مطرح شدن جدی مساله قارا باغ - ماشااله رزمی

نظرات دیگران
  
    از : محمد ایمانی

عنوان : بجای تعصب کور، برخورد علمی با مقاله داشته باشید
آقای رزمی کارشناس ورزیده وبا صلاحیت وانسان متعدلی هستند که حرفهایشان باید جدی گرفته شود وشایسته نیست که با فاشیزم بازیها به لجن مالی پرداخت. اما ای هموطن ارمنی آیا میدانید که این تند رویها ممکن است درمسیرحوادث پیش بینی نشده برای شمایی که قدرت چندانی ندارید، تمام بشود. درکشتی نشسته وبا کشتیبان دعوا میکنید؟
۴۴۶۴ - تاریخ انتشار : ۲٣ آبان ۱٣٨۷       

    از : واهیک کشیش زاده

عنوان : فانتزی...
ماشاءالله عجیب فانتزی ای دارد آقای رزمی! من بهیچ وجه قصد پاسخ دادن به این شبه تحلیل را ندارم، چون آقای رزمی جانبدارانه چنان تاخته است که من نه حوصله و نه وقت آن را دارم که به یک یک این اراجیف بپردازم.جالب ترین بخش آن این بود که آقای رزمی نوشته است حکومت ارمنستان حکومتی ایدئولوژیک است (برخلاف آذربایجان که گویا لائیک است).اینجا مطمئن شدم که این نویسنده ی محترم نمی داند درباره ی چه چیزی صحبت می کند. بقول آلمانی ها سیب را با گلابی عوضی گرفته و قاطی می کند. البته ناگفته نگذارم که بسیاری از دوستان چپ و یا سابقا چپ ایرانی ما که با تأسی از گفتمان مدرنیته در جمهوری اسلامی و با دنباله روی از مذهبیون اصلاح طلب با این مقولات آشنایی یافتند دچار چنین اشتباهاتی می شوند و نمی دانند که نباید این مقولات را چون نقل و نبات به دهان انداخت.
۴۲۲٨ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۷       

    از : هرزندلی

عنوان : تفکر قرن نوزدهمی
عزیز و حورمتلی همشهریم، سلاملار

شما می دانید که بخشهای بزرگی از افغانستان و همینطور ترکمنستان و خیوه و بخارا و همچنین بخش بزرگی از سیستان و بلوچستان هم وقتی جزئی از ایران بودند و از قضا بخشهای نامبرده خیلی دیرتر از اران و قفقاز و شکی و نخجوان از ایران جداشدند. با اینهمه من هیچ حساسیت مخصوصی به مسائل هرات و ترکمنستان و بلوچستان پاکستان ندارم. اگر مسئله فلسطین به ما مربوط است، بخاطر فاجعه انسانی است که در آنجا اتفاق می افتد و نه بخاطر موضوع ارتجاعی بیت المقدس. در قاراباغ هم قضیه همین است، در آنجا سربازان ارمنی (و نه ارمنیها) یک فاجعه انسانی خلق کردند، همانطور که ارازل و اوباش و پلیس مخفی آذربایجان و گرگهای خاکستری در سومقاییت فاجعه خلق کرده بودند. در هر دو ملت جانیان و نیروهای فاشیستی به یک اندازه وجود دارند و بجای تقسیم انسانها بر اساس نژاد یا زبانشان، آنها را بر اساس تفکرشان تقسیم کنیم. مسئله اینجا است که دولت ارمنستان توانست در شطرنج سیاسی منطقه دولت به غایت ارتجاعی و نژادپرست آذربایجان را چنان کیش و مات کند، که حتی ترکیه هم نتوانست به او کمک کند. در عوض آقای ایلچی بیگ در اوج جنگ با ارمنستان، آرزو می کرد که ایران از هم بپاچد وخواب آذربایجان بزرگ را می دید، آیا شما از جمهوری اسلامی انتظار داشتید قربان صدقه کسی برود که آرزوی نابودی او را می کرد (مخالفت ما با رژیم سرتاپا جنایت آخوندی نباید باعث بشود که ما رفتارهای منطقی آن را هم نفی کنیم!). اطلاق جنوبی و شمالی یک ترم جعلی تجزیه طلبانه است و هیچ ریشه تاریخی ندارد، حتی پیشه وری و دموکراتها هم این کلمات را بکار نمی بردند.

تکیه شما بر شیعه بودن آذریها و مسیحی بودن ارمنیها نشان می دهد که شما هم مثل آقای رزمی در قرن نوزدهم گیر کرده اید . تفکر قرن بیست و یکمی انسانها را بر اساس دینشان تقسیم نمی کند. انسان، فقط بخاطر انسان بودنش ارزش دارد و نه بخاطر دین و زبان و مسلک و ملیتش، برای من هیچ فرقی بین یک جنایتکار ارمنی و یک جنایتکار آذری نیست، همانطور که قربانی شدن یک ارمنی یا آذری و یا فلسطینی و یا افغانی و یا مردم دارفور سودان مرا به یک اندازه متأسف می کند.

ساق اولاسیز
۴۲۲۶ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۷       

    از : هرزندلی

عنوان : تفکر قرن نوزدهمی
عزیز و حورمتلی همشهریم، سلاملار

شما می دانید که بخشهای بزرگی از افغانستان و همینطور ترکمنستان و خیوه و بخارا و همچنین بخش بزرگی از سیستان و بلوچستان هم وقتی جزئی از ایران بودند و از قضا بخشهای نامبرده خیلی دیرتر از اران و قفقاز و شکی و نخجوان از ایران جداشدند. با اینهمه من هیچ حساسیت مخصوصی به مسائل هرات و ترکمنستان و بلوچستان پاکستان ندارم. اگر مسئله فلسطین به ما مربوط است، بخاطر فاجعه انسانی است که در آنجا اتفاق می افتد و نه بخاطر موضوع ارتجاعی بیت المقدس. در قاراباغ هم قضیه همین است، در آنجا سربازان ارمنی (و نه ارمنیها) یک فاجعه انسانی خلق کردند، همانطور که ارازل و اوباش و پلیس مخفی آذربایجان و گرگهای خاکستری در سومقاییت فاجعه خلق کرده بودند. در هر دو ملت جانیان و نیروهای فاشیستی به یک اندازه وجود دارند و بجای تقسیم انسانها بر اساس نژاد یا زبانشان، آنها را بر اساس تفکرشان تقسیم کنیم. مسئله اینجا است که دولت ارمنستان توانست در شطرنج سیاسی منطقه دولت به غایت ارتجاعی و نژادپرست آذربایجان را چنان کیش و مات کند، که حتی ترکیه هم نتوانست به او کمک کند. در عوض آقای ایلچی بیگ در اوج جنگ با ارمنستان، آرزو می کرد که ایران از هم بپاچد وخواب آذربایجان بزرگ را می دید، آیا شما از جمهوری اسلامی انتظار داشتید قربان صدقه کسی برود که آرزوی نابودی او را می کرد (مخالفت ما با رژیم سرتاپا جنایت آخوندی نباید باعث بشود که ما رفتارهای منطقی آن را هم نفی کنیم!). اطلاق جنوبی و شمالی یک ترم جعلی تجزیه طلبانه است و هیچ ریشه تاریخی ندارد، حتی پیشه وری و دموکراتها هم این کلمات را بکار نمی بردند.

تکیه شما بر شیعه بودن آذریها و مسیحی بودن ارمنیها نشان می دهد که شما هم مثل آقای رزمی در قرن نوزدهم گیر کرده اید . تفکر قرن بیست و یکمی انسانها را بر اساس دینشان تقسیم نمی کند. انسان، فقط بخاطر انسان بودنش ارزش دارد و نه بخاطر دین و زبان و مسلک و ملیتش، برای من هیچ فرقی بین یک جنایتکار ارمنی و یک جنایتکار آذری نیست، همانطور که قربانی شدن یک ارمنی یا آذری و یا فلسطینی و یا افغانی و یا مردم دارفور سودان مرا به یک اندازه متأسف می کند.

ساق اولاسیز
۴۲۲۵ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۷       

    از : هرزندلی

عنوان : تفکر قرن نوزدهمی
عزیز و حورمتلی همشهریم، سلاملار

شما می دانید که بخشهای بزرگی از افغانستان و همینطور ترکمنستان و خیوه و بخارا و همچنین بخش بزرگی از سیستان و بلوچستان هم وقتی جزئی از ایران بودند و از قضا بخشهای نامبرده خیلی دیرتر از اران و قفقاز و شکی و نخجوان از ایران جداشدند. با اینهمه من هیچ حساسیت مخصوصی به مسائل هرات و ترکمنستان و بلوچستان پاکستان ندارم. اگر مسئله فلسطین به ما مربوط است، بخاطر فاجعه انسانی است که در آنجا اتفاق می افتد و نه بخاطر موضوع ارتجاعی بیت المقدس. در قاراباغ هم قضیه همین است، در آنجا سربازان ارمنی (و نه ارمنیها) یک فاجعه انسانی خلق کردند، همانطور که ارازل و اوباش و پلیس مخفی آذربایجان و گرگهای خاکستری در سومقاییت فاجعه خلق کرده بودند. در هر دو ملت جانیان و نیروهای فاشیستی به یک اندازه وجود دارند و بجای تقسیم انسانها بر اساس نژاد یا زبانشان، آنها را بر اساس تفکرشان تقسیم کنیم. مسئله اینجا است که دولت ارمنستان توانست در شطرنج سیاسی منطقه دولت به غایت ارتجاعی و نژادپرست آذربایجان را چنان کیش و مات کند، که حتی ترکیه هم نتوانست به او کمک کند. در عوض آقای ایلچی بیگ در اوج جنگ با ارمنستان، آرزو می کرد که ایران از هم بپاچد وخواب آذربایجان بزرگ را می دید، آیا شما از جمهوری اسلامی انتظار داشتید قربان صدقه کسی برود که آرزوی نابودی او را می کرد (مخالفت ما با رژیم سرتاپا جنایت آخوندی نباید باعث بشود که ما رفتارهای منطقی آن را هم نفی کنیم!). اطلاق جنوبی و شمالی یک ترم جعلی تجزیه طلبانه است و هیچ ریشه تاریخی ندارد، حتی پیشه وری و دموکراتها هم این کلمات را بکار نمی بردند.

تکیه شما بر شیعه بودن آذریها و مسیحی بودن ارمنیها نشان می دهد که شما هم مثل آقای رزمی در قرن نوزدهم گیر کرده اید . تفکر قرن بیست و یکمی انسانها را بر اساس دینشان تقسیم نمی کند. انسان، فقط بخاطر انسان بودنش ارزش دارد و نه بخاطر دین و زبان و مسلک و ملیتش، برای من هیچ فرقی بین یک جنایتکار ارمنی و یک جنایتکار آذری نیست، همانطور که قربانی شدن یک ارمنی یا آذری و یا فلسطینی و یا افغانی و یا مردم دارفور سودان مرا به یک اندازه متأسف می کند.

ساق اولاسیز
۴۲۲۴ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۷       

    از : محسن امینی هرزند

عنوان : آذربایجان همسشه آذربایجان بوده است
نه برای مقاله زیبای آقای رزمی که برای همشهری عزیزم هرزندلی (که کاش مشخصات بیشتری می دادند تا مس شناختیمش) سخنی داشتم. نخست اینکه گفته اید مسئله قارا باغ همان اندازه به ما مربوط است که مسئله فلسطین!! به اهداف سیاسی شما در بیان این سخن کاری ندارم و کتمان نمی کنم که در فلسطین فارغ از دعوای یهود و مسلمان، بحث تاریخی بیت المقدس وجود دارد که مبارزه را ریشه دارتر از آنچه که شما دیده اید می نماید. ولی راست می گوئید قاراباغ اسلامی هم توسط ارتش ارامنه غیر مسلمان اشغال شده است. پس انتظار می رود ایرانیان مسلمان که همیشه دولتی و ملتی ادعای دادخواهی و دادرسی دارند این بار نیز به داد هم مسلکان شیعی خود در قاراباغ برسند. نه اینکه به امداد به دشمنان ارمنی آنان سعی در پراکنده ساختن تخم نفاق بین دو بخش آذربایحان که هر دو زمانی از پاره تن ایران بزرگ بودند بپردازد. کاش می گفتید که چرا از کاربرد عبارات مبرهن آذربایجان جنوبی و شمالی چنین آشفته خاطر شده اید. هم ولایتی !!! بجای تخم کینه کاشتن شما هم لحظه ای به مادرانی که شکمشان توسط نیزه های ارمنی در قاراباغ دریده شد بیندیشید. این مادران شیعی نیز در لحظه مرگشان کلمه شهادتین می گفتند و داد هل من ناصر ینصرنی سر می دادند.
۴۲۱۶ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۷       

    از : احمد یاری راد قره داغلو

عنوان : چه موضعی از ایران انتظار می رود
با تشکر از تحلیل شفاف و صادقانه آقای رزمی، بی تردید موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسئله قاراباغ، نا از لحاظ ایدئولوژیک، نه از لحاظ تاریخی و نه از لحاظ امنیتی به هیچ وجه قابل توجیه نیست. جانبداری از عمل غاصبانه ارامنه در برابر تنها کشور اسلامی و به ویژه شیعی قفقاز با هیچکدام از شعارهای ایدئولوژیک ایران سازگاری ندارد. از لحاظ تاریخی و فرهنگی آذربایجان شمالی نزدیک ترین و وفادارترین کشور به فرهنگ ایرانی است. لذا جانبداری از آن نه تنها حمایت از فرهنگ ایرانی قفقاز است بلکه نزدیکی ایران به آذربایجان شمالی و همکاری های مشترک دو کشور موجب نوعی همدلی بین ایران و به ویژه آذری های ایرانی شده و در صورت احترام متقابل، مشکل جریانات هویت طلبانه ایی که متاسفانه به ناحق در سالهای اخیر از طرف تهران جدایی طلب نامیده می شوند مرتفع خواهد شد. اما متاسفانه همکاریهای مشترک ایران و ارمنستان در سالهای اخیر بویژه برگزاری کنفرانس های فرهنگی مشترک در سطوح بالا در راستای مقابله با موج ترک گرایی در قفقاز و شمال غرب ایران نه تنها به انزوای ایران در کنار ارمنستان انجامیده است بلکه گروههای هویت طلب آذربایجان جنوبی را نیز بالطبع در روند خود راسخ تر نموده است.
۴۲۱٣ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣٨۷       

    از : هرزندلی

عنوان : ما و همسایگان شمالی
سالها پیش می گفتند اگر در مسکو باران ببارد، توده ایها در ایران چتر روی سرشان می گیرند. داستان ما با این همسایگان شمالیمان انگار ادامه دارد، اگر در قاراباغ زمزمه شکست ارمنستان بلند شود، هویت طلبانی مثل آقای رزمی در ایران جشن می گیرند.

قاراباغ به ما همانقدر مربوط است که فلسطین، کسانی که فکر می کنند قاراباغ مسئله ما است و اصطلاحات من درآوردی "آذربایجان شمالی" و "جنوبی" را بکار می برند، هنوز در قرن نوزدهم زندگی می کنند.

آقای رزمی بد نیست نگاهی به تقویم دیواریشان بیندازند و ببینند که دنیا قدم به قرن بیست و یکم گذاشته است، بهتر است بجای دلسوزندن برای قاراباغی که مسائلش هیچ ارتباطی به ما مردم ایران ندارد، کمی هم برای مردم تبریز و مراغه و اردبیل و مرند و هرزند دل بسوزانند.
۴۱۹٨ - تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱٣٨۷