظار، پشت پنجره باز. در این سوی، دیار زنده گان. هنوز در یادمی. انگونه که آمدی. انگونه که رفتی

عفت ماهباز

یاد بعضی نفرات (به یاد محمود)

• توی اتاق بالای دیوار عکس همه بچه ها در کنار هم ردیف شده بود. محمود پس از تحمل سالهای طولانی در زندان در تابستان ۶۷ اعدام شده بود. به همراه او علی، کوچک ترین برادرشان که درنوجوانی دستگیر شده بود، اعدام شده بود. محسن چند سال پیش از آنها اعدام شده بود. زهرا زیر شکنجه جان سپرده بود. محمد در درگیری های سال ۶۰ بدست نیروهای سپاه و دادستانی جان باخته بود. اسکندر (سیامک) همسر زهرا نیز در همان سال در درگیری دیگری جان باخته بود

رضا فانی یزدی

رهبر سابق الفتح: "طرح تشکیل سپاه را من نوشتم"

• انیس النقاش، یکی از رهبران سابق الفتح که به همراه کارلوس درعملیات گروگان گیری وزیران اوپک در سال ۱۹۷۵ شرکت داشت، در کتاب خاطرات خود که اخیراً تحت نام "انیس النقاش ـ اسرار پشت صحنه" به همت صقر ابوفخر، خبرنگار و محقق فلسطینی، تدوین شده، به شرح بعضی رویدادهای سیاسی چند دهه اخیر ایران و خاورمیانه پرداخته است

مجید روشن زاده

از نستالوژی تبریزی های اصیل تا حمید تسلیمی

• شناسنامه مبارزین چپ تبریز که به حلقه تبریز مشهور شده بود را شاید بتوان حلقه یا دایره ای تصور کرد و دانست که بهترین و با شرف ترین و نجیب ترین فرزندان تبریز را در خود جای داده بود. حلقه وسعت چندانی نداشت چرا که انسان کامل در زمان ما تعداد یا وسعت چندانی ندارد. حمید تسلیمی نیز از بازماندگان همین فرزندان پاک تبریز بود

یونس زارعیون

دیگ جادویی خانم لطفی
برای مادر انوش

• نامه ای برای خانم لطفی نوشته شده است. آیا میخواهی تو هم از امضا کنندگان آن باشی؟ او در بیمارستان است! بر روی نیمکتی در خجند، کنار رودخانه آمو دریا نشسته ام. رودی پهناور به وسعت تاریخ که به آرامی در حرکت است... در هوایی رویایی فرو رفته ام هوای دلاوری که سوار بر اسب، بی محابا بر این رود خروشان میزند و دشمنی که با شگفتی بر این بی باگی نظاره میکند. رویای شیر زنی که تا امروز جنگیده و آزادی را فریاد زده است

ابوالفضل محققی

یاد و سپاس
خوانشی بر مزار مریم یوسفی

• یک سال از مرگ خود خواسته ی مریم می گذرد. مریم، عزیز، دوست و همراه مان بود. مریم، بانوی عزیز تر از جان من بود. یک سال بعد، بر مزار او جمع می شویم. گردهم می آییم تا با هم، با خود و در خود، یاد کنیم او را، سپاس گوییم او را، گرامی بداریم او را

شیدان وثیق

غفلت ها، تصرف خاکریزها و کودتای خزنده
قسمت دوم و پایانی

• آقای خمینی در تمامی دوران زمامداریش خشونت را تقدیس کرد و فرمان شکستن قلمها و بریدن زبانها و بردار کردن سرها را داد. او زمانی که اظهار پشیمانی میکرد عذر میخواست که چرا زودتر از این ها چوبه های دار را بر قرار نکرده است! امروز هم راه او همچمنان در نظام ولایت فقیه دنبال میشود و خطش، تقدس خشونت، روش حکومتی نظام حاکم بر ایران است. خط امام، تقدس خشونت و دوران زمامداری او آغازدوران سیاهی و تباهی در ایران است

ج. پاکنژاد

در اوین
داستان دستگیری محمد پورهرمزان - قسمت دوم

• چهارشنبه بود. از قبل می دانستم که غروب این روز هفته، گاه تیرباران در اوین است. ولی نمی دانستم که این روز قرار است پس از این، در روز و شب های تمام عمر من جاری شود. ابتدا بهت بود و ناباوری. فراتر از حیرتی که از دادستانی دچارش بودم. قدرت تجزیه و تحلیل آنچه را می دیدم، نداشتم. برایم حد شقاوت و بی رحمی که تجربه می کردم، قابل هضم نبود. باوری که می بایست جانشین این ناباوری شود، چیزی نبود جز این که: بر سرنوشت ما، کسانی حکم میرانند، که تنها ظاهری شبیه انسان دارند

خسرو صدری

پاسخ به آقای نادری
نویسنده کتاب چریک های فدایی خلق

• یک سال قبل آقای نادری نویسنده کتاب چریک های فدایی خلق، در مطلبی در یکی از نشریات وابسته به موسسه مطالعات و پژوهش‏های سیاسی، به انتقاداتی که از کتاب چریک‏های فدایی در نشریه آرش منتشر شده بود، پاسخ داد. این مطلب در نشریه تابناک نیز انتشار یافت. مقاله ی حاضر پاسخ به برخی از ادعاهای اوست

مهدی فتاپور

داستان دستگیری محمد پورهرمزان
قسمت اول

• شنبه، ۲۸ فروردین ۶۱، من و دیگر دوستان، طبق قرار و توصیه مسئولین حزب، به محل می رویم. یک مینی بوس، در کوچه زرتشتیان، منتظر بود تا ما را برای بازجویی، ببرد. هیچ کدام از ما نمی دانستیم که تا ساعاتی دیگر، با وحشتناک ترین تجربه ممکن در زندگی یک انسان، در قتلگاهی به نام "اوین"، آشنا خواهیم شد.

خسرو صدری

به یاد رفیق روزهای خوش بهار آزادی، حمید تسلیمی

• تقدیر چنین بود که ما به ناگزیر در دیاری دیگر مسکن گزینیم و حمید بار دیگر در پشت میله های زندان چشم به راه خبری باشد از ملیحه که فرسنگ ها از او دور است و مادرش بار دیگر به انتظار روز ملاقات به حسرت بگرید

سرور علیمحمدی

در هیچ عنوان نمی‌گنجد

• آخرین بار که صدایش را شنیدم درست هفته قبل از رفتنش بود. هر بار که زنگ میزدم می‌گفت پسرم «اگر دوستم داری نیا من اینگونه راحت‌ترم» بشدت میترسید می‌گفت دیگر توان ایستادن پشت میله‌های زندان را ندارم. توان بی‌خبری، توان ترس از اینکه چه بر سرت میاید اما این آخرین بار آنچنان صدایش لرزان بود که به سختی مرا می‌شناخت

ابوالفضل محققی


   بایگانی مقالات تاریخ - یادبود
ا د ا مـــه ...
    بایگانی نویسندگان بخش تاریخ - یادبود

بازگشت به صفحه نخست