سیاسی دیدگاه ادبیات جهان - مقالات و خبرها بخش خبر آرشیو  
   

اتحاد نیروها


دریادل توانا


• باید تحمل شنیدن سخن دیگران را (اگر چه نادرست) داشته باشیم. آزادی بیان جز این نیست همه حق دارند حرف خود را بگویند. نوسازی ساختارها از همین جا آغاز می شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۹ فروردين ۱٣٨۲ -  ۲۹ مارس ۲۰۰٣


اختلال و بی نظمی حاکم بر نظام سیاسی ایران بحران عمیقی را در عرصه های مختلف باعث گردیده است. ماشین تصمیم گیری و تصمیم سازی نظام از ارائه هر گونه راه حلی در رابطه با مشکلات فزاینده جامعه عاجز و درمانده نشان میدهد. در عرصه اقتصادی همه مصوبات قبل از عمل نقض میگردد و به تبع آن تورم بیکاری و کاهش سطح معیشت مردم مخاطرات اندوهناکی را مدام گسترش داده و همراه با رکود اقتصادی فساد و فحشا و اعتیاد به عنوان نتایج بلافاصله فقر ساختارهای اجتماع را تهدید می نماید. آمار افزایش طلاق در کنار کاهش ازدواج توام با بالا رفتن سن ازدواج (قریب ٣٠ سال) اثرات ویرانگری بر روحیات مردم بالاخص جوانان گذاشته است. از سوی دیگر باندهای سرقت و قتل مسلحانه از تنزل امنیت اجتماعی خبر می دهد (گر چه روزنامه ها و رسانه های جمعی از انتشار اخبار آن منع شده اند). بی هدفی و بی معنائی منتج از این معضلات، صمیمیت و شور تعلق اجتماعی را در میان جوانان کاهش داده و تمایل به عمل مشترک اجتماعی و انسجام فکری در گروههای اجتماعی به دلیل نبود تشکلهای مدنی دیده نمی شود، مگر در مسائل عمومی مثل انتخابات که مردم با اقدام خویش انزجار خود را اعلام می دارند. این وضعیت موجب می گردد تا گروههای اجتماعی در مواجهه با مشکلات دچار سردرگمی شده و برای تحقق مطالبات و خواسته هایشان بطور مشترک عمل ننمایند. این وضعیت فروپاشی جامعه را تسهیل و تمایل به فردیت را گسترش داده است. به همین دلیل رنج تنهائی و انزواطلبی بطرز باورنکردنی تجربه همگان شده است. در حالیکه جامعه انسانی برای رشد و پویایی به احساس تعلق اجتماعی نیاز مبرم دارد تا ضمن احترام به یکدیگر و رعایت قانون اصل مشارکت جوئی و همدلی را تقویت نمایند، حاکمان در برنامه ریزی اجتماعی، علیرغم شعار مدنیت و توسعه، به منظور جلوگیری از اقدام مشترک اجتماعی، مانع از شکل گیری نهادهای مدنی و صنفی شدند و از اینطریق با گسترش تفرق از شوق تعلق اجتماعی و تجربه عمل جمعی جلوگیری نمودند.
بعلاوه با سرکوب خشن نخبگان و گروهها و سازمانهای سیاسی و مدافع آزادی و دموکراسی از ارتباط مردم با رهبران و نخبگان نواندیش و دموکرات ممانعت کردند. در عین حال با تمسک به مذهب و دامن زدن به خرافات خود را به عنوان ناجی به مردم تحمیل نمودند.
در عرصه سیاست خارجی نظام اسلامی درمانده تر از همیشه شده است. فقدان تصمیم مشترک (مبتنی بر تحلیل علمی و دقیق تحولات) امکان دفاع از منافع ملی را از آنان سلب نموده و بی هیچ تردیدی   مشکلات ساختاری نظام را بازتاب می دهد. این مسئله توام با مشکلات موجود در روابط ایران با دنیای مدرن بالاخص امریکا منجر به زیانهای فراوان و غیر قابل تحملی شده است. از دست دادن بازار آسیای میانه و قفقاز و.... دریای خزر و..... نتیجه سیاست های غلط و رویا پردازی های سیاستمداران حاکم در عرصه سیاست خارجی از سوئی و عدم انعطاف پذیری و بی فکری آنان از سوی دیگرمی باشد. در جنگ فعلی فی مابین ائتلاف تحت رهبری امریکا علیه عراق نیز این بی تدبیری و فقدان تصمیم مشترک (علیرغم اعلام بی طرفی) بر اساس شواهد و اخبار مذاکرات پنهانی با امریکا و انگلیس جز زیان عایدی نصیب مردم ما نخواهد کرد. تا جائیکه در بعضی برنامه های تلویزیونی حمایت از صدام استنباط می شود.
البته تلاش اقتدارگرایان در بهره برداری از فضای جنگی منطقه به منظور اعلام پایان منازعات سیاسی در ایران را نباید از نظر دور داشت، تا جائیکه با ممانعت از برگزاری تظاهرات ضدجنگ گروههای غیردولتی و مردمی همچنین اعزام علی اکبر ولایتی (مشاور رهبر در امور بین الملل) به کشورهای منطقه به عنوان نماینده دولت در صدد حذف اصلاح طلبان از قدرت و اعمال حاکمیت خویش هستند. تکمیل این پروژه را با ترویج نظامی کردن جامعه (اعلامیه سپاه پاسداران) انجام می دهند تا از اینطریق مانع از دموکراتیزه نمودن افکار، احساسات و آرمانهای جامعه بشوند.
اما جناح اصلاح طلب حکومتی نیز علیرغم اینکه ناکارائی سیاست های خود را در ۹ اسفند احساس کرد در عین حال بر استفاده از ظرفیت های دموکراتیک قانون اساسی که به زعم آنان تاکنون بهره برداری نشده، تاکید دارند غافل از آنکه فقط با همصدائی و همرائی و اتحاد عمل با نیروهای مدافع دموکراسی و حقوق بشر خارج از حکومت (اعم از داخل و خارج از کشور) می توانند رای جنبش اجتماعی و مردم را با خود همراه سازند. بر همین اساس ضمن تاکید بر حفظ ساختارهای جبهه دوم خرداد از توجه به نقش فشار توده ها برای دگرگونی ساختارهای قدرت به نفع دموکراسی دریغ می نمایند. و حتی به نوعی به جناح سنتی محافظه کاران دلبستگی نشان می دهند.
 
وظیفه عاجل نیروهای دموکراسی
با اذعان به عدم توانائی حکومت اسلامی در اخذ تصمیمات مناسب و اصولی، به سهولت می توان نتیجه گرفت که بحران های جامعه ما هر روز عمق و وسعت بیشتری می گیرد.   از سوئی این وضعیت ساختارهای کهنه و فرسوده غیردموکراتیک نظام را عریان نموده و عجز و درمانگی آنان را در حل مشکلات جامعه آشکار می سازد و از سوی دیگر با توجه به اینکه این ساختارها برای آنها پول و قدرت کاذب آورده است نباید امید داشت که بدون اعمال فشار عظیم توده ها (تا حدی که برای آنها تحمل ناپذیر شده باشد)، صاحبان قدرت به تغییر بنیادین ساختارها علیرغم همه ضرورتها تمکین نمایند. واقعیت بیانگر بدبینی فزاینده و دلسردی رو به گسترش مردم از حکومت را به وضوح نشان می دهد. اگر سازمانها، گروهها و روشنفکران و نخبگان دموکرات و جمهوری خواه نتوانند با قبول افتراقات و تاکید بر مشترکات متحد شوند وبا اقدام مشترک به آموزش وسیع اجتماعی بپردازند و مردم را در راستای تغییر ساختار قدرت سازماندهی کنند و با بهره برداری از اوضاع داخل و منطقه، بطور مسالمت آمیز امر دگرگونی را محقق سازند، مصائب بسیار اندوهناکی بوجود می آید. این امر بر کسی پوشیده نیست که   جنبش دموکراسی میتواند با فشار توده ها و اثر بخشی دولتهای مدرن و دموکرات جهان و همچنین مجامع بین المللی حاکمان مستبد فعلی را به انعطاف پذیری و هوشمندی و تمکین به رای و نظر مردم وادار کند. این امر گویای مسئولیت بزرگ ماست. باید تحمل شنیدن سخن دیگران را (اگرچه نادرست) داشته باشیم. آزادی بیان جز این نیست. همه حق دارند حرف خود را بگویند. نوسازی ساختارها از همین جا آغاز می شود. زمان تشکیلات با ساختارهای عمودی به پایان رسیده است. باید به تجارب و اندیشه دیگران احترام بگذاریم و برای دموکراسی و حقوق بشر و جمهوری متحد شویم حتی موقتا برای تغییر ساختارهای قدرت فعلی. افتراقات ما می تواند و باید منشا رقابت ما باشد، اما هر زمان که لازم شد متحد عمل نمائیم.

٨/١/١٣٨٢


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست