یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

گذشته، چراغ راه آینده
درباره ی کودتای ۲۸ مرداد


مرتضی صادقی


• دکتر مصدق لیبرالی دمکرات بود و نه دمکراتی لیبرال و از همین رو بود که پایان دادن به نظام سلطنتی را خواستی فراتر از اهداف خود می دانست. لذا این تفکر او را ملزم میکرد که از ظرفیتهای موجود در جامعه به میزان نیاز خود استفاده نمای ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۷ مرداد ۱٣٨۶ -  ۱٨ اوت ۲۰۰۷


پنجاه و چهار سال از کودتای بیست و هشتم مرداد می گذرد. کودتائی که با دخالت مستقیم و علنی دو حکومت آمریکا و انگلیس، دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون، وشاهی که قرار بود براساس قانون اساسی مشروطیت سلطنت کند را به حکومت رساند.
در رابطه با کودتای بیست و هشتم مرداد، دولتهای حامی آن، شاه و دربار، ارازل و اوباش، روحانیت و غیره، سخن ها بسیار گفته و مکتوبات فراوان است. از آنجا که بطور قطع این واقعه نه در مقیاس ملی بلکه در مقیاس منطقه ای اگر نگوئیم جهانی تاثیرات شگرفی در نیم قرن گذشته از خود بجای گذاشته، بدیهی است که همواره مورد توجه و ابعاد آن مورد کنکاش و بازبینی قرار گیرد.
بررسی و مدائقه در آنچه در کودتای بیست و هشت مرداد و پس از آن، در طول بیش از پنجاه سال گذشته بر سر جامعه و کشور ایران رفته است، از جمله می طلبد که از این اتفاق درسی گرفت، درسی که بتواند آموزه ای گردد برای استقرار جامعه ای مدرن و مردم سالار.
برای استقرار جامعه ای مدرن و دمکراتیک البته مهیا شدن شرایط متعدد و گوناگون الزامی است، که بطور قطع یکی آز آن شرایط نقد آنچه که بر ما رفته است، می باشد. امروزه آنانی که در پیگیری مسائل سیاسی و تاریخ معاصر ایران ولو دستی از دور بر آتش دارند بارها و بارها از نقش آمریکا و انگلیس، دربار و روحانیت و غیره در سرنگونی دولت ملی ایران شنیده اند. از اتهاماتی که همواره بطور یکسویه به حزب توده ایران زده شده، بدون اینکه شرایطی فراهم گردد که آن هم بتواند از زبان خود به آنها پاسخ گوید سخنها رفته و کتابها نوشته شده است.
مطالبی نیز قابل دستیابی هستند که به عوامل منتج به این کودتای ننگین را بر می شمارند. ولی ما کمتر موضوعاتی در اختیار داریم که به این نکته بپردازد که آیا کودتای بیست و هشتم مرداد قابل مهار بود. آیا نیروی مقابله با آن وجود داشت. بطور قطع هر پیروزی و شکستی دلایلی دارد و موثرترین عوامل در واقع بازیگران آن صحنه هستند. و از آنجا که دکتر محمد مصدق یکی از بازیگران اصلی این صحنه بود بطور قطع نقش وی نیز در این شکست نیاز به بازبینی دارد.
اما از آنجا که جامعه و تاریخ ما همواره بدنبال رهبرانی خالی از خطا و اشتباه می گردد، کمتر به نقش و بررسی نقاط قوت و ضعف او پرداخته است.
شاید در تاریخ ایران کمتر کسی یافت شود که به اندازه مصدق مورد ستایش قرار گرفته باشد و کتاب و مقاله در باره اش نوشته شده باشد. کتب و مقالاتی که همواره بر نقش تاریخی، ابعاد فکری او در مجلس، وزارت مالیه و کابینه ها تاکید داشته است. بطور قطع نام دکتر محمد مصدق در تاریخ ایران نامی سر افراز و مانده گار خواهد بود و تنگ نظری ها و تهمت ها حقیرتر از آنند که بتوانند چهره او را در پس ابرهای تیره و تار مانده گار سازند و نمونه بارز آن مخالفت های پنهان و آشکار آیت الله خمینی با نام و یاد او بود که فقط توانست کوتاه مدتی نام و یاد او را به حاشیه براند و امروز باز نام او از خوش نام ترین نامها در تاریخ معاصر ایران است. و این نیست مگر سزای زحماتی که او برای ایجاد یک جامعه رها از بند استعمار و رها از دست دیکتاتوری فردی کشیده است.
اما این نام نیک نباید باعث گردد که مصدق بزرگ را از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار نداد.همانگونه که انگلیسها چرچیل را مورد بررسی قرار داده اند و فرانسویها دوگل را.
همانگونه که گفته شد بررسی گذشته می تواند دلایل متعدد داشته باشد. اما بطور قطع یکی از دلایل آن می تواند چراغ راه آینده بودنش باشد. و من نیز بر آنم تا زاویه ای دیگر از شکست سنگین مردادماه سی و دو را مطرح کنم و آن در یک سئوال خلاصه می شود و آن سئوال این است که:
آیا زنده یاد دکتر محمد مصدق برای مقابله با کودتا از تمام ظرفیتهای قابل دسترس استفاده نمود؟
نویسنده بر سر آن نیست   پاسخی را که به این سئوال می دهد پاسخی نهائی و کامل بداند . اما سر آن دارد تا این سئوال و مختصر پاسخ خودرا دق البابی قرار دهد به امید باز شدن دری که بتواند با ورود به آن شاید نه تنها به تنویر افکار خود مدد رساند بلکه پاسخی یافت شود که از خطاهای مشابه در زمان حاضر جلو گیری گردد.
مصدق با سابقه ای که در سیاست ایران داشت، با احاطه اش به علوم جدید و قدیم، با اشرافش به حکام از بعد از انقلاب مشروطیت تا پایان دوران قاجار، سلطنت رضا شاه تا تبعیدش به موریس، ورود ارتش متفقین به ایران؛ به سلطنت رسیدن محمد رضا شاه و دوران طلائی آزادی مطبوعات و احزاب بعد از شهریور بیست؛ بخوبی جامعه ایران را می شناخت.
مصدق از فساد دربار و نزدیکان به دربار و انزجاری که جامعه روشنفکری و هدایت کنندگان سیاسی جامعه بویژه بعد از قیام خونین سی تیر از شاه و اطرافیانش داشتند خبر داشت. مصدق بخوبی به این نکته آگاهی و اشراف داشت که خواست جامعه و نیروهای حاضر در صحنه نهادینه کردن آزادی و عدالت در جامعه بود و برای دست یابی به آن بویژه پس از فرار شاه به بغداد و پس از آن به ایتالیا عبور از نظام سلطنتی را در دستور کار خود قرار داده بودند. و معتقد بودند با وجود شاه و دربار فاسد واربابان خارجی آنان دست یابی به این مهم امکان پذیر نیست.
مصدق سیاستمداری بود که رهائی از بند استعمار انگلیس و استقرار دمکراسی پارلمانی را هدف خود قرار داده بود وبه زعم خود دستیابی به این اهداف با وجود دربار و شاه هیچ تعارضی نداشت. و برای رسیدن به اهداف خود که باید گفت اهداف بسیار نیکوئی بودند همواره از مردم و نیروهای اجتماعی یاری می جست.و معتقد بود با نشان دادن این رغبت به حاکمان می تواند آنان را متقاعد کند که تن دادن به این خواست اجتماعی ملی بسود خود آنان، جامعه و منافع ملی است.
شاید بتوان گفت که دکتر مصدق به این نکته کمتر دقت می کرد که سنجش منافع ملی از دیدگاه خودکامگان بر اساس منافع و خواست شخصی خودشان اندازه گیری می شود. شاید بتوان گفت حد اقل مصدق جزء اولین مبتکرین فشار از پائین و چانه زنی در با لا بود.
دکتر مصدق لیبرالی دمکرات بود و نه دمکراتی لیبرال و از همین رو بود که پایان دادن به نظام سلطنتی را خواستی فراتر از اهداف خود می دانست. لذا این تفکر او را ملزم میکرد که از ظرفیتهای موجود در جامعه به میزان نیاز خود استفاده نماید. پس از افشا شدن کودتای بیت و پنج مرداد و دستگیری سرهنگ نصیری از یکسو برای مصدق مشخص شده بود که شاه و در بار قصد تمکین ندارند و از سوی دیگر نیز مشخص بود که بکار گیری کلیه توان اجتماعی می تواند شرایط دیگری را برجامعه رقم زند.در این شرایط بود که تفوق لیبرالیسم حاکم بر تفکر مصدق هنوز بر خصلت دمکرات بودن آن احاطه کامل داشت .او باز هم امید وار به متقاعد کردن دربار و مرتبطین با شاه بود. بر اساس مدارک متشره شده در ظهر روز بیست و هشت مرداد و همزمان با حمله ارازل و اوباش به خانه او بود که کوشش کرد کلیه ظرفیتهای اجتماعی را بکار گیرد، که متاسفانه خیلی دیر بود.
اگر بخواهم به دو نقطه ضعف مصدق اشاره کنم باید بگویم:
1. عدم استفاده از کلیه پتانسیل موجود در جامعه برای مقابله با ارتجاع و این ناشی از تسلط خصلت لیبرالیستی او بر خصلت دمکراتیک او بود چرا که تفکر لیبرال در این شرایط نیروی اجتماعی فرو دست را در حدی نمی داند که قادر باشد مصالح خود را تشخیص دهد و بالاترین حد حضور اجتماعی را در حد تامین خواسته های خود می داند در حالیکه نیروئی که خصلت حاکم بر تفکرش ارزشهای دمکراتیک باشد ولو لیبرالیسم ،متد حرکت او صاحبان نهائی تصمیم را توده های اجتماعی می داند حتی اگر آنان خطا کنند.
2. ارزش و اعتباری که او برای نظام سلطنتی قائل بود. مصدق تحصیل کرده اروپا و آشنا با سیستم های رایج در نظامهای سلطنتی اروپا، واز این رو براین باور بود اگر چه شاهان در آن کشورها خطا های فاحشی نیز انجام داده اند همچنان سلطنت در خانواده آنان مانده گار بوده از این رو این امید را در ذهن خود می پروراند تا بتواند به آنان بفهماند که گردن گذاردن به معیارهای دمکراتیک ضامن بقا و دوام آنان خواهد بود و این درست به دلیل وجود خصایص توانمند دمکراتیک در ذهن او بود. خصایص دمکراتیکی که او دراین جوامع دمکراتیک آموخته بود : خطای بزرگان را می توان فراموش نکرد ولی باید بخشید. شاید خطای مصدق در این بود که می خواست شرایطی را که پادشاهان انگلستان پس از پنج قرن درگیری به آن تمکین کرده اند به کسانی تحمیل کند که فقط نزدیک به سه ده سابقه پادشاهی داشتند آنهم با تکیه بر داغ و درفش و پزشک احمدی و دیگران.
باری پنجاه و چهار سال از کودتای بیست و هشتم مرداد می گذرد.اکنون جدا از دردها و رنجهائی که این کودتا از خود بجای گذاشته تجربیاتی نیز بیادگارمانده است که یکی از آن تجربیات تکیه بر مردم و استفاده از ظرفیتهای اجتماعی است .متاسفانه آنچه بنظر می رسد در ایران و در میان نیروهای ایرانی هنوز کم نیستند کسانیکه رجوع به توده های اجتماعی را تا ان حدی قابل قبول می دانند که نظرشان تامین شود. و به خطوط قرمزشان آسیبی نرسد.
و این موضوع قبل از هر چیز سرخوردگی اجتماعی و عدم اعتماد جامعه را به همراه دارد . امید است همه ما با نگاهی ژرف به این واقعیت تمکین کنیم که نیروهای اجتماعی برای تغییر دمکراتیک همواره هزینه می پردازند به شرطی که به این باور برسند که از آنها استفاده مقطعی و ابزاری نخواهد شد.

Morteza1342@yahoo.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست