یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سال گذشته سال جنبش کارگری بود - رحمان حسین زاده


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۱ ارديبهشت ۱٣۹٨ -  ۱۱ می ۲۰۱۹


* فشرده سخنرانی در سمینار ۲۷ آوریل به مناسبت اول مه در لندن

دوستان!رفقا!
با تبریک روز جهانی کارگر به شما حضار، به کارگران جهان و ایران و هر کس که روز اول مه را به خود مربوط میداند. در ابتدای سخن میخواهم یادی بکنم ازمراسمها و متینگهای با شکوه و بزرگ روز جهانی کارگر در چهل سال قبل. در یازدهم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ و در فضای آزاد بعد از سرنگونی رژیم سلطنتی، بزرگترین و پرجمعیت ترین مراسمها و متینگهای کارگری اول مه در تهران و اکثر شهرهای بزرگ و کوچک ایران برگزارشد. در تهران حداقل سیصد هزار نفر و طبق بعضی گزارشات نیم میلیون نفر در میدان آزادی تجمع کردند، سرود انترناسیونال و دیگر سرودهای کارگری خوانده شد. سخنرانیها و خواسته های کارگری ارائه شد. در تجربه شخصی ام در شهر ما بوکان، که آنوقت شهر بزرگی نبود، در راهپیمایی و اجتماع شش تا هفت هزار نفره، اول مه را گرامی داشتیم. از آنوقت پایه های مهم جنبش اول مه محکمترو علیرغم سرکوبگریهای خشن و تحمیل محدودیتها، جمهوری اسلامی نتوانست اول مه را از کارگران بگیرد و کارگران نبردکنان در اکثر سالها برای گرامیداشت شایسته آن کوشیده اند.
عنوان مبحث این سمینار "موانع جنبش کارگری و راهکارها" اعلام شده است. من لازم میدانم در وهله اول از دستاوردها و پیشرویهای یکسال اخیر و به این معنا از پشت سرگذاشتن برخی موانع شروع کنم. بخش آخر سخنم را به موانع اساسی فی الحال موجود اختصاص میدهم.

سال جنبش کارگری!
سالی که گذشت، سال جنبش کارگری بود، به اعتبار این مولفه ها: هر روزه و هر هفته شاهد اعتصابات و اعتراضات کارگری و رادیکالتر شدن مبارزات کارگری بودیم. شاهد تحرک فراکارخانه ای و رشته ای کارگری و برداشتن گامهای مهم به طرف همبستگی گسترده تر و سراسری تر مبارزات کارگری بودیم. شاهد تحرک بالای تعداد قابل توجهی از رهبران و فعالین کارگری رادیکال و سوسیالیست و چهره های جدید و پرشور در میان آنها بودیم. شاهد نقطه عطف مهم اعتصاب و اعتراضات کارگری نیشکر هفت په و فولاد اهواز بودیم، که مورد حمایت مردم شهرهای شوش و اهواز قرارگرفتند. در این دو تحرک مهم کارگری، بی کفایتی و ناتوانی دولت حاکم در اداره اموراعلام شد. اراده کارگران برای به دست گرفتن امورمربوط به کار و سرنوشت خود اعلام شد. اداره شورایی کارخانه و جامعه و ایجاد شوراها را به میدان کشیدند و به گفتمان زنده روز تبدیل کردند. به این اعتبار آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی را در قبال مبارزات جاری کارگری و امروز و آینده تحولات سیاسی جامعه طرح کردند. در کنار این پیشرویهای مهم، شاهد شکست پروژه سندیکاسازی دولتی در سندیکای واحد بودیم، شاهد مجیزگویی بخشهای مختلف اپوزیسیون بورژوایی ارتجاعی در بارگاه طبقه کارگر و رهبران آن بودیم. به علاوه سال هراس و کابوس سران جمهوری اسلامی در مقابل جنبش کارگری و حضور کمونیسم کارگری در این جنبش بود. در نتیجه فکر میکنم سال پیشرویهای جدی و پشت سرگذاستن موانع جدی و سال جنبش کارگری بود.
در کنار این تصویر که سال گذشته، سال جنبش کارگری بود، به موقعیت دشمنان طبقه کارگردر سال گذشته و قبل از همه جمهوری اسلامی و بن بست ها و تنگناهای لاینحل آن نگاه کنید. به بیگانگی وبیربطی اهداف و سیاستها و حاشیه ای شدن بیشتر شعارها و کارکردهای اپوزیسیون بورژوایی ضد کارگری و ضد مردمی ایران در بطن تحولات جامعه و بر بستر مبارزات کارگری و توده ای نگاه کنید. به سرسپردن بی سرانجام آنها به وعده های دولت دست راستی ترامپ و متحدانش در منطقه نگاه کنید. به اعتقاد من در سال گذشته جبهه بورژوازی در پوزیسیون و اپوزیسیون اصلا وضع خوبی نداشتند. در این چهارچوب میتوان سطح معینی از تغییر مثبت تناسب قوا به نفع مبارزه کارگر و کمونیسم و مردم و به ضرر کل اردوی بورژوازی را دید. این سطح از تغییر تناسب قوا مستقیما حاصل به میدان آمدن جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال ایران است. گسترش این روند و برداشتن گامهای بعدی سازمانیافته و هدفمند طبقه کارگر و اردوی کار ایران به تعیین تکیف اساسی با جمهوری اسلامی و بورژوازی در اپوزیسیون منجر میشود.
اگر سال گذشته، سال جنبش کارگری بود، به درست این سئوالات مطرح است، چرا هنوز بخش عمده مطالبات اقتصادی و معیشتی طبقه کارگر متحقق نشد؟ چرادستمزد چندبار زیر خط فقر تحمیل میشود؟چرا هنوز دستمزدهای معوقه همچون زخمی عمیق و گسترده بر پیکر طبقه کارگر عمل میکند؟و.... در فشرده ترین پاسخ میتوانم بگویم، به این دلیل که سیستم حاکم نمیتواند و نمیخواهد پاسخگوی این خواسته های طبقه کارگر ایران باشد. این را در تجربه مبارزاتی تاکنونی و همین یکسال اخیر جنبش کارگری، رهبران هوشیارش بخوبی تجربه کردند، به همین دلیل به نتیجه منطقی اعلام بی کفایتی و ناتوانی حاکمیت جمهوری اسلامی رسیدند و در مقابلش "اداره شورایی" و ایجاد شوراهای کارگری و در واقع آلترناتیو کارگری را قرار دادند. این درس مهمی است که امروز نه فقط پیشروان کمونیست طبقه کارگر، بلکه توده کارگر معترض میرود آن را به قطب نمای ادامه مبارزه خود و پاگذاستن به عرصه جدال برای جابجایی قدرت سیاسی تبدیل کند.
پیشرویهای امسال جنبش کارگری بدون پیشینه نبود. جنبش کارگری در چهل ساله اخیر عمر خود با موانع بزرگی دست و پنجه نرم کرد و بخشا آنها را پشت سرگذاشت و میرود بقیه موانع را پشت سربگذارد. به عنوان اولین مانع طبقه کارگردر فردای انقلاب ۵۷ با هیولای ضد انقلاب اسلامی به قدرت رسیده روبرو شد و به شدت به عقب رانده شد، اما هیچگاه تمکین نکرد و حاصل آن امروز میرود، این مانع بزرگ چهل ساله راجارو کند. طبقه کارگر بر سر حفظ موجودیت طبقاتی و اجتماعی اش به ویژه در یک دهه اول عمر جمهوری اسلامی جنگید. در اولین به اصطلاح "لایحه قانونکار" قرون وسطایی نوشته شده در باب اجاره، میخواستند هویت طبقاتی و اجتماعی این طبقه را زیر سئوال ببرند، و آن را همچون برده های "صدراسلامشان" و با عنوان اسلامی "مستضعف" به جامعه قالب کنند. بر سر این مساله طبقه کارگر در دورانی سخت مقاومت کرد و چهار بار تعویض این لوایح را برآنها تحمیل کرد و از موجودیت اجتماعی و هویت طبقاتی خود برای خیز برداشتن بعدی دفاع کرد. در نتیجه ی خودآگاهی موجود، طبقه کارگر در بازیهای جناحی جمهوری اسلامی استقلال طبقاتی خود را حفظ کرد و به نیروی ذخیره دوم خرداد و جنبشهای ارتجاعی سبز و سیاه و اعتدال تبدیل نشد. مهمتر جنبش کارگری ایران با چشمان باز تمایز سیاسی و طبقاتی خود را در مقابل دیگر جنبشهای بورژوایی به نام اپوزیسیون و اساسا به دلیل وجود آگاهی سوسیالیستی و نقش و حضور کمونیستها حفظ کرده است. این دستاورد مهمی برای امروز و آینده تحولات بعد از جمهوری اسلامی است. وبالاخره بر سر اول مه روزجهانی کارگر، جنبش کارگری ایران سخت جنگید. یادمان هست، خمینی جنایتکار و نظامش در همان اوایل میخواستند روز تولد علی را به نام "روزمستضعفان" به جای روز کارگر قالب کنند و مقاومت کارگران این ترفند را به شکست کشاند. به این ترتیب جنبش کارگری این دستاورد بزرگ طبقاتی جهانی خود را حفظ کرد. اگر بحث بر سر شناخت از موانع پیش پای جنبش کارگری است، در وهله اول لازمست تجارب و درسهای به دست آمده از درافتادن با موانع مهم تاکنونی را تاکید کنیم و با اتکا به آنها برای از پیش پا برداشتن موانع کنونی گام برداریم.

جنبش کارگری در حال حاضر کجا ایستاده است؟ موانع کدامند؟
بعد از پیشرویهای یکساله اخیر، این واقعه که جنبش کارگری اولین جنبش حاضر در صحنه سیاسی و قد علم کرده در مقابل نظم موجود است، به فرض عمومی تبدیل شده است. در نتیجه از منظر جنبش کارگری مدعی رهبری تحولات و انقلاب آتی در جامعه ایران لازمست به موانع ماکروی پیش پای جنبش کارگری نگاه کرد. از این زایه به باورمن: بر سه مانع و یا خلاء باید فایق آمد، اولا تناسب قوای نامساعد و و تغییر اساسی ترآن، ثانیا، خلاء سازمان توده ای و سراسری کارگری، ثالثا، خلاء رهبری سراسری و کمونیستی در جنبش کارگری. در مورد هر کدام توضیح کوتاهی میدهم. علیرغم درجه قابل لمسی از عقب نشینی جمهوری اسلامی،اما هنوز تناسب قوای موجود میان جمهوری اسلامی و جنبش طبقه کارگر و مردم آزادیخواه مانع بزرگ به میدان آمدن پتانسیل موثر و بالای جنبش طبقه ما و مردم آزادیخواه برای ایجاد تغییر اساسی است. تغییر این تناسب قوا به عوامل متعدد گره خورده است، اما اساسا به میدان آمدن جنبش وسیع کارگری و در ابعاد سراسری و جنبش توده ای قدرتمند علیه جمهور اسلامی فاکتورهای اصلی این تغییر تناسب قوا هستند. رهبران و پیشروان کارگری و رهبران وفعالین جنبش اعتراض توده ای و نیروهای چپ و کمونیست باید بر تامین ساز و کار   به میدان کشیدن هدفمند و سازمانیافته جنبش کارگری و در عین حال به میدان کشیدن جنبش توده ای برای به عقب راندن جمهوری اسلامی و سرنگونی انقلابی آن فوکوس کنیم. در همین راستا بر فایق آمدن بر مانع دوم یعنی خلاء سازمان توده ای کارگری و سراسری و مهیا کردن ابزارهای آن میرسیم. در نتیجه ایجاد شوراهای کارگری از سطح پایه تا سطح سراسری جزو دستور کارفوری همین امروز باید باشد. فایق آمدن بر دو مانع و خلاء اشاره شده، بسیار مهم و اما کافی نیست. در تحولات پیچیده پیش رو ودر جدال بر سر قدرت سیاسی، طبقه کارگر، به رهبری سراسری خود و نه هر نوع رهبری، بلکه رهبری کمونیستی خود نیازمند است. ابزار تامین چنین رهبری چیزی نیست، جز حزب کمونیستی عجین شده با مبارزات امروز و فردای طبقه کارگر. این صورت مساله کارگر و کمونیسم ایران از فردای بعد از انقلاب ۵۷ بوده است. در این راستا تلاشهای فراوان صورت گرفته، مسیر همواری را طی نکردیم. گرایش سوسیالیستی طبقه کارگر موانع زیادی را پشت سرگذاشته است. اکنون دوره به دست گرفتن و متحد شدن در حزب کمونیستی طبقه کارگر برای ایفای نقش در تحولات سرنوشت ساز پیش رویمان است.
***
این سمینار و سخنرانی ارائه شده در آن چهار روز قبل از روز اول مه امسال برگزار شد. به این دلیل به پیشروی مهم اول مه امسال در متن بالا اشاره نشده است.
***


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست