یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

پزشکان زن و فرودستی مبتنی بر جنسیت
سیمین کاظمی


• در مقطع پزشکی عمومی شمار قابل توجهی از زنان کار نمی کنند و بنا به مصالح و الزامات خانوادگی خانه نشین شده اند. پزشکان زن شاغل اغلب به پایین ترین رده های شغلی برای پزشکان که طبعا دستمزد و حقوق کمتری دارد رانده می شوند و با نوعی از پزشکی کارمندی شده انطباق می یابند در این نوع از پزشکی پرولتاریزه شده، پزشکان زن به عنوان کارمندان دولت و یا کارگران کلینیک های خصوصی در مقابل دستمزدی که از میانگین متعارف دستمزد پزشکان بسیار پایین تر است، به نوعی مورد بهره کشی قرار می گیرند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۴ شهريور ۱٣۹۶ -  ۲۶ اوت ۲۰۱۷


 یکی از انتقادهایی که به پزشکی نوین صورت گرفته، مردانه بودن این علم و انحصار مردانه بر حرفه پزشکی است. پزشکی نوین را مردان بنیان گذاشتند و انسان نرمالی که پزشکی برای سلامت آن ماموریت داشت، مرد بود و نه زن. اگر چه با انتقادهای فمینیست ها، این رویکرد در حال تعدیل است اما همچنان تبعیض بر اساس جنسیت چه علیه بیماران و چه پزشکان زن قابل مشاهده است. زنان به دشواری و با مبارزات پیگیرانه توانستند دژ نفوذ ناپذیر این حرفه مردانه را شکسته و نقش پزشک را برای زن نیز تعریف کنند. در ایران با تاسیس دانشکده ها ی پزشکی اگر چه ممنوعیتی برای تحصیل زنان در این رشته وجود نداشت، اما محدودیت های اجتماعی تحصیل زنان، موجب شده بود که تعداد زنان پزشک اندک باشد و نسبت زنان به مردان پزشک بسیار ناچیز.
اما در اواخر دهه هفتاد خورشیدی جهش چشمگیری که در تعداد دانشجویان دختر دیده شد، پزشکی را نیز در برگرفت و به تدریج شمار زنان از مردان پیشی گرفت تا جایی که نگرانی وزارت بهداشت را برانگیخت.
در حال حاضر نسبت جنسی در رشته پزشکی تغییر چشمگیری یافته و به ویژه تعداد پزشکان عمومی زن تقریبا با پزشکان عمومی مرد برابر شده است، ولی با این وجود در رده های بالاتر برابری حاصل نشده است.
در رده تخصص غیر از رشته ی زنان و زایمان( که ممنوعیت ورود مردان اعمال می شود) در اکثر رشته های تخصصی همچنان تعداد مردان بیشتر از زنان است. نابرابری به همین جا ختم نمی شود و نگاهی به وضعیت اشتغال زنان پزشک نشان می دهد که در مقطع پزشکی عمومی شمار قابل توجهی از زنان کار نمی کنند و بنا به مصالح و الزامات خانوادگی خانه نشین شده اند. از سوی دیگر پزشکان زن شاغل اغلب به پایین ترین رده های شغلی برای پزشکان که طبعا دستمزد و حقوق کمتری دارد رانده می شوند و با نوعی از پزشکی کارمندی شده انطباق می یابند که در آن   استقلال حرفه ای و موقعیت ممتاز پزشکی تحلیل رفته است. در این نوع از پزشکی پرولتاریزه شده که بخش عمده آن را زنان تشکیل می دهند، پزشکان زن به عنوان کارمندان دولت و یا کارگران کلینیک های خصوصی در مقابل دستمزدی که از میانگین متعارف دستمزد پزشکان بسیار پایین تر است، به نوعی مورد بهره کشی قرار می گیرند. افزون بر این ها پزشکان زن در رده های مدیریتی نیز نادیده گرفته شده و حتی پست مدیر شبکه بهداشت و درمان یا رییس بیمارستان به ندرت به آنها داده نمی شود.

به نظر می رسد، اگر چه استیلای مردسالاری و ستم جنسیتی با مبارزات زنان و اقتضایات عصر مدرن تا حدودی کاهش یافته، اما همچنان حیات اجتماعی زنان را تحت تاثیر قرار داده و در رشته ای مانند پزشکی نیز نابرابری جنسیتی بیش از هر عامل دیگری بر سرنوشت زنان تاثیر می گذارد. بسیاری از پزشکان زن به دلیل تقسیم کار و ایفای نقش های جنسیتی از تحصیل در رده های بالاتر باز می مانند و صحنه را برای پیشرفت و ترقی مردان خالی می کنند. آن ها علیرغم شایستگی و استعدادشان محکوم هستند که به حداقل های ممکن قانع باشند و همچون پرندگانی که پرهایشان قیچی شده در ارتفاع محدودی پرواز کند که جامعه مردسالار برای شان تعیین کرده است. در واقع، وضعیت زنان پزشک تابعی است از شرایط کلی زنان تحت سیطره مردسالاری و تا پایان یافتن مناسبات نابرابر، فرودستی و ستم جنسیتی بر زنان از جمله پزشکان زن دور از انتظار نیست.

برگرفته از تلگرام بیدارزنی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست