منافع ملی‌ ایران و دشمنانش - پرویز مختاری

نظرات دیگران
  
    از : به نیابت از عباس عبدی

عنوان : مخالفت مشروط کردن با جنگ، عین موافقت است!
عباس عبدی در مصاحبه با روز آنلاین:
مخالفت مشروط کردن با جنگ، عین موافقت است. چون نزد افکار عمومی بسیار زشت است که عده‌ای از جنگ و حمله نظامی بیگانه علیه کشور خود دفاع کنند، به‌همین دلیل مخالفت خود را بصورت مشروط بیان می‌کنند تا خود را از پیش نزد افکار عمومی تبرئه کرده باشند . بنابراین چنین مخالفتی به معنای موافقت با جنگ، بعلاوه یک رفتار ریاکارنه است. ضمن این‌که این استدلال به‌کلی بی‌پایه است که مخالفت با جنگ موجب تقویت موضع حکومت می‌شود، پس نباید با آن مخالفت کرد. این استدلال دقیقا مثل استدلال حکومت است، که هر نوع انتقادی از خود را موجب تقویت کشورهای خارجی می‌داند و آن را محکوم کرده و مانع از طرح آن می‌شود. متاسفانه برخی نیروهای سیاسی که اخیرا به خارج رفته‌اند چنان به مواضع غلط افتاده‌اند که پیشاپیش مسئولیت وقوع هر جنگی را به‌عهده حکومت ایران انداخته‌اند و از فرط دشمنی با حکومت ایران، بدیهی ترین نکات را در رفتار حکومت‌های دیگر نادیده انگاشته‌اند و البته کماکان ادعای اصلاح‌طلبی یا رفتار به‌ دور از خشونت هم دارند.

اگر چه نیروهای منتقد باید نسبت به سیاست‌های غلط حکومت اعتراض کنند ولی از آنجا که متوجه خطیر بودن وضع هستیم و احتمال برخورد نظامی را هم می‌دهیم، باید در مقام یک کنشگر بدون قید وشرط و صادقانه و پیگیرانه با هرگونه حمله نظامی مخالفت نماییم. این ‌که مخالفت خود را مشروط کنند، به این خیال که از خود رفع مسئولیت کرده‌اند، چیزی جز دورویی سیاسی را اثبات نمی‌کنند..

جنگ با هر انگیزه‌ای که باشد، برای ما تبعات بسیار سهمگینی خواهد داشت. وضعیت لیبی، و حتی عراق نشان داد که تلفات انسانی و اقتصادی جنگ بسیار فراتر از چیزی است که حتی یک حکومت استبدادی مثل قذافی طی سالها می‌تواند ایجاد کند. ضمن آن‌که جنگ چنان کینه‌ها و اختلالی در روابط و شکاف‌های قومی و زبانی و مذهبی و نژادی ایجاد می‌کند که تا سالهای سال قابل التیام یافتن نخواهد بود و همواره به عنوان یک مانع جدی در راه شکل‌گیری دمکراسی عمل خواهد کرد. بعلاوه حکومتی(آمریکا) که حاضر نیست عضویت مردم رنج کشیده‌ای مثل فلسطین را در سازمان یونسکو تحمل کند و از ابزار مالی خود این سازمان را تهدید می‌کند و بر اوضاع غیر صلح‌آمیز منطقه مهر تایید می‌زند چگونه ممکن است که برای دموکراسی و صلح در سایر مناطق قدم بردارد بدن این که منافع خودش را تامین کند؟
۴۱۵۲۱ - تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱٣۹۰       

    از : الف باران

عنوان : مبارزه با ارتجاع داخلی‌ جدا از مبارزه با دشمنان خارجی‌ نیست !
منافع ملی‌ را حکومت ملی‌ عهده دار است و حکومت ملی‌ هم بدون داشتن استقلال سیاسی محال است."دشمن دشمن من دوست من است " توجیهی‌ زیرکانه و عوام فریبانه است.هر کس با ولایت فقیه مخالف باشد الزما دوست مردم ایران نمی‌تواند باشد.ایران استقلال و آزادی خود را باید بوسیله مردم ایران بدست آورد و راه رسیدن به آن در شناخت و دوری جستن از دشمنان داخلی‌ و خارجی‌ است.با تکیّه بر دشمنان خارجی‌ نمی‌توان برای مردم ایران دموکراسی دست و پا کرد و کشور‌های دیگر هم هیچکدام حافظ منافع مردم ایران نخواهند بود.
۴۱۵۰۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱٣۹۰       

    از : مهری مهری

عنوان : منافع ملی ایران...
راستی چقدر عجیب است که کسی با اینکه اسرائیل قسم خورده ترین دشمن ایران است مخالفت داشته باشد! آقای ایهود باراک بر خلاف همه نرم ها و پرنسیپ های اخلاق سیاسی از انفجاری در ایران که موجب مرگ دهها ایرانی شده ابراز خوشوقتی می کند و وعده می دهد که از این اتفاقات بازهم خواهد افتاد! آقای مختاری روزنامه ها را می خوانید؟
۴۱۵۰۲ - تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱٣۹۰       

    از : خسرو صدری

عنوان : فراموش نکنید: ما ایرانی هستیم.
اگر مقالات اکبر گنجی ، بخصوص دو مقاله آخرش را بخوانید ، پی خواهید برد که چرا ناگهان عده ای سراسیمه به جستجوی یافتن ایرادات ملانقطی در نوشته هایش افتاده اند.
گناه نابخشودنی گنجی آن است که در راه مبارزه با ولایت فقیه پا در چاله قداره بندان و جنایت کاران بین المللی نمی گذارد. حواسش جمع است وتوان استدلال داردو چون این توانایی ها را نمی فروشد، موجب خشم محافل خاصی شده است. من البته منظورم نگارنده محترم این مقاله نیست .زیرا نوشته ایشان، همچون همفکر دیگرشان آقای میر ستاری، که آن هم در اخبار روز بچاپ رسیده است، بر خلاف توپخانه هایی که اخیرا گنجی را نشانه گرفته اند، لحن مقبولی دارد، هر چند از استدلال به دور است. در کامنت مقاله آقای میرستاری نظرم را در مورد انتقادات ایشان به گنجی، که جفت مشابه انتقادات آقای مختاری است، نوشتم و دیگر تکرار نمی کنم. یکی دو نکته جدید ولی دراین نوشته وجود دار که به آن اشاره می کنم:
تهدیدات اسرائیل به بمباران ایران را نمی توان با سخن احمدی نژاد که گفت:" اسرائیل باید از نقشه جغرافیایی پاک شود" ، مستدل کرد. خود سیاستمداران اسرائیل هم گفته اند که ایران در حمله به اسرائیل هیچگاه پیشقدم نخواهد شد. شما هم تفاوت این دو تهدید را می دانید و احتمالا تفاوت بین بحث مستدل وخلط مبحث را هم می دانید .دیگران اگر فقط به خواندن انتقادات شما بسنده نکنند و به خود مقاله اکبر گنجی مراجعه نمایند ،از خود خواهند پرسید که: گنجی چه گفته که شمای ایرانی را خشمگین ساخته است. جز آن که هرچه گفته تلاشی است در جهت حفظ و حراست از مردم ما در مقابل خطراتی که تهدیدشان می کند؟ خوب است بگوید:چون احمدی نژاد غلطی کرد، اسرائیل حق دارد ما را بمباران کند؟ مگر این اسرئیل هرجا را تا حالا بمباران کرده است، پای احمدی نژادی در بین بوده است. او کار خودش را می کند و برخی هم دنبال تطهیر کار او ، کار خود را می کنند. گنجی هم البته کاری را که شرافت آدمی حکم می کند انجام می دهد.
نوشته اید که تمام دنیا همان حرف اسرائیل را در مورد برنامه اتمی ج.ا.ایران می زنند. ولی ننوشته اید که همه دنیا ازحمله اسرائیل به ایران برحذر می دارند. کاری هم فعلا به این نداریم که این "همه دنیای" شما،از نظر مساحت و جمعیت هم یک چهارم دنیا هم نیست و گزارش آژانس را هم همین ها مغرضانه و فاقد عنصر نو اعلام داشته اند.
چرا می خواهید احساسات ضد دیکتاتوری مردم را خرج مقابله با نظرات کاملا منطقی گنجی کنید؟ گنجی کجا از جمهوری اسلامی دفاع کرده است؟ شما چرا بجای نقد و بررسی پیشنهادات و اصول مقاله گنجی ، به شیوه مبتدیان عالم سیاست، به ایراد گیری از این جمله و آن پاراگراف بسنده کرده اید؟
شما با نقل قول از او در مورد"دستیابی به جهانی بدون سلاح هسته ای"، این شبهه را درذهن خواننده ایجاد می کنید که او صرفا به خیالپردازی های غیر واقع بینانه دست زده است. او در مقاله تکمیلی خود در این زمینه به نام "نه جمهوری اسلامی، نه پیروی از اسرائیل"،نیز چنین می گوید: "راه حل اول: پاک سازی خاورمیانه(توجه کنید:نه جهان) از سلاح های هسته ای و کشتار جمعی و تأمین امنیت همگان از طریق پیمان امنیت جمعی عادلانه".
ما ، بهتر است در مسیر دور ساختن کشورمان از بلایا بکوشیم. این که تا از بلای خارجی صحبت می شود کسانی سعی می کنند رفع آن را مشروط به رفع بلای داخلی کنند، بهتر است در انحصار بهانه های دیپلمات های آمریکا و اسرائیل باقی بماند. وظیفه ما توجیه مقاصد بیگانگان نیست. فراموش نکنید: ما ایرانی هستیم.
۴۱۴٨۱ - تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱٣۹۰       

    از : خوش خیال

عنوان : "ما از طرف شما وکیلیم ...فقط امضا " !!...
بادی وزید و در امتداد دوران آن طوفان عظیمی‌ بپا خاست.آنگاه مردمانی را که در طلسم ولایت فقیه به تار عنکبوت‌های هزاران ساله اسیر شده بودند از زمین کنده و به آسمانها بردند.فرشته‌های "دموکراسی طلب" که همه آنها برای دموکراسی سازی "الوطن" استخدام شده بودند و پاسپورت ایرانی‌ مترادف با کارت سبز هم باخود داشتند بر سر آدمیان باد آورده ریخته آنان را با آب و صابون و پودر رختشویی حسابی‌ مغز شویی کردند تا آنجا که دیگر نه‌ آثاری از"مسلمانی تروریستی"در چاله چوله‌های کله نامبارک آنها بماند و نه‌ تشبّثات خانمان سوز "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" !...پاک و پاکیزه شده بودند و دیگر جای آنها در شستشو خانه‌های کهکشانی نبود.به زمین فرستاده شدند تا در جشن پاکسازی شده‌ای که قبلا تدارک شده بود شرکت نمایند.از آن دورهای دور پشت آنهمه آبهای وسیع صدایی بگوش میرسید..." ما با شما هستیم...عید شما مبارک ! " اول فکر کردند که حاجی فیروز خودشان است ولی‌ صدای غرش ابر‌ها و نور صاعقه‌ها از ستارگان، خبر از ظهور و حضور پیامبر نوینی را میداد.می‌گفتند برای صلح و آرامش جهان ظهور کرده،فرشتگان فراوانی‌ هم باخود آورده است ! سرانجام او را رویت نمودند، پیامبری بسیار نور افکن نمایی که در سمت دست راست او فرشته عالیمقام حضرت عزرائیل هم به عنول دستیار در عقدقرار داد‌ها حضور داشتند. آن پیامبر بزرگوار کتابی‌ بنام "دموکراسی و دفاع از حقوق بشر" در دست داشتند. پاک شدگان آسمانی سراسیمه به استقبال ایشان دویدند ، پریدند و خزیدند و تا به او رسیدند ،سجده کردند،حتی خاک هم بر سر کردند . از آن بزرگوار نورانی خواستند که پیامبر آنها باشند و آنها را به راه راست دموکراسی ناب حقوق بشری آخر زمانی‌ هدایت فرمایند. باری، التماس عذاب آور آنها بکار افتاد و آن بزرگوار پیام آور پس از لبخندی رضایت بخش، اشاره‌ای به آن حورّی ملکوتی منتظر نمودند که; دفتر "عقد قرارداد ها" را بیاورند که حضرت عزرائیل چنین نمودند.آن پاک شدگان در انبوه تعجب فراوان علت خواستند...! آن حورّی ملکوتی فرمودند : "ما از طرف شما وکیلیم ...فقط امضا " !!...پس از آن ،آن مطربان جهانی منتظر، آهنگ "بدو، بدو، مبارک بادا " را به یمن این قرار داد فرخنده نوازیدند...
۴۱۴٨۰ - تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱٣۹۰       

    از : تهمتن - ش

عنوان : حربه و سواستفاده از واژه ی " ایران "
هرگاه ازکشوری نام برده شود; یادآوری از سرزمین و مردمی ست که در آن محدوده زندگی کرده و صاحبات آن سرزمین اند. اما اگر این سرزمین(ایران) و مردم اش بدست مشتی اوباش آدمکش و غارتگر و ضد ایران و ایرانی;گروگان گرفته و گرفتار شوند و هر عمل جنایتکارانه ی این اوباش گروگانگیر را به نام "ایران" قلمداد کنند;خود حربه ایست که درچند سال اخیرخود نظام اسلامی هم سواستفاده کرده و دیگر از واژه های جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و امت اسلامی ووو... کمتر استفاده کرده و از واژه ایران استفاده میکنند. - متاسفانه نویسنده هم ناخواسته دچار این حربه شده است. اما در مورد علی اکبر گنجی و سواستفاده از واژه ایران(که مردم ایران را هم در بر میگیرد)وجایگزنی آن به جای رژیم اسلامی;هم سئوال برانگیز نبوده و اصولا تمامی کارگزاران سابق و بریده از رژیم; اما حامی نظام اسلامی و اسلام;همگی در یک مقوله شریک و همدست هستند. - "در استمرار رژیم اسلامی سالیان سال دست داشته اند" که نه خود میتوانند آنرا به پشت گوش بیاندازند و نه مردم ایران سرکوبگران سابق را فراموش میکنند که همچنان سرکوب و کشتار امروز رژیم را هم در حمایت و استمرار آنروز علی اکبر گنجی ها و برادران میدانند. اما دراین میان و در میان برادران بریده از رژیم و سرکوبگران سابق;حکایت علی اکبر گنجی جالبست!! ایشان درپاسخ پرسشی که علت"اکبر پونز زن"خواندن او و پونز زدن به پیشانی زنان ایرانی که حجاب اسلامی به سر نمیکردند و یا پوشش شان موردموافقت این سرکوبگر سابق نبود;اینگونه وضمن تایئد این سرکوبی چنین پاسخ میدهد : من درآنموقع من فقط جوانی ۱۹ساله بودم و شور انقلابی مرا به عمل وامیداشت(!!!؟؟؟) اما این درحالیست که رژیم نونهال های ۱۴ - ۱۵ ساله را بخاطر یک اعلامیه همراه با خانواده دستگیر و شکنچه و اعدام میکردند. جوانان دانشجو و هم سن و سال این سرکوبگر سابق دردانشگاه ها سرکوب وکشته شدند وآنوقت این سرکوبگر سابق میگوید که من درآن موقع فقط ۱۹ سالم بود!!!؟؟؟و دراین درحالیست که چند ماه بعداز انقلاب و آگاهی همان مردمی این جنایتکاران را سردوش گذاشته و بقدرت رساندند; به کلاه گشادی که ملایان به سراشان ڰذاشته و انقلاب را دزدیده بودند;پی برده وحتا معروفست که بر سر قبر جانباختگان انقلاب هم کلاه آویزان کرده بودند. به جرات میتوان گفت که بیش از نیمی از مردم ۳۶میلیونی آنزمان که اکثرا درانقلاب شرکت کرده بودند; به دزدی انقلاب و دزدان آن پی برده و دشمنان خودرا شناختند و هیچگونه همکاری و همیاری با نظام ملایان را نکرده و پشت به آنان کردند. اما دراین میان و در این زمان که سرکوب و کشتارها شروع گشته بود; علی اکبر گنجی در آن نظام هم مشغول طی و پی پله های بالاتر نظام اسلامی ست و پونز زنی را بکارهای فرهنگی!!( اطلاعاتی !!)اسلامی در نظام اسلام ترجیح داده و پله های موفقیت در نظام و استمرار رژیم اسلامی را بمدت ۲۰ سال دیگر طی میکنند. البته در میانه راه و زمانیکه به سنین اواخر ۳۰ سالگی رسیده;در نهایت متوجه میشود که نظامی که این همه جان نثارش کرده; آینده ای نداشته ومحکوم به فناست وازآن موقع ست(البته ترس از عقوبت خود) که خودرا بکنار کشیده ومخالفت با ولی نعمت های سابق را شروع میکند. حال ایشان و بقیه شان برای همان مردمی که در اوائل انقلاب به ردالت ملایان و حامیان و دزدی انقلاب پی برده بودند هم اینجا و آنجا سخنرانی می گذارد و مقاله می نویسد!!!؟؟؟ و بجای عذرخواهی از مردم مصیبت دیده ی ایران که ایشان و همراهان دیگر; شریک جرم برعلیه مردم ایران اند; طلب کار هم شده اند !!!؟؟؟ اما سخن و پیام آخر به بریدگان نظام اسلامی که هم اکنون بخارج رفته اند : ۱- اگر انسانی وارسته خطا و عمل ناروا به مردم خود کند; عرق پیشانی او هرگز زدوده نمیشود. ۲ - تردید است که در زمان آزادی مردم ایران; اینان جرات کنند و به ایران برگردند. ۳ - با نابودی نظامی اسلامی; که ماهیت اسلام را برای مردم ایران که با پوست و گوشت خود آنرا لمس کرده و میکند هم رو به نابودی رفته و با پایان رفتن عمر سالمندانی که هنوز به آیئن پلید معتقدند هم عمر این آیئن آدمکش به پایان میرسد. نسل جوان ایرانی ریشه ازاین تعفن ۱۴۰۰ساله خواهند کند که خوشبختانه این نظام و کارگزارانی مانند علی اکبر گنجی و دیگران در این مدت ۳۳ ساله باعث این ریشه کنی اند.
۴۱۴۷۵ - تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱٣۹۰