یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آقای کروبی، آیا بجای جدال بر سرقدرت، (*) بهتر نیست تلاش کنید برای تغییرِ کامل قانونِ اساسی؟ - مهین میلانی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱٣ بهمن ۱٣۹۶ -  ۲ فوريه ۲۰۱٨



آقای کروبی واقعن امر به شما مشتبه شده است که حکومت اسلامی جمهوری است؟ یا که سواد ندارید و نمی دانید جمهوری چیست؟ یا عزم کرده اید نظام اسلامی را کماکان با احمق حساب کردنِ مردم حفظ کنید همانگونه که در آغاز انقلاب با افزودن این واژه ی دهان پر کن به حکومتی که مردمش می بایست تابع بی چون و چرای اوامر کتاب و پیامبر و امام و رهبرِ از خود ساخته و نوچه هایش باشند و در قانون اساسی اش هیچ جایی برای کمترین مشارکت و همفکری مردم نمی گذارد، یک کلاه بزرگ ۴۰ ساله برسرشان کنید و... چون آقا فرموده بودند، به نقل از خودِ شما، که "از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ‘ایام الله’ خدای نخواسته باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه این است که فاتحه ی همه ما را می‌خوانند"، حالا با خیزش مردمی می خواهید اسلام را نجات دهید؟ یعنی هنوز نفهمیده اید که مردم توهمشان نسبت به همه ی مظالمِ حکومتِ اسلامی، به تزویرهایش، به دروغ هایش، به دزدی هایش، به کشتارهایش، به نابلدی هایش، به آن جیب های دراز و گشادِ حریص و ولع زده اش، به انحصارگری هایش ریخته است؟

در اصل ۲ قانون اساسی چنین می خوانیم: "جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ی ایمان به: ۱- خدای یکتا ( لا اله الاالله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم و تسلیم در برابر امر او. ۲- وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین. ٣- معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا. ۴- عدل خدا در خلقت و تشریع. ۵- امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام. ۶- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا، که ا زراه: الف – اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط براساس کتاب و سنت و معصومین سلام الله علیهم اجمعین، ب- استفاده ازعلوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها، ج- نفی هرگونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین می کند."
و این یعنی که خداوند همه کاره است. لذا ما باید خود را به او تسلیم کنیم. قوانین باید الهی باشند و ما باید به سوی خدا تکامل یابیم و امام که مردم باید با او بیعت کنند، و کرامت انسان توام با مسئولیت او در برابر خداست. خلاصه اینکه آدم ها این وسط هیچ کاره اند و می بایست خود را در بست تسلیم قوانین الهی و امامانش نمایند. و یک خواستِ قلبی و حسی و دلبخواهیِ یک فرد مذهبیِ اسلامی را در کنج دل و در کنج خانه اش به یک امر حکومتی سکتاریستیِ نژادپرستانه ی فاشیستی تبدیل کرده است.

اصل ۴: "کلیه ی قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی وغیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصولِ قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است.".
این اصل نیز به دنبال اصل قبلی همه ی قوانین را براساس موازین اسلامی می داند که دربالا ذکر شد و تشخیص آن نیز بر عهده ی فقهای شورای نگهبان است. یعنی ۱۶ میلیون نفر بر طبق فقه و حدیث و اصول ۵ تا روحانیِ اسلامیِ ۱۰۰ ساله ی ۱۴ قرن پیش باید زندگی کنند. می بایست تسلیم این موازین بشوند و از خود هیچ حس و تأمل و تفکر و اراده ای نداشته باشند.



و در اصل ۱۰۷ می گوید: "رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه ی مسئولیت های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.". یعنی که مردم اینجا همه مدادند و خبرگانی باید باشند که رهبر را انتخاب کنند. مردم کی باشند تعیین کنند چه کسی باید به آنها فرمان دهد. و دیگر اینکه رهبر ولیِ امر می شود و همه ی امور زیر نظر او باید بگذرد. و مایه ی وقاحت و طنز است که رهبر با سایر افراد مساوی دانسته شده است. رهبری که باید توی اطاق خواب رفتن تو را هم تعیین کند، با تویی که باید سر تسلیم به خدا و امام و رهبر و.... بدهی و جنب نمی توانی بدون اجازه بخوری مساوی هستید.

حال ببینیم وظایف و اختیارات رهبر چیست در اصل ۱۱۰: ۱- تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام. ۲- نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام. ٣- فرمان همه پرسی. ۴- فرماندهی کل نیروهای مسلح. ۵- اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها. ۶- نصب و عزل و قبول استعفای: الف- فقهای شورای نگهبان. ب- عالی ترین مقام قوه ی قضائیه. ج- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. د- رئیس ستادمشترک. ه- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. و- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی. ۷- حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه. ٨- حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام. ۹- امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم. صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان و در دوره اول به تایید رهبری برسد. ۱۰- عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد نهم. ۱۱- عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه. رهبر می تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.".

ملاحظه می فرمائید آقای کروبی که این قانون اساسی چگونه تمام اختیارات یک مملکت را مادام العمر به یک نفر اعطا می کند. حتی عزل و نصب رئیس جمهور منتخبی که خود او را تأیید و سپس مردم او را انتخاب کرده اند، با اوست. این قانونی است که در زمانی امام عزیز شما که سنگ او را بارها در نامه ی خود به سینه زدید نگاشته شده است. یعنی از همان آغاز مردم کوچکترین سهمی در اداره ی کشور نداشتند. بنابراین دعوایی که شما با خامنه ای دارید دعوای بر سر قدرت است و هرکس که در قدرت باشد به حکم قانون او این همه اختیارات را در دست می گیرد. شما واقعن اگر مردم و نه "میزان رأی مردم" که امام شما فرمودند و چند صدایی و جمهوریت برایتان مسئله است، می بایست اصلِ ولایت فقیه را دور بریزید قبل از هرچیز. شما به خامنه ای انتقاد می کنید. با خودِ قانونِ اساسی کاری ندارید. و بارها در نامه ی خود به قانون ارجاع و استناد کرده اید.
بسیار طنز است و مایه ی تاسفِ همه ی ما که تاکنون افسارمان دستِ حکومتی بوده است که اولن رهبرِ اسلامیِ ۱۴ قرن پیش را دارد.
یعنی خودمان کرمِ توی خاک بوده ایم، یعنی که خودمان کرم خاکی بوده ایم (البته کرم خاکی توی خاکش آزادی کامل داشته است)، دوم اینکه رهبر را خبرگان انتخاب می کنند. خبرگان را شورای نگهبان انتخاب می کند. و شورای نگهبان را رهبر. مجمع تشخیص صلاحیت نیز انتخابش با رهبر است. یعنی همه چیز برمی گردد به رهبر. انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس نیز که از قبل می بایست با صلاحیت این آقایان باشد. و نمایندگان انتصابی و رئیس جمهورِ از پیش سرند شده می بایست که مسلمان شیعه ی اثنی عشری باشند. به جز دوسه نفر برای کلِ یهودیان و مسیحیان در تمام ایران. طنز مسئله در اینجا نیز هست که اگر کسی به عنوان رهبر یک جامعه شناخته شود، رهبرِ هرملیتی، هرحرکتی، هرآرمانی، درپی آزمون هایی موفق از بازتابِ خواسته های مشترک آن جمع است که در یک مسیرِ طولانی به طورِ طبیعی از میان مردم سر بر می آورد. رهبر کسی نیست که انتصابش کنند، یا لاتاری نیست که از کیسه ی قرعه کشی بیرون آید.

حال شما بگوئید این جمهوریتِ اسلامی در کجاست؟ بیاییم باهم معنای جمهوری را از منابع بیرون بکشیم: "جُمهوری یا جُمهوریت نوعی حکومت است که در آن مسئولین حکومتی موروثی انتخاب نشوند، ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم برگزیده شده و دوران تصدی او محدود باشد. تأکید اصلی مفهوم جمهوری بر عدم وجود منصبی دائمی برای شخص اول مملکت است. ریشه ی لفظ جمهوری، اصطلاح لاتین "res publica" به معنای "امر عمومی" است که در نوشته‌های لئوناردو برونی، تاریخ‌نگار ایتالیایی به معنی نزدیک به معنی امروزی استفاده شد. "توده" و "توده‌ای" واژه‌های پارسی سره برای "جمهور" و "جمهوری" است.".
حال شما بگوئید این جمهوری که می ترسید از بین برود در حکومت اسلامی کجاست؟ رهبرش که مادام العمر است. انتخاب رهبر که از طریق خبرگان است و نه مردم. رئیس جمهور و نمایندگان هم که می بایست از طرف علما قبل از شرکت در انتخابات صلاحیشات تأیید شود. و رهبر هرزمان بخواهد هرکسی را عزل و نصب می کند. حتی در انتخابات نماینده های موید خود با عواملی که خود برگزیده است دست می برد. رئیس قضائیه را او انتصاب می کند. رئیس صدا و سیما را. حلِ همه ی اختلافات در هرکجا و در هر زمینه....
در هر کجای قانون اساسی که دست بگذارید بر موازین اسلام است. هرآزادی که داده شده، همراه با آن موازین اسلامی ای قرار دارد که سد محکمی است و هرگونه فردیت و آزادگی و مشارکت را دفع می کند. حتی به صراحت در قانونِ اساس می خواهد که مردم نهی از منکر نمایند. یعنی که برای یکدیگر جاسوس باشند. به عبارتی نه فقط مردم هیچ مشارکتی و سهمی در اداره ی کشور ندارند، بلکه جهت کنترل مردم از عدول قوانین اجباریِ اسلامی مردم را به جان هم می اندازند و بین آن ها تفرقه ایجاد می کنند.



آقای کروبی مردم به خیابان نیامده اند که بین شما و دوستانتان و خامنه ای و هزارفامیل یکی را برگزینند. تمام شد انتخابِ مصلحت جویانه ی بین بد و بدتر تا به شکلی کلِ رژیم را نفی کنند بلکه فرجی باشد و شما اندکی سر عقل بیایید. اما فهمیدند که زهی باطل. آنها دیگر هیچ کدام از شما را نمی خواهند زیرا هرکس برسرقدرت بنشیند باید این قوانین را اجرا کند. رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و دیگر قوا می بایست سوگند به قرآن ادا کنند و سوگند تعهد به اجرای قانون اساسی قبل از شروع به انجام وظیفه. این قانونی است که برای یک اقتدارگرِ مطلق نوشته شده است و اختیاراتِ تامِ "الهی" برای او قائل شده است و نه برای مردم.

آقای کروبی شما اگر می خواهید عملن از جمهوریت دفاع کنید می بایست بخواهید که قانونِ اساسی به طور کلی به دور ریخته شود. و یک قانون اساسی سکولار که همه ی مردم ایران را بدون استثنا و بدون هیچ تمایزی در برگیرد از طریق نمایندگانِ متکثر و واقعیِ مردم و با آزادیِ کاملِ بیان، مطبوعات و احزاب وضع شود. که در صورتِ تحققِ این امر دیگر نه جایی برای ولی فقیه باقی می ماند، نه موازینِ اسلامی، و نه اگر و مگر برای آزادی های مردم. و در عین حال موازینی وضع خواهد کرد که مردم دائم نسبت به اداره کنندگان کشور کنترل داشته باشند. و بحث و جدل با ولی فقیه و نوچه ها و عوامل و بدنه ی نظامیِ گاردِ رهبری و همه ی کسانی که این نظام و این سیستم را قبول دارند مطرح نخواهد بود. آیا شهامتِ چنین اقدامِ متهورانه ای را دارید که مردم ایران را هرچه سریع تر از دست یک حکومتِ استبدادی نجات دهد؟ یا مردمِ قهرمان ما را نظاره خواهید کرد با تهور حماسه برانگیزشان که در رخداد دیماه ۹۶ نشان داد و با اوج گیری عقب گرد ناپذیرش "فاتحه ی همه ی شما خوانده خواهد شد"، همانگونه که آن امامِ عزیزِ شما از همان آغاز زمانی که فقط به دنبالِ "میزانِ رأی مردم" فله ای بود، اینجایش را هم خوانده بود زیرا او از ته دوزخِ حکومتِ اسلامی اش می دانست که مردم را دارد به چه جهنمی می اندازد.

(*) نامه کروبی به خامنه ای: مسئولیت وضعیت نابسامان کشور به عهده ی شماست
www.iran-chabar.de


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست