یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

بحران انسانی هشداردهنده یمن:
"کمر ما شکست، ما می میریم، یا زیر بمباران یا از گرسنگی"
گاردین، ترجمه:ابوالقاسم گلستانی (خسرو)


• سازمان ملل هشدار داد که اگر کاری اساسی در خصوص جنگ صورت نگیرد، بحران گرسنگی کنونی می تواند به قحطی بیانجامد. جمی مک گلدریک، هماهنگ کننده ی مسایل انسانی سازمان ملل در یمن گفت: "وضعیت در یمن فاجعه بار است و به سرعت در حال بدتر شدن است." دست کم ۱۰۰۰۰ تن از مردم جان خود را در جنگ از دست داده اند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲٣ بهمن ۱٣۹۵ -  ۱۱ فوريه ۲۰۱۷



غالب مشن، اهل روستای الحجب، در حالیکه پسر 11 ماهه اش، رداد را در آغوش گرفته، می گوید "اینجا همه چیز به کلی تغییر کرده. زندگی ما شده جهنم." عکاس: عبدالکریم علایشی

جنگ یمن را به مرز قحطی کشاند. کمتر مناطقی به اندازه الحدیده آسیب دیده است، جایی که امید بسیاری از مردم در حال برباد رفتن است.      
جاروساز، تایی النهاری، تکیه بر زانو روی شن نشسته است، بیرون سرپناه گالی پوش خود در روستای الغزه واقع در والی الحدیده. استخوانهایش از پوست زده بیرون.   
کار این مرد 53 ساله پیش از آغاز جنگ در 2015 ماهیگیری بود. حالا دو جارو در روز می سازد که یک دلار در روز دستش می گیرد. می گوید "قایق هایی که ما رویش کار می کردیم زیر بمباران سعودی ها از بین رفت. حالا من و خانواده ام غذای کافی برای خوردن نداریم."
سازمان ملل هشدار داد که اگر کاری اساسی در خصوص جنگ صورت نگیرد، بحران گرسنگی کنونی می تواند به قحطی بیانجامد.
چهارشنبه این هفته، سازمان ملل تقاضای 2.1 (دو ممیز یک) میلیارد دلار کمک کرد تا از قحطی در این فقیرترین کشور عربی جلوگیری کند، جایی که 3.3 میلیون تن از مردم – از جمله 2.1 میلیون کودک – سخت دچار سوء تغذیه هستند.      
جمی مک گلدریک، هماهنگ کننده ی مسایل انسانی سازمان ملل در یمن گفت: "وضعیت در یمن فاجعه بار است و به سرعت در حال بدتر شدن است." دست کم 10000 تن از مردم جان خود را در جنگ از دست داده اند.
النهاری در منطقه ای از یمن زندگی می کند که بیش از همه جا با بحران مواجه است. او می گوید حتی آن ماهیگیرانی که قایق های شان سالم مانده، از ترس بمباران های مداوم یمن توسط جت های سعودی جرأت نمی کنند قایق رانی کنند. حملات برای مقابله با پیشروی های شورشیان حوثی مورد حمایت ایران ضورت می گیرد که که کنترل پایتخت صنعا را در اختیار دارند و و در سراسر یمن پراکنده شده اند. به گفته النهاری "جنگ تنها درامد ما را که من با ماهیگیری به دست می آوردم، کشته است و ما حالا بیکار و ناامید هستیم".      
او درآمد چندانی به عنوان ماهیگیر نداشت، اما آن قدر در می آورد که صرف خرید آرد و کمی غذای اساسی بشود. می گوید "جنگ کمر ما را شکست، ما پول کافی نداریم، غذا نداریم، هیچ چیز برای خوردن نداریم، و چیزی هم نداریم که با آن کار کنیم".
فاطمه [همسر النهاری] از دو نوه اش در روستای المُجلس واقع در الحُدیده نگهداری می کند. علی 11 و محمد چهار سال دارد. هر دوی شان به کم خونی دچارند و وضعیت شان به دلیل نبود غذای مقوی هر روز بدتر می شود. می گوید "ما هیچ پولی برای درمان نوه ام یا تغذیه خودمان نداریم. از وقتی که شغل مان را از دست دادیم، هیچ درامدی ندارم و هیچ چیز نداریم که بخوریم."   
خانواده ی بچه سابقاً پیش از بمبارانها در مزرعه انبه کار می کردند. به گفته فاطمه، "ما این روزها جارو می فروشیم و برای خود آرد می خریم و با آب می خوریم. یا در اثر بمباران می میریم یا از گرسنگی. این عاقبت ماست. نوه پسری بزرگترم نیاز به درمان دارد و از همه بالاتر او نیاز به غذای سالم برای خوردن دارد، نوه کوچکتر هم اصلاً نمی داند مزه شیر چیست."   
فاطمه می گوید دنیا چشم خود را به روی بمبارانهای سعودی بسته است. صادرات تسلیحات بریتانیا به عربستان سعودی انتقادهای گسترده ای را به دنبال داشته است. او می گوید "من تمام دنیا را هم سرزنش می کنم، چون می بینند ما داریم می میریم ولی در برابر ائتلاف سعودی سکوت می کنند."   
به عقیده ی اشوق احمد محرم، متخصص زنان و زایمان که در الحدیده داوطلبانه کار می کند، بحران انسانی در آنجا در میان 22 ولایت یمن از همه شدیدتر است.

قایقهایی که ما روی شان کار می کردیم بمباران شدند. حالا خانواده ام و من به قدر کافی غذا برای خوردن نداریم. جاروساز تایی النهاری. عکاس: عبدالکریم علایشی

اشوق می گوید "اوضاع در الحدیده از قبل بد بود و حالا بدتر شده؛ اگر اینها قبلا فقیر بودند، حالا فقیرترند. وقتی به خانه های مردم اینجا سر می زنم، نمی بینم که کمکی صورت بگیرد که حتی برای ساده ترین زندگی روزمره کافی باشد؛ غذای روزانه وجود ندارد، بیشتر مردم فقط ماهی می خورند و آنچه می ماند می فروشند، اما حال که قایق های ماهیگیری مورد هدف ائتلاف به رهبری سعودی قرار می گیرند، چیزی برای شان برای کسب درامد نمانده است."
سعیده، زنی 60 ساله که در روستای حجب واقع در منطقه العلمان ثوریه در ولایت الحدیده زندگی می کند، معلول است. در گذشته، از نظر مالی توسط تنها پسرش که در مزرعه انبه کار می کرد، حمایت می شد. او می گوید "وقتی جنگ شروع شد، او شغلش را از دست داد؛ حالا نوه ام باید دنبال غذایی بگردد که ممکن است از همسایه مانده باشد. جت های سعودی دائم مرا می ترسانند و وقتی صدای آنها را در آسمان می شنوم، نمی توانم حتی از سرپناه گالی پوش خود فرار کنم برای اینکه معلولم. پیش از جنگ، ما صبحانه و ناهار می خوردیم، سه دلار در روز داشتیم، وضعیت امن بود، اما حالا چیزی نداریم، پسرم بیکار است، زندگی ما سخت بود اما حالا خیلی سخت تر از آن موقع است، گاهی آرزو می کنم کاش آفریده نمی شدم." او اضافه می کند "مزارع بمباران شدند، قایق های ماهیگیری هم، و بیماری همه جا را گرفته؛ بچه های زیادی در اثر تب می میرند."

پسر 11 ماهه غالب مشن، رداد، مبتلا به سوء تغذیه است و شکم بادکرده دارد. خانواده در روستای الحجب زندگی می کند. مشن که کارش ساختن جارو و کلاه است و روزی 2 دلار در می اورد، می گوید "پسرم اختلالات مادرزادی دارد، وقتی گرسنه است، وضعیت اش بدتر می شود. من پول ندارم درمانش کنم. برای دو روز رفتم الحدیده ولی نتوانستم برای ادامه درمانش بیشتر بمانم. پسرم نیاز به درمان دارد، وزنش شده بود 3.4 (سه ممیز چهار) کیلوگرم ولی یک هفته که در مرکز سوء تغذیه ماند، وزنش رسید به 4.5 کیلوگرم. همه چیز عوض شده. زندگی ما شده جهنم. عربستان سعودی ما را بمباران می کند و همسایه های ما را می کشد"   
سرپناه گالی پوش "گومایی اسماعیل مشعشع" در روستای الجاه، در منطقه ای از الحدیده ، در 12 ژانویه مورد هدف قرار گرفت. مشعشع، 54 ساله، و یکی از پسرانش، علی 21 ساله، بیرون از خانه منتظر بودند تا برای صبحانه صداشان بزنند که موشک باران در ساعت 6 صبح شروع شد. اما احمد پسر 18 ماهه علی، همسرش و مادرش داخل بودند. همه آنها در دم کشته شدند.   
علی می گوید "آنها داخل سرپناه ما مشغول آماده کردن صبحانه بودند، صبحانه چای بود و بیسکویت. ناگهان یک موشک خورد به سرپناه، من دویدم داخل تا ببینم چه شده، شوکه شدم وقتی دیدم اعضای خانواده ام کشته و تکه تکه شدند، من آنچه را که از تن همسرم مانده را در آغوش گرفتم، همچنین مادرم و پسر نوزادم را، و گریه می کردم. پیام من به تمام دنیا این است. "تقاضا دارم جنگ را متوقف کنید"، اما احساس می کنم پیامم بی ثمر است، آنها نخواهند توانست عزیزانی را که من از دست داده ام، برگردانند".   


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست