یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

روزنامه های ایران چه می نویسند؟



اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه  ۲۲ مرداد ۱٣٨۶ -  ۱٣ اوت ۲۰۰۷


سروصدا بر سر ائتلاف انتخاباتی، وحدت نمایی بود!
هر میزان تنش درنهادها و فضای سیاسی کنترل شدنی است
سفر مالکی به تهران، بهانه تهدید طرفین
دیکتاتوری تنها راه پیش رو برای پیشگیری حاکمیت اسلام گرایان در عراق

روزنامه همشهری با عنوان: خبرگان و گزینشی به دور از جنجال نوشته است:
پیرامون اهمیت مجلس خبرگان و نقش ویژه آن در سازمان مدیریتی نظام جمهوری اسلامی تردیدی وجود ندارد؛چنانچه نگاهی کوتاه بر وظایف این نهاد، حاکی از آنست که مجلس خبرگان، نهادی است که به موجب قانون اساسی، سه مسئولیت مهم درباره رهبری نظام دارد: انتخاب ، برکناری و نظارت ومهمترین وظیفه آن که گزینش رهبری نظام است به تنهایی در تعیین سرنوشت کشورنقشی حیاتی بازی می کند.
اخیراً پس از درگذشت مرحوم آیت الله مشکینی که ریاست مجلس خبرگان را بر عهده داشت؛ پاره ای از گروه ها و چهره های سیاسی به دلایل گوناگون به گمانه زنی در مورد رئیس آینده مجلس خبرگان دست زده اند.
به گمان نگارنده به دلایل زیر، ورود به این حیطه منفعتی برای کشور و نظام مدیریت آن ندارد و باید اجازه داد روند انتخاب ریاست جدید خبرگان در مسیری عادی و طبیعی و به دور از جنجال های مرسوم سیاسی صورت پذیرد.اما دلایل لزوم سیاسی نکردن حوزه انتخاب رئیس مجلس خبرگان عبارتند از:
۱. انتخاب رئیس مجلس خبرگان رهبری، با رأی اکثریْت مطلق حاضران و انتخاب نوْاب رئیس و منشیان و کارپردازان، هر کدام جداگانه و با اکثریْت نسبی و به صورت مخفی خواهد بود. در صورتی که در انتخاب رئیس، در مرحله اوْل، اکثریْت مطلق حاصل نشود، از بین دو نفری که بیشترین رأی را کسب کرده اند، با رأی گیری مجدْد و اکثریْت نسبی، رئیس، انتخاب می شود.
ریاست مجلس خبرگان، علاوه بر اداره جلسات مجلس خبرگان، بر کلْیه امور اداری، مالی، استخدامی وسازمانی مجلس خبرگان، نظارت دارد و باید با ارتباط منظم با رهبری، شرایط را برای انجام دادن وظایف مجلس خبرگان آسان کند.وی، مصوبات قانونی مجلس خبرگان را امضا و به مراجع ذی ربط ابلاغ می کند. رئیس مجلس خبرگان، موظف است گزارشی سالانه از عملکرد و اقدامات هیأت رئیسه را به مجلس خبرگان ارائه کند.لذا انتخاب رئیس مجلس به دلیل اهمیت موقعیت وی باید تا حد امکان با اکثریت مطلق آرای حاضران صورت پذیرد؛ زیرا لازمه آن که رئیس بتواند شرایط را برای انجام دادن وظایف مجلس خبرگان آسان کند آنست که اتوریته و مقبولیت لازم را در جمع خبرگان داشته و رابطه منظم و مستمری را با رهبری نظام برای انجام بهینه امور برقرار کند.
تبدیل کردن ریاست خبرگان به موضوع چالش های سیاسی عملاً باعث می شود با تقویت گرایش های جناحی و نه ملی از اتوریته و نفوذ کلام رئیس خبرگان (هرکس که باشد) تا حد زیادی کاسته شود و نتیجتاً از کارآمدی وی نیز کاسته می گردد.
۲ .ماهیت عملکرد خبرگان به رهبری مربوط شده و اساساً فراجناحی است. تفاوتی جدی میان رویکرد این نهاد و رویکرد سایر نهادهای سیاسی در کشور وجود دارد؛ زیرا عمر چهارساله مجلس و ریاست جمهوری یا سایر نهادها میزان اثر گذاری حرکت ها را محدود می گرداند ولی در حوزه رهبری درجه حساسیت به وضوح، بسیار بالاتر و شدیدتر است و پیدایش اختلال در فرآیند عملکرد خبرگان می تواند تبعات جبران ناپذیری برای کشور داشته باشد، بویژه آن که شرایط حساس کشور بر لزوم دقت و آرامش تصمیم گیران خبرگان می افزاید؛ از اینرو ایجاد تنش در محیط تصمیم گیری خبرگان مسلماً نتایج مفیدی به همراه نخواهد داشت.
٣ .نظام اسلامی از لحاظ ساختار به گونه ای طراحی شده است که هر میزان تنش در نهادهاو فضای سیاسی نهایتاً با اتکاء به وزنه تعادل رهبری کنترل شدنی است.تاریخ انقلاب اسلامی نشان می دهد بحران های سخت در تاریخ انقلاب که هرکدام به تنهایی می توانست نظامی سیاسی را با سقوط مواجه کند؛ با اتکاء به همین گرانیگاه مهار شده است، به همین دلیل هر حرکتی برای کشاندن تنش و حتی چالش های محدود و بی فایده به حوزه تصمیم گیری های خبرگان حرکتی خلاف امنیت و منفعت ملی خواهد بود.
از این رو علاقه مندان به چهره های مطرح، شایسته است بجای ابراز احساسات له یا علیه افراد اجازه دهند؛ بجای تصمیم گیری در فضای پرتنش، خبرگان بر پایه درایت و درک خویش از شرایط تصمیم گیرند.

سروصدا بر سر ائتلاف و یکپارچگی
روزنامه رسالت با عنوان: جبهه دوم خرداد و وحدت! نوشته است:
جبهه دوم خرداد از ماهها پیش به دنبال ائتلاف و وحدت، فعالیت نفسگیر خود را شروع نموده است و اخبار آن را در قالب مصاحبه ها و میزگردها ارائه داده اند تا اینکه چند روز پیش خبر ائتلاف ۱۰۰ درصدی خود را اعلام نمودند. هنوز این خبر به طور کامل پخش نشده بود که نزاع بر سر سرلیست بودن لیست دوم خردادی ها آقای روحانی شروع شد.یکی از سران گروه ها از استقلال لیست حزبی خود سخن گفت و آن دیگری از تفاوت لیست حزبش و بعضی مشترکات با لیست ائتلاف داد سخن به میان آورد و معلوم شد که آن همه سرو صدا بر سر ائتلاف و یکپارچگی فقط یک وحدت نمایی بوده است.
البته این نتیجه از قبل هم برای خیلی از افراد باتجربه و اهل حساب و کتاب معلوم بود ولی نه برای همه. نگارنده هرگز از تشتت واختلاف در جناح دوم خرداد استقبال نمی کند و از این شکاف های عمیق و پرناشدنی بین گروه های دوم خردادی واصلاح طلبان ناخرسند است و به همین دلیل بر آن است تا علت اختلاف تقریبا دائمی بین اصلاحاتیان را شناسایی و بیان نماید.
در اوج حاکمیت ٨ ساله گروه های اصلاح طلب یکی از آن عزیزانی که جزء شاخصینی آنها هم بود می گفت جنبش اصلاحات بی سر است. خوب این بی سر بودن قابل علاج است، بالاخره یکی را که با معیارهای خودشان از دیگران به جهات مختلف برتری دارد، انتخاب و در راس جنبش اصلاحات قرار دهند اما در این فکرم که چرا تاکنون این اتفاق نیفتاده است که روز گذشته یکی از همین دوم خردادی ها که سخنگوی یکی از احزاب آنهاست جمله راهگشایی را بیان کرده است و آن این بود که: (در جبهه اصلاحات همه مارادونا هستند!)
این جمله صرف نظر از جهات مختلفی که می تواند قابل بحث باشد یک حقیقت را به صورت شفاف بیان می کند و آن این است که در جبهه اصلاحات همه با هم مساوی هستند و هیچ کس دیگری را از خودش برتر و یا خودش را از دیگری کمتر نمی داند.لذا معلوم شد که:
۱ـ دلیل بی سر بودن جبهه اصلاحات چیست؟
۲ـ در مساوی بودن حد واندازه همه وحدت دارند و هیچ کدام بر دیگری ترجیهی ندارند.
این اعتراضی بسیار خوب بود و مردم نیز تکلیف خود را دانستند که چون همه اصلاحاتیان یک قد و اندازه دارند پس:
اولاـ نمی توانند برای جبهه اصلاحات سر انتخاب کنند.
ثانیاـ به علت مساوی بودن همه افراد در این جبهه لیست آنها نمی تواند سر و ته داشته باشد. باید لیست به گونه ای طراحی شود که متحرک و چرخشی باشد تا حق کسی در این جبهه ضایع نگردد باید عدالت آنها هم در یک جایی ظهور و بروز داشته باشد.
ثالثاـ اگر فقط یک نماینده از این جبهه در مجلس هشتم باشد مثل این است که همه افراد آنها حضور دارند و نظرات کل آنها منعکس خواهد شد.
جبهه اصولگرایان هم که در سلایق و تخصص متفاوت هستند و فقط در اهداف وحدت نظر دارند باید به این مهم اعتراف نمایند تا مردم بدانند و در موقع انتخابات برای یک مجلس هدفمند با تخصص و سلایق گوناگون تصمیم خود را بگیرند، اگرچه مردم مدتهاست که می دانند و تجربه خوبی دارند.

آمریکا و سفر مالکی به تهران
روزنامه اعتمادملی با عنوان: جنون دلارهای سیاه نفتی نوشته است: دیدارنوری مالکی و سیاستمداران ایرانی بسیار زودتر از آنچه که گمان می رفت، حتی پیش از آنکه آثار توافقات، مباحثات و مذاکرات میان طرفین نمایان شود، آتش خشم کاخ سفید را شعله ور کرده و جورج بوش را به واکنش تند در قبال این دیدارها وادار کرد. نگرانی بوش از دیدار سران دو همسایه درحالی غیرقابل درک می نماید که نوری مالکی به عنوان نخست وزیر منتخب ملت عراق، وظیفه نخست خود را تأمین امنیت و بازگرداندن آرامش به سرزمین بحران زده عراق می داند، وظیفه ای که آمریکایی ها آن را عین راه نجات خود دانسته و برای تحقق آن حاضر شده اند تمامی اتهامات و لفاظی های سابق خود علیه تهران را، حداقل به صورت مقطعی، معطل کرده و در پای میز گفتگو بنشینند تا شاید بتوانند از میان نفوذ ایران، راهی برای نجات خود از این گرداب بیابند. نارضایتی و نگرانی بوش و لحن غیرمعمول او در این میان که نمایندگان سه طرف دورجدید مذاکرات را به تازگی به پایان رسانده اند، منطقی نیست، مگر آنکه آن را مطابق معمول ناشی از چربش منافع جناحی و شخصی بر منافع ملی آمریکایی ها بدانیم. تجربه رابطه شخصی بوش و اعراب (به ویژه سعودی ها) نشان می دهد که چگونه دلارهای نفتی آنان، حمایت کاخ سفید را برایشان به ارمغان آورده است. در چنین شرایطی طبیعی است هنگامی که نوری مالکی شیعه ابتدا به ترکیه رفته و با میانه روهای عدالت و توسعه به گفتگو نشسته و سپس به ایران سفر می کند تا با همکاری دو همسایه خود امنیت کشورش را تضمین کند، خشم سعودی هایی که خواهان تداوم روند تضعیف دولت مرکزی بوده و بارها به نمایندگی دیگران و یا ازبان آنان نسبت به تبعات قدرت گیری شیعیان در منطقه هشدار داده اند، برانگیخته شود.
اگر ملک عبدالله در اردن با لفاظی، از هلال شیعی ابراز نگرانی می کند و ملک عبدالله دیگر در عربستان سعودی در هراس از تشکیل آن از هیچ اقدامی فروگذار نیست. بدین ترتیب طبیعی است که همراهان آمریکایی اش هم در طمع دلارهای سیاه نفتی، در همان حال که برای تامین امنیت عراق فرار از این گرداب در پی جلب حمایت ایرانیان برآمده اند، برای راضی کردن سعودی ها سفر مالکی به تهران را بهانه تهدید طرفین قراردهند. بوش بارها نشان داده که بوی خوش نفت و دلارهای نفتی را بر منافع شهروندان کشورخود ترجیح می دهد. این بار همان داستان کهنه تکرار شده است، تعجب نکنید!

تنها راه پیشگیری حاکمیت اسلام گرایان
روزنامه کیهان با عنوان: نوبت دیکتاتوری نوشته است:
۱ـ این روزها برخی از محافل نزدیک به کاخ سفید از ضرورت بازگشت دیکتاتوری به عراق سخن می گویند و این گزینه را تنها راه برای پیشگیری از حاکمیت اسلامگرایان در عراق می دانند!… این زمزمه که از چند روز پیش آغاز شده و مرکز امور بین المللی دانشگاه نیویورک آن را کلید زده است، اگر چه عجیب است ولی تعجب آور نیست، چرا که به قول رهبر معظم انقلاب در دیدار دیروز کارگزاران نظام با ایشان؛ امروز فاسدترین انسان ها پرچم اصلاح جهان را در دست گرفته اند .
مرکز امور بین الملل دانشگاه نیویورک پنهان نمی کند که گزینه بازگشت دیکتاتوری به عراق هر چند با اهداف اعلام شده بوش قبل از حمله نظامی به این کشور یعنی گسترش دموکراسی منافات دارد ولی اگر یک حکومت دیکتاتور زمام امور عراق را در دست نگیرد، غرب باید تشکیل نظام اسلامگرای دیگری در خاورمیانه را شاهد باشد که به قول پروفسور مایکل برایمر ـ رئیس مرکز امور بین الملل دانشگاه نیویورک ـ غیر قابل تحمل خواهد بود!
۲ـ روز ۱۵ مارس ۲۰۰٣ ـ ۵ روز قبل از حمله نظامی آمریکا به عراق، روزنامه انگلیسی گاردین به نقل از چند کارشناس امور خاورمیانه در وزارت خارجه آمریکا که نخواسته بودند نامشان فاش شود به جرج بوش هشدار داده بود پی آمد قطعی حمله به عراق روی کار آمدن یک دولت اسلامگرا و نزدیک به ایران خواهد بود . گاردین در توضیح این نظریه نوشته بود، خاورمیانه تحت تأثیر انقلاب اسلامی در ایران و تأکید جمهوری اسلامی بر آرزوهای مردم مسلمان منطقه نظیر حاکمیت قوانین اسلامی، براندازی رژیم اسرائیل، ایستادگی در مقابل آمریکا، مخالفت با حکومت های غیر دموکراتیک در کشورهای عربی و…حالتی برانگیخته دارد و از این روی اگر در این کشورها به آراء مردم مراجعه شود، آنها به خمینی های دیگری رأی خواهند داد.
بعد از سقوط حکومت دیکتاتوری صدام که پیش از آن و در جریان جنگ تحمیلی، مورد حمایت همه جانبه آمریکا و متحدانش بود، قدرت های اشغالگر تلاش گسترده ای را برای روی کارآوردن یک دولت دست نشانده در عراق آغاز کردند و نسبت به موفقیت خود چنان امیدوار بودند که از یکسو شرکت های بزرگ آمریکایی و صهیونیستی برای سرمایه گذاری در عراق نوین! ـ واژه ای که دیک چنی برای اولین بار درباره آینده عراق به کار گرفت ـ به این کشور اشغال شده سرازیر شدند و از سوی دیگر، جرج بوش از ایران اسلامی به عنوان کشوری که باید تغییر ماهیت دهد و یا آماده برخورد نظامی آمریکا باشد سخن می گفت! اما، به رغم همه تلاش ها، مردم مسلمان عراق در انتخابات مجلس این کشور به لیست پیشنهادی اسلامگرایان که مورد تأیید آیت الله سیستانی بود رأی دادند و نهایتاً برخلاف میل و خواست آمریکا، اسرائیل و انگلیس، دولتی مردمی و اسلامگرا زمام امور عراق را در دست گرفت. دولتی که از آغاز شکل گیری تاکنون با خشم پنهان و نیمه آشکار آمریکایی ها روبرو بوده است.
٣ـ بعد از پیروزی لیست اسلامگرایان در انتخابات مجلس عراق که مقدمه غیرقابل تردیدی از تشکیل یک دولت اسلامی در این کشور بود، دیک چنی معاون بوش به طور غیرمنتظره و با عجله وارد بغداد شد و به عنوان اولین گام برای نشان دادن خشم آمریکا از نتیجه انتخابات، ۲۵ تن از سران حزب بعث را که به جرم جنایت جنگی و کشتار مردم بی دفاع عراق بازداشت شده بودند، از زندان آزاد کرد و سه روز بعد، سناتور براون بک که به کینه توزی علیه ایران اسلامی شهرت دارد، طی مصاحبه ای به کنایه گفت؛ این احتمال وجود دارد که آقای بوش در حمله به عراق فریب ایران را خورده باشد، چرا که تحولات عراق به نفع ایران پیش می رود. البته، براون بک چند ساعت بعد در تماس با یو.اس.ای.تودی ، این بخش از اظهارات خود را یک شوخی نه چندان دلچسب توصیف کرد، ولی آنچه اتفاق افتاده بود حکایت از آن داشت که شوخی سناتور آمریکایی، جدی بوده است!
۴ـ دیدار روز پنج شنبه ـ ٨۶,۵/۱٨ ـ نوری مالکی نخست وزیر عراق با رهبر معظم انقلاب که آقای مالکی از آن با عنوان دیدار تاریخی یاد کرد، بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی غرب داشت و مخصوصاً خشم جرج بوش و برخی دیگر از مقامات آمریکایی را برانگیخت. نوری مالکی در این دیدار از مواضع و حمایت های دولت و ملت ایران قدردانی کرد و رهبر معظم انقلاب بر شکست قطعی آمریکا درعراق تأکید ورزیده و حمایت از دولت مردمی عراق را وظیفه همه گروهها و جریانات سیاسی فعال در این کشور دانسته بودند.
چند ساعت بعد از این دیدار، جرج بوش طی مصاحبه ای به طور تلویحی نخست وزیر عراق را ملامت کرده و گفت: فکر می کنم آقای نوری مالکی می داند که ایران در منطقه یک عامل بی ثباتی است ! و شون مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بدون اشاره به این دیدار، اظهارات نوری مالکی درباره تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تأمین امنیت عراق را زیر سوٌال برده و گفت دو دور گفتگو میان رایان کروکر سفیر آمریکا در عراق و همتای ایرانی او آقای کاظمی قمی در بغداد و نیز، گفت وگوهای امنیتی سطح پایین تر نتیجه مثبت نداشته است و ایران کماکان به ناامنی در عراق دامن می زند !
مک کورمک برای اثبات ادعای خود به اظهارات اخیر فرمانده آمریکایی درعراق استناد کرده! و گفت؛ حملات جاده ای علیه سربازان آمریکایی که در آن از بمب های ضد زرهی استفاده می شود افزایش یافته است و ریموند اودیرنو فرمانده دوم آمریکا در عراق اعلام کرده است که این تسلیحات ضدزرهی از سوی ایران در اختیار نیروی شورش قرار گرفته است !
این ادعای آمریکایی ها در حالی است که تمامی شواهد و قرائن و اسناد موجود از دخالت مستقیم و غیر مستقیم نظامیان اشغالگر در عملیات تروریستی عراق حکایت می کند، چرا که آمریکا و متحدانش، چند سال بعد از اشغال عراق و صرف هزینه های کلان و تحمل تلفات فراوان نه فقط در تشکیل یک دولت دست نشانده، که هدف اولیه آنان بود ناکام مانده اند، بلکه شاهد شکل گیری دولتی مردمی در این کشور اشغال شده نیز هستند. و این، به گفته خانم نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا ـ از حزب دموکرات ـ به یک کابوس شبیه است. کابوسی که جرج بوش و دارو دسته نئومحافظه کارش برای ملت آمریکا به ارمغان آورده اند و اکنون با ایجاد ناامنی در عراق می کوشند ادامه حضور نظامی خود در این کشور را توجیه کنند و به قول رهبر معظم انقلاب در دیدار روز پنج شنبه نوری مالکی با ایشان آمریکایی ها از طریق سفارت خود در بغداد و همچنین سرویس های جاسوسی خود و صهیونیست ها، در عراق دخالت نظامی، سیاسی و امنیتی می کنند… اشغالگران به گونه ای تبلیغ می کنند که اگر آنها از عراق خارج شوند، عراق نابود خواهد شد در حالی که خروج اشغالگران باعث خواهد شد، مسئولان عراقی با همه وجود وارد میدان شوند و در جهت حل مشکلات گام بردارند .
۵ـ امروز آمریکا در عراق با یک بحران مشروعیت دوسویه روبروست، اول مشروعیت دولت نوری مالکی که برخاسته از رأی مردم و غیر قابل انکار است، مشروعیت دولت نوری مالکی از آن روی برای آمریکا ناگوار است که با مشروعیت حضور نظامی آمریکا در عراق و ادامه اشغال این کشور در تناقض است و این دومین بحران مشروعیتی است که آمریکا در عراق با آن روبروست. افکار عمومی جهانیان و از جمله مردم آمریکا که هزینه کلان مالی و تلفات جانی اشغال عراق روی دوش آنان سنگینی می کند دولت جرج بوش را در مقابل این پرسش بی پاسخ قرار داده اند که اگر هدف از حمله نظامی به عراق، ایجاد یک دولت دموکراتیک بود، این مقصود حاصل شده است و ادامه اشغال، آنهم به بهای هزینه های سنگین مالی و تلفات کم نظیر جانی قابل توجیه نیست، مردم آمریکا براین باورند که دست یازیدن به عملیات تروریستی و ایجاد ناامنی در عراق پاسخی است که بوش برای سوٌال یاد شده ـ بخوانید برای فرار از پاسخ به این سوٌال ـ تدارک دیده است.
۶ـ دیروز منصور فرهنگ استاد علوم سیاسی و روابط بین المللی در آمریکا و ضد انقلاب فراری، طی مصاحبه ای با رادیو دویچه وله آلمان در پاسخ به این سوٌال که آمریکا برای خروج از بن بست عراق چه راه حلی پیش روی دارد، گفت آرا مردم عراق به نفع دولت مالکی و در جهت همراهی با ایران است و حاکمیت یک اقلیت که آمریکا خواهان آن است فقط در صورتی امکان پذیر است که یک ارتش قدرتمند و مجهز تحت فرماندهی شخصی مانند صدام و با برخورداری از یک دستگاه سرکوب قوی حاکمیت عراق را در دست بگیرد و کوچکترین اعتراض ها را به شدت قلع و قمع کند، یعنی همان که در دوره ٣۰ ـ ۲۵ ساله حاکمیت حزب بعث جریان داشت ولی این راه حل با شعار دموکراسی خواهی آمریکا در تناقض است و این همان بن بست و باتلاقی است که گریبان آمریکا را در عراق گرفته است .

منبع: روزنامه ی اطلاعات بین المللی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست