روزنامه های ایران چه می نویسند؟
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
سهشنبه
٨ مرداد ۱٣٨۷ -
۲۹ ژوئيه ۲۰۰٨
نارضایتی محافظه کاران سنتی با ترمیم رابطه ایران و آمریکا؟!
برقراری رابطه با آمریکا طبقات متوسط و بالای جامعه و طرح تحول اقتصادی طبقات پایین را هدف قرار داده است
دو برخورد دولت با مجلس: عدم معرفی وزرا، لغو شرکت جلیلی در جلسه غیرعلنی
معرفی وزیر، اقدامی که نیاز به خواهش و استدعا ندارد
روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان محافظه کاران سنتی، علیه چراغ سبز به آمریکا از نارضایتی اصولگرایان متنفذ از مواضع جدید دولت خبر می دهد.
اعتماد نوشته است: موضوع مناسبات تازه با امریکا به مناقشه جدیدی بین محافظه کاران سنتی و اصولگرایان تندرو تبدیل شده است و همزمان برخی مقامات بانفوذ مجلس از اینکه دولت محمود احمدی نژاد تمایل آشکار خود را به مذاکره با امریکا نشان داده است، انتقاد به عمل آورده اند. دیروز در شرایطی که برخی اعضای هیات دولت از جمله مجتبی ثمره هاشمی در مصاحبه های هفتگی خود با خبرنگاران از تمایل دولت ایران به برقراری رابطه با امریکا خبر می دادند اما در سوی دیگر برخی طیف های قدرتمند محافظه کار سنتی به ویژه در مجلس، مخالفت خود را با ترمیم رابطه ایران با امریکا اعلام کردند. حتی تاثیر تحولات مرتبط با روابط ایران و امریکا بر اردوگاه محافظه کاران تا آن حد بوده که جلسه از قبل برنامه ریزی شده مجلس برای دعوت و شنیدن گزارش سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی از نشست ژنو لغو شده است. گفته شود لغو جلسه مجلس با سعید جلیلی پس از دیدار شنبه شب لاریجانی و منوچهر متکی وزیر امور خارجه اتخاذ شد. علی لاریجانی که ظاهراً از مخالفان پروپاقرص برقراری رابطه ایران با امریکا به شمار می رود و بیشتر به تقویت روابط ایران با کشورهای اروپایی تمایل دارد، مذاکرات ژنو را به زیان ایران دانسته و از دولت پایان چنین مذاکراتی را درخواست کرده است. علی لاریجانی که به اردوگاه محافظه کاران سنتی تعلق دارد پیش از این هم به پیشنهاد واشنگتن برای تاسیس دفتر حافظ منافع امریکا در ایران واکنش منفی نشان داده و آن را فریب جدید امریکاییان خوانده بود. در چنین شرایطی لاریجانی که اینک در مقام ریاست مجلس به فردی قدرتمند در ساختار نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است نارضایتی محافظه کاران سنتی با ترمیم رابطه ایران و امریکا را به دولت محمود احمدی نژاد منتقل کرده است. ظاهراً محافظه کاران سنتی بر این باورند که دولت ایران در نشست ژنو بیش از حد به امریکا چراغ سبز نشان داده است و در عین حال تبلیغات منفی بیش از حدی را هم علیه اروپاییان به راه انداخته است. از این رو محافظه کاران سنتی به منتقد رفتار جدید محمود احمدی نژاد در برابر امریکا تبدیل شده اند. انتقاد محافظه کاران به موضع گیری های احمدی نژاد درباره نشست ژنو برمی گردد. احمدی نژاد در شهر یاسوج مرکز استان کهکیلویه و بویراحمد درباره نشست ژنو گفت: امریکا رفتاری متین داشت اما نماینده انگلیس زبان درازی کرد. این بخش از سخنان محمود احمدی نژاد به صریح ترین پیام و آشکارترین تمایل برای بهبود رابطه ایران و امریکا تعبیر شد؛ تعبیری که اگر رنگ واقعیت به خود گیرد، می تواند به ابزاری مناسب در دستان محمود احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده تبدیل شود. به خصوص اینکه پیش از این احمدی نژاد به پیشنهاد تأسیس دفتر حافظ منافع امریکا در ایران هم واکنش مثبت نشان داد. در واقع برخی بر این باورند پیشنهاد برقراری رابطه با امریکا در کنار طرح تحول اقتصادی دو تاکتیک مهم محمود احمدی نژاد برای جلب نظر رای دهندگان ایرانی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به شمارمی آید.
در این میان برقراری رابطه با امریکا می تواند طبقات متوسط و بالای جامعه را مجذوب احمدی نژاد کند و طرح تحول اقتصادی هم جلب نظر طبقات پایین جامعه را هدف قرار داده است، چرا که بر مبنای این طرح قرار است به بخش مهمی از خانوارهای ایرانی یارانه انرژی به صورت نقدی پرداخت شود اما حذف یارانه حامل های انرژی تا پایان انتخابات ریاست جمهوری اجرایی نشود. ترمیم مناسبات با امریکا هم می تواند به بهبود موقعیت احمدی نژاد میان طبقات متوسط و بالای جامعه منجر شود، چرا که نظرسنجی ها نشان می دهد احمدی نژاد میان طبقات متوسط و بالای جامعه موقعیت مناسبی ندارد و به احتمال زیاد اکثریت رای دهندگانی که به این دو طبقه تعلق دارند به کاندیدای دیگری غیر از احمدی نژاد رای خواهند داد، اما اگر احمدی نژاد در پیشبرد برقراری رابطه با امریکا موفق شود می تواند نظر بخش مهمی از این طبقات را هم به سوی خود جلب کند. به هر حال تاکتیک دوگانه احمدی نژاد واکنش متفاوت اصلاح طلبان و محافظه کاران سنتی را به دنبال داشته است. در حالی که اصلاح طلبان شدیداً از طرح تحول اقتصادی انتقاد می کنند و آن را انتخاباتی می دانند اما در عین حال از بهبود رابطه ایران و امریکا دفاع می کنند و آن را در راستای منافع ملی ایران می دانند، هر چند معتقدند این اقدام محمود احمدی نژاد هم یک طرح انتخاباتی ـ تبلیغاتی به شمار می آید. اما در عوض محافظه کاران سنتی اگرچه به طرح تحول اقتصادی انتقاد چندانی وارد نکرده اند ولی در عین حال مخالفت صریح خود را با بهبود رابطه ایران و امریکا بیان داشته اند و با ارسال پیام های آشکار و غیرآشکار احمدی نژاد را از ادامه این راه برحذر داشته اند. لغو نشست مجلس با سعید جلیلی یکی از این پیام ها به شمار می آید. اینک مجلس هشتم که تصمیم گیری های عمده و خط مشی سیاسی اش از سوی محافظه کاران سنتی تعیین می شود به اصلی ترین کانون رسمی مخالفت با بهبود رابطه ایران و امریکا تبدیل شده است. محافظه کاران سنتی مخالف هر نوع رابطه اند حتی اگر اعضای هیات دولت و شخص محمود احمدی نژاد به صورت روزانه برای امریکا پیام های مثبت صادر کنند و در آن سو مقامات امریکایی هم در کنار تهدیدهایی که دائماً علیه ایران به کار می گیرند از زبان نرم هم استفاده کنند و گریگوری شولتی نماینده امریکا در آژانس انرژی اتمی از آمادگی واشنگتن برای معامله هسته ای با ایران خبر بدهد. ظاهراً بحث روابط ایران و امریکا تنها در کشور امریکا نیست که به ابزاری برای تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است. این سوتر و در داخل ایران هم موضوع یاد شده به یکی از ابزارهای تبلیغاتی تبدیل شده است و جناح های مختلف سیاسی سعی دارند از این حربه در انتخابات ریاست جمهوری ایران که از قضا چند ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا برگزار می شود، استفاده کنند.
دو برخورد دولت با مجلس
آزمون پیش روی مجلس هشتم عنوان سرمقاله دیروز روزنامه کارگزاران است. این نوشته را در پی نقل کرده ایم: مجلس دیروز شاهد دو برخورد از سوی دولت بود که به نوعی بی اعتنایی قوه مجریه و به عبارت دیگر شخص محمود احمدی نژاد را نسبت به قوه مقننه به نمایش می گذاشت. برخورد اول عدم معرفی وزرای پیشنهادی برای وزارتخانه های اقتصاد و دارایی، کشور و راه و ترابری که در حال حاضر با سرپرستی اداره می شوند، بود. خاصه وزارت اقتصاد و دارایی که سرپرست آن هم اینک با حکم حکومتی حق امضا و اداره این وزارتخانه را دارد. برخورد دوم عدم شرکت جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی در جلسه غیرعلنی مجلس جهت ارائه گزارش مربوط به مذاکرات ژنو بود که برگزاری آن از پیش اعلام شده بود و درست دقایقی قبل از برگزاری این نشست لغو آن توسط وی به نمایندگان اطلاع داده شد. حال آنکه دو ماه پیش هنگامی که مجلس هشتم به ریاست علی لاریجانی کار خود را آغاز کرد، بسیاری از تحلیلگران پیش بینی کردند که دولت نخواهد توانست رفتارهایی را که با مجلس هفتم داشت و در بسیاری موارد علنا نقش نظارتی این نهاد را نادیده می گرفت، تکرار کند و حتی این انتظار ایجاد شد که مجلس هشتم احمدی نژاد را به حال خود رها نخواهد کرد. رفتار دیروز رئیس جمهور اما نشان داد که ظاهرا نه تنها برخورد دولت با مجلس تغییر نکرده بلکه کم توجهی اش به این نهاد نظارتی بیشتر شده است. شاید هم اینک هرگونه قضاوت و پیشداوری درخصوص واکنش مجلس نسبت به رفتار دیروز احمدی نژاد به خصوص در عدم معرفی وزیر پیشنهادی اقتصاد و دارایی که به اعتقاد نمایندگان حکم حکومتی مربوط به مهلت سرپرستی صمصامی تا دیروز اعتبار داشته، زودهنگام باشد اما از آنجا که سه سال از دوره دولت نهم در زمان فعالیت مجلس هفتم سپری شده است، مروری بر نحوه مواجهه آن دوره مجلس با پاره ای از تصمیمات و رفتارهای مشابه احمدی نژاد می تواند سنجشی برای میزان پایبندی نمایندگان این دوره مجلس به شعار حفظ اقتدار و شأن قوه مقننه باشد. موضوع برداشت مبلغ یک میلیارد و ۰۰۲ میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برای خرید برخی اقلام غذایی از جمله این موارد است که سال گذشته دولت نهم آن را در قالب لایحه ای به مجلس هفتم ارائه کرد ولی مجلس با تصویب آن مخالفت کرد. به رغم این، محمود احمدی نژاد بدون مجوز مجلس این برداشت از حساب ذخیره ارزی را انجام داد و چندماه بعد از طریق مصاحبه ای تلویزیونی از شبکه یک سیما اعلام کرد که دولت مجوز این اقدام خود را از رهبری گرفت و حالا مجلس باید خودش فکری برای آن بکند.
اینک نیز در موردی مشابه رئیس جمهور بحث اختلاف نظر پیش آمده بر سر ادامه فعالیت سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی را با حکم حکومتی به طور موقتی رفع کرده است. عدم حضور جلیلی در جلسه غیرعلنی دیروز را نیز شاید بتوان از منظر عدم تمایل و رغبت رئیس جمهور به هرگونه نظارت مجلس و به زعم او دخالت بر رفتارهای دیپلماسی دولتش تفسیر کرد.
اما به هر ترتیب اکنون نمایندگان مجلس هشتم به ویژه شخص علی لاریجانی در معرض آزمونی جدی برای مقابله با برخی از رفتارهای قانون گریز دولت قرار دارند و اینکه آیا آنها قصد دارند شیوه مجلس هفتم را در مقابل دولت نهم ادامه دهند یا یک گام به پیش خواهند گذاشت؟ هرچند که این نکته را نباید نادیده گرفت که بسیاری از نمایندگان مجلس هفتم در مورد برداشت غیرقانونی از حساب ذخیره ارزی و بسیاری از تصمیمات مشابه احمدی نژاد هیچگاه مطلقا سکوت نکردند اما آنان هیچگاه نیز اقدام جدی تری را از خود نشان ندادند و صرفا به اعلام اعتراض های پراکنده ای بسنده کردند که حاصلی برای مردم به همراه نداشت. حال آیا مجلس هشتم نیز می خواهد چنین کارنامه ای را از خود به جای بگذارد و دست مریزاد گفتن به جسارت رئیس جمهور را توسط پاره ای از مشاوران و حامیانش به نظاره بنشیند و یا او را به انجام به قانون فراخواند؟
روش های نامعمول
روزنامه اعتماد ملی با عنوان: کندن چاه و دزدیدن منار نوشته است: اقدام دولت نهم در عدم معرفی وزیر پیشنهادی برای تصدی مقام وزارت اقتصاد و دارایی از آن دست اقداماتی است که می توان تنها انتظار انجام آن را از دولت فعلی داشت. دولتی که بیش از همه دولت های پس از انقلاب اقدامات خرق عادتی انجام داده و رویه ای را در پیش گرفته که چندان جالب به نظر نمی رسد. ابداع و نوآوری خوب است اما هرج و مرج و پریشان حالی مذموم.
عدم معرفی وزیر در وقت قانونی و استفاده از روش های نامعمول برای انجام چنین تاخیری، بی احترامی به ساحت قانون و خانه ملت است. چگونه است که رئیس جمهور برای ملاقات با گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی ساعت ها وقت دارد اما برای معرفی یکی از کلیدی ترین وزرای کابینه تعجیلی به خود راه نمی دهد؟ معنای این اقدام چگونه می تواند تفسیر شود؟ اینکه در این اوضاع آشفته اقتصادی، مدیری پیدا نمی شود تا سکان کشتی توفان زده اقتصاد کشور را در دست گیرد؟ یا اینکه نمی توان مدیر و یا کارشناس قابل اعتمادی برای رئیس جمهور پیدا کرد؟ البته می توان تصور دیگری هم داشت. اینکه شاید کمتر مدیر توانمند و اقتصاددان قابلی، حاضر است با دولت نهم همکاری نماید! همه این گمانه زنی ها در حالی صورت می پذیرد که به نظر می رسد سرپرست فعلی وزارت اقتصاد و دارایی برای اداره وزارتخانه ای با این ابعاد، نیازمند پشتوانه دانش و مدیریت بیشتری باشد. امتناع رئیس جمهور از عدم معرفی وزیر پیشنهادی اقتصادی در حالی صورت می پذیرد که رئیس کل بانک مرکزی، بسته بانکی خود را ابلاغ کرده و در این میان شایعات مقرون به واقعیتی نیز وجود دارد که گویا روابط مدیران اقتصادی و بانک مرکزی نباید چندان حسنه باشد. مضاف بر این عوامل، دولت با پخش کردن برگه پرسشنامه اقتصادی، درصدد است انقلابی در ساختارهای اقتصاد ایران ایجاد نماید!
حال چنانچه وزیر اقتصاد آتی از این تصمیم حمایت نکند و یا با آن موافق نباشد، چه کسی پاسخگو است؟ در گویش شیرین اصفهانی ضرب المثلی است شنیدنی؛ اینکه اول چاه را بکن بعد منار را بدزد! حال رئیس دولت در حالی که وزیر اقتصادی مورد اعتماد خویش را پیدا نکرده وزیر قبلی را عجالتا برکنار کرده است!
از سوی دیگر انتظار می رود دولت شأن و حرمت مجلس را حفظ کند. این روش هایی که دولت نهم در سال های گذشته بارها از آن استفاده کرده، هرچند اگر دولت ادعا کند عامدا بدان تن درنداده، نتیجه محتوم آن خلع سلاح قوای سه گانه است. دولت خواسته یا ناخواسته اعمالی انجام داده و می دهد که تفکیک و استقلال قوا را خدشه دار می کند. با این همه، انتظار از دولت آن است که هرچه سریع تر بر این بدعت خویش خط بطلان کشیده، وزیر مربوطه را به مجلس هشتم معرفی کند. اقدامی که دولت موظف به انجام آن است و نیازمند خواهش و استدعا نیست.
این سراب ، شما را سیراب نمی کند
روزنامه کیهان در ستون نکته، یادداشتی از عبدالحسین معتمدی دارد که با رد کنار گذاشتن خط قرمزها از سوی ایران در مذاکرات اخیر ژنو، می نویسد: آیا ایران و آمریکا به نقطه مذاکره رسیده اند؟ و آیا قرار است از این طریق به نتیجه ای مثبت در روابط دو کشور رسید؟ آیا دولت احمدی نژاد در این عرصه خط قرمزی را زیرپا نهاده؟ و نگاه استراتژیک و اصولی جمهوری اسلامی ایران نسبت به آمریکا تغییر کرده است؟ آیا نفی مذاکره و رابطه یک تظاهر و ادعا بوده و اکنون خلاف آن عمل می شود؟ اینها پرسش هایی است که طی سال های گذشته بارها به اعتبار برخی اخبار و شایعات در فضای رسانه ای خارجی و داخلی مطرح شده و ابهاماتی را برانگیخته است. در شکل گیری این فضای ابهام و تردید اگرچه برخی عملکردها هم می توانسته موثر باشد اما دلیل عمده در تمایل جریان رسانه ای خاص داخلی و خارجی برای القای عقب نشینی جمهوری اسلامی ایران از اصول حکیمانه و راهبردی خود بوده است .
سال گذشته با انتشار خبر گفت وگوهای ٣جانبه ایران، عراق و آمریکا بر سر مسائل امنیتی عراق، تردیدآفرینی های پیش گفته شدت گرفت و بار دیگر طی ۲هفته اخیر با اعلام خبر حضور ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در مذاکرات ژنو، همان موج رسانه ای هماهنگ بازتولید شد. در این میان اظهارات رئیس جمهور محترم مبنی بر آمادگی برای مذاکره در شرایط برابر و عادلانه مستند آن جریان رسانه ای قرار گرفته است. اما واقعیت چیست؟
اگرچه قطع روابط دو جانبه به طور رسمی از سوی دولت آمریکا انجام گرفت اما این گسیختگی روابط نتیجه طبیعی ۵۲سال خیانت، جنایت، چپاول و حمایت آمریکا از استبداد در روزگار رژیم پهلوی بود هم چنان که در ٣۰ساله پس از انقلاب، آن دشمنی ها به انحای مختلف ـ جنگ، کودتا، تحریم، براندازی نرم و این آخرسری، سنگ اندازی در برابر تجهیز ایران به دانش و فناوری اتمی ـ استمرار یافته است. طبیعی ترین اتفاق در این روند ۵۵ساله، تکوین انزجار و بی اعتمادی عمیق در ملت ایران نسبت به آمریکاست و حتی اگر روزگاری مقامات دو طرف مستقیما و بی هیچ واسطه ای برای ماه ها به مذاکرات مستقیم و فشرده بپردازند، تا علت موجده این گسیختگی روابط و انزجار به حق (خوی استکباری، استعماری و طاغوتی آمریکا) از بین نرود، هیچ اتفاق قابل توجهی رخ نخواهد داد. از این جهت ذوق زدگی و عوام فریبی جماعتی مامور یا محجور که هر از گاهی با شگرد راه بینداز و جا بینداز برای اتفاق نیفتاده هورا می کشند، فرقی در اصل ماجرا ایجاد نمی کند کافی است عنایت داشته باشیم که همان گفت وگوهای امنیتی بغداد پس از ٣دور برگزاری به بن بست رسید و دور چهارم آن با وجود اعلام قبلی در اسفندماه سال گذشته متوقف شد و دیگر احیا نگردید اگرچه موضوع گفت وگو نه روابط دوجانبه بلکه یادآوری مسئولیت اشغالگران در تامین امنیت عراق و مقابله با تروریسم بود. با این وجود هنگام آغاز گفت وگوها، سناریوسازی تکراری از سوی رسانه های آمریکایی و برخی روزنامه ها و سایت های داخلی همسو با بیگانه در دستور کار قرار گرفت در ماجرای مذاکرات ژنو هم مذاکره مستقیمی با آمریکا صورت نگرفت و همان گونه که نمایندگان آمریکا و ایران در مذاکرات دسته جمعی عراق یا افغانستان شرکت می کردند، در موضوع هسته ای نیز که ایران با اعضای شورای امنیت در حال گفت وگوست، آمریکایی ها پس از مدت ها گردن کشی و نخوت مجبور شدند از غرور خود کوتاه بیایند به امید آن که شاید کوتاه آمدن ایران در مذاکرات ژنو ـ پس از تهدیدهای نظامی و اقتصادی گسترده ـ را به نام خود ثبت کنند اما به اذعان همان مقامات آمریکایی، ایران اساسا متعرض خواست محوری آنها (تعلیق فناوری اتمی ولو به طور متوقف) نشد و پیشنهادهای سازنده ای را درباره امنیت و ثبات جهانی به اعضای ۱+۵ ارائه کرد. بازتاب های رسانه ای نشست هم حاکی از شکست دیپلماسی چندین ماهه آمریکا و اذعان مجدد به توفیق دیپلماسی ایران بود. در واقع ایران طی ۵ سال گذشته توانست ضمن پافشاری بر حقوق اصولی و خطوط قرمز حکیمانه خود، به میزان بسیار بالایی تهدیدها و فشارها را مهار کند بی آنکه باج و امتیازی به طرف مقابل به ویژه به آمریکا بدهد .
بنابراین روشن است که خط قرمزی از سوی مذاکره کنندگان مورد خدشه قرار نگرفته و اساسا زمینه ای برای مذاکره دوجانبه با آمریکا فراهم نشده است. طرف آمریکایی هم اعلام می کند که قرار نیست مجددا در چنین مذاکراتی حضور داشته باشد اگرچه ممکن است اقتدار ایران آنها را وادار به عقب نشینی های تازه تری کند .
آنچه واقعیت دارد گسترش روزافزون اقتدار ایران و تحمیل این اقتدار به شیطان بزرگ است. موضع اصولی جمهوری اسلامی از بدو پیروزی انقلاب روشن است؛ تا آمریکا آدم نشود و از خوی گرگ صفتی دست برندارد، مذاکره و رابطه ای پدید نخواهد آمد. و منطق دولت محترم مبنی بر مشروط کردن مذاکره به برقراری فضایی برابر و عادلانه ترجمانی از همان سیاست اصولی است ضمن اینکه در مانور دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، دولت آمریکا به شکل طرف منفعل در حال سپری کردن باقی مانده عمر خود در خاک است و این هم ترجمان همان توصیه حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب مبنی بر مهار و ستاندن شجاعانه و هنرمندانه قداره از دست انسان مست ـ نقل به مضمون ـ است که طی چند سال گذشته با موفقیت و در کنار توسعه و تکمیل فناوری هسته ای کشور انجام شده است. آمریکایی ها نام این سیاست را وقت کشی هوشمندانه ایران خوانده اند، اگرچه ایران دنبال تاسیس نظام امنیت جدید و عادلانه جهانی است که طرفداران جدی ای هم در میان برخی اعضای اتحادیه اروپا یافته است .
بدین ترتیب، تلاش جریان رسانه ای بیمار برای القای این ادعا که ایران در موضع ضعف و ناتوانی افتاده و ناچار به مذاکره است، صرفا امدادرسانی به دشمن ضعیف و زمینگیر شده ملت ایران است اما قطعا از این امدادها، برای او گشایشی حاصل نخواهد شد .
نگارنده آمد و شد عناصری نظیر هوشنگ امیراحمدی و مصاحبه های زنجیره ای با وی در روزنامه های زنجیره ای و سایت های روز آن لاین، دویچه وله، رادیو فردا، انتخاب و… در کنار برخی تحلیل ها و مقاله های رسانه های مذکور ـ نظیر یکی دو مقاله آقای زیباکلام، شمس الواعظین و… ـ را در چنان فضای تحلیلی ارزیابی می کند .
گذر زمان بهترین تیزابی است که عیار تحلیل های تحمیلی آن مجموعه را نشان خواهد داد همچنان که تاکنون قلب واقعیت در گذشته از سوی آنها را عیان کرده است. اما باید از این جماعت وارونه نما پرسید آیا شما آمریکایی هستید که همواره القائات آنها را پی می گیرید؟ یا تشنه پیوند با آنانید، که در این صورت از سراب سازی سیراب نخواهید شد.
منبع: روزنامه ی اطلاعات بین المللی
|