اندیشه های تامگرا - پرویز دستمالچی

نظرات دیگران
  
    از : خواننده

عنوان : بسیار خوب
از نظر من، درست یا نادرست، یک دلیل ساده و روشن برای عدم صلاحیت آقای دستمالچی در امر نقد شریعتی همین است که ایشان این حرف مرا جزء عجایب می دانند:
«شریعتی به عنوان یک متفکر ضد جزم گرایی، در درجه اول، ضد بخشی از حرف های خودش بود. او احکام کلی ازلی و ابدی صادر نمی کرد. او آنچه در لحظه به ذهنش می رسید (و البته متکی بر دانسته های گسترده اوبود) را بیان می کرد، و بعد، هم خودش و هم دیگران را به داوری در باره آن فرا می خواند.»

بسیار خوب. اگر این حرف، از نظر ایشان جزء عجایب است، میان من و ایشان، یک نفرمان باید کمی اشکال در دستگاه تجزیه و تحلیل ذهنش وجود داشته باشد.
ذهنی که چنین چیزی را نمی تواتد بپذیرد، و چنین چیزی برایش جزء عجایب به حساب می آید با ذهنی که چنین چیز ی را نه تنها جزء عجایب نمی داند، بلکه از بدیهی ترین خصوصیات یک انسان جستجوگر دائماً در حال حرکت می داند، نمی تواند ارتباط لازم را بر قرار کند. و بالعکس.
به هر حال، این بحث از نظر من در اینجا مختومه است.
موفق باشید
٣۹۶۴۹ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۰       

    از : پرویز دستمالچی

عنوان : نکاتی پیرامون اظهارات«خواننده» محترم
«خواننده» محترم!
۱- رسم من این نیست به کسانیکه با نام مستعار«حرف» می زنند، پاسخ گویم. زیرا، باید شهامت اخلاقی داشت و پیامدهای گفتار و کردر را پذیرفت. با نام مستعار، هر کسی میتواند، هرچیزی، به هرکسی بگوید، بدون مسئولیت.
۲- انتقاد شما به من، نه بررسی است و نه نقد. شما اگر نام من(پرویز دستمالچی)و نام شریعتی را از نوشته اتان بردارید، انتقاد شما کلی گوئی و انشائی است که هر کس و هر چیز را شامل می شود.
۳-اینکه شریعتی« ...در درجه اول، ضد بخشی از حرفهای خودش بود...» از عجایب است که شاید شما بهتر بدانید. اما من هیچ نویسنده و متفکری را نمی شناسم که در درجه اول برعلیه خودش بگوید. من در نقد اندیشه های دکتر شریعتی در زمینه حکومت به دو سخنرانی و نوشته او(امت و امامت و انتظار ، مذهب اعتراض) استناد کرده ام. شما مدعی هستید که او ضد آنها را هم(در جایی دیگر) بیان داشته است، بسیار خوب، این گوی و این میدان، سیاه به روی سفید نشان دهید.
۴-اینکه«نقد و بررسی... شریعتی کار هرکسی نیست.»، و صلاحیت و دانشی چندین برابر صلاحیت و دانش من را لازم دارد، بعلاوه پویایی و نه ایستایی، آشکارا سفسطه و فضا سازی است. شما می خواهید بگویید، بررسی و نقد دستمالچی نادرست است، زیرا او نه صلاحیت دارد، نه دانش و نه اصولا دارای اندیشه ای پویا است، بدون انکه حتا یک کلمه به«خطاهای» من در بررسی اندیشه های شریعتی و یا نادرستی آنها(در این سلسله از بررسیها) اشاره ای کرده باشید.
۵-شما به من درس اخلاق می دهید که «در محدوده صلاحیت های خود» نمانده ام و کاش می ماندم. من شما را نمی شناسم و نمی توانم در باره «صلاحیت اتان» قضاوت کنم، اما اگر این نوشته شما را مبنا قرار دهم، بهتر است شما به «کار» دیگری به غیر از نقد بپردازید. نقد یک نوشته، فضا سازی وجنگ روانی با نویسنده نیست و استناد به سخنان نویسنده، حداقل پیش شرط نقد است. شما از کجا می دانید که من فقط«با خواندن چند سطر از یک یا دو یا ده کتاب» شریعتی به نقد او پرداخته ام، آیا شما علم غیب دارید، آیا شما من و تخصص یا توانایی های مرا می شناسید؟ «توانایی »های من در نوشته هایم تجلی می یابند، و آنها در اختیار شما بودند، آنها را، سیاه روی سفید، نقد نمائید.
۶- اگر سنخنان شما را جمعبندی کنم، چنین است: یک «فردی»(دستمالچی) که چند سطر از یک یا دو یا ده کتاب شریعتی را خوانده است(فقط چند سطراز هر کدام را)، بدون داشتن بضاعت فکری و دانش لازم برای چنین کاری، بدون صلاحیت و دانش لازم، و بدون داشتن ذهنی که پویائی لازم را داسته باشد، با بیرون رفتن از محدوده صلاحیت اش، با بهره گیری(سوء استفاده)از فضای غالب در یک بخش جامعه(یعنی در سایت«اخبار روز»)، با آرامش خیال، بنا بر طبع آن فضا، یکطرفه بالای منبر رفته است و موعظه می کند.
آیا نام اینهمه سخنان بی جا، نامربوط ، اتهام و توهین، نقد و اظهار نظر است.؟ آیا کسی و یا شما، پاسخی به نوشته داده اید و سایت «اخبار روز»(به دلیل یک طرفه بودن) آن را چاپ نکرده است؟
شخصی در جلسه ای اظهار داشت:« دوستان! لنین در کتاب کاپیتال نوشته است...»، عده ای اعتراض کردند و براو ایراد گرفتند که «کاپیتال» نوشته مارکس است. شخص، بدون تامل، در پاسخ گفت:« به شما چه ربطی دارد، هر کس در اینجا نظرش را می گوید.»

پرویز دستماچی
٣۹۶۴٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۰       

    از : خواننده

عنوان : یک مجموعه، نه یک فرد
موجودی منفرد و انتزاعی به نام علی شریعتی وجود ندارد. علی شریعتی به عنوان صاحب نظر، یک فرد نیست. بلکه یک مجموعه است. مجموعه ای که نمی توان تک تک اجزاء آن را جدا از همه اجزاء به هم پیوسته آن، و «برآیند» نهایی این اجزاء، در نظر گرفت. کسی صلاحیت نقد و بررسی شریعتی را دارد که نه با خواندن چند سطر از یک یا دو یا ده کتاب او، بلکه با شناختن مجموعه ای (و نه فردی) به نام علی شریعتی، پا به عرصه نقد او گداشته باشد، و از بضاعت فکری و دانش لازم برای چنین کاری نیز برخوردار باشد.

شریعتی به عنوان یک متفکر ضد جزم گرایی، در درجه اول، ضد بخشی از حرف های خودش بود. او احکام کلی ازلی و ابدی صادر نمی کرد. او آنچه در لحظه به ذهنش می رسید (و البته متکی بر دانسته های گسترده اوبود) را بیان می کرد، و بعد، هم خودش و هم دیگران را به داوری در باره آن فرا می خواند.
بار ها در گفته های علی شریعتی به سخنانی مغایر یکدیگر بر می خوریم. و او خود نه تنها بر این نکته واقف بود بلکه این نکته را به عنوان موضوعی مثبت، مورد تأکید قرار می داد. او بار ها گفته بود و نوشته بود که ممکن است فردا به چیزی متفاوت با آنچه امروز به آن رسیده ام برسم. همانطور که امروز به چیز هایی رسیده ام که متفاوت با آنچه دیروز به آن ها رسیده بودم هستند.
ویژگی شریعتی این بود که هم خودش و هم دیگران، و هم مخاطبان خودش، را به بازاندیشی مستمر و تجدید نظر مستمر، و تغییر نظر مستمر، دعوت می کرد.

شریعتی، یک فرد نبود. یک مجموعه بود.
نقد و بررسی شریعتی، به عنوان یک استثنا بر قاعده در میان روشنفکران و صاحب نظران، کار هر کسی نیست. برای چنین کاری صلاحیتی لازم است چندین برابر صلاحیت آقای دستمالچی. و دانشی لازم است چندین برابر دانش آقای دستمالچی. و ذهنی لازم است به شدت پویا و غیر ایستا.
کاش، هر کسی در محدوده صلاحیت های خود می نوشت، و از فضای غالب در یک بخش از جامعه (یا در یک سایت) برای وارد شدن در هر چیزی که باب طبع آن فضاست، استفاده نمی کرد و با خیال راحت یک طرفه بالای منبر نمی رفت و به ایراد موعظه نمی پرداخت.
من فقط می توانم بگویم متأسفم. بابت چه؟ بابت خیلی چیز ها.
٣۹۶٣۵ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۰