برای صدائی که می ماند! - جمشید طاهری پور

نظرات دیگران
  
    از : علی اردلان

عنوان : آزاد کردن انتخابات؟
آزادکردن انتخابات به چه منظور؟اگرهدف برگزاری آزادانه رفراندوم تغییرقانون اساسی وتعیین نوع حکومت جدیدباشد، می تواندموردپذیرش اکثر گروه های مترقی مخالف حکومت باشدولی اگرهدف همان بازی درزمین جمهوری اسلامی ست، آنهم به شکلی بزک شده تر وفریبنده تر، دیگرنمی توان چنین پیشنهادی رامفیدارزیابی نمود.
خودشماهم پذیرفته ایدکه این حکومت اصلاح پذیرنمی باشد، لذا مبارزه برای دموکراسی نمی توانداز مبارزه باکلیت حکومت اسلامی جداباشد.بنابراین مبارزه واقعی مبارزه ای ساختاریست وسایرادعاهابه نوعی تداوم همکاری وهمسوئی باحکومت محسوب خواهدشد.
باشکل گیری شرایط انقلابی، مسلما توازن قوابه نفع ملت وگروه های مخالف تغییرخواهدکرد.دراین شرایط باید حکومت راباخواسته های رادیکال محاصره نمود و اکنون تمام قرائن ازآغازروند سقوط حکومت وجابه جائی قدرت خبرمی دهند.
اما بهترین روش برای گذارازاین حکومت ورسیدن به دموکراسی، دیالوگ همراه بارواداری ست.رسیدن به تفاهم وآموختن راه های همکاری وتحمل مخالف، بزرگترین درس اپوزیسیون برای تشکیل حکومتی دموکراتیک خواهدبود.
درچارچوب این نظام نمیتوان انتخابات راآزادنمود ولی به فرض آنکه حکومت دراثر اجبار، تن به تغییراتی درقوانین انتخاباتی بدهد، بازسیستم به نحوی طراحی شده که استبداددینی رابازتولیدخواهد کردوبه حیات خودادامه خواهدداد.خیلی واضح است تااین سیستم واین قانون اساسی حاکم است، هیچ تغییراثرگذاری ممکن نخواهدبود.
۷۵۷۰۴ - تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱٣۹۵       

    از : آزاد

عنوان : مأمور
«نسیم خاکسار در کتاب گریز نا گزیر صفحه ی ۷۷۵ بخش پانویس ها شماره ۳ می نویسد: من همیشه رفتار مستقل خودم را داشتم و به سیاست های سازمانی که با آن در ارتباط بودم، اعتنایی نمی کردم. بیانیه هایی را امضا می کردم یا راه هایی در کانون و همراه با نویسندگان بر می گزیدم که با سیاست آن ها نمی خواند. یادم می آید همان وقت ها که هنوز از اکثریت جدا نشده بودم، این سازمان به دستور و یا راهنمایی حزب توده می خواست هوادارانش را وادار کند از «کانون نویسنگان» بیرون بیایند و به «شورای هنرمندان و نویسندگان» وابسته به حزب توده بپیوندند. من مانع شان بودم و آن ها خوب این را می دانستند. «جمشید طاهری پور» که هم اکنون در آلمان است، امیدوارم داستان کاملش را بنویسد. آن وقت ها که او در«کمیته ی مرکزی وهیات سیاسی سازمان اکثریت» بود، مسئول یا مأمور شده بود از طرف «هیات سیاسی سازمان» که من را برای پیوستن به شورای هنرمندان و نویسندگان توجیه کند. شبی همراه «چند نفر از اعضای سازمان» به خانه ی من آمد؛ وتا نیمه های شب با من صحبت کرد. حرفش پیش نرفت و من سر حرف خود ایستادم. یادم می آید همان شب، آخرهای حرفش به من گفت که «لاجوردی» به آن ها گفته یا پیام داده است تکلیف نسیم خاکسار را روشن کنید که با شماست یا با اقلیت.»
۷۵۶۹۵ - تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱٣۹۵       

    از : فریبا علیخانی

عنوان : چشمها را باید شست
آقای احمدی گرامی متأسفانه شما اصل قضیه را در نیافته ای و تاکتیک "انتخابات آزاد" را وارانه نشانده و به آن نگاه می کنید. در سیستم نگاه شما فقط میبایست زیر همه چیز زد و دوباره ... و باز همین چرخه ی معیوب و باز استبدادی دیگر.
شما نگاه امروز آقای طاهری پور را با همان ترازوی "شکوفائی جمهوری اسلامی" قپان می کنید و در نتیجه آنرا کفر ابلیس می یابید.
۷۵۶۷٨ - تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱٣۹۵       

    از : بهرام احمدی

عنوان : ین ره که تو می روی به ترکستان است
این ره که تو می روی به ترکستان است آقای طاهری پور، آزادی انتخابات را از که و برای کی طلب می کنید؟ یعنی این همه خرمت شکنی و دریدگی که در نظام ولایت فقیه حتی در مورد بلند پایه ترین خادمان این رژیم در دوران حیات خمینی و بعد از مرگ او و آدمهایی مثل خاتمی و کروبی بکار گرفته شده هیچ معنی برای شما ندارد؟ چند سال دیگر می خواهید با این نوع ارزیابیها مردم را به سراب رهنمون شوید؟
۷۵۶۷٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۵       

    از : امیر ایرانی

عنوان : انتقاد از خود بدون....
یکی از مقایسه های ؛خمینی- منتظری- خامنه ای می گوید: خمینی؛ سیاستمداری فقیه بود و تصمیم گیرنده سیاسی که فقه را بکمک می گرفت و منتظری؛ فقیه ای بود که می خواست سیاستمدارشود اما فقیه ماند با معایبی که فقه آنان دارد و خامنه ای؛ نه سیاستمداراست ونه فقیه، همانست که همیشه متزلزل عمل می کند توان بروز رأیش را شجاعانه ندارد.
با توجه به نکات ارزشمندی که آقای طاهری پور ارجمند که یکی از تجربه داران عرصه مبارزاتی است ! در خصوص ؛ آزادی و دمکراسی بیان داشته اند و نکات مفیدی که نظر دهندگان ارجمند آقای کیا و آقای البرز ارائه داده اند می توان گفت: هر اپوزیسیونی یا هر فعال سیاسی و یا حتی فعال اجتماعی غیر سیاسی چنانچه انتقاد از خودی را بنمایش بگذارد اما اعتقادی به تکثرگرایی در حوزه اندیشه و آزادی و دمکراسی نداشته باشد ! انتقاد از خود آنان می تواند موقتی باشد و حتی نمایشی شود! که قطعاً اعمال بعدی آنان، مجدداً انتقاد از خودی را خواهد آفرید.
عدم اعتقاد به آزادی و دمکراسی راه جر زنی و دبه در آوری را خواهی داشت!
۷۵۶۷۲ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۵       

    از : کیا

عنوان : انتقاد از خود با شجاعت!
زنده یاد منتظری ،نویسنده نظریه ولایت فقیه به دستور خمینی ،در آخر عمر ، از مردم ایران بخاطر این عملش به حق عذرخواهی کرد،انتقاد از خود.

چه میشد که جریانات مختلف اپوزیسیون از ایشان درس بگیرند و انتقاد از خودشان را رسانه یی کنند.

شاید از این طریق به هم نزدیکتر شوند .
۷۵۶۶٨ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۵       

    از : البرز

عنوان : به گفتگو رو آورند و بر پایه نقاط اشتراک
آقای طاهری پور گرامی، وقتی شما در باره ی حرکت زنده یاد آقای حسینعلی منتظری می نویسی؛ «....چنین کسی وقتی علایق شخصی خود را مهار می‌کند و نه از خوف خدا ، بلکه با التجاء به داوری خلق خدا، در افق داوری تاریخ و آینده کشورش می‌اندیشد،...».
به شیوه ای زیبا و قابل درک ذات و چرایی حرکتِ این هموطن دلیر را شناسانده ای. ذات و هستیی که امروزه در اثر کثرتِ غرق شدن در روزمره گی و دیوارهایِ خشنِ خودی و غیر خودی دائماً و غالباً به عمد در ورطه ی فراموشی قرار می گیرد.

و اگر همانگونه که شما هم تأکید داری، مردمان ایران بتوانند؛ «...در سپهر مبارزه برای آزادی و دموکراسی؛ متفاوت ها یکدیگر را برسمیت بشناسند، به گفتگو رو آورند و بر پایه نقاط اشتراک، همدلی و اتحاد پیدا کنند...[و] اولویت پیکار اپوزسیونی در جامعه امروز ایران؛ دموکراسی برای ایران[شود]...» بی تردید سرانجام پس از یک قرن و اندی تلاش و جانفشانی، آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی ارکان اساسی اداره ی کشورمان ایران خواهد شد.
۷۵۶۶۶ - تاریخ انتشار : ۲٣ مرداد ۱٣۹۵