یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

برای نسرین ستوده
می آیی


دکتر شاداب وجدی


• می آیی با باران، با خورشید
انگار نه انگار که بسته ی زندانی
می آیی با موجهای اقیانوس
                         که می خروشد
و با رویش هر برگ بر درختان سربلند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۶ خرداد ۱٣۹۷ -  ۱۶ ژوئن ۲۰۱٨


 
 
می آیی با باران، با خورشید
انگار نه انگار که بسته ی زندانی
می آیی با موجهای اقیانوس
                         که می خروشد
و با رویش هر برگ بر درختان سربلند
چرا که صدای تو جاری است
در همه ی ذرّات نور وزندگی

چه کسی را توانِ در بند کردنِ توست؟
صدای تو
حقیقتی به شفّافی آیینه
چه کسی را توانِ پنهان کردن خورشید پشت دیوار است؟
چه کسی را توانِ
خاموش کردن آهنگ باران؟

می آیی
هرگز گمان مبر
که در تنگنا
            از یاد رفته و تنهایی

وقتی دانه های باران
سکوت پنجره ی کوچک زندان را می شکند
نگاه کن به دانه های باران
                        که اشکهای ماست
نگاه کن که از یاد نرفته ای
نگاه کن که این همه روزی دیوار را می شکند
که این همه روزی پرده ی سیاهی را می شکافد
و آنک تابش روشنایی
بر پهنه ی سرزمین ما

                      ژوئن ۲۰۱۲



اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست