یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

«تنفس مصنوعی» به یک خفگی در «عمق استراتژیک»
نگاهی به موشک پرانی ولی فقیه به سوریه


احمد مجد


• در پهنه داخلی، با موشک پرانی که کمتر کسی (حتی آنها که به سرکوب داخلی کردها و سنی ها انتقاد کردند)، اعتراض خواهد کرد و بلکه حمایت می کنند. آن «گوهر ذیقیمت وحدت» که لاریجانی رئیس مجلس، بعد از حمله داعش در آرزویش بود، ولی به دست نیامد را، می خواهد با موشک پرانی به چنگ آورد. یکی از رسانه های البته «اصلاح طلب» حکومتی واژه «موشکهای وحدت آفرین» را به کار برد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ٣۰ خرداد ۱٣۹۶ -  ۲۰ ژوئن ۲۰۱۷


کمتر از دو هفته پس از حمله تروریستی به تهران که داعش انجامش را پذیرفت، رژیم ولایت فقیه با اطلاعیه سپاه پاسداران (یکان موشکی یا هوا-فضای این نیروی نظامی-تروریستی)، شلیک ۶ موشک از استانهای غربی کشور به خاک سوریه، به پایگاهی از داعش را در منطقه یا شهر دیرالزور، هم چون پاسخی به آن نامید.
در این دوهفته دستگاههای نظامی- امنیتی گوناگون رژیم با حمله های پیاپی و بازداشتهای گسترده در استانهای غرب و جنوب و جنوب شرقی کشور (از کردها و بلوچها و مسلمانان سنی) گواهان بسیار نشان دادند که انجام دهندگان آن حمله ها ایرانیانی پیوسته به داعش و برخی حتی از پیش شناخته شده بوده اند.
وزارت اطلاعات رژیم حتی از کشته شدن و دستگیری شماری با اسلحه و مواد انفجاری از بندرچاه بهار خبر داد و حتی محسن رضایی، فرمانده پیشین پاسداران، روز جمعه در نمازجمعه مشهد ادعا کرد، درگیریهایی از دست کم ۴٨ساعت پیش از آن در جنوب شرقی کشور، هنوز ادامه دارد. وی انفجاری که در نزدیکی مقبره شاه عبدالعظیم در همان شب (٣۶ساعت قبل از موشک پرانی) رخ داده را«ترقه بازی» خواند تا کاهش توان عملیاتی داعش را نتیجه بگیرد. خامنه ای که بعد از شکست در رأی شماری قلابی، تعادلش را درنتیجه برهم خوردن توازن درونی رژیم از دست داده بود، حمله داعش را «ترقه بازی»نامید، هنگامی که در پاسخ به ترقه «موشک پرانی» کرد، نشان داد که تمامیت رژیم در قامت ولی فقیه خودش، آشکارا تلوتلو می خورد و از پایه می لرزد.

• «ترقه» و «موشک» در ترازوی سود و زیان
برخی باندهای درونی و ریزشی ها و سرخوردگان رژیم، حتی بعد از موشک پرانی، به این گونه حدس و گمانها که حمله تروریستی تهران، نمایشی و ساختگی سپاه بوده تا شکست ولی فقیه در رأی شماری قلابی را جبران کنند و از این رهگذر آب رفته را به جوی برگردانند، هنوز پایان نداده اند و نخواهند داد.
موج سرکوبی و پیگردهای وسیع در استانهای یادشده، در میان باندهای مغلوب و حاشیه نشیان رژیم در داخل و خارج کشور هم، نگرانیها و مخالفتهایی برانگیخت. اینها و بسیار گواهان دیگر از پهنه گسترده واکنش رژیم، گویای آن است که به رغم برخی پندارهای نخستین از بهره های تاکتیکی و تبلیغی حمله داعش برای رژیم، ضربه یی که رژیم خورده، گو این که از نظر نظامی و تلفات، سخت و سنگین نبوده، اما سست بنیانی و پوسیدگی ویژه را از رژیم بیرون انداخته و برملا کرده است.
گواهی ساده و روشن که آن گنبد یا دیوار آهنینی که رژیم در سراسر ۴دهه گذشته، بر آن بود که به قیمت سرکوب وحشیانه و بیرحمانه فراگیر داخلی و صدور بنیادگرایی و تروریسم و خونریزیهای بی حساب خارجی به پاداشته، درهم شکسته یا چنان به سختی ترک خورده که شاید درمان پذیر نباشد.
واقعی بودن این شکست و ضربه سنگین امنیتی، چنان است که یک کارشناس امنیتی-سیاسی رژیم، به نام شاهین دادخواه، عضو پیشین هیأت مذاکره کننده هسته ای، آشکار و مکتوب می کند که: «نشانه آشفتگی نیروهای امنیتی همه ارگانها در اطراف مجلس» و «طول کشیدن آن تا چندین ساعت گویای نابلدی» و «بولدشدن [برجسته شدن] قدرت پوشالی» و «نمایش چهره پوشالی و امنیت مترسک گونه سپاه» و از آن هم بدتر، «آشفتگی در فضای سیاسی تا روزهای بعد» انجامیده است.
از یک عضو هیأت مذاکره هسته ای، آگاهتر و دلسوزتر به فرصتها و تهدیدهای رژیم به سختی می توان یافت، اما از حرفهایش به گستره و ژرفای ضربه یی که رژیم خورده به سادگی می توان پی برد.
واژگانی چون «آشفتگی»، «قدرت و چهره پوشالی» و «امنیت مترسک گونه»، جلوه های نظامی-امنیتی یک شکست سیاسی-استراتژیک همان چیزی هستند که خمینی آن را «جنگ، جنگ، جنگ [خارجی] تا رفع فتنه از تمامی عالم» نامید؟ و خامنه ای، بعد از حمله داعش، دوبار بر درستی همان سیاست انگشت گذاشت.

شناخت موشک پرانی ولی فقیه به خاک سوریه را با عینک ارزیابی این سیاست و استراتژی بنگریم:
• آیا موشک پرانی به سوریه یک پاسخ نظامی-امنیتی است؟
حتی اگر بپنداریم که هر۶موشک به خال خورده و خسارتهای جدی داشته (گو این که برخی گزارشها گواهند که ۴تایشان در هوا منفجر شده یا سوخته و یکی در منطقه عمومی دیرالزور و تنها یکی به منطقه هدف خورده)، پاسخ بی گمان این است که نه محتوایش و نه کارکردش هرگز نظامی نبوده و نیست! و چرا؟
- این موشکها نمی توانند از عملیات بعدی داعش در ایران جلوگیری کند.
- حمله ها و ضربه های پیشین موشکی بسا سنگین تر در اندازه ده ها و حتی صدها موشکی که روسیه و آمریکا به داعش زدند، نیروی انسانی و تجهیزات داعش را نابود نکرده و از کار نینداختند.
- دست بالا، اگر هم تأثیری دارد، موقتی و باعث پراکندن تروریسم داعش در دنیا شده و حتی یک «گرگ تنها» با تاکتیک انتحاری، بدون هیچ سلاحی با یک خودرو، دهها نفر را در خیابانها لت و پار می کند.
- کسانی که به سود یا برای داعش در تهران و جاهای دیگر ایران عمل کرده اند و شاید باز هم بکنند، در داخل ایران بوده و هستند و به خاطر سرکوبی ها و فسادهای رژیم باز هم خواهند بود.
- اگر هدف یک ضربه نظامی بوده که داعش را زمینگیر کند، سپاه پاسداران در کمتر از صدکیلومتری دیرالزور پایگاهایی با توان موشکی دارد که بارها علیه مخالفان رژیم اسد شلیک کرده است.
- اگر هدف ضربه نظامی به داعش بوده، حزب الله که در سوریه حضور فعال نظامی دارد، چرا از فاصله بسیار نزدیکتر و با تعداد و تأثیر بیشتر به داعش نزده است؟
از آن جا که سرانجام، هیچ کار نظامی، بی چشمداشت بهره های سیاسی نیست. معاون سیاسی سپاه پاسداران، بعد از موشک پرانی به روشنی گفت:«ضربه زدن به داعش در داخل خاک جمهوری اسلامی معنایی نمی دهد» (خبرگزاری فرانسه). بنابراین تنشها و دشواریهای تازه یی که هجومهای نظامی-امنیتی در داخل کشور برای رژیم داشت، یک برون رفت خارجی می طلبید.

• سیاستِ بخور بخور: هم از باغچه، هم از توبره، هم از آخور!
ولی فقیه یا رژیم آخوندها از این موشک پرانی، چشمداشتهای چندگانه سیاسی دارند. پدیده یا «گونه» یی به نام «آخوند»، همه چیز را دونبش یا سه نبش می بیند. نامش «دوجایه خوری» یا به فراخور وضع «چندجایه خوری» است. آخوندهایی که سیاست حاکم بر ایران امروز را اداره می کنند، همزمان سه پهنه یا سه سفره سیاسی داخلی و منطقه یی و بین المللی در برابر خود می بینند.
بیش و پیش از هر چیز، سیاستها و تاکتیکهای رژیم در سراسر ۴دهه گذشته، به روشنی گواهند که چون از پاسخ به تضادهای سیاسی و اجتماعی و طبقاتی در جامعه، ناتوان بوده و هست و خواهد بود، پیوسته در جستجو بوده تا یک بحران خارجی را بیابد، یا اگر نیابد خودش آن را بیافریند و از این راه بر جنگ و چالش اصلی داخلی (مردم-رژیم) سرپوش بگذارد (انبوه نمونه ها از جنگ با عراق، تا مناسک حج، تا شرکت در منازعه بوسنی، تا بمبگذاری در آرژانتین و تا غوغای سلمان رشدی را کیست که نداند؟). به ویژه در دوره کنونی که چنگ مردم و رژیم، با بروزهای آشکاری به درون حاکمیت سرریز کرده و هر روز از یک گوشه باند و گروه تازه یی، وامی دهد یا وامی رود و پیش از همه مدعی شخص ولی فقیه می شوند و شعارهای تازه سر می دهند. حسین شریعتمداری، مشاور مطبوعاتی ولی فقیه، موشک پرانی را پاسخی به «وادادگی داخلی» نامید. بنابر این:
- در پهنه داخلی، با موشک پرانی که کمتر کسی (حتی آنها که به سرکوب داخلی کردها و سنی ها انتقاد کردند)، اعتراض خواهد کرد و بلکه حمایت می کنند. آن «گوهر ذیقیمت وحدت» که لاریجانی رئیس مجلس، بعد از حمله داعش در آرزویش بود، ولی به دست نیامد را، می خواهد با موشک پرانی به چنگ آورد. یکی از رسانه های البته «اصلاح طلب» حکومتی واژه «موشکهای وحدت آفرین» را به کار برد.
- در پهنه منطقه یی، می توان برای همه طرفهای سیاسی و بالاتر از همه عربستان سعودی که هماورد اصلی و به اصطلاح سر «فتنه گران» منطقه است، عرض اندام نمود و چنگ و دندان نشان داد. همه از جنگ و درگیریهای ویرانگر می ترسند و جا می زنند و مجبورند با ما مدارا کنند. یک عربده کشی و لات بازی که صدایش به محله های اطراف برسد. برخی مفسران و رسانه های رژیم، فاصله شلیک تا هدف را با فاصله هایی از جنوب ایران تا ریاض سنجیدند.
- در پهنه بین المللی اما، بعد از هسته ای و برجام، پروژه موشکی سپاه، پیوست برجام و زیر ضرب است. برای بهره برداری از محکومیتهای جهانی علیه داعش، استفاده خوبی نیست؟ کارشناس رسمی و توجیه شده رژیم به روشنی گفت: «واکنشی به مجازاتهای جدید آمریکا علیه برنامه موشکی ایران که در نبرد با تروریسم به موشکهای بالیستیکی خود نیاز دارد» (خبرگزاری فرانسه). احمدی نژاد بعد از اداهای میمون وار ضداستکباری، خیلی ساده و با لحن لومپنی اش می گفت: «بیایید با هم دوست باشیم»!

• آیا موشک پرانی به هدفهای سیاسی اش دست می یابد؟
شاید چون کمتر از ۴٨ساعت از این رخداد گذشته، پرداختن به پیامدها و داوری نظری درباره آنها زود به نظر برسند. اما گواهانی که برخی نشانه های اینده را پدیدار کنند، کم نیستند.
- بیش از هر چیز، این اقدام نظامی یک هیاهوی دهن پرکن است که نمی تواند وضع امنیتی رژیم که بعد از حمله داعش دچارش شده و آن «اقتدار پوشالی» و «امنیت مترسک گونه» را بازسازی کند.
- چند نماینده مجلس رژیم از باندهای رقیب ولی فقیه، چند توئیت حمایت فرستادند، ولی فزاینده نبود و دوامی نداشت. یک رسانه وابسته به اصلاح طلبان حکومتی در نکوهش و سرزنش آن را «اعلام جنگ به یک نیروی خارجی» نامید که «سپاه و فرمانده کل قوا، بدون اجازه مجلس» چگونه به چنین کاری دست زده اند؟ یا مسخره کردند که: «مهم نیست که امنیت نداریم، اقتدار موشکی که داریم». آن روی سکه محتوای سیاسی این موشک پرانی که تصفیه حساب های بعد از شکست انتخاباتی است، از چشم باندهای رقیب دور نمانده است.
- گواه روشنی نیست که شورای عالی امنیت رژیم به ریاست روحانی این تصمیم را گرفته و از ولی فقیه همچون «فرمانده کل قوا»، اجازه خواسته، ولی گزارشهایی با شمار فزاینده هست که کاری بوده «آتش به فرمان» از سوی شخص «فرمانده کل قوا» و زمانبندی را خامنه ای تنظیم کرده تا ساعاتی پس از سخنرانی اش که «سیلی می زنیم»، شلیک شود. به رغم همراهی های دولت روحانی، شعارها یا ژست و فیگورهایی که روحانی نیازمند آن است، همخوانی ندارد و دک و پوز شیخ بنفش را به هم می ریزد و موشکها به زودی، نه «وحدت آفرین» که «وحدت شکن» از آب در آمدند. طرفی که در سیاست داخلی در برابر رقیب، از تشدید بحران منطقه یی سود می برد، ولی فقیه و پاسدارانش هستند. ولی با وضعیت نزاری که ولی فقیه دچار آن شده، آیا زیانکاران قرار است سکوت پیشه کنند؟
- در عرصه سیاست بین المللی، هنگامی که منازعه سوریه با همه موضعگیریهایی که دولتهای غربی کرده اند و روند نظامی که در این کشور علیه داعش هست و محاصره رقه تنگتر می شود، موشک برای مقابله با داعشی که معلوم نیست همیشه سرزمین و حکومت داشته باشد را، از رژیم نمی پذیرند. آن طرفهایی که به زعم رژیم قرار است بر موشکهایش چشم بپوشند، الدرم بلدرمهای رژیم بر ضد نزدیترین متحدشان (عربستان) را به شیوه دوران طلایی اوباما نادیده می گیرند؟
ولی فقیه و آخوندهای همدست او به پیروی از «حیوان نجیب»، می خواستند هم از آخور سیاست داخلی و هم از توبره سیاست منطقه یی بخورند و هم باغچه سیاست بین المللی را چراگاه خود کنند؛ ولی از راه نرسیده، هم چوب را می خورند و هم پیاز را و هم ناگزیرند جریمه را بدهند.
این موشک پرانی که از دید برخی ناظران، قدرت نمایی دیده شده، ژرفای سستی رژیم به ویژه در تکیه گاه اصلی ساختاری آن یعنی «ولی فقیه» و خفگی در دومین تکیه گاه استراتژیک آن «صدور تروریسم و بنیادگرایی» برای نگهداری «عمق استراتژیک» در خارج از حاکمیت را به گونه بسیار آشکار برملا کرده است.
یکی از کسانی که از شایسته ترین کارگزاران این رژیم است. چون، مثل احمدی نژاد، یگانگی شکل و محتوایش را به اوج رسانده و به همین دلیل «سخنگوی سپاه پاسداران» شده (پاسدار رمضان شریف) می گوید: «جمهوری اسلامی وارد مرحله تازه یی از نبرد با تروریسم شده، چون تا پیش از این مستشار نظامی می فرستاد، اما از یکشنبه شب از فاصله صدها کیلومتری به نبرد با تروریستها ادامه می دهد» (خبرگزاری فرانسه). اگر برای رژیم «عمق استراتژیک»، یک چشم انداز عینی و واقعی داشت، درست تر نبود که بر حضور نظامی اش در سوریه بیفزاید و، «مرزهایش را در حاشیه مدیترانه» برپادارد، یا به موشک زدن از راه دور عقب نشینی کند؟

اکنون بگذارید با چند پرسش به دگرگونیهای آینده بیندیشیم:
۱. آیا بعد از معامله هسته یی که ولی فقیه «نیش اتمی» خود را از دست داد، و باراک اوباما در ازای آن ترکتازیهای سیاسی-نظامی منطقه یی را در سینی طلایی به او پیشکش کرد؛ برایش کارآمد بودند و پایدار ماند؟ یا بر باد رفته اند؟ دردها و زخمهای عمیقی که رژیم به خاطر جوششهای درون جامعه ایران با آنها مواجه بوده و هست و خواهد بود، با چنین مرهم هایی، التیام می یابند؟
۲. وضعیت عمومی سیاسی جهانی، به رژیم میدان ترکتازیهای بیشتر منطقه یی می دهند فضا را تنگتر می کنند؟ با هارت و پورت علیه عربها، «قسم حضرت عباس» را باور کنند یا «دم خروس زیر عبای ملا» را؟
٣. در پهنه چالشهای درون رژیم، کاری که حتی ۴٨ساعت دوام سیاسی ندارد، چه کسی در پیشانی روحانی و اصلاح طلبان حکومتی، ایستادگی در برابر استبداد دینی دیده است؟ بیشتر جا می زنند و بر سر ترکیب کابینه و دعواهای دیگر، تمکین نمی کنند؟ و از این راه ریزش در درون رژیم شتاب نمی گیرد؟
۴. سرانجام مردمی که اینک «چهره قدرت پوشالی سپاه» و «امنیت مترسک گونه»اش را تجربه کردند، در اعتراض به غارتها و چپاولهایی که بالاترین کارگزاران همین رژیم در مناظره های نمایشی برملا کردند، باز هم از ترس به خانه ها می روند یا ایستادگی و پایداری و سرانجام تهاجم پیشه می کنند؟
استراتژی بقای این رژیم به طور تاریخی و از ابتدا بر سه پایه سرکوب داخلی، مداخله خارجی (صدور ترور و بنیادگرایی) و موازنه قوای سیاسی-نظامی از راه دست یافتن به سلاح اتمی استوار بود. فروریختن پایه آخری در نخستین تند پیچ سیاسی به فروپاشی یایه دومی «عمق استراتژیک» می انجامد.
پس آیا این باور که مردم ایران یعنی زحمتکشان و محرومان و برآشفتگان و پیشتازانش به سوی «قطعی ترین نبرد»، یعنی کاری که تنها وظیفه خودشان است، رهسپارند، جز واقع بینی، چیز دیگری است؟


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست