یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

«قیام علیه این وضعیت»! وضعیت جایگزین چیست؟- فرهاد عاصمی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۹ شهريور ۱٣۹۶ -  ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۷


دوست گرامی ف. تابان در مقاله ی ”همراه شو رفیق“، شرط «پایان دادن به گروگان گیری» نظام حاکم در بازی انتخابات مهندسی شده را «قیام علیه این وضعیت» توسط «رای دهندگان» اعلام می کند (اخبار روز ٣١ مرداد ٩٦، ٢٢ اوت ١٧).
بی تردید مضمون مقاله ی شایان دقت در کلیت خود و در اجزای بسیاری از نکته های عمده، «وضعیت» حاکم و شرایط سلطه ی نظام سرمایه داری و کارکرد سرکوبگرانه رژیم دیکتاتوری را در ایران به روشنی نشان می دهد و مورد تائید کامل است. لذا خواست «قیام علیه این وضعیت» که به منظور تغییر شرایط به سود مردم میهن ما در پایان مقاله طرح می شود، قابل درک است و باید آن را نتیجه گیریِ منطقی از شرایط حاکم ارزیابی نمود.
پرسشی که اما بلافاصله به ذهن خطور می کند، این پرسش است که کدام شرایط جایگزین را باید به جای شرایط کنونی مطرح ساخت؟ کدام جایگزین می تواند به پرچم «قیام» مردم تبدیل گردد؟ با کدام پیشنهادِ جایگزین می توان ”یاور خلق را مکرّر“ کرد؟ با کدام پیشنهاد می توان ”دست شکسته“ را به ”دست پتک زن“ بدل ساخت که سیاوش کسرایی در شعر ”هزارمین شهید“ در سال های ٥٠ ترسیم می کند؟
شهیدی که مصداق امروزی هستی مبارزه جویانه او، نبرد ”قطره قطره مردن زندانیان سیاسی“ در ایران است؟! نبردی که در مقاله با سربلندی به مثابه نشان رزم مبارزان در خاطر زنده می شود: «... رضا شهابی در زندان در اعتصابست، هیجده زندانی سیاسی [در اعتصاب غذا] که حتی هوا را از آن ها محروم کرده اند، [و‌] در خطر مرگ قرار دارند و معلمان مستاصل ... خبر اعدام زندانی از هر گوشه ی ایران ...»! فهرستی بسیار طولانی تر.

اهمیت نتیجه گیری ف. تابان و خواست او برای آن که «وظیفه باید همگانی شود» تا «چارجویی فراتر از وضعیت موجود» فراروید، باید از کدام وسعت و بُعد تاریخی برخوردار باشد، تا قادر باشد مضمون واقعی- تاریخی «فراتر از وضعیت موجود» را برپا دارد، درهای زندان ها را بگشاید و ... و خواست و نیاز لحظه ی تاریخی را به ثمر برساند؟ هدفی که باید به آن دست یافت چیست؟

به طور قطع منظور تنها جایگزین کردن ”مهندسی انتخابات“ با ”مهندسی اجتماعی“ نیست؟ هدفِ «چارچوبی فراتر از وضعیت موجود»، تنها جا به جایی افراد، و حفظ ساختارها نیست؟!
افشای «چهره ی واقعی کابینه ٢٤ میلیونی [رای] و وزرای جنایتکار و بازجو و شکنجه گر و سرکوب کننده»، افشای پامال کردن حق دادخواهی «مادرانِ جانباختگانی که خون فرزندان خود را وثیقه پیروزی روحانی کردند»، تنها می تواند به معنای گذار از «چارچوب ... وضعیت موجود» باشد؟! «چارچوب فراتر» چه مضمونی دارد؟
چگونه می تواند با قاطعیت به «سیستم دقیقاً طراحی شده» که «رای دهندگان را به گروگان رای خود تبدیل» می کند و برای نظام این امکان را به وجود می آورد که با«اشباح ـ احمدی نژادها، رئیسی ها - رای مردم را به گروگان گیرد»، پایان داد؟ چگونه می توان «نطفه ی هر فکر و عمل مستقلی را [نزد مردم- رای دهندگان]» از دستبرد آن خارج ساخت؟ چگونه می توان «سیستم دقیقاً طراحی شده» را دفع کرد؟ سیستمی که مصلحت اندیشی را به مردم تحمیل می کند؟ چگونه می توان تغییری فراتر از «وضعیت موجود» را ممکن ساخت؟

ف. تابان می نویسد: «برای این که به گروگان گیری پایان داده شود، باید دو قطبی کاذب در ذهن ها بشکند. ... هر رای دهنده خود جزیی از روندی است که باید به قیام علیه این وضعیت منجر شود. ...».

مقاله با طرح مواضع پیش که برخی از آن ها آگاهانه در این سطور به مثابه ”تضادهای روز“ در جامعه پر رنگ طرح شد، تا مضمون «سیستم دقیقاً طرح شده» توسط ارتجاع حاکم قابل شناخت باشد، این هدف را دنبال می کند نشان دهد که نمی تواند مبارزه برای پایان دادن به گروگان گیری مردم، در سطح مبارزه علیه افراد دولت حسن روحانی محدود بماند!؟ پایان دادن به گروگان گیری مردم، به مبارزه برای گذار از نظامی نیاز دارد که «سیستم دقیقاً طرحی شده» را ابزار کارکرد داعش گونه خود برای حفظ سلطه اش بدل ساخته است!
راه حل خواست «همگانی شدنِ» مخالفت با کلیت یک پارچه شده ی نظام است. خواست «مخالفت با کابینه امنیتی» کافی نیست که اکنون «بر عهده ی کسانی افتاده است که در انتخاب آن هیچ نقشی نداشته اند.» چنین خواستی پذیرفتن ”مهندسی اجتماعی“ به جای ”مهندسی انتخاباتی“ است که به معنای پذیرفتن شرایط موجود از کار در می آید!

بدون گذار از رژیم دیکتاتوری ولایی که ابزار اِعمال حاکمیت یک دست شده ی نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی است، نمی توان به «گروگان گیری» توده ها پایان داد و ضرورت قیام «هر رای دهند ... علیه این وضعیت» را نشان داد و آن را قابل درک ساخت.
تحقق بخشیدن به چنین وظیفه ی خطیر و تاریخی، نیاز به پرچم و شعاری دارد که باید به محور تجمع و تجهیز توده ها بدل شود. نیاز به برنامه اقتصاد ملی دارد که مبتنی باشد بر اقتصاد سیاسی مرحله ی ملی- دموکراتیک انقلاب که به معنای به ثمر رساندن دستاوردهای اقتصادی و دمکراتیک و ملی انقلاب بهمن ٥٧ مردم میهن ماست که ارتجاع حاکم آن را پامال کرده است.
اگر می توان با واقعیت های برشمرده شده و بسیاری از نکته های عمده موافقت کامل داشت، نمی توان به نتیجه گیری پایانی مقاله بسنده کرد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست