یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سیمور هرش طرح بوش برای ایران را افشا می کند


توماس ریگینز - مترجم: هاتف رحمانی


• مردم [آمریکا] برای وادار کردن به اصطلاح نمایندگان ما باید به استفاده از فشار متوسل شوند. کنگره اکنون می تواند به پافشاری برای تثبیت این که ایران بدون رضایت کنگره نمی تواند مورد حمله قرار گیرد ادامه دهد.قدرت اعلام جنگ باید به کنگره بازگردانده شود و همچنان که بنیانگذاران کنگره طراحی کرده اند در کنگره مستقر شود. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۱ مهر ۱٣٨۶ -  ۱٣ اکتبر ۲۰۰۷


سیمور هرش با مقاله دیگری از نیویورکر ("تغییر اهداف: طرح دولت برای ایران" منتشر شده در 8اکتبر2007) باز گشته است. به نظر می رسد که طرح ایران اندکی نسبت به آخرین مقاله او که در پلتیکال افیرز (مسائل سیاسی) نیز منتشر شد تغییر بافته است. هرش به این که ایران مورد حمله قرار خواهد گرفت اطمینان ندارد، اما معتقد است به طور قطع تدارکات عظیم نظامی در حال اجرایی وجود دارد. از آنجایی که هیچ گونه مدرک واقعی دال براین که ایران درحال ساختن بمب است وجود ندارد، توجیه جدید حمله به ایران آن است که ایران در حال حمله به ما است!
این نقل قولی از بوش درماه اوت امسال است: "شیعیان افراطی،مورد حمایت ایران،درحال آموزش عراقی ها برای حمله به نیروهای ما و مردم عراق هستند.... من به فرماندهان نظامی خودمان در عراق اجازه داده ام که با فعالیت های مهلک تهران مقابله کنند."
مقاله هرش روشن می کند که بوش صرفا در حال بافتن این اتهامات برای فریب مردم امریکا در جهت حمایت از سیاست های او در عراق است. نوری المالکی نخست وزیر عراق (که از سوی نیروهای امریکایی در قدرت نگه داشته شده است)با اظهار این که روابط ایران و عراق "تا حدی بهبود یافته است که آنها در امور داخلی ما دخالت نمی کنند" مسلم کرده است که اظهارات بوش دروغ است.به نظر می رسد این تنها بوش است که (با ادامه جنگ بی حساب) بعنوان مثال از طریق حفظ جنایت کاران واقعی بلک واتر در صحنه و پرداخت میلیون ها دلار از پول مالیات دهندگان به این شرکت جمهوری خواه راست افراطی در " امور داخلی عراق" دخالت می کند.
حامیان رئیس جمهور صرفا با استدلال های عجیب و غریب وحتی احمقانه می توانند برای کسب حمایت از سیاست های او تلاش کنند. نورمن پودهورتز اسب پیر رسوای محافظه کار که همیشه تحت پوشش رسانه ای قرارداده می شود بعنوان نویسنده این جملات که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران "شبیه هیتلر است .... هدف او بر انداختن سیستم بین المللی حاکم وجایگزینی آن با....نظم نوینی مبتنی بر سرکردگی ایران است.مورد نقل قول هرش است ..پودهورتز فکر می کند ما باید به ایران حمله کنیم ودرتلاش است با بوش ملاقات نماید!
اکنون مسلم شده است که ایران دوک اعظم فنویک نیست اما این فکر که ایران در آستانه تسلط بر جهان است همان قدر مسخره است که تنها یود هور تز را به ساختن دلقکی از خود موفق ساخته است .بدبختانه به نظر می رسد که او شنونده احمق دیگری نیز دارد همانطور که هرش گفته اورا نقل می کند "بوش برای حمله به ایران مصمم است ".چنانچه گفتم هرش در این باره مطمئن نیست. او می نویسد،"من به دفعات در مصاحبه هایم پیش بینی کرده ام که رئیس جمهور تاکنون ناگزیر به صدور" دستور قانونی " بوده است که می تواند مستلزم عملیات نظامی در داخل ایران باشد و چنین دستوری ممکن است هرگز صادر نشود." امیدوار باشیم بوش خویشتن داری نماید.
این مقاله اتفاقا بر دری وری های ژنرال پترائوس " خائن " اندکی روشنایی می تاباند.اگر ژنرال برای ایجاد بهانه ای برای حمله به ایران به کنگره دروغ می گوید، پس " خائن به ما " یا "خائن به امریکا " می تواند لقب مناسبی برای او باشد.خوب ، گفته های او به کنگره موجود است .هرش گفته های اورا مبنی براین که " ایران در حال به راه انداختن جنگی غیر مستقیم علیه دولت عراق و نیروهای ائتلاف در عراق است." نقل می کند. اما در بالا دیدیم که رهبر دولت عراق اظهار می دارد که ایران در امور داخلی عراق دخالت نمی کند. پترائوس کاملا به کنگره و مردم عراق دروغ گفت.او باید خلع درجه و قبل از آن که رفتار او سبب کشتار سربازان امریکایی و شهروندان عراقی بیشتری در عراق گردد به صورت مفتضحانه ای اخراج شود.
مقاله هرش خاطر نشان می سازد تمام اتهامات عمده ای که بوش درباره آن علیه ایران سروصدا به راه انداخته است (وآن چه که اساسا ژنرال مادون او قرقره می کند) عبارت از تلاش برای به دست آوردن بمب، تامین سلاح های"دشمن"، و ارسال کار گزار به کشورهایی است که تمام آنها مشکوک و مورد وثوق ما نیستند
هرش برای این تغییر موضع از تاکید بر جاه طلبی های هسته ایران به اتهام تدارک سلاح برای شورشیان رزمنده علیه امریکا سه دلیل ذکر می کند.
1- مردم امریکا دیگر خریدار تبلیغ تهدید هسته ای نیستند.
2- آژانس های اطلاعاتی امریکا تاکید می کنند که ایران حداقل 5سال از ساخت بمب اتمی فاصله دارد(در صورتی که فعالیت آنها رو به رشد باشد)
3- به نظر می رسد که " ایران بعنوان برنده ژنو پولتیک جنگ عراق ظاهر می شود "
به نظر من این دلیل آخر، بزرگترین دلیل دولت بوش و حامیان او (برای تغییر موضع) است.
هرش خاطر نشان می سازد که "دشواری معمای دولت بوش آن است که پشتیبانی از دولتی به رهبری شیعیان پس از سقوط صدام در عراق، ایران را قدرتمند ساخت و محروم کردن ایران از صحنه سیاسی عراق را غیر ممکن نمود ."
آن تصمیم در وحله اول تصمیمی برای تاخت و تاز و اشغال عراق بود، من فکر می کنم تصمیم ناقصی بود که در غفلت عمیق مردم از تاریخ و ماهیت کشورها و مردم منطقه اتخاذ شد. گذشته از این، این تصمیم از سوی افرادی اتخاذ شد که گستاخ هستند وحتی از تاریخ خود ما نیز چیزی فرا نگرفته اند. نادانی و گردن فرازی همراهند. پرزیدنت بوش باید سخنان حکیمانه تاریخ مارامد نظر قرار دهد.همانطور که همه می دانیم ژنرال مک آرتورمعروف پس از جنگ کره ، گفته بود که امریکا هر گز نباید در هیچ جنگ زمینی در آسیا در گیر شود .اما از آن زمان تاکنون، این فاجعه در ویتنام و هم اکنون در عراق پیگیری شده است .
یکی از منابع هرش به او می گوید یکی از دلایلی که بوش گرفتار شده و جنگ عراق را باخته است کوتاهی او در انجام چیزهایی است که می توانست به موفقیت او کمک نماید، مثل برقراری رابطه مثبت با سوریه وایران (همانطور که از سوی گروه مطالعات عراق نیزپیشنهاد شد) این منبع ، نکته دیگری را که خاطر نشان می سازد نوع طرح های بمباران است که پنتاگون در صورت دستور بوش باید بکار گیرد، این نقشه ها بدون اطلاعات سودمند درباره هدف های مورد نظر نمی توانند کار کنند.امریکا چنین اطلاعات قابل اعتمادی در اختیار ندارد.حمله به ایران اوضاع را در عراق برای امریکا پیچیده تر خواهد کرد و تنها آشفتگی بزرگتری برای جانشین بوش ایجاد می کند که اورا مجبور به پاک سازی آن آشفتگی بعد از بوش خواهد کرد .
هر کسی می تواند مقاله هرش را همانطور که من تنها اندکی از سایه روشن آن را نشان داده ام بخواند .خود مقاله با ارائه مدارک زیادی نشان می دهد که اوضاع واقعی علیه ایران بسیار سست واساسا تحمیلی است .فشار بر کنگره جهت محاکمه و کنترل بوش و ژنرالهایش قبل از آن که به ایجاد فاجعه بزرگتری در خاورمیانه قادر باشند باید افزایش یابد. کنگره می تواند آنها را متوقف نماید، (اما) کنگره به راستی فاقد شجاعت و اراده برای انجام چنین کاری است. بنابراین مردم برای وادار کردن به اصطلاح نمایندگان ما باید به استفاده از فشار متوسل شوند. کنگره اکنون می تواند به پافشاری برای تثبیت این که ایران بدون رضایت کنگره نمی تواند مورد حمله قرار گیرد ادامه دهد.قدرت اعلام جنگ باید به کنگره بازگردانده شود و همچنان که بنیانگذاران کنگره طراحی کرده اند در کنگره مستقر شود.

منبع: پلتیکال افیرز

Hatef_r2002@yahoo.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست