یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

روزنامه های ایران چه می نویسند؟



اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲۱ خرداد ۱٣٨۷ -  ۱۰ ژوئن ۲۰۰٨


تلاشها و سیگنالها برای همراه سازی دیگران با سناریوی آمریکا
سفر نخست وزیر عراق به تهران و چشم انداز مطلوب مناسبات
دو نتیجه مهم ریاست لاریجانی در مجلس برای احمدی نژاد
اگر ماندن ما را به عنوان برگ برنده مذاکرات تان می خواهید، ما اهلش نیستیم!

علی شمخانی وزیر دفاع پیشین که اینک عضو شورای راهبردی روابط خارجی است، در مقاله ای با عنوان اسرائیل و تهدید به حمله در روزنامه همشهری نوشته است:
قبل و بعد از گزارش اخیر محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، مقامات نظامی، سیاسی و دفاعی اسرائیل، غیرقابل تحمل بودن ایران هسته ای را اعلام کرده و هسته ای شدن ایران را در یک مقطع زمانی معین و زودتر از برآورد دیگران مطرح کرده اند.
مواضع اعلانی مقام های رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر، نظیر مواضع ایهود باراک، وزیر دفاع و نیز فرمانده نیروی هوایی اسرائیل و همچنین اقدام نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در انهدام تأسیسات صنعتی سوری، موسوم به تأسیسات هسته ای سوریه و ضرب الاجل پایان دوره جورج بوش در کاخ سفید، دستمایه این کار به حساب می آیند.
ـ باید توجه داشت ضمن اینکه اسرائیل هنوز از زخم جنگ ٣٣روزه و پیامدهای آن در اسرائیل التیام نیافته است در درون ساختار سیاسی خویش دچار چالش جدی شده و این امرناشی از پیامدهای آن جنگ و ناکامی های در راه است.
ـ مقارن بررسی پرونده هسته ای ایران در شورای حکام و احتمالا مطرح شدن مجدد پرونده ایران در شورای امنیت، این تلاش ها و سیگنال ها برای همراه سازی دیگران با سناریوی آمریکاست و واقعیت عملیاتی نمی تواند داشته باشد؛ یعنی آمریکا برای جبران ناکامی خویش، سیاست تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی را به همین معنا دنبال می کند. ایجاد فضای مناسب برای اقدام نظامی، راه همراه سازی دیگران است که البته این شگرد کهنه ای است.
درقبال آن فهرست با ادبیات تهدیدکننده، حرف های دیگری هم هست که مشخص می کند اسرائیل به تنهایی و بدون همراهی و حمایت آمریکا و در یک طرح جامع تر منطقه ای قادر به اقدام نظامی علیه ایران نیست.
به این فهرست اقدامات و گفته ها توجه بفرمایید:
ـ نیروهای امنیتی و مراکز مطالعاتی رژیم صهیونیستی مدتی است درخواست خویش را از غرب در چارچوب مفهومی تحت عنوان بازدارندگی تضمینی دنبال می کنند.
ـ مواضع اعلامی هیلاری کلینتون ترجمان همان خواست است، زمانی که اعلام کرد: در صورت حمله غیرمتعارف ایران به اسرائیل، ایران نابود خواهد شد و حال آنکه نه ایران قصد حمله به اسرائیل را دارد و نه مجهز به سلاح غیرمتعارف است که با این ابزار، حمله کند و ایران می بیند که سلاح هسته ای نه مشکل اسرائیل را در جنگ ٣٣روزه و نه مشکل آمریکا را در عراق و افغانستان حل کرده است.
ـ خرید رادار پرقدرت از آمریکا با برد بیش از ۴ هزار کیلومتر در سفر اخیر بوش.
ـ الحاق اسرائیل به شبکه به اصطلاح دفاع موشکی آمریکا.
ـ زمینه چینی برای ورود به چتر حمایتی ناتو از موضع همکاری اطلاعاتی.
ـ درخواست خرید هواپیمای رادارگریز از آمریکا.
موارد یاد شده بیانگر ۲ نکته است: اول اینکه، ماهیت این اقدامات خصلت درازمدت و پذیرش واقعیت ایران را بالاجبار در درون خود دارد.
دوم اینکه، آمریکایی ها آماده می شوند که با پذیرش واقعیت مذکور با ابزار نظامی بازدارندگی، تضمینی را برای اسرائیل فراهم کنند و از نظر سیاسی نیز به آن متعهد شوند.

اهمیت سفر نخست وزیر عراق
روزنامه اعتمادملی دیدار اخیر نخست وزیر عراق از ایران را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و در سرمقاله اش چشم انداز مشترک نوشته است: دیدار نوری مالکی نخست وزیر عراق از ایران دارای ابعاد و اهمیت سیاسی فراوانی است. عراق در شرایط بسیار حساسی به سر می برد. از یکسو عراق به مرحله باثباتی دست یافته است و از سوی دیگر می رود تا افق های نوینی را رقم زند. در مقایسه با سال گذشته حجم عملیات انتحاری و تروریستی به طرز قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. دولت مالکی که در آغاز تردیدهای فراوانی نسبت به توان آن دولت برای کنترل امور امنیتی می رفت، به تدریج توانست قابلیت مناسبی از خود نشان دهد.
در آن ایام حتی گزارش هایی مبنی بر تحرک برخی جریان های افراطی در آمریکا علیه مالکی انتشاریافته بود؛ اما مالکی با درایت و کاردانی و با حمایت مراجع شیعی و خیرخواهان عراقی بر بخش قابل توجهی از مشکلات غلبه نمود. اینک عراق می رود تا به نقطه ثبات دست یابد. جمهوری اسلامی ایران از آنجا که برای ایجاد ثبات و امنیت در عراق حتی حاضر شد با درخواست مقامات عراقی تابوی مذاکرات با آمریکایی ها را نیز زیر پا گذارد، نقش غیرقابل انکاری در این میان دارد. علی رغم زمزمه های فتنه آمیز برخی دولت ها، مقامات و شخصیت های عراقی بهتر از همه از این نقش آگاهی دارند. امروز بسیاری از دولت های عرب که حاضر نبودند دولت عراق را به رسمیت بشناسند در صدد اعزام سفیر به آن کشور هستند. این در حالی است که ایران جزو اولین دولت هایی بود که رژیم جدید عراق را به رسمیت شناخت و به آن کشور سفیر اعزام نمود. از سوی دیگر سفر مالکی می تواند چشم انداز مطلوبی از آینده مناسبات را رقم بزند. دو ملت ایران و عراق دارای ریشه های تاریخی، مذهبی و فرهنگی قابل اعتنایی هستند. در این میان می توان اولویت های اقتصادی را بر آن افزود. ایران در زمینه انرژی، آب، برق، ساختمان و غذا می تواند به یک شریک قابل اعتنا در عراق بدل شود.
وجود اماکن مذهبی در دو کشور برای ساکنان دو همسایه، یک مزیت منحصربه فرد است. به این لیست باید مناسبات بازرگانی را اضافه نمود. هنوز ظرفیت های فراوانی در این میان وجود دارد که به فعلیت نرسیده است.
به این فهرست باید امنیت پایدار و راه های دستیابی بدان ها را افزود. ثبات و امنیت عراق و همسایگانش به یکدیگر گره خورده است. آنگونه که از اخبار به گوش می رسد دولت آمریکا در صدد تحمیل قرارداد جدید امنیتی بر دولت عراق است. لازم است که تمام ارکان دولت عراق در این راستا حساس بوده و با دقت مفاد قرارداد را با صاحبنظران، شخصیت ها، احزاب و مرجعیت عالیقدر شیعه در عراق در میان نهند. لازم به ذکر است که هرگونه طرح موفق امنیتی در گرو امنیت همه جانبه عراق با همسایگانش معنا دارد. بدیهی است که عراق به تنهایی نمی تواند به هیچ شاخصی از امنیت پایدار دست یابد. نیاز همسایگان به امنیت عراق بدیهی و عراق نیز به امنیت همسایگان نیازمند است.
از سوی دیگر با توجه به حسن ظن مسئولان ایرانی و عراقی نسبت به یکدیگر شایسته است که دولت عراق متوجه اقدامات و اظهارات برخی از سیاستمداران عراقی باشد. اظهاراتی از جنس حرف ها و نجواهای سفیر عراق در ایران و یا مصاحبه جلال طالبانی با یک روزنامه عربی درباره قرارداد ۱۹۷۵ که بلافاصله مجبور به تکذیب آن شد، کمکی به ارتقای مناسبات فی مابین نمی کند. این سفر می تواند آغازگر دور جدید روابط مبتنی بر حسن روابط دوجانبه و منافع بلندمدت طرفین باشد. امیدی که چندان بیراه نمی باشد.

دو نتیجه مهم ریاست لاریجانی
روزنامه کارگزاران با عنوان: منافع احمدی نژاد از ریاست لاریجانی بر مجلس هشتم نوشته است: امیر محبیان تحلیلگر محافظه کار در گفت وگوی دیروز خود با خبرگزاری ایسنا از دو نتیجه مهم ریاست لاریجانی در مجلس برای احمدی نژاد سخن گفته است. وی در توصیف نتیجه اول با اشاره به تضعیف موقعیت حدادعادل پس از شکست انتخاباتی اخیر گفت: حدادعادل به هرحال می توانست یکی از کاندیداهای محتمل انتخابات ریاست جمهوری آینده و یکی از رقبای احمدی نژاد باشد و شاید هنوز نیز باشد، اما شخصیت ویژه وی به گونه ای است که چنانچه در مسند ریاست مجلس شورای اسلامی باشد موقعیت برتری دارد تا اینکه در این سمت حضور نداشته باشد و بخواهد به عنوان یک نماینده عادی عمل کند؛ به عبارت دیگر شخصیت حدادعادل به گونه ای است که وقتی در جایگاه حساسی نظیر ریاست مجلس شورای اسلامی نباشد امکان فضاسازی یا طرح خود به عنوان یک رقیب را کمتر دارد؛ از این رو با کنار رفتن حدادعادل از ریاست مجلس این احتمال وجود دارد که از توان رقابت وی با دکتر احمدی نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری کاسته شده باشد.
وی در مورد نتیجه دوم هم گفت: از طرف دیگر، در مورد لاریجانی نیز دو حالت وجود داشت؛ یا اینکه بدون کمک احمدی نژاد ریاست مجلس را به دست می آورد که این خود دو اثر داشت، اول اینکه وزن کم رایحه خوش خدمت در مجلس مشخص می شد و دوم اینکه با آن پس زمینه ذهنی و نوعی چالش هایی که در شورایعالی امنیت ملی بین وی با توجه به دیدگاهش با احمدی نژاد بود ممکن بود شرایطی پدید آید که لاریجانی که رایحه خوش خدمت را در مقابل خود می دید، در مقام ریاست مجلس، موضعی چالشی تر را اتخاذ کند؛ از این رو با توجه به حمایت رایحه خوش خدمت از لاریجانی در واقع یک سیگنال مثبت از طرف این گروه به وی داده شد که از شدت موضع انتقادی خود بکاهد. نکته دیگری که شاید مورد نظر احمدی نژاد بوده و در توافقات پشت پرده مطرح شده باشد که البته من اطلاع دقیقی از آن ندارم، برمی گردد به اینکه ممکن است توافقاتی صورت گرفته باشد، مبنی بر اینکه لاریجانی رئیس چهارساله مجلس باشد و بر این اساس از حوزه رقابت در انتخابات ریاست جمهوری کنار برود. به هر حال لاریجانی فردی است که رقیب بالقوه احمدی نژاد در جریان انتخابات محسوب می شود و با توجه به موقعیت خوبی که در بین اصولگرایان دارد می تواند به عنوان آلترناتیو احمدی نژاد خود را مطرح کند، ولی اگر رئیس مجلس در چهار سال باشد عملا از حوزه رقابت خارج شده است.

نیروی ایرانی در سوریه و مذاکرات رفعت اسد
محمدباقر قالیباف شهردار تهران به مناسبت درگذشت پدر یکی از دیپلمات های مفقود شده ایران در لبنان نوشته ای با عنوان: می دانست به چه راهی می رود در روزنامه همشهری دیروز داشت که در پی نقل شده است: پدر حاج احمد متوسلیان هم رفت. این خبر دل خیلی ها را سوزاند. حاج غلامحسین سال ها چشم به راه احمد بود. ۲۶ سال شده است که همه مان چشم به راهیم.
احمد متوسلیان را در کردستان شناختم. هنوز جنگی در کار نبود. تازه شده بود فرمانده سپاه مریوان که دیدمش. جنگ که شروع شد، آمد جنوب. عملیات بیت المقدس اوج حضورش بود. دیگر همه فهمیده بودند این جوان جدی ـ خیلی جدی ـ آدم دیگری است. بعد هم که ماجرای سوریه و لبنان و درگیری با اسرائیل پیش آمد، احمد بود که از همه جلوتر بود. وقتی می رفت خوب می دانست به چه راهی می رود. این راه بی برگشت است، دمشق فقط یک راه هوایی دارد؛ ترکیه. ترکیه هم عضو ناتو است و هم پیمان اسرائیل. ممکن است این راه را هم ببندند. فقط کسانی بیایند که تا آخر پای کارند. این ها را موقع رفتن به همه نیروهای اعزامی به سوریه گفته بود.
وقتی رسیدند سوریه، اسرائیل آتش بس یکطرفه اعلام کرد. رفعت برادر حافظ اسد هم دودل شده بود. یکی به نعل می زد یکی به میخ. از یک طرف می گفت دیگر آتش بس شده و از طرف دیگر به ماندن نیروهای ایران اصرار داشت. بچه ها از این وضعیت خسته شده بودند. حاج احمد هم همین طور. رفته بود سراغ رفعت و گفته بود: ما برای مهمانی اینجا نیامده ایم. هنوز تکلیف جنگ ما با صدام معلوم نیست. اگر ماندن ما را به عنوان برگ برنده مذاکرات تان می خواهید ما اهلش نیستیم.
کاردار سفارت ایران آمده بود پیش احمد متوسلیان و با یک مرسدس پلاک سیاسی و چهار سرنشین راه افتاده بودند سمت بیروت. ۴ پاترول پلیس لبنان هم اسکورت شان کرده بودند. فالانژها اما این حرف ها حالی شان نبود. ۲۰ کیلومتری شهر اسیرشان کرده بودند. اوراق شناسایی دیپلماتیک هم فایده ای نداشت. از آن روز دیگر از ایشان خبری نیست. اما خیلی ها می گویند آن ها را درزندان اسرائیل نگه داشته اند. سه نفر دیگر را هم لابد می شناسید؛ کاظم اخوان، سیدمحسن موسوی، تقی رستگارمقدم.
امام دستور داده بود همه از سوریه برگردند. فرموده بودند خود جوانان لبنانی را آموزش بدهید. خودشان باید هسته های مقاومت تشکیل بدهند و در برابر اسرائیل بایستند. امروز همه فراست امام را در حضور پراقتدار حزب الله لبنان دریافته اند اما آن روز خیلی ها تعجب می کردند. نوزدهم تیرماه ۱٣۶۱، بچه های امام برگشتند. برخلاف مسیر رفت این بار سکوت سنگینی برفضا حاکم بود. در فرودگاه تهران هیچ کس نای بلند شدن نداشت. چند لحظه بعد بغض همه ترکید. فرمانده تیپ ۲۷ محمدرسول الله نبود تا بچه هایش را آرام کند.

منبع: روزنامه ی اطلاعات بین المللی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست